نگرانی اروپا از خیزش راست افراطی

رامین پرتو

پیروزی حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) در انتخابات ایالتی زاکسن-آنهالت را نمی‌توان صرفاً یک موفقیت انتخاباتی در یکی از ایالت‌های شرقی آلمان دانست. این نتیجه، از یک‌سو بیانگر تثبیت موقعیت راست افراطی در بزرگ‌ترین اقتصاد اروپا و از سوی دیگر، نشانه‌ای جدی از فرسایش پایگاه احزاب سنتی این کشور است. کسب حدود ۴۴ درصد آرا از سوی حزب آلترناتیو برای آلمان در حالی که حزب دموکرات مسیحی (CDU) به رهبری فریدریش مرتس به کمتر از ۱۸ درصد سقوط کرده، معادلات سیاسی آلمان را وارد مرحله‌ای تازه کرده است.

حزب آلترناتیو برای آلمان اکنون با به دست آوردن حدود ۳۹ تا ۴۲ کرسی، تنها چند کرسی با اکثریت مطلق در پارلمان ایالتی فاصله دارد. همین فاصله اندک اهمیت نتیجه را دوچندان می‌کند؛ زیرا برای نخستین بار این حزب به شکل جدی در موقعیتی قرار گرفته که می‌تواند درباره تشکیل دولت ایالتی مذاکره کند. هرچند احزاب سنتی همچنان امکان تشکیل ائتلافی برای جلوگیری از ورود حزب آلترناتیو برای آلمان به دولت را دارند، اما مسئله اساسی دیگر صرفاً تشکیل دولت در زاکسن-آنهالت نیست؛ بلکه این پرسش مطرح شده که آیا آنچه در این ایالت رخ داده، مقدمه‌ای برای تغییر توازن سیاسی در سراسر آلمان خواهد بود؟

چرا نتیجه انتخابات برای برلین مهم است؟

اهمیت این انتخابات برای فریدریش مرتس بیش از هر چیز به موقعیت سیاسی او در برلین بازمی‌گردد. صدراعظم آلمان در شرایطی با این شکست مواجه شده که میزان محبوبیتش کاهش یافته و دولت ائتلافی تحت رهبری دموکرات مسیحی‌ها و سوسیال‌دموکرات‌ها با مجموعه‌ای از چالش‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی روبه‌رو است. سقوط حمایت از دموکرات مسیحی‌ها در زاکسن-آنهالت از حدود ۳۷.۱ درصد در سال ۲۰۲۱ به کمتر از ۱۸ درصد، صرفاً یک کاهش آماری نیست؛ بلکه نشانه‌ای از دشواری حزب حاکم برای حفظ رأی‌دهندگان سنتی خود است.

در مقابل، حزب آلترناتیو برای آلمان توانسته بخش قابل توجهی از نارضایتی عمومی را به نفع خود بسیج کند. مهاجرت، نگرانی‌های اقتصادی، هویت ملی و انتقاد از سیاست‌های اتحادیه اروپا از جمله محورهایی هستند که این حزب بر آنها تمرکز کرده است. مرتس نیز تلاش کرده با اتخاذ مواضع سخت‌گیرانه‌تر درباره مهاجرت غیرقانونی و تأکید بر بازگشت دموکرات مسیحی‌هابه ریشه‌های محافظه‌کارانه، بخشی از این فضا را پس بگیرد؛ اما نتیجه زاکسن-آنهالت نشان می‌دهد این رویکرد تاکنون نتوانسته مانع رشد حزب آلترناتیو برای آلمان شود.

