بازگشت ابدی

نگار رشیدی 

خبر مثل یک بمب در سکوت نسبی پیش از طوفان جام‌جهانی ۲۰۲۶ منفجر شد. وقتی همه فکر می‌کردند دوران مربیگری کارلوس کی‌روش در بالاترین سطح فوتبال ملی به پایان رسیده و او در ۷۳‌سالگی باید در ویلای شخصی‌اش در لیسبون مشغول استراحت باشد، فدراسیون فوتبال غنا یک‌بار دیگر نام او را به تیتر یک رسانه‌های ورزشی دنیا بازگرداند. کارلوس کی‌روش، سرمربی جدید ستاره‌های سیاه شد؛ یک دژاووی تمام‌عیار، یک تکرار تاریخ و یک اثبات دوباره بر این گزاره که ظاهرا برای کارلوس کی‌روش، هیچ پایانی وجود ندارد.

برای مخاطبان فوتبال، به خصوص در ایران، این سناریو به طرز عجیبی آشنا و حتی دردناک است. حافظه تاریخی ما هنوز روزهای ملتهب پیش از جام‌جهانی ۲۰۲۲ قطر را به وضوح به یاد می‌آورد. زمانی که دراگان اسکوچیچ، تیمی که در آستانه حذف بود را با نتایجی درخشان از منجلاب بحرین بیرون کشید و با اقتدار به جام‌جهانی رساند. اما درست در فاصله چند ماه مانده به آغاز تورنمنت، تغییرات مدیریتی در فدراسیون فوتبال و فشارهای رسانه‌ای، کی‌روش را از ناکامی با کلمبیا و مصر به تهران کشاند تا روی نیمکتی بنشیند که برایش در مرحله مقدماتی هیچ زحمتی نکشیده بود.

کی‌روش مدل ۲۰۲۲، استاد استفاده از فرصت‌های طلایی بود؛ مردی که نشان داد می‌داند چگونه در آخرین لحظات بلیت وی‌آی‌پی جام‌جهانی را در جیب بگذارد و خود را به عنوان تنها منجی ممکن به افکار عمومی تحمیل کند. حالا در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶ در قاره آمریکا، دقیقا همان قصه، مو به مو، در قاره‌ای دیگر در حال تکرار است. اتو آدو، سرمربی غنا که تیمش را با خون دل و از مسیر همیشه سخت مقدماتی آفریقا عبور داده بود، قربانی نتایج متزلزل در بازی‌های تدارکاتی اخیر و البته سایه سنگین نامی شد که مدیران فدراسیون غنا برای ایجاد یک شوک انضباطی به آن نیاز داشتند. کی‌روش دوباره در نقش یک ناجی دقیقه نودی ظاهر شده است. او باز هم سوار قطاری شد که بلیت آن را شخص دیگری خریده بود.

تیم ملی غنا در ماه‌های گذشته شرایط آشفته‌ای را تجربه می‌کرد. ستاره‌های سیاه با وجود در اختیار داشتن لژیونرهای طراز اول در لیگ‌های معتبر اروپایی مانند توماس پارتی، محمد قدوس و ایناکی ویلیامز، از یک فقدان بزرگ رنج می‌بردند؛ ساختار دفاعی، انسجام تیمی و اتوریته روی نیمکت. فدراسیون فوتبال غنا به خوبی می‌دانست که برای مقابله با غول‌های فوتبال جهان در جام‌جهانی، تیمی که به راحتی گل بخورد، خیلی زود چمدان‌هایش را خواهد بست. وقتی صحبت از ساختن یک دژ نفوذناپذیر دفاعی، بازی تاخیری، جنگ‌های روانی کنار زمین و ایجاد یک ذهنیت محاصره‌شده به میان می‌آید، چه کسی در بازار مربیان آزاد بهتر از 

