داستان یک انتقال

نگار رشیدی 

در روزهایی که سکوت، سنگین‌ترین موسیقی متن ورزشگاه‌های ایران است و غرش توپ‌ها در میدان جنگ جایگزین هیاهوی مستطیل سبز شده، در لایه‌های زیرین باشگاه پرسپولیس، جریانی پرشتاب در حال شکل‌گیری است. لیگ بیست‌وپنجم ایران در حالی که زیر سایه جنگی ۴۰ روزه و التهاب جام‌جهانی ۲۰۲۶ به کما رفته، حالا با یک نام دوباره به تیتر اول رسانه‌ها بازگشته است؛ علی قلی‌زاده. داستان «علی و سرخ‌ها» شبیه به یک درامای طولانی است که هر فصل به قسمت حساس خود می‌رسد اما همیشه در لحظه نهایی، تیتراژ پایانی پخش می‌شود و تماشاگران را تشنه باقی می‌گذارد. اما این‌بار، تفاوت در اینجاست که نه از درخشش خیره‌کننده در لیگ لهستان خبری است و نه از استارت‌های انفجاری در جناحین؛ این‌بار صحبت از یک قمار بزرگ روی زانویی است که زیر تیغ جراحی خواهد رفت. 

پرسپولیس در حالی به استقبال تابستان می‌رود که هنوز تکلیف زمستانش روشن نیست. تعلیق لیگ و احتمال نیمه‌تمام ماندن مسابقات، مدیریت باشگاه را در وضعیتی پارادوکسیکال قرار داده است. از یک سو، نتایج نوسانی و کم‌رنگ شدن امیدها برای کسب سهمیه آسیایی فشار را بر مدیریت دوچندان کرده و از سوی دیگر، اصرار بر ادامه همکاری با اوسمار ویرا نشان‌دهنده یک برنامه بلندمدت برای تغییر نسل است.

در جلسات آنلاین و شبانه‌ای که میان دفتر باشگاه در تهران و اقامتگاه سرمربی برزیلی برقرار می‌شود، یک نام بیش از همه تکرار شده است. ویرا که به فوتبال مالکانه و استفاده از بازیکنان تکنیکی در فضاهای کوچک علاقه دارد، قلی‌زاده را قطعه گمشده پازل هجومی خود می‌بیند. اما این اشتیاق، یک مانع تاریخی دارد؛ خاطره تلخ مذاکرات سال گذشته. 

تابستان سال ۱۴۰۴، مدیران پرسپولیس تا یک قدمی امضای قرارداد با قلی‌زاده پیش رفتند. آن زمان، او ستاره‌ای بود که در اوج پختگی قرار داشت و حضورش می‌توانست توازن قدرت را در لیگ ایران به نفع سرخ‌ها جابه‌جا کند. اما سد بزرگی به نام رضایت‌نامه و تمایل نداشتن باشگاه لخ‌پوزنان به از دست دادن مهره کلیدی‌اش، همه نقشه‌ها را نقش بر آب کرد. در آن مقطع، برخلاف میل قلبی بازیکن که همیشه پالس‌های مثبتی به سمت اردوگاه سرخ فرستاده بود، حرف آخر را لهستانی‌ها زدند و قلی‌زاده در اروپا ماندنی شد. 

اکنون، مدیران باشگاه نمی‌خواهند اجازه دهند تاریخ تکرار شود. محسن خلیلی که حالا بار سنگین معاونت و سرپرستی را همزمان به دوش می‌کشد، با ادبیاتی محتاطانه اما امیدوارانه از این انتقال صحبت می‌کند. او به خوبی می‌داند که جذب بازیکنی که طعم فیکس بازی کردن در اروپا را چشیده، تنها با پول ممکن نیست؛ بلکه باید میل به بازگشت در چشمان بازیکن دیده شود

بزرگ‌ترین علامت سوال این انتقال، نه مبلغ قرارداد است و نه تمایل شخصی بازیکن؛ بلکه یک پارگی بی‌رحمانه در رباط صلیبی است. علی قلی‌زاده در ۳۰‌سالگی، یعنی دقیقا در نقطه‌ای از مسیر حرفه‌ای که بازیکنان به دنبال برداشت محصول سال‌ها تلاش خود هستند، با سخت‌ترین مصدومیت فوتبالی دست و پنجه نرم می‌کند. پزشکان و کارشناسان فوتبال به خوبی می‌دانند که رباط صلیبی در این سن، حکم یک خط قرمز پررنگ را دارد. بازگشت به سطح اول مسابقات بعد از هفت ماه نقاهت، آن هم برای بازیکنی که سبک بازی‌اش متکی بر تغییر مسیرهای ناگهانی، استارت‌های انفجاری و دریبل‌های ریز است، یک چالش فیزیولوژیک عظیم محسوب می‌شود. این ریسک بزرگ برای پرسپولیس وجود دارد که علی قلی‌زاده پس از جراحی، دیگر آن جادوگر پیش از مصدومیت نباشد. آیا او می‌تواند دوباره با همان اعتماد به نفس، مدافعان حریف را از پیش رو بردارد؟ یا ترس از تکرار مصدومیت، از او بازیکنی محتاط و معمولی خواهد ساخت؟