از این منظر، پیروزی حزب آلترناتیو برای آلمان می‌تواند فشار درون‌حزبی بر مرتس را افزایش دهد. هرچند رهبران حزب دموکرات مسیحی تأکید کرده‌اند که صدراعظم برای یک دوره چهار ساله انتخاب شده و نباید نتیجه یک انتخابات ایالتی را به معنای پایان دولت تلقی کرد، اما واقعیت سیاسی آن است که انتخابات ایالتی می‌تواند شاخصی برای سنجش اعتماد عمومی به دولت مرکزی باشد. سکوت مرتس در شب انتخابات و واکنش‌های انتقادی برخی چهره‌های داخلی دموکرات مسیحی‌ها نیز نشان می‌دهد مسئله تنها شکست در یک ایالت نیست.

از سوی دیگر، اولریش زیگموند، نامزد حزب آلترناتیو برای آلمان برای ریاست دولت ایالتی، نتیجه را مستقیماً پیامی برای برلین و شخص مرتس دانست و گفت ادامه حضور صدراعظم در دفترش دیگر ضرورتی ندارد. رهبران ملی حزب آلترناتیو برای آلمان نیز این پیروزی را الگویی برای انتخابات سراسری سال ۲۰۲۹ معرفی کرده‌اند. 

با این حال، نباید در اهمیت این نتیجه اغراق کرد؛ چراکه حزب آلترناتیو برای آلمان هنوز با مانع مهمی به نام «ائتلاف نکردن احزاب سنتی با راست افراطی» مواجه است. برای تشکیل دولت، این حزب باید یا با نیروهایی مانند «اتحاد زارا واگن‌کنشت» به توافق برسد، یا حمایت نمایندگان دیگر احزاب را جلب کند. بنابراین، فاصله انتخاباتی با قدرت، همچنان با فاصله سیاسی تا تشکیل دولت متفاوت است.

چرا   اروپا   از پیروزی راستگراها  نگران است؟

نگرانی کشورهای اروپایی از رشد حزب آلترناتیو برای آلمان تنها به قدرت گرفتن یک حزب در آلمان محدود نمی‌شود. آلمان ستون اصلی اقتصاد و یکی از مهم‌ترین بازیگران سیاسی اتحادیه اروپا است. هرگونه تغییر بنیادین در سیاست داخلی این کشور می‌تواند مستقیماً بر سیاست‌های اروپایی، مهاجرت، اقتصاد، امنیت، روابط با روسیه و آینده اتحادیه اروپا اثر بگذارد.

پیروزی حزب آلترناتیو برای آلمان در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که راست افراطی در کشورهای مختلف اروپایی نیز در حال افزایش نفوذ است و این در حالیست که فرانسه، ایتالیا و برخی کشورهای دیگر اروپایی طی سال‌های اخیر شاهد تقویت احزاب ملی‌گرا و پوپولیست بوده‌اند و اکنون موفقیت حزب آلترناتیو برای آلمان می‌تواند به این جریان‌ها اعتمادبه‌نفس بیشتری بدهد

پیروزی حزب آلترناتیو برای آلمان در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که راست افراطی در کشورهای مختلف اروپایی نیز در حال افزایش نفوذ است. فرانسه، ایتالیا و برخی دیگر از کشورهای اروپایی طی سال‌های اخیر شاهد تقویت احزاب ملی‌گرا و پوپولیست بوده‌اند. اکنون موفقیت حزب آلترناتیو برای آلمان می‌تواند به این جریان‌ها اعتمادبه‌نفس بیشتری بدهد و نشان دهد که راست افراطی قادر است از مرحله اعتراض اجتماعی عبور کرده و به آستانه قدرت اجرایی برسد.

فرانسه از این منظر حساسیت ویژه‌ای دارد. مقام‌های فرانسوی نتیجه انتخابات زاکسن-آنهالت را نشانه‌ای نگران‌کننده از گسترش موج پوپولیستی دانسته‌اند. در میان سیاستمداران فرانسوی، نگرانی اصلی این است که تضعیف احزاب میانه‌رو در آلمان، همزمان با رشد راست افراطی در فرانسه، توازن سیاسی اروپا را تغییر دهد. ژان‌لوک ملانشون، اولیویه فور، فابیان روسل و گابریل آتال هر یک از زاویه‌ای متفاوت نسبت به این تحول هشدار داده‌اند.

