پیوند پادمان به «هرمز» در وین!

نشست فصلی شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی دیروز، دوشنبه، در وین آغاز شد؛ نشستی که این‌بار بیش از آنکه یک گردهمایی دوره‌ای برای بررسی گزارش‌های فنی و پادمانی باشد، به صحنه‌ای تازه از رویارویی سیاسی ایران و غرب تبدیل شده است. ۳۵ عضو شورای حکام در شرایطی دور میز نشسته‌اند که آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان پیش‌نویس قطعنامه‌ای را آماده کرده‌اند که می‌تواند پرونده هسته‌ای ایران را بار دیگر به شورای امنیت سازمان ملل متحد بکشاند. قطعنامه‌ای که به گفته یک دیپلمات ارشد اروپایی، مسئله اصلی درباره آن دیگر تصویب یا عدم تصویب نیست، بلکه تعداد آرایی است که پشت سر آن قرار خواهد گرفت. گزارش‌ها نیز تأیید می‌کنند که چهار کشور غربی خواهان گزارش موضوع ادعایی عدم پایبندی ایران به شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل هستند.

اما آن چه امروز در وین درباره اورانیوم، بازرسی و پادمان می‌گذرد، دیگر به آسانی از آنچه صدها کیلومتر آن‌سوتر در آب‌های خلیج فارس و تنگه هرمز جریان دارد جداشدنی نیست. در همان روزی که گروسی درباره «تبعات» عدم همکاری ایران هشدار می‌دهد، تنش نظامی میان تهران و واشنگتن دوباره کشتیرانی در هرمز را مختل کرده، میانگین عبور کشتی‌های کالایی در ۱۰ روز گذشته به پایین‌ترین سطح از ماه مه رسیده و نفت برنت نیز در مقاطعی به حوالی ۹۷ دلار در هر بشکه رسیده است. همزمان ایران و عمان می‌گویند مذاکرات آنها درباره ایجاد یک مسیر امن موقت برای کشتیرانی در هرمز به مراحل نهایی رسیده است.

به این ترتیب، دو پرونده‌ای که ماه‌ها تلاش شده بود از طریق مذاکره مدیریت شوند، یعنی پرونده هسته‌ای و پرونده هرمز، حالا در نقطه‌ای حساس به یکدیگر رسیده‌اند.

ارائه تصویری نگران‌کننده از وضعیت نظارت بر برنامه هسته‌ای ایران

در همین حال رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، دیروز در سخنان آغازین خود تصویری نگران‌کننده از وضعیت نظارت بر برنامه هسته‌ای ایران ارائه کرد. او گفت آژانس در دوره گزارش‌دهی نه اطلاعات لازم را از ایران درباره وضعیت مواد و تأسیسات هسته‌ای اعلام‌شده دریافت کرده و نه امکان دسترسی به این تأسیسات را برای راستی‌آزمایی میدانی داشته است.

موضوع اصلی در روایت گروسی دیگر فقط سطح غنی‌سازی ایران نیست؛ بلکه این است که آژانس می‌گوید نمی‌تواند آنچه را در تأسیسات هسته‌ای ایران می‌گذرد، به شکل موردنظر خود راستی‌آزمایی کند. مدیرکل آژانس می‌گوید بیش از یک سال است که این نهاد «تداوم آگاهی» خود درباره موجودی‌های پیش‌تر اعلام‌شده اورانیوم با غنای پایین و اورانیوم غنی‌شده تا سطح ۶۰ درصد در تأسیساتی که در حملات نظامی ژوئن ۲۰۲۵ آسیب دیده‌اند، از دست داده و همین وضعیت، از نگاه آژانس، اکنون به یک نگرانی جدی اشاعه‌ای تبدیل شده است

گروسی در نشست خبری روز دوشنبه یک گام جلوتر رفت و هشدار داد که عدم همکاری ایران «تبعات» خواهد داشت. با این حال همزمان بر همان مسیری تأکید کرد که در ماه‌های گذشته بارها درباره آن سخن گفته و آن نیز بازگشت به دیپلماسی است.

