عراق و سوریه، شرکای جدید ترامپ در تنگه هرمز!

رامین پرتو

پرونده لبنان و وضعیت تقابل میان اسرائیل و حزب‌الله در جنوب این کشور، در شرایطی وارد مرحله‌ای پیچیده و حساس شده است که اگرچه توافق چارچوبی و کاهش نسبی سطح درگیری‌ها از شدت بحران کاسته، اما تحولات میدانی و سیاسی نشان می‌دهد آرامش موجود همچنان شکننده و موقت است. تداوم عملیات‌های پراکنده اما هدفمند اسرائیل در جنوب لبنان، گزارش‌های مربوط به نقض آتش‌بس و نبود چشم‌اندازی روشن برای مرحله بعدی مذاکرات، این نگرانی را افزایش داده که توافق موجود در صورت ادامه وضعیت کنونی، با خطر جدی فروپاشی مواجه شود.

در همین چارچوب، گزارش‌ها درباره احتمال کناره‌گیری «سیمون کرم»، رئیس هیأت مذاکره‌کننده لبنان، بار دیگر دشواری مسیر دیپلماتیک میان طرف‌های درگیر را برجسته کرده است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های لبنانی، کرم از ابتدای مذاکرات نسبت به روند موجود ملاحظاتی داشته، اما در کنار جوزف عون، رئیس‌جمهور لبنان، به فعالیت خود ادامه داده است. با این حال، به نظر می‌رسد اکنون این ارزیابی در میان برخی مقام‌های لبنانی تقویت شده که با توجه به شرایط میدانی و سیاسی، امکان اجرای عملی توافق‌های حاصل‌شده با محدودیت‌های جدی روبه‌رو است.

تلاش ترامپ برای وارد کردن سوریه  به پرونده حزب‌الله

یکی از مهم‌ترین تحولات جدید در این معادله، مطرح شدن نقش احتمالی سوریه در مقابله با حزب‌الله است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در گفت‌وگویی با شبکه فاکس‌نیوز مدعی شده است که احمد الشرع، معروف به ابومحمد الجولانی، آمادگی دارد علیه حزب‌الله وارد عمل شود. ترامپ همچنین از احتمال دادن «چراغ سبز» به دمشق برای چنین اقدامی سخن گفته و مدعی شده است که جولانی می‌تواند با روشی متفاوت و به زعم او دقیق‌تر از اسرائیل با حزب‌الله مقابله کند.

کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از توسعه مسیرهای جایگزین انرژی استقبال می‌کنند و کاهش وابستگی به تنگه هرمز از منظر امنیت انرژی و تجارت جهانی برای آنها اهمیت راهبردی دارد اما این کشورها درعین‌حال می‌دانند تلاش برای محدود کردن نقش ایران بدون ایجاد یک سازوکار امنیتی پایدار، ممکن است به افزایش تنش‌های منطقه‌ای منجر شود

این اظهارات را نمی‌توان صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی معمول ارزیابی کرد. واشنگتن در شرایطی از احتمال استفاده از سوریه علیه حزب‌الله سخن می‌گوید که دمشق از یک سو در تلاش برای تثبیت ساختار سیاسی جدید و خروج از انزوای منطقه‌ای است و از سوی دیگر، با مشکلات متعدد امنیتی، اقتصادی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند. بنابراین، ورود مستقیم سوریه به پرونده لبنان و تقابل با حزب‌الله می‌تواند برای حکومت جولانی هزینه‌های سنگینی به همراه داشته باشد.

در همین زمینه، هشدار بغداد به دمشق از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، عراق از سوریه خواسته است وارد پرونده لبنان نشود و هشدار داده که هرگونه اقدام علیه حزب‌الله یا شیعیان لبنان از خاک سوریه ممکن است با واکنش گروه‌های مقاومت عراقی مواجه شود. چنین موضعی نشان می‌دهد تلاش برای تبدیل سوریه به یک بازیگر نظامی علیه حزب‌الله می‌تواند دامنه بحران را از لبنان و سوریه فراتر برده و عراق را نیز به بخشی از این تقابل تبدیل کند.

اما پرسش اصلی این است که چرا ترامپ به دنبال استفاده از سوریه و نیروهای تحت فرمان جولانی برای مقابله با حزب‌الله است؟ پاسخ را باید در تلاش واشنگتن برای تغییر موازنه هزینه‌ها و مسئولیت‌های امنیتی در منطقه جست‌وجو کرد.

آمریکا در سال‌های اخیر کوشیده است تا حد امکان از ورود مستقیم و پرهزینه نیروهای خود به جنگ‌های خاورمیانه اجتناب کند و در عوض، از بازیگران محلی برای مدیریت تهدیدهای امنیتی بهره بگیرد.

از این منظر، سوریه می‌تواند برای واشنگتن یک ابزار بالقوه باشد. موقعیت جغرافیایی این کشور در مجاورت لبنان، امکان تأثیرگذاری بر مسیرهای ارتباطی و لجستیکی حزب‌الله را فراهم می‌کند. با این حال، مسئله اصلی این است که آمریکا باید دمشق را متقاعد کند منافع همکاری با واشنگتن بیشتر از هزینه‌های رویارویی با حزب‌الله و متحدان منطقه‌ای آن خواهد بود.

انرژی و تنگه هرمز: عراق و سوریه  شرکای جدید واشنگتن! 