در عین حال، واکنش اروپا یکپارچه نیست. حتی در جبهه راست نیز شکاف‌هایی وجود دارد. حزب «اجتماع ملی» فرانسه که پیش‌تر با حزب آلترناتیو برای آلمان همسویی بیشتری داشت، اکنون به دلیل اختلافات بنیادین از این حزب فاصله گرفته است. 

این مسئله نشان می‌دهد که حزب آلترناتیو برای آلمان حتی پیش از ورود رسمی به دولت نیز می‌تواند بر سیاست آلمان و اروپا اثر بگذارد. اگر احزاب سنتی برای جلوگیری از ریزش رأی به سمت راست افراطی، مواضع خود را در موضوعاتی مانند مهاجرت، امنیت و هویت ملی سخت‌تر کنند، ممکن است بخشی از دستور کار حزب آلترناتیو برای آلمان بدون حضور این حزب در دولت اجرا شود. از این منظر، رشد راست افراطی فقط مسئله تعداد کرسی‌های آن نیست؛ بلکه مسئله تغییر مرکز ثقل گفتمان سیاسی اروپا است.

آینده مرتس و احزاب سنتی آلمان 

آینده سیاسی فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان بیش از هر چیز به توانایی او برای تبدیل این شکست به یک نقطه اصلاحی بستگی دارد. نتیجه زاکسن-آنهالت به‌تنهایی نمی‌تواند موجب برکناری صدراعظم شود، اما می‌تواند فشار سیاسی بر او را افزایش دهد. اگر شکست‌های مشابه در انتخابات ایالتی دیگر تکرار شود و دموکرات مسیحی‌ها نتواند فاصله خود با حزب آلترناتیو برای آلمان را کاهش دهد، بحث درباره رهبری مرتس و راهبرد سیاسی حزب به‌تدریج جدی‌تر خواهد شد.

حزب آلترناتیو برای آلمان با به دست آوردن حدود ۳۹ تا ۴۲ کرسی، تنها چند کرسی با اکثریت مطلق در پارلمان ایالتی فاصله دارد و همین فاصله اندک اهمیت نتیجه را دوچندان می‌کند؛ چراکه برای نخستین بار این حزب به شکل جدی در موقعیتی قرار گرفته که می‌تواند درباره تشکیل دولت ایالتی مذاکره کند

حزب دموکرات مسیحی اکنون با یک معضل دوگانه مواجه است. از یک سو، برای حفظ رأی‌دهندگان محافظه‌کار باید درباره مهاجرت، امنیت و هویت ملی مواضع سخت‌تری اتخاذ کند؛ از سوی دیگر، نزدیک شدن بیش از اندازه به گفتمان حزب آلترناتیو برای آلمان می‌تواند مرز سیاسی میان دو حزب را کم‌رنگ کند و در بلندمدت به مشروعیت‌بخشی بیشتر به رقیب راست افراطی منجر شود. بنابراین، چالش اصلی مرتس یافتن تعادلی است که هم رأی‌دهندگان ناراضی را حفظ کند و هم هویت سیاسی دموکرات مسیحی‌ها را از حزب آلترناتیو برای آلمان جدا نگه دارد.

سوسیال‌دموکرات‌ها، سبزها و حزب چپ نیز با مشکل مشابهی مواجه‌اند. از این رو، آینده سیاسی آلمان احتمالاً نه با یک تغییر ناگهانی، بلکه با فرسایش تدریجی نظام حزبی سنتی تعیین خواهد شد. اگر احزاب میانه نتوانند پاسخ قانع‌کننده‌ای برای بحران اقتصادی، مهاجرت، امنیت و کاهش اعتماد عمومی ارائه کنند، حزب آلترناتیو برای آلمان می‌تواند از یک حزب اعتراضی به یک نیروی تعیین‌کننده در ساختار قدرت تبدیل شود.