«توسعه ایرانی» سفر «وزیر اقتصاد» به مسکو را بررسی میکند
بازی «روابط راهبردی» با روسیه؛ و دیگر «هیچ»
حوزه پولی و اقتصادی فقط متعلق به حاکمیت درونی حکومتها نیست که صرفا بتوان با جمع و تفریق اعداد به سراغش رفت. هرچند کارکردی بسیار مهم در ترازوی قضاوت عمومی از کارآمدی هر نظام حکومتی دارد؛ اما بیگمان پرستیژ سیاست خارجی هر کشور متمدن، درحال توسعه یا عقبافتاده و محروم از دریچه «اقتصاد کلان» آن کشور در مواجهه با همسایگان دور و نزدیک یا پیمانهای منطقهای، عبور میکند، پس بنابر همین استدلال میتوان به تحلیل دادهها از سفر «علی مدنیزاده»، وزیر اقتصاد ایران به مسکو پرداخت. سفر وزیر اقتصاد بهروسیه در شرایطی انجام شده که اقتصاد ایران با یکی از دشوارترین دورههای خود روبهروست؛ بیش از یک سال جنگ متناوب با ایالات متحده و رژیم اسرائیل، تشدید فشار تحریمها، کاهش شدید ارزش ریال و محدودیتهای ناشی از بحران منطقهای، تجارت خارجی و دسترسی تهران به منابع مالی را هرروز دشوارتر از دیروز میکند. در چنین شرایطی، وزیر اقتصاد ایران در بدو ورود به مسکو از تلاش برای نهایی کردن تفاهمنامههای قبلی دو کشور و توسعه روابط مالی سخن گفته و وعده داده است که با امضای قراردادهای مربوطه، «گشایشهای خوبی» در راه خواهد بود. این سفر و اظهارات وزیر اقتصاد، یک بار دیگر بحث قدیمی درباره مناسبات ایران و روسیه را به میان میآورد؛ رابطهای که طی سالهای گذشته بارها «راهبردی» و حتی در ادبیات سیاسی داخلی خصوصا از سوی جریان موسوم به ارزشی «اتحاد» توصیف شده است. اما آیا واقعا اتحادی میان مسکو با تهران، وجود دارد؟ خانمها و آقایان، به «میز سیاستخارجی توسعه ایرانی» خوش آمدید.
حمیدرضا مهدیزاده
باورمندان به اتحاد تهران و مسکو به «معاهده مشارکت جامع راهبردی» ایران و روسیه متوسل میشوند! معاهدهای که در ژانویه ۲۰۲۵ به امضای دو کشور رسید و قرار بود روابط تهران و مسکو را در حوزههای سیاسی، اقتصادی، امنیتی، دفاعی، انرژی و فناوری گسترش دهد، جالب است که عنوان آن هم «مشارکت جامع راهبردی» است و نه اتحاد.
جمهوری اسلامی و روسیه، سالهاست که اعلام میکنند: در مخالفت با یکجانبهگرایی آمریکا، تحریمهای غرب و نظم بینالمللی تحت سلطه واشنگتن نقاط اشتراک مهمی دارند! حتی «تربیون بلند» رسوفیلها مدام بر سر ما مردم ایران منت میگذارد که روسیه در سالهای اخیر در برابر فشارهای غرب علیه ایران مواضع سیاسی-حمایتی آنچنانی اتخاذ کرده است! اما در وقت عمل...؟
و حتی در متن معاهده نیز بر «احترام متقابل به منافع ملی و منافع امنیتی» دو کشور تأکید شده است؛ عبارتی که حداقل در ظاهر نشان میدهد تهران و مسکو دو دولت مستقل با منافع ملی مستقل هستند.
«مشارکت راهبردی» و «اتحاد»، یکسان نیستند
حتی در حوزه امنیتی نیز تعهدات دو کشور به معنای ایجاد یک پیمان دفاعی مشابه ناتو نیست. دو طرف بر همکاری نظامی، تبادل کارشناسان، رزمایشهای مشترک و همکاری نظامی-فنی تأکید کردهاند، اما این همکاریها براساس رضایت متقابل و در چارچوب توافقهای جداگانه انجام میشود. به بیان دیگر، لفظ «مشارکت راهبردی» هم برای این قرارداد اگر یک «غلط املایی» نباشد، بیشتر شبیه«بلوف» است.
متاسفانه، مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که عملکرد اقتصادی دو کشور را با ادبیات سیاسی درباره روابط تهران و مسکو مقایسه کنیم.