همین دوگانه، وضعیت فعلی را به خوبی نشان می‌دهد؛ مدیرکل آژانس از یک طرف درباره پیامدهای ادامه وضعیت موجود هشدار می‌دهد و از طرف دیگر می‌گوید راه خروج از بحران همچنان مذاکره است.

از  وین به نیویورک

اما آمریکا و سه قدرت اروپایی اکنون می‌خواهند یک مرحله جلوتر بروند. پیش‌نویس قطعنامه‌ای که واشنگتن، لندن، پاریس و برلین تهیه کرده‌اند، در صورت تصویب می‌تواند موضوع ایران را بار دیگر به شورای امنیت سازمان ملل ببرد. این چهار کشور پیش‌تر در نشست ژوئن نیز استدلال کرده بودند که ایران فرصت کافی برای تغییر مسیر داشته و شورای حکام تا آن زمان گزارش عدم پایبندی را به شورای امنیت به تعویق انداخته بود.

از این منظر، جمله‌ای که یک دیپلمات ارشد اروپایی در وین بیان کرده اهمیت زیادی دارد وقتی که می‌گوید از نگاه او قطعنامه تصویب خواهد شد و «تنها سؤال این است که تعداد آرا چقدر است؟»

همین «تعداد آرا» شاید یکی از مهم‌ترین متغیرهای سیاسی روزهای آینده باشد.آمریکا و اروپا صرفاً به تصویب یک متن احتیاج ندارند؛ آن‌ها به تصویری از یک ائتلاف گسترده نیاز دارند. هرچه تعداد کشورهایی که در کنار چهار قدرت غربی قرار می‌گیرند بیشتر باشد، واشنگتن و پایتخت‌های اروپایی راحت‌تر خواهند توانست استدلال کنند که پرونده موجود نه اختلافی میان ایران و غرب، بلکه مساله‌ای میان ایران و بخش بزرگی از جامعه بین‌الملل است.

تعبیر گروسی در نشست خبری روز دوشنبه نیز از همین منظر قابل‌توجه است. او در پاسخ به پرسشی درباره قطعنامه گفت اگر این متن تصویب شود، بیان جمعی اعضای جامعه جهانی خواهد بود؛ هرچند تأکید کرد که نسبت به قطعنامه‌ها موضع خنثی دارد.

بنابراین نبرد اصلی این هفته فقط بر سر یک قطعنامه نیست؛ بر سر عددی است که روی تابلوی رأی‌گیری ظاهر خواهد شد.

پیش‌نویس قطعنامه‌ای که واشنگتن، لندن، پاریس و برلین تهیه کرده‌اند، در صورت تصویب می‌تواند موضوع ایران را بار دیگر به شورای امنیت سازمان ملل ببرد. این چهار کشور پیش‌تر در نشست ژوئن نیز استدلال کرده بودند که ایران فرصت کافی برای تغییر مسیر داشته و تا آن زمان گزارش عدم پایبندی را به تعویق انداخته بود

آیا واقعاً جهان مقابل ایران ایستاده است؟

با این حال از همین حالا نمی‌توان از «اجماع جهانی علیه ایران» سخن گفت و این همان تصویری است که حامیان قطعنامه تلاش کرده‌اند که ایجاد کنند و میزان موفقیت آن ها پس از رأی‌گیری روشن خواهد شد.

چین و روسیه در ماه‌های گذشته با مسیر فشار غرب علیه تهران مخالفت کرده‌اند و مسکو پیش‌تر درباره تلاش آمریکا برای بسیج اعضای شورای حکام علیه ایران هشدار داده بود. ایران نیز علاوه بر مخالفت سیاسی، یک استدلال حقوقی مطرح می‌کند که سه کشور اروپایی از یک طرف مدعی شدند سازوکار موسوم به اسنپ‌بک قطعنامه‌های گذشته شورای امنیت را احیا کرده و از طرف دیگر اکنون به دنبال گزارش دوباره پرونده به همان شورا هستند و سخنگوی وزارت خارجه این دو رفتار را متناقض می‌داند.