در حالی که قلی‌زاده روزهای سخت ابتدایی مصدومیت را در تنهایی سپری می‌کند و منتظر فروکش کردن التهاب زانو برای رفتن به اتاق عمل است، لخ‌پوزنان یک پیشنهاد جنجالی روی میز او گذاشته است. لهستانی‌ها که با قلی‌زاده طعم قهرمانی را چشیده‌اند، نمی‌خواهند او را به راحتی از دست بدهند، اما در عین حال، به عنوان یک باشگاه حرفه‌ای، ریسک مصدومیت او را هم در نظر گرفته‌اند. گزارش‌ها حاکی از آن است که پیشنهاد تمدید قرارداد لخ‌پوزنان، مشروط است. یعنی بندهایی در آن گنجانده شده که حقوق و مزایای بازیکن را مستقیما به تعداد بازی‌ها و کیفیت بازگشت او پس از مصدومیت گره می‌زند. اینجاست که پرسپولیس می‌تواند از فرصت استفاده کند. سرخ‌ها می‌توانند با ارائه یک قرارداد بلندمدت و ایجاد فضای امن روانی، قلی‌زاده را مجاب کنند که خانه، بهترین مکان برای بازسازی دوباره است. 

راهبرد جدید باشگاه پرسپولیس بر پایه جوان‌گرایی بنا شده است. نام‌های بزرگی در لیست خروج دیده می‌شوند و ویرا به دنبال خون تازه‌ای در رگ‌های تیم است. با این حال، جذب قلی‌زاده با این راهبرد در تضاد نیست؛ بلکه او می‌تواند نقش رهبر تکنیکی این نسل جدید را ایفا کند. حضور او در کنار جوانانی که قرار است به تیم اضافه شوند، می‌تواند توازن لازم را برقرار کند. اما منتقدان می‌گویند پرسپولیس که در فصول اخیر با نوسانات مالی و مدیریتی دست‌به‌گریبان بوده، نباید بودجه محدود خود را صرف بازیکنی کند که حداقل نیمی از فصل آینده را خانه‌نشین خواهد بود. آنها معتقدند بمبی که قرار است در بازار نقل‌وانتقالات منفجر شود، نباید چاشنی‌اش از پیش سوخته باشد. 

علی قلی‌زاده حالا در مرکز یک دایره سرنوشت‌ساز ایستاده است. یک سوی این دایره، ادامه ماجراجویی در اروپا با قراردادی مشروط و سخت‌گیرانه است و سوی دیگر، بازگشت قهرمانانه به ایران و پوشیدن پیراهنی که سال‌هاست انتظارش را می‌کشد. او تصمیم گرفته است که تا قبل از جراحی، هیچ قول و قراری را نهایی نکند. او می‌خواهد ابتدا از اتاق عمل به سلامت خارج شود و سپس با چشمان باز به آینده نگاه کند. برای هواداران پرسپولیس، این انتظار کشنده است. آنها که یک‌بار پارسال ناامید شده‌اند، حالا با ترکیبی از بیم و امید به اخبار نگاه می‌کنند. بیم از زانوی آسیب‌دیده علی و امید به ساق‌های هنرمندی که اگر دوباره جان بگیرند، می‌توانند هر خط دفاعی را در آسیا به لرزه درآورند. 

توپ اکنون در زمین ستاره‌ای است که فعلا توان حرکت دادن آن را ندارد، اما ذهن او پرکارتر از هر زمان دیگری در حال پردازش مسیر پیش‌روست. آیا قلی‌زاده در ۳۰‌سالگی، شجاعت بازگشت به فوتبال ایران و پذیرفتن این چالش بزرگ را خواهد داشت؟ یا ترجیح می‌دهد در آرامش سرد لهستان، دوره نقاهت خود را سپری کند؟ هرچه که باشد، نقل‌وانتقالات تابستان ۱۴۰۵، بیش از هر چیز تحت تاثیر این قمار سرخ خواهد بود.