در کنار پرونده لبنان، تحولات حوزه انرژی نشان می‌دهد راهبرد آمریکا در قبال عراق و سوریه صرفاً امنیتی نیست و یک پایه اقتصادی و ژئوپلیتیکی مهم نیز دارد. وضعیت تنگه هرمز و آسیب‌پذیری صادرات انرژی منطقه، واشنگتن را به سمت حمایت از مسیرهای جایگزین انتقال نفت و گاز سوق داده است؛ مسیرهایی که بتوانند وابستگی عراق و دیگر تولیدکنندگان منطقه به این آبراه راهبردی را کاهش دهند.

در کنار پرونده لبنان، تحولات حوزه انرژی نشان می‌دهد راهبرد آمریکا در قبال عراق و سوریه صرفاً امنیتی نیست و یک پایه اقتصادی و ژئوپلیتیکی مهم نیز دارد، چراکه وضعیت تنگه هرمز و آسیب‌پذیری صادرات انرژی منطقه، واشنگتن را به سمت حمایت از مسیرهای جایگزین انتقال نفت و گاز سوق داده است

عراق در این میان جایگاه ویژه‌ای دارد. این کشور از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفت جهان و اعضای اوپک است، اما بخش مهمی از صادرات انرژی آن همچنان به مسیرهای دریایی وابسته است. در شرایطی که تنگه هرمز به یکی از نقاط حساس تجارت انرژی تبدیل شده، ایجاد مسیرهای جایگزین می‌تواند هم برای بغداد و هم برای واشنگتن و شرکت‌های بزرگ انرژی غربی اهمیت راهبردی داشته باشد.

بر همین اساس، توافق‌ها و تفاهم‌نامه‌های گسترده میان عراق و شرکت‌های آمریکایی و غربی در حوزه نفت، گاز و زیرساخت‌های انرژی را باید در چارچوب یک پروژه بزرگ‌تر ارزیابی کرد. در جریان نشست تجاری آمریکا و عراق، توافق‌ها و تفاهم‌نامه‌هایی با ارزش بیش از ۶۰ میلیارد دلار مطرح شد و شرکت‌هایی مانند شورون و کونوکو فیلیپس در طرح‌های انرژی عراق نقش پررنگ‌تری پیدا کردند.

اهمیت این تحولات زمانی بیشتر می‌شود که موضوع احیای خط لوله نفت عراق ـ سوریه را نیز در کنار آن قرار دهیم. این خط لوله در صورت بازسازی می‌تواند نفت عراق را به سواحل مدیترانه منتقل کرده و وابستگی بغداد را به مسیرهای صادراتی عبوری از تنگه هرمز کاهش دهد. بر اساس گزارش‌های مطرح‌شده، ظرفیت اولیه این مسیر پس از بازسازی می‌تواند به حدود دو میلیون بشکه در روز برسد.

این راهبرد برای آمریکا چند مزیت هم‌زمان دارد؛ نخست، عراق را بیش از گذشته به اقتصاد و سرمایه‌گذاری غرب پیوند می‌دهد. دوم، سوریه را از کشوری صرفاً بحران‌زده به بخشی از یک مسیر بالقوه انتقال انرژی تبدیل می‌کند و سوم، در بلندمدت می‌تواند بخشی از اهمیت ژئوپلیتیکی ایران در معادلات انرژی منطقه را محدود کند؛ به‌ویژه اگر مسیرهای جایگزین بتوانند بخشی از وابستگی صادرات انرژی به تنگه هرمز را کاهش دهند.

نگاه اسرائیل و منطقه به پروژه واشنگتن

اسرائیل ممکن است نسبت به بخش اقتصادی و انرژی این طرح نگاه متفاوتی داشته باشد. تبدیل سوریه به یک مسیر انتقال انرژی و بازگشت این کشور به شبکه اقتصادی منطقه می‌تواند به تدریج موقعیت دمشق را تقویت کند. بنابراین، تل‌آویو احتمالاً از همکاری اقتصادی سوریه با غرب حمایت خواهد کرد، اما هم‌زمان تلاش می‌کند این همکاری به تقویت بیش از اندازه دولت سوریه یا بازسازی ظرفیت‌های منطقه‌ای آن منجر نشود.

کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از توسعه مسیرهای جایگزین انرژی استقبال می‌کنند؛ زیرا کاهش وابستگی به تنگه هرمز از منظر امنیت انرژی و تجارت جهانی برای آنها اهمیت راهبردی دارد. با این حال، این کشورها می‌دانند تلاش برای محدود کردن نقش ایران بدون ایجاد یک سازوکار امنیتی پایدار، ممکن است به افزایش تنش‌های منطقه‌ای منجر شود.

ترکیه اما احتمالاً پیچیده‌ترین موضع را خواهد داشت. آنکارا از یک سو به دنبال تثبیت نفوذ خود در سوریه و ایفای نقش در معادلات جدید این کشور است و از سوی دیگر، نمی‌خواهد سوریه به عرصه اجرای سیاست‌های آمریکا و اسرائیل تبدیل شود. ترکیه از ایجاد کریدورهای جدید انرژی استقبال می‌کند، اما اگر این مسیرها بدون مشارکت آنکارا ایجاد شوند و سوریه را مستقیماً به مدیترانه و بازارهای غربی متصل کنند، ممکن است بخشی از اهمیت ترانزیتی ترکیه کاهش یابد.

در نهایت، آنچه در حال شکل‌گیری است، پروژه‌ای صرفاً ضدحزب‌الله یا صرفاً اقتصادی نیست؛ چراکه راهبرد جدید آمریکا در حال پیوند دادن سه میدان انرژی، امنیت و سیاست منطقه‌ای به یکدیگر است.