اکنون وزیر اقتصاد ایران برای نهایی کردن «تفاهمنامههای قبلی» راهی روسیه شده است. این عبارت به خودی خود پرسشبرانگیز است: اگر مناسبات اقتصادی دو کشور طی سالهای گذشته تا این اندازه راهبردی و نزدیک بوده، چرا همچنان بخش مهمی از پروژهها و توافقها در مرحله تفاهمنامه، مذاکره یا نهاییسازی قرار دارند؟
از تفاهمنامه تا اجرا؛ فاصلهای به وسعت یک رابطه راهبردی
نمونه روشن آن، پروژه راهآهن رشت- آستارا در چارچوب کریدور بینالمللی شمال- جنوب است؛ پروژهای که سالهاست به عنوان یکی از مهمترین نمادهای همکاری اقتصادی ایران و روسیه مطرح میشود. با این حال، حتی در سال ۲۰۲۶ نیز مقامهای ایرانی از قرار داشتن قرارداد اجرایی این پروژه در آستانه امضا سخن گفتهاند. این در حالی است که سالهاست درباره اهمیت راهبردی کریدور شمال- جنوب و نقش روسیه در تکمیل آن سخنها گفته میشود.
واقعیت این است که ایران و روسیه هرگز متحد یکدیگر نبودهاند؛ و در منطق رئالیستی روابط بینالملل نیز اساساً قرار نیست رابطه تهران-مسکو اینگونه باشد. آنچه برای آنها دائمی است، «منافع ملی و بقای قدرت است.» روسیه بهطریق اولی از این قاعده مستثنی نیست و رهبر کرملین در تهران بهدنبال «دوست» نمیگردد؛ بهدنبال تأمین منافع روسیه است
این فاصله میان «اعلام توافق» و «اجرای توافق» فقط به رشت- آستارا محدود نیست. از ایجاد سازوکارهای مالی مستقل و استفاده از ارزهای ملی گرفته تا توسعه تجارت، سرمایهگذاری، حملونقل و انرژی، طی سالهای گذشته بارها وعدههای مشابهی مطرح شده است. حتی در سال ۲۰۲۲، راهاندازی سازوکار معامله ریال و روبل به عنوان گامی برای کاهش وابستگی به دلار معرفی شد. اکنون، چهار سال بعد، وزیر اقتصاد ایران همچنان از ضرورت توسعه روابط مالی و ایجاد گشایش سخن میگوید.
این بهمعنای بیاهمیت بودن ایران برای روسیه نیست. روسیه یکی از مهمترین همسایگان ایران و یک قدرت بزرگ جهانی است و همکاری تهران و مسکو در حوزههای مختلف -بهشرط عادلانه بودن- میتواند برای هر دو طرف منافع قابلتوجهی داشته باشد. اما دقیقاً همین اهمیت ایجاب میکند که تاکید کنیم: «مناسبات دو کشور نه بر اساس تعارفات سیاسی، بلکه باید براساس منافع واقعی و قابلاندازهگیری ارزیابی شود.»
در این چارچوب، بزرگترین خطای تحلیلی این است که منافع مشترک ایران و روسیه را با «منافع یکسان» اشتباه بگیریم.
جمهوری اسلامی و روسیه، سالهاست که اعلام میکنند: در مخالفت با یکجانبهگرایی آمریکا، تحریمهای غرب و نظم بینالمللی تحت سلطه واشنگتن نقاط اشتراک مهمی دارند! هر دو از ایده جهان چندقطبی حمایت میکنند! و در بسیاری از پروندههای بینالمللی مواضع نزدیک یا هماهنگ دارند! حتی «تربیون بلند» رسوفیلها مدام بر سر ما مردم ایران منت میگذارد که روسیه در سالهای اخیر در برابر فشارهای غرب علیه ایران مواضع سیاسی-حمایتی آنچنانی اتخاذ کرده است! اما در وقت عمل؟ حداقل نگارنده این گزارش فراموش نکرده وقتی از سخنگوی محترم وزارت خارجه حدودا یک هفته پس از جنگ 12 روزه، پرسید که چرا سامانه پدافندی اس 300های روس هنگام حمله نیروی هوایی اسرائیل به کشورمان خاموش بود، چگونه پاسخ دادند!
به این ترتیب، صرفا لفظ اشتراک منافع، حتی به معنای اشتراک منافع هم نیست چه رسد به اتحاد.