از سوی دیگر ممکن است قطعنامه با رأی قابل توجهی تصویب شود، اما همچنان فاصله زیادی میان «اکثریت در شورای حکام» و «اجماع جهانی» وجود دارد. همین فاصله نیز برای تهران اهمیت حیاتی دارد. اگر ایران بتواند روسیه و چین و شماری از کشورهای غیرغربی را در برابر قطعنامه یا دست‌کم در موضع ممتنع نگه دارد، خواهد کوشید روایت «انزوای جهانی ایران» را زیر سؤال ببرد و در مقابل، اگر کشورهای بیشتری خارج از بلوک سنتی غرب به قطعنامه رأی مثبت دهند، هزینه سیاسی نتیجه برای تهران بالاتر خواهد رفت.

تأسیسات را بمباران کردید، حالا بازرسی می‌خواهید؟

ایران اما روایت کاملاً متفاوتی از بحران موجود دارد.اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، روز دوشنبه اقدام آمریکا و سه کشور اروپایی را نشانه «بدنیتی» و تلاش برای تشدید اوضاع خواند و هشدار داد تهران در برابر هر اقدام نسنجیده‌ای تدابیر لازم را اتخاذ خواهد کرد. قلب استدلال ایران، حملات نظامی به تأسیسات هسته‌ای است.

تهران می‌گوید وضعیت امروز را نمی‌توان بدون اتفاقی که برای تأسیسات هسته‌ای اصفهان، نطنز و فردو افتاد تحلیل کرد و از نگاه ایران، آمریکا و اسرائیل تأسیسات هسته‌ای تحت پادمان را هدف قرار داده‌اند و اکنون همان وضعیت امنیتی و فنی ناشی از حملات، به عنوان شاهدی برای «عدم همکاری» تهران استفاده می‌شود.

این همان تناقضی است که ایران تلاش می‌کند در وین برجسته کند: غرب می‌گوید چون آژانس امکان بازرسی و راستی‌آزمایی ندارد باید فشار افزایش یابد؛ تهران پاسخ می‌دهد علت اصلی شکل‌گیری این وضعیت، حمله نظامی به همان تأسیساتی بوده که اکنون آژانس خواهان دسترسی به آنهاست.

اما این استدلال یک مشکل عملی را حل نمی‌کند که آژانس همچنان می‌خواهد بداند مواد هسته‌ای کجاست، چه بر سر تأسیسات آمده و چه میزان از ذخایر اعلام‌شده باقی مانده است؟ پاسخ ندادن به این پرسش‌ها، فارغ از علت اولیه بحران، می‌تواند قدرت استدلال کشورهای خواهان فشار بیشتر بر ایران را افزایش دهد.

به همین دلیل تهدید تهران به «اقدام متقابل» نیز شمشیری دولبه است. اگر پاسخ ایران به قطعنامه به محدودیت بیشتر همکاری با آژانس منجر شود، ممکن است دقیقاً همان چرخه‌ای شکل گیرد که مخالفان تهران به دنبال آن هستند: کاهش همکاری، گزارش منفی‌تر آژانس، فشار سیاسی بیشتر و درنهایت تشدید پرونده در شورای امنیت.

و ناگهان هرمز وارد اتاق وین می‌شود

اما هیچ‌یک از این تحولات در خلأ رخ نمی‌دهد. تنگه هرمز اکنون به مهم‌ترین متغیر بیرونی بحران هسته‌ای تبدیل شده است. در پی دور تازه حملات متقابل ایران و آمریکا به شناورها، میانگین روزانه عبور کشتی‌های کالایی از تنگه طی ۱۰ روز به حدود ۱۰ فروند کاهش یافته؛ پایین‌ترین میزان از ماه مه. تنها دو کشتی روز شنبه و شش کشتی روز یکشنبه از تنگه عبور کردند و ارزیابی‌های دریایی سطح ریسک برای کشتی‌های مرتبط با طرفین درگیری را بسیار بالا توصیف کرده‌اند.

