شادی مکی

جامعه‌شناس، نویسنده و پژوهشگر حوزه اقوام، رفتارهایی مانند دست‌زدن، سما و پایکوبی در سوگواری‌های نوین را انعکاسی از نارضایتی با رنگ و بوی سیاسی و اعتراضی دانست.  در روزهای اخیر شاهدیم که گروه‌هایی از خانواده جان‌باختگان اعتراضات به جای اجرای آیین‌های سوگواری معمول و رایج، از سبک و سیاق دیگری برای ابراز سوگ‌شان استفاده می‌کنند، مانند هلهله کردن، دست افشانی و پایکوبی و اجرای رقص‌های محلی. این شیوه سوگواری البته از اعتراضات ۱۴۰۱ رایج شد و در اعتراضات اخیر 

گسترش یافت.

جامعه‌شناس، نویسنده و پژوهشگر حوزه اقوام، درباره چرایی این تغییر رویکرد سوگواری در میان خانواده جان‌باختگان به خبرنگار ایلنا، گفت: سبکی از سوگواری در تاریخ ایران وجود دارد که در شرایط کشته شدن جوانان در جنگ ولو جنگ‌های طایفه‌ای یا سوانح طبیعی و تصادف استفاده شده است: این سیاق از آیین سوگواری شکلی حماسی دارد که طی آن برای تاکید بر هویت جمعی مشترک، پیوندهای جمعی و همچنین برای یادآوری این موضوع که همه مردم در کنار هم و در شرایطی خاص هستند از ساز و برگی خاص استفاده می‌شود. اما در شرایط حاضر در حقیقت این شیوه از ابراز سوگ بیشتر رنگ و بویی سیاسی و اعتراضی داشته و نشان‌دهنده تفاوت و جدا شدن از روش‌های رسمی و جاری است. در حال حاضر هم با توجه به اینکه درگیر یک فاجعه ملی و جان باختن هزاران نفر از جوانان هستیم چنین زمان‌هایی یادآوری می‌شود. 

«احسان هوشمند» با اشاره به به شکل سنتی در میان عشایر یا برخی از مناطق کشور، یک شیوه از برگزاری مراسم سوگواری به از دست دادن عزیزان طی یک رویارویی، یادآور شد: این آیین به‌ویژه درباره جان‌باختگانی برگزار می‌شود که جوان و در اصطلاح عامیانه ناکام از جهان رفته‌اند یعنی ازدواج نکرده‌اند. وقتی جان‌باخته در چنین شرایطی از دنیا می‌رود، خانواده داغدیده نیاز بیشتری به همدلی و همبستگی جمعی می‌یابد و مثلا صدای دهل و سورنا موجب آگاهی و اطلاع‌رسانی و همراهی دیگران در یک سوگ جمعی می‌شود به همین دلیل هم خانواده به اجرای آئین‌هایی مانند دهل‌زنی و شبیه آن روی می‌آورد. این مناسک بیشتر در جوامع عشایری و شهرهای کوچکی مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد که همچنان سنت‌های عشایری در آن‌ها قوی است. بسیاری از عشایر لر، کرد، لک و بختیاری همچنان تا حدودی برای سوگواری از این شیوه‌ها استفاده می‌کنند. 

این جامعه‌شناس درمورد کشیده شدن این نوع سوگواری به فضای شهری در بزنگاه‌های اعتراضی و پیام این رفتار هم گفت: از اعتراضات ۱۳۹۸ به بعد اجرای این نوع آئین سوگواری در کلان‌شهرها و شهرهای بزرگ دارای این پیام خاص است که خانواده جان‌باخته، عزیز از دست رفته‌شان و خودشان را قربانی می‌دانند. در این نگاه اجرای مناسک عزاداری سنتی و مولفه‌های خاص آن مانند مکان برگزاری مراسم و نحوه سوگواری بیشتر با فضای رسمی همخوانی دارد تا شرایط خانواده سوگوار، به همین دلیل هم خانواده‌ها سعی می‌کنند با اجرای شیوه‌ای دیگر یا بهره‌گیری از برخی از سنت‌های تاریخی و البته نوآوری‌هایی در اجرای مناسک خود را از جو رسمی و روایت رسمی، متمایز کند. این پژوهشگر حوزه اقوام اضافه کرد: این شیوه از برگزاری آیین سوگواری توسط خانواده جان‌باختگان را می‌توان تا حدودی به معنای استفاده از سنت‌های حماسی، رزم‌نامه‌ها و داستان‌های شاهنامه به منظور بدرقه جان‌باخته به شیوه‌ای حماسی دانست، هر چند در شاهنامه در بخش سوگواری‌های بیژن یا اسفندیار و دیگران به لباس کبود و مشکی پوشیدن و به خاک بر سرکردن و مویه کردن و کندن موی و بریدن موی سر زنان اشاره شده است. 

سوگواری اعتراضی نوین

هوشمند به سوگواری اعتراضی نوین هم اشاره کرد: در سوگ از دست رفتن چند هزار نفر از هموطنان در جای جای ایران در حوادث دی ماه سبک‌های جدیدی از عزاداری در حال شکل گیری و رواج است که جان مایه آن خشم است. یعنی در عزاداری مربوط به وقایع هولناک اخیر، شیوه‌هایی از عزاداری را شاهدیم که سابقه تاریخی چندانی ندارند که می‌توان از آن به عنوان سوگواری اعتراضی نوین یاد کرد که در واقع ادامه اعتراضات است. 

این جامعه‌شناس رفتارهایی مانند دست‌زدن، سما و پایکوبی در سوگواری‌های نوین را انعکاسی از نارضایتی و اعتراضی دانست و تصریح کرد: پایکوبی در آیین‌ سوگواری جان‌باختگان برای به نمایش گذاشتن فردیت و شادی نیست، بلکه نشان‌دهنده همبستگی جمعی، جان‌فدایی وطن و البته استمرار زندگی است.  او با اشاره به اینکه هماوایی جمعی برای خواندن سرود «ای ایران ‌ای مرز پرگهر» در سوگواری‌های مناطق شهری هم رو به افزایش است، توضیح داد: به نظر می‌رسد این سرود به شکلی گسترده  در حال تبدیل شدن به هویت جریان معترض است.