۹ شوالیه در جستوجوی اکسیر جوانی تیم ملی؛ بلیت عبور از پیری
نازنین دشتی
در روزهایی که تقویم روی دیوار، اردیبهشت داغ ۱۴۰۵ را نشان میدهد و عطر جامجهانی ۲۰۲۶ تمام اتمسفر فوتبال ایران را پر کرده، در پس تمام جنجالها و نقدها، یک جریان زیرپوستی و حیاتی در حال شکلگیری است. اینبار صحبت از لیستهای تکراری یا ستارههای پا به سن گذاشتهای نیست که شناسنامهشان با غبار تجربه سنگین شده؛ سخن از ۹ چهرهای است که ایستادهاند در آستانه درگاهی که یک سوی آن ماندن در پیله و سوی دیگرش پروازی یکشبه به سوی جاودانگی است.
امیر قلعهنویی این روزها روی لبه تیغ حرکت میکند. از یک سو، او میراثدار تیمی است که ۱۴ بازیکن بالای ۳۰ سال را در قلب خود جای داده است؛ بازیکنانی که هنوز هم نبض بازی را در دست دارند، اما سایه سنگین سن و سالشان، انتقادها را به اوج رسانده است. در میان این لشکر باتجربهها که سه پیرمرد ۳۶ ساله و سه مهره ۳۳ ساله پیشقراول آن هستند، تردیدی بزرگ در ذهن اهالی فوتبال ریشه دوانده؛ آیا پروژه جوانگرایی تنها یک ویترین فانتزی است یا ارادهای پولادین پشت آن نهفته؟
اما درست در میانه این شک و تردیدها، ۹ نام از میان لیستها بیرون زدهاند که گویی برگزیدگان این نسل برای یک ماموریت غیرممکن هستند. کسری طاهری، امیرحسین محمودی، امیرمحمد رزاقینیا، پوریا شهرآبادی، مسعود محبی، محمد خلیفه، دانیال ایری، آریا یوسفی و مهدی هاشمنژاد؛ اینها فقط بازیکن فوتبال نیستند، اینها پروژههای عبور فوتبال ایران از بنبست پیری محسوب میشوند.
ماجرا اما به جامجهانی ختم نمیشود. هوشمندی سرنوشت برای این جوانان، یک دبل تاریخی چیده است. تنها دو ماه پس از سوت پایان جامجهانی ۲۰۲۶، بازیهای آسیایی ناگویا از راه میرسد. جایی که حسین عبدی، معمار نسلهای پایه، سکان تیم امید را به دست گرفته تا طلسم دیرینه و زنگزده کسب مدال را درهم بشکند.
برای این ۹پدیده، سال ۱۴۰۵ سال بیخوابی است. آنها باید در دو جبهه بجنگند؛ اول، متقاعد کردن قلعهنویی برای نشستن روی صندلیهای هواپیمای جامجهانی و دوم، تبدیل شدن به ستون فقرات ارتش حسین عبدی در ژاپن. این یک فرصت استثنایی است که شاید در هر دهه، تنها نصیب عده معدودی شود؛ تجربه بزرگترین تورنمنت جهان و بلافاصله رهبری تیم ملی در مسیر فتح آسیا. در این میان، نامهایی چون اللهیار صیادمنش و محمدجواد حسیننژاد، پارادوکسهای جذاب این قصه هستند. بازیکنانی که شاید در تفکرات تاکتیکی قلعهنویی برای تیم بزرگسالان مهرههای اصلی نباشند، اما برای حسین عبدی، آنها حکم عصای دست را دارند. صیادمنش و حسیننژاد که طعم تلخ نادیده گرفته شدن در تیم ملی بزرگسالان را چشیدهاند، حالا بازیهای آسیایی ناگویا را به عنوان سکوی انتقام و بازگشت انتخاب کردهاند.
عبدی هنوز برگ برندهاش را رو نکرده است؛ استفاده از سه سهمیه بزرگسال. در دوره قبل، دیدیم که چگونه حضور چهرههایی مثل سیدحسین حسینی، وزن روانی تیم را بالا برد. حالا همه منتظرند ببینند آیا عبدی برای تکمیل پازل ناگویا، دوباره به سراغ باتجربهها میرود یا با همین ۹ شوالیه جوان، قمار بزرگش را عملی میکند.
داستان برای چهار نفر از این لیست یعنی طاهری، محمودی، رزاقینیا و شهرآبادی، حتی فراتر از ناگویا و جامجهانی است. آنها در دورنمای خود، نورافکنهای ورزشگاههای لسآنجلس را میبینند. جام ملتهای زیر ۲۳سال آسیا در سال ۲۰۲۷ که دروازه ورود به المپیک ۲۰۲۸ است، ایستگاه نهایی این سفر جادویی است.
پدیدههای سرخابی که حالا در ویترین لیگ برتر میدرخشند، میدانند که درخشش در این یک سال، فقط به معنای تمدید قرارداد با باشگاههای محبوبشان نیست. آنها در حال ترسیم نقشهای هستند که میتواند ترانسفر مارکت آسیا را تکان دهد. از پیکان و گلگهر تا استقلال و پرسپولیس، حالا همه میدانند که این ۹نفر، حامل ژن تغییر در فوتبال ایران هستند.
فوتبال ایران همیشه به دنبال ناجی بوده است. گاهی این ناجی یک لژیونر نامدار بوده و گاهی یک پدیده که از دل زمینهای خاکی بیرون جسته است. اما شرایط فعلی، چیزی فراتر از ظهور یک ستاره است. این ۹ نفر، فرصتی دارند که پیش از این برای نسلی مثل مهدویکیا یا دایی فراهم نبود؛ حضور همزمان در کوران جامجهانی و رهبری تیم امید در آسیا.
اگر این جوانان بتوانند از فشار سنگین پیراهن تیم ملی و انتقادهایی که به کادر فنی بابت عدم جوانگرایی میشود به عنوان سوخت موتور خود استفاده کنند، «ره صد ساله را یکشبه رفتن» دیگر یک ضربالمثل نخواهد بود؛ بلکه تیتر اول روزنامههایی میشود که در پایان سال ۱۴۰۵، از طلوع نسلی مینویسند که فوتبال ایران را از رخوت پیری نجات داد.
پنجرهای رو به آسمان باز شده است و ۹جفت چشم، با ولع به افقهای ناگویا و جامجهانی خیره شدهاند. آیا آنها میتوانند از این فرصت طلایی برای عبور از سایه بزرگترها استفاده کنند؟ پاسخ در ساقهای خستگیناپذیر آنها نهفته است.
دیدگاه تان را بنویسید