میراث سوخته

 آریا طاری

در حالی که زنگ حضور در بزرگ‌ترین رویداد فوتبالی جهان یعنی جام جهانی ۲۰۲۶ به صدا درآمده و هواداران فوتبال در انتظار یک نمایش آبرومندانه از سوی یوزهای ایرانی هستند، پشت پرده‌ اردوگاه تیم ملی بوی بحران می‌دهد. ماجرا دیگر بر سر سیستم بازی یا چیدمان تدافعی نیست؛ بحث بر سر نیمکتی است که قرار بود با دانش ایتالیایی جلا داده شود، اما حالا به میدانی برای تسویه‌حساب‌های حقوقی و نامه‌نگاری‌های تهدیدآمیز تبدیل شده است. 

زمانی که امیر قلعه‌نویی برای دومین‌بار بر صندلی ریاست فنی تیم ملی تکیه زد، منتقدان از سنتی بودن متدهای او واهمه داشتند. ژنرال برای فرار از این برچسب، دست به دامن شبه‌جزیره شد. او می‌خواست با واردات تئوریسین‌های ایتالیایی، پلی میان فوتبال غریزی ایران و نظم تاکتیکی اروپا بسازد. اما این پل پیش از آنکه راهی به سوی موفقیت باز کند، زیر بار بدهی‌های انباشته و بدقولی‌های مدیریتی فرو ریخت. 

آنتونیو مانیکونه، نخستین قطعه از این پازل بود. مردی که با کوله‌باری از تجربه در تیم ملی سوئیس آمد تا عصای دست قلعه‌نویی باشد. اما دی‌ماه سال گذشته، وقتی بادهای سرد زمستانی وزیدن گرفت، او هم غیبش زد. مانیکونه نه برای استراحت، بلکه برای فرار از یک ساختار نابسامان، مربیگری در تیم انتهای جدولی پیزا در سری ‌B ایتالیا را به حضور در کادرفنی تیم ملی ایران ترجیح داد. او نشان داد که حتی سقوط در لیگ دو ایتالیا، از بلاتکلیفی در ساختمان سئول جذاب‌تر است. 

با خروج چهره‌های بین‌المللی، کادرفنی تیم ملی به یکباره ایرانیزه شد. منتقدان بر این باورند که این بازگشت به عقب نه از روی استراتژی، بلکه از روی اجبار و بی‌پولی رخ داده است. فدراسیون فوتبال که نتوانست امنیت مالی دستیاران خارجی را تامین کند، حالا باید با کادری به میدان برود که زیر فشار سنگین افکار عمومی قرار دارد

داستان آنتونیو گالیاردی حتی از هموطنش هم عجیب‌تر است. او که به عنوان مغز متفکر و آنالیزور سابق روبرتو مانچینی به تهران معرفی شده بود، نیامده چمدان‌هایش را بست. گالیاردی قرار بود در جاده‌ جام‌جهانی چراغ راه کادرفنی باشد، اما حضور او به کوتاهی یک پلک ‌زدن بود. او در اوج تلاطم‌های منطقه‌ای و با اولین نشانه‌های بدحسابی، عطای کار را به لقایش بخشید. 

حالا در شرایطی که فدراسیون مدعی است قراردادها معتبر است، واقعیت عریان چیز دیگری می‌گوید؛ ایتالیایی‌ها نه‌تنها قصد بازگشت ندارند، بلکه از طریق وکلای خود، فیفا را به عنوان داور نهایی انتخاب کرده‌اند. این یعنی نه‌تنها از دانش آنها در جام‌جهانی خبری نخواهد بود، بلکه بودجه‌ نحیف فدراسیون باید صرف جریمه‌هایی شود که ثمره‌اش برای فوتبال ایران تقریبا هیچ بوده است. 