کارلوس کی‌روش؟

مرد پرتغالی پس از ناکامی تلخ در جام‌جهانی با ایران و سپس تجربه‌ کوتاه‌مدت در قطر، تشنه یک بازگشت شکوهمندانه بود. او که همواره عاشق پروژه‌هایی با محوریت نظم‌آفرینی در دل هرج‌ومرج است، غنا را به عنوان بوم نقاشی جدید خود انتخاب کرد تا پنجمین حضورش در تاریخ جام‌های جهانی را روی نیمکت ثبت کند؛ رکوردی خیره‌کننده و دست‌نیافتنی که او را از نظر تداوم حضور در بزرگ‌ترین فستیوال فوتبال جهان، در کنار بزرگ‌ترین افسانه‌های تاریخ مربیگری قرار می‌دهد. 

اما جذاب‌ترین و داستانی‌ترین بخش این انتقال هالیوودی، نه فقط حضور کی‌روش در جام‌جهانی، بلکه قرعه‌کشی مسابقات است. وقتی نام غنا از گلدان‌ها خارج شد و در گروه L در کنار کرواسی، پاناما و البته انگلیس قرار گرفت، بدون شک لبخند معناداری بر لبان کی‌روش نقش بسته است. انگلیس! همان تیمی که در جام‌جهانی ۲۰۲۲، یکی از سنگین‌ترین، سیاه‌ترین و تلخ‌ترین شکست‌های تمام دوران مربیگری کی‌روش را با نتیجه ۶ بر دو مقابل تیم ملی ایران رقم زد. آن شکست، شکافی عمیق در تصویر شکست‌ناپذیر ساختار دفاعی کی‌روش ایجاد کرد و غرور او را به شدت جریحه‌دار ساخت. حالا، سرنوشت یک‌بار دیگر سه‌شیرها را در مسیر او قرار داده است. کی‌روش این‌بار با تیم ملی غنا، تیمی فیزیکی‌تر، با سرعت انتقال توپ بسیار بالاتر و بازیکنانی که در نبردهای تن‌به‌تن مهارت ذاتی دارند، فرصتی بی‌نظیر برای اعاده حیثیت دارد. تقابل اندیشه‌های تدافعی و زخم‌خورده او با خط حمله زهرآگین انگلیس، از همین حالا یکی از دراماتیک‌ترین و پربیننده‌ترین دیدارهای مرحله گروهی جام‌جهانی ۲۰۲۶ 

به شمار می‌رود. 

کارلوس کی‌روش پدیده‌ای منحصربه‌فرد در تاریخ فوتبال مدرن است. در دنیایی که تاکتیک‌ها با سرعت نور تغییر می‌کنند، مربیان صاحب‌سبک می‌آیند و می‌روند و نسل‌های فوتبالی پوست می‌اندازند، پیرمرد پرتغالی با همان دفترچه یادداشت، همان گارد همیشگی در برابر رسانه‌ها و منتقدان، و همان استراتژی مبتنی بر «عرق، خون و دفاع»، همچنان در بالاترین و رقابتی‌ترین سطح فوتبال جهان نفس می‌کشد. پیوستن او به غنا، فقط یک جابه‌جایی ساده روی نیمکت نیست؛ بلکه یک بیانیه است. بیانیه‌ای با این مضمون که تا زمانی که فوتبال به نظم، ساختارهای دفاعی بسته و مربیانی با کاریزمای دیکتاتورمآبانه نیاز دارد، کارلوس کی‌روش آنجا حضور خواهد داشت. او مثل بازیگری است که شاید در طول سال‌ها درگیر پروژه‌های کوچک یا حواشی خسته‌کننده شود، اما همیشه راهی پیدا می‌کند تا خودش را برای سکانس پایانی و قدم زدن روی فرش قرمز جام‌جهانی برساند. برای کی‌روش هیچ خط پایانی رسم نشده است؛ او همیشه راهی برای بازگشت به تیترها پیدا می‌کند، حتی اگر مجبور باشد برای رسیدن به آن، در دقیقه ۹۰ پرواز کند و روی ویرانه‌های آرزوهای یک مربی دیگر، قصر جاه‌طلبی‌های خودش را 

از نو بنا کند.