یک تهدید و طوفانی از خشم و انتقاد

 

آریا طاری

کم‌تر از ۹۰ روز تا جام‌جهانی ۲۰۰۶ مانده؛ تورنمنتی که خیلی‌ها از مدت‌ها پیش و بلافاصله پس از مشخص شدن میزبان‌ها (آمریکا، کانادا و مکزیک) به آن لقب سیاسی‌ترین جام‌جهانی تاریخ را دادند اما حالا با حمله نظامی آمریکا به ایران، این لقب بیشتر از هر زمان دیگری بر سر زبان‌ها افتاده است. وقتی CNN در گزارشی، اینفانتینو، رئیس فیفا را کارگر ترامپ می‌نامد، دیگر مشخص می‌شود آش تا چه اندازه شور شده است! به چند روز پیش برگردیم؛ زمانی که رئیس‌جمهور ایالات متحده، با انتشار پیامی جنجالی، جامعه جهانی فوتبال را در شوک فرو برد. او در پیامی، حضور تیم ملی فوتبال ایران در این رقابت‌ها را به دلایل امنیتی زیر سوال برد و به طور تلویحی، بازیکنان ایرانی را از سفر به آمریکا بر حذر داشت. این اقدام که به سرعت واکنش‌های گسترده‌ای را در پی داشت، نه‌تنها وظایف میزبان را زیر سوال برد، بلکه فیفا را در میانه یک بحران دیپلماتیک-ورزشی قرار داد.

داستان از جایی آغاز شد که جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا، با لبخندی دیپلماتیک از دیدار خود با ترامپ بازگشت. او با افتخار در اینستاگرام اعلام کرد که ترامپ شخصا تضمین داده است که تیم ملی ایران در جام‌جهانی آمریکا «مورد استقبال قرار خواهد گرفت» و تاکید کرد که «همه ما به رویدادی مانند جام‌جهانی نیاز داریم تا مردم را کنار هم جمع کند.» اینفانتینو با این پیام، سعی داشت نشان دهد که فوتبال برابر طوفان‌های سیاسی مصون است و می‌تواند جهان را متحد کند.

اما اینفانتینو تنها چند روز در این توهم باقی ماند. در یک چرخش خیره‌کننده، ترامپ با یک توئیت کوتاه، تمام رشته‌های او را پنبه کرد. او در پیام خود در «تروث سوشال» نوشت:«به تیم ملی فوتبال ایران برای حضور در جام جهانی خوش‌آمد گفته می‌شود، اما من واقعا فکر نمی‌کنم حضور آنها در آنجا مناسب باشد؛ به خاطر جان و امنیت خودشان.»

این پیام نه‌تنها یک هشدار، بلکه یک تهدید آشکار بود. ترامپ به عنوان رئیس‌جمهور کشوری که میزبان مشترک جام‌جهانی است، به صراحت اعلام کرد که کشورش قادر به تأمین امنیت یکی از تیم‌های شرکت‌کننده نیست. این اقدام، یک رسوایی تمام‌عیار برای فیفا بود؛ نهادی که وظیفه اصلی‌اش تضمین امنیت و بی‌طرفی برای تمامی اعضا است. راب هریس، خبرنگار اسکای نیوز، به درستی این وضعیت را «موقعیتی سیاسی و دشوار» توصیف کرد که در آن فیفا «در میانه بحرانی که هر روز شدیدتر می‌شود، سکوت کرده است.»

واکنش رسانه‌های بین‌المللی به این اقدام، طوفانی از خشم و انتقاد بود. روزنامه نروژی «وردنس گانگ» در گزارشی تند، این واقعه را «یکی از شرم‌آورترین لحظات تاریخ فوتبال» نامید. این روزنامه، با اشاره به سابقه اعطای جایزه صلح فیفا به ترامپ، این اقدام را به سخره گرفت و آن را نشانه‌ای از سقوط ارزش‌های ورزشی دانست. روزنامه معتبر انگلیسی «تایمز» نیز نوشت که ترامپ با این اظهارات، «دردسر بزرگی برای فیفا ایجاد کرده است.» خبرنگار شناخته‌شده، سید لو نیز در واکنش به این اقدام نوشت:«در حالت عادی، فیفا و کشور میزبان باید به تیم‌ها اطمینان بدهند که امنیت دارند. اما در عوض، به تیم ایران گفته می‌شود اگر بیایند، جان‌شان در خطر است.» این اظهارات، به روشنی نشان می‌داد که جامعه جهانی فوتبال، این اقدام را دخالت آشکار سیاسی و نقض اصول اخلاقی می‌داند.