فقط ایتالیایی‌ها نیستند که راه خروج را در پیش گرفته‌اند. آلین دینکا، مربی رومانیایی دروازه‌بان‌ها که رابطه‌ حسنه‌ای هم با گلرهای تیم ملی داشت، به جمع شاکیان پیوسته است. فدراسیون مدتی تلاش کرد غیبت او را به مشکلات پروازی و لغو بلیت‌ها گره بزند، اما کیست که نداند در دنیای حرفه‌ای، بلیت هواپیما با دلار و احترام رزرو می‌شود. دینکا هم حالا به همان بن‌بستی رسیده که مانیکونه رسید؛ بن‌بست وعده‌های توخالی. او که نقشی کلیدی در آماده‌سازی سنگربانان ایران داشت، حالا از دور نظاره‌گر تیمی است که قرار بود با او به جام‌جهانی برود. 

با خروج این چهره‌های بین‌المللی، کادرفنی تیم ملی به یکباره ایرانیزه شد. حالا امیر قلعه‌نویی مانده و دستیارانی چون سعید الهویی، هومن افاضلی، رحمان رضایی و آندرانیک تیموریان. اگرچه این چهره‌ها محترم و دارای سوابق مشخصی هستند، اما پرسش اساسی اینجاست؛ آیا این ترکیب، همان وزن فنی لازم برای تقابل با غول‌های جهان در جام‌جهانی ۲۰۲۶ را دارد؟ منتقدان بر این باورند که این بازگشت به عقب نه از روی استراتژی، بلکه از روی اجبار و بی‌پولی رخ داده است. فدراسیون فوتبال که نتوانست امنیت مالی دستیاران خارجی را تامین کند، حالا باید با کادری به میدان برود که زیر فشار سنگین افکار عمومی قرار دارد. 

در این آشفته‌بازار، مهدی تاج، رئیس فدراسیون در نقشی مشابه یک آتش‌نشان ظاهر شده است. او به یکی از اعضای هیات‌رئیسه که در ابتدا واسطه‌ حضور این مربیان بود، ماموریتی ویژه داده است؛ مانع شکایت شوید! این عضو هیات‌رئیسه حالا باید با دیپلماسی و احتمالا وعده‌های جدید، مربیانی را راضی کند که اعتمادشان به سیستم مدیریتی فوتبال ایران به صفر رسیده است. اما واقعیت این است که حتی اگر شکایتی هم صورت نگیرد، سم این اتفاق در رگ‌های تیم ملی تزریق شده است. تیمی که دستیارانش در آستانه جام‌جهانی به دنبال شکایت در کمیته انضباطی فیفا هستند، تمرکز کافی برای تمرین دادن نخواهد داشت. 

تیم ملی ایران در حالی به سمت جام‌جهانی ۲۰۲۶ حرکت می‌کند که نیمکتش خالی از تئوریسین‌های خارجی شده و صندوقچه‌اش پر از پرونده‌های حقوقی. شعار تقویت کادرفنی که زمانی مانور تبلیغاتی مدیران بود، حالا به یک پاشنه آشیل تبدیل شده است. ماجرای دستیاران ایتالیایی، برشی از مدیریت فعلی فوتبال ماست؛ جایی که قراردادهای دهان‌پرکن منعقد می‌شود، اما در نگهداری سرمایه‌های انسانی ناتوان هستیم. امیر قلعه‌نویی حالا تنهاتر از همیشه است؛ او باید در بزرگ‌ترین تورنمنت عمرش، با دستیارانی به جنگ برود که شاید خودشان هم می‌دانند انتخاب اول نبودند. 

فوتبال ایران بار دیگر در آستانه یک تجربه‌ گران‌قیمت قرار دارد. تجربه‌ای که در آن، هزینه‌های ارزی پرداخت می‌شود، اما سود فنی‌اش به حساب پیزا و لیگ‌های دیگر واریز می‌شود. در نهایت، این هواداران هستند که باید با این حقیقت تلخ کنار بیایند؛ نیمکت تیم ملی در جام‌جهانی، بیش از آنکه بوی دانش روز دنیا را بدهد، بوی حسرت و پرونده‌های باز در دادگاه عالی ورزش را خواهد داد.