تهدید تهران به «اقدام متقابل» درصورت ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، شمشیری دولبه است. اگر پاسخ ایران به قطعنامه به محدودیت بیشتر همکاری با آژانس منجر شود، ممکن است دقیقاً همان چرخه‌ای شکل گیرد که مخالفان تهران به دنبال آن هستند: کاهش همکاری، گزارش منفی‌تر آژانس، فشار سیاسی بیشتر و درنهایت تشدید پرونده در شورای امنیت

همزمان ایران اعلام کرده در روزهای آینده محدوده محدودشده تازه‌ای در خلیج فارس و نقشه مسیر جدید کشتیرانی در هرمز را اعلام خواهد کرد. محسن رضایی گفته است نقشه یک کریدور بین‌المللی جدید در آب‌های ایران و عمان مورد توافق قرار گرفته و تهران باز بودن هرمز را به توقف «خرابکاری، تهدید و حمله» آمریکا گره می‌زند. در سوی دیگر، مذاکرات ایران و عمان درباره یک مسیر امن موقت نیز به مرحله نهایی رسیده و همین وضعیت محاسبات وین را پیچیده می‌کند.

غرب می‌تواند فشار هسته‌ای را افزایش دهد، اما تشدید بیش از اندازه بحران با ایران ممکن است، به افزایش تنش در هرمز، اختلال بیشتر در کشتیرانی و جهش قیمت انرژی منجر شود.

ایران نیز با تناقض مشابهی روبه‌رو است. هرمز یکی از مهم‌ترین اهرم‌های فشار تهران است؛ اما هرچه ناامنی این آبراه بیشتر شود، کشورهای وابسته به ثبات جریان انرژی نیز انگیزه بیشتری برای فاصله گرفتن از تهران پیدا می‌کنند. به بیان دیگر، استفاده بیشتر از اهرم هرمز می‌تواند هزینه فشار بر ایران را برای جهان افزایش دهد، اما همزمان ممکن است به همان ائتلافی کمک کند که تهران در وین می‌خواهد مانع شکل‌گیری آن شود و درست در همین نقطه است که هرمز و پرونده هسته‌ای به یکدیگر قفل می‌شوند.

بیست سال بعد؛ بازگشت نام شورای امنیت

ایران این مسیر را یک بار تجربه کرده است. در سال ۱۳۸۴ پرونده هسته‌ای کشور از شورای حکام به شورای امنیت رفت و پس از آن مجموعه‌ای از قطعنامه‌ها و تحریم‌های بین‌المللی علیه تهران شکل گرفت. اکنون، حدود دو دهه بعد، نام «شورای امنیت» بار دیگر به مرکز ادبیات پرونده هسته‌ای ایران بازگشته و اما این بار شرایط کاملاً متفاوت است.

تأسیسات هسته‌ای ایران پیش از این هدف حملات نظامی قرار گرفته‌اند، بحران تهران و واشنگتن از سطح جنگ نیابتی فراتر رفته، کشتیرانی در یکی از حیاتی‌ترین آبراه‌های انرژی جهان مختل شده و همزمان مذاکرات برای یافتن ترتیباتی تازه در هرمز هنوز جریان دارد.

از همین رو آن چه طی روزهای آینده در وین اتفاق می‌افتد، تنها درباره تعداد سانتریفیوژها یا میزان اورانیوم ایران نیست. آمریکا و اروپا تلاش می‌کنند نشان دهند ائتلافی گسترده برای افزایش فشار بر تهران وجود دارد؛ ایران می‌کوشد ثابت کند بحران فعلی محصول جنگ و حمله به تأسیسات تحت پادمان است و چین و روسیه نیز می‌توانند مانع تبدیل «اکثریت غربی» به تصویر «اجماع جهانی» شوند.

شاید به همین دلیل مهم‌ترین پرسش این هفته در وین این نباشد که قطعنامه تصویب خواهد شد یا نه؟ این است که شورای حکام هنوز می‌تواند مسیری برای بازگشت بازرسان و دیپلماسی باز کند، یا وین در حال تبدیل شدن به آخرین ایستگاه پیش از انتقال دوباره بحران هسته‌ای ایران به نیویورک است؟