در داخل ایران، اظهارات ترامپ باعث ایجاد دو نوع واکنش متفاوت شد. در ابتدا وزیر ورزش ایران، احمد دنیامالی، با اشاره به شرایط جنگی و عدم تضمین امنیت، اعلام کرد که «تحت هیچ شرایطی نمی‌توانیم در جام جهانی شرکت کنیم.» این موضع، نشان‌دهنده نگرانی جدی مقامات ایرانی از امنیت تیم در خاک آمریکا بود. اما ساعاتی بعد، پاسخ قاطعانه و کوبنده‌ای از سوی تیم ملی و کادر فنی مطرح شد. امیر قلعه‌نویی، سرمربی تیم ملی و صفحه رسمی این تیم، با انتشار بیانیه‌ای مشترک، موضعی تهاجمی اتخاذ کردند. آنها به جای عقب‌نشینی، توپ را به زمین میزبان انداختند و ترامپ را به چالش کشیدند. در این پیام آمده بود:«قطعا هیچ‌کس نمی‌تواند تیم ملی ایران را از جام‌جهانی کنار بگذارد؛ کشوری باید کنار گذاشته شود که فقط عنوان «میزبان» را یدک می‌کشد اما توانایی تامین امنیت جام‌جهانی را برای تیم‌های حاضر در این رویداد ندارد.» این واکنش، نه‌تنها نشان‌دهنده عزم تیم ملی برای حضور در مسابقات بود، بلکه یک چالش مستقیم برای فیفا و کمیته برگزاری جام‌جهانی به شمار می‌رفت. این بیانیه، به طور ضمنی خواستار حذف آمریکا از میزبانی به دلیل عدم توانایی در تضمین امنیت شد.

این حادثه، تنها یک درگیری سیاسی ساده نبود؛ بلکه یک نمونه بارز از تلاقی ناگزیر سیاست و ورزش در دنیای امروز است. ترامپ که پیش از این نیز سابقه دخالت در امور ورزشی و چالش با ورزشکاران را داشت، این‌بار پا را فراتر گذاشت و از ابزار تهدید امنیتی برای اهداف سیاسی خود استفاده کرد. این اقدام، به وضوح نشان می‌دهد که چگونه سیاست‌های داخلی یک کشور، می‌تواند بر تعهدات بین‌المللی ورزشی اولویت یابد و چگونه نهادهای بین‌المللی مانند فیفا، برابر قدرت‌های سیاسی بزرگ، توانایی حفظ بی‌طرفی و عدالت را ندارند. سکوت فیفا برابر این تهدید آشکار، نه‌تنها اعتبار این نهاد را زیر سوال برد، بلکه زنگ خطری جدی برای آینده رویدادهای ورزشی در جهان محسوب می‌شود.

 

باکس

در دنیای فوتبال، جایی که ادعا می‌شود مرزها محو می‌شوند، داستان‌ها از هر چیزی صادق‌ترند. وقتی روسیه به اوکراین حمله کرد، فیفا با سرعتی باورنکردنی واکنش نشان داد. فقط چند ساعت از آغاز حمله گذشته بود که بیانیه محکومیت صادر شد و در عرض چهار روز، تیم‌های روسی از صحنه بین‌المللی حذف شدند. این یک نمایش قاطع از ورزش علیه جنگ بود. اما این داستان یک روی دیگر دارد؛ رویه‌ای که خبرنگار نشریه مارکا، لیلا حامد، آن را به خوبی شرح می‌دهد. وقتی صحبت از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و یا کشتار مردم غزه به میان می‌آید، سوت فیفا به شکلی عجیب خاموش می‌ماند. این نهاد جهانی که در مورد روسیه به سرعت موضع‌گیری کرد، در این موارد سکوت اختیار می‌کند. این سکوت انتخابی، نه‌تنها در میان رسانه‌های مستقل، بلکه در میان تحلیل‌گران معتبر نیز به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است. این استاندارد دوگانه، فراتر از یک مساله اخلاقی ساده است؛ این یک بازی سیاسی عمیق است. همان‌طور که CNN در گزارشی اینفانتینو، رئیس فیفا را کارگر ترامپ نامید، این نهاد به نظر می‌رسد تحت تاثیر فشارهای ژئوپلیتیک و قدرت‌های بزرگ قرار دارد. با نزدیک شدن به جام‌جهانی، این نگرانی‌ها به اوج خود می‌رسد. نشریه اتلتیک گزارش داد که اقدامات جنگ‌طلبانه ترامپ، اضطراب و تفرقه را به این تورنمنت آورده است. در حالی که احتمال دارد ایران به بهانه‌های مختلف از جامجهانی کنار گذاشته شود، آمریکا هیچ عواقبی را متحمل نخواهد شد. اینجاست که فوتبال، به جای اتحاد، به آینه‌ای تمام‌نما از سیاست‌های ناعادلانه بین‌المللی تبدیل می‌شود. این بازی، نه در زمین سبز، بلکه در پشت پرده قدرت، با قوانین دوگانه اداره می‌شود.

 

سوتیتر: ترامپ که پیش از این نیز سابقه دخالت در امور ورزشی و چالش با ورزشکاران را داشت، این‌بار پا را فراتر گذاشت و از ابزار تهدید امنیتی برای اهداف سیاسی خود استفاده کرد. این اقدام، به وضوح نشان می‌دهد که چگونه سیاست‌های داخلی یک کشور، می‌تواند بر تعهدات بین‌المللی ورزشی اولویت یابد