روسیه همزمان که ادعای همکاری با ایران را دارد، روابط خود را بر اساس منافع خود با ترامپ و نتانیاهو بهپیش میبرد. چرا؟
این سوال را اگر از خود «ولادیمیرپوتین» بپرسیم با همان لبخند معروف پاسخ میدهد: سیاست خارجی مسکو که تابع سیاست خارجی تهران نیست. و قطعا درست میگوید. حال پرسش اینجاست که چرا همواره سیاست خارجی تهران باید تابع سیاست خارجی مسکو، تعریف شود؟
با روسیه پیمان پولی بستیم و کاملاً دلار را حذف کردیم
محمدرضا فرزین، رئیس کل پیشین بانک مرکزی ۵ آذر ۱۴۰۳در یازدهمین همایش سالانه بانکداری نوین و نظامهای پرداخت اظهار کرده بود: «ما با بانک مرکزی روسیه توافق کردیم که مبنای تسویه ما نرخ ارز بازار توافقی و نرخ ارز شناوری باشد و آنها هم پذیرفتند که انجام بدهند. این اکوسیستم کار را با روسیه تقریبا آماده کردیم. امیدواریم بتوانیم که این کار را با سایر کشورها هم در آینده پیش ببریم.»
باورمندان به اتحاد تهران و مسکو به «معاهده مشارکت جامع راهبردی» ایران و روسیه متوسل میشوند! معاهدهای که در ژانویه ۲۰۲۵ به امضای دو کشور رسید، و قرار بود روابط تهران و مسکو را در حوزههای سیاسی، اقتصادی، امنیتی، دفاعی، انرژی و فناوری گسترش دهد، جالب است که عنوان آن هم «مشارکت جامع راهبردی» است و نه اتحاد
حالا در شانزدهم شهریور 1405 هم وزیر اقتصاد فعلی در بدو ورود به مسکو از تلاش برای نهایی کردن تفاهمنامههای قبلی دو کشور و توسعه روابط مالی سخن میگویند؟
مگر بنا به گفته فرزین، توافقات مالی با مسکو صورت نگرفته بود که حالا دوباره نیاز باشد مدنیزاده هم راهی پایتخت روسیه شود تا توافق کند؟ نگاه گذرا به همین دواظهار نظر به خوبی نشان میدهد که برای کرملین، رابطه با ایران بخشی از پازل بزرگتری است که روابط با چین، آمریکا، اروپا، کشورهای عربی، ترکیه، هند، اعراب خلیج فارس و اسرائیل را شامل میشود.
نتیجهگیری: مسکو شریک تهران نیست؛ منافع خود را دنبال میکند
واقعیت این است که ایران و روسیه هرگز متحد یکدیگر نبودهاند؛ و در منطق رئالیستی روابط بینالملل نیز اساساً قرار نیست رابطه تهران-مسکو اینگونه باشد. بارها به نقل از «ژنرال دوگل» نوشتم که: دولتها دوست و دشمن دائمی ندارند؛ آنچه برای آنها دائمی است، «منافع ملی و بقای قدرت است.»
روسیه به طریق اولی از این قاعده مستثنی نیست. رهبر کرملین در تهران بهدنبال «دوست» نمیگردد؛ بهدنبال تأمین منافع روسیه است. همانگونه که در قبال واشنگتن، تلآویو، پکن، دهلینو، آنکارا، کشورهای عربی و اروپا نیز همین منطق را دنبال میکند. بنابراین اینکه مسکو با تهران در موضوعی همکاری میکند، به این معنا نیست که در موضوع دیگری حاضر است منافع خود را به پای ایران قربانی کند.
این همان نقطهای است که باید میان «منافع مشترک» و «اتحاد» مرز گذاشت. ایران و روسیه ممکن است در مقابله با فشار آمریکا، تحریمهای غرب یا برخی ترتیبات امنیتی منطقهای منافع مشترکی داشته باشند؛ اما هرگاه این منافع از یکدیگر فاصله بگیرند، مسکو بدون تردید منافع خود را انتخاب خواهد کرد. انتظار دیگری از یک قدرت بزرگ، نه واقعگرایانه است و نه با قواعد سیاست بینالملل سازگار.
مسئله اساسی اما نه رفتار روسیه، بلکه نوع نگاه تهران به مسکو است. اشتباه استراتژیک زمانی رخ داد که جهوری اسلامی با تعیین سیسات «چرخش بهشرق»، پکن و مسکو را شریک خود تصور کرد!
ایران به روسیه نیاز دارد، اما روسیه تنها تا جایی بهتهران نزدیک خواهد ماند که این نزدیکی برای مسکو منفعت داشته باشد. این واقعیت «نه توهین به روسیه است و نه دشمنی با آن؛ تعریف رابطه بر اساس واقعیت قدرت است.»
دیدگاه تان را بنویسید