نقد فدراسیونی که جورکردن بازی دوستانه با گامبیا برایش یک دستاورد به حساب میآید
شوخی با جام جهانی!
آریا طاری
در حالی که غولهای فوتبال جهان خود را برای حضور در ویترین باشکوه جامجهانی ۲۰۲۶ آماده میکنند، سهم فوتبال ایران از دیپلماسی ورزشی و بازیهای تدارکاتی، به داستانی غریب و تا حدی طنزآلود تبدیل شده است. داستانی که از وعده رویارویی با ماتادورهای اسپانیایی شروع شد و سرانجام به ایستگاه تیم ۱۱۶ جهان رسید. شاید حالا بد نباشد نگاهی به آنچه بر سر برنامهریزی تیم ملی آمد، داشته باشیم؛ مسیری که در آن، گامبیا فرشته نجات فدراسیونی شد که تقویمش از همیشه خالیتر است!
همه چیز با لیستهای پرطمطراق شروع شد. نامهایی که ردیف میشدند تا دل هواداران قرص شود؛ اسپانیا، مقدونیه، پاناما و حتی پورتوریکو. اما در دنیای واقعی فوتبال، جایی که برنامهریزی حرف اول و آخر را میزند، این نامها یکی پس از دیگری مانند حباب ترکیدند. فدراسیون فوتبال ایران که گویا تخصص عجیبی در مذاکرات ناتمام پیدا کرده، در حالی که قرار بود تیم را هفته پیش راهی ترکیه کند، ناگهان با یک تقویم سفید و یک چمدان باز روبهرو شد. امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی، بارها تاکید کرده که برای آبروداری در جامجهانی، حداقل به سه بازی تدارکاتی جدی نیاز دارد. اما وقتی هماهنگیها به بنبست میخورد، استراتژی تغییر میکند؛ اگر حریف نامدار نیامد، به سراغ حریف گمنام میرویم؛ و اگر آن هم نشد، خودمان با خودمان بازی میکنیم!
نکته طنزآمیز و البته تلخ ماجرا اینجاست که خبر نهایی شدن بازی با گامبیا، نه از راهروهای فدراسیون فوتبال ایران، بلکه از سوی گامبیاییها رسانهای شد. در حالی که مسئولان ما در سکوت خبری (بخوانید سردرگمی) به سر میبردند، حریف آفریقایی با افتخار اعلام کرد که نهم خردادماه به مصاف ایران میرود.
اما گامبیا با چه مشخصاتی به عنوان حریف تیم ملی ایران انتخاب شده است؟ تیمی که حتی افزایش سهمیههای جامجهانی به ۴۸ تیم هم نتوانست طلسم صعودش را بشکند. آنها در مرحله مقدماتی قاره آفریقا، قافیه را به ساحلعاج و گابن باختند و خیلی زود از دور رقابتها کنار رفتند. تیمی که در رنکینگ فیفا پله ۱۱۶ را اشغال کرده، حالا قرار است نقش شبیهساز رقبای جهانی ایران را بازی کند.
امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی، بارها تاکید کرده که برای آبروداری در جامجهانی، حداقل به سه بازی تدارکاتی جدی نیاز دارد. در این حال، شنیدهها حاکی از آن است که به دلیل نبود رقیب ملی، احتمال دارد تیم ملی در اردوی ترکیه به مصاف تیمهای باشگاهی غیرایرانی برود
یک واقعیت تلخ؛ تنها ستاره واقعی آنها، یانکوبا مینته وینگر برایتون است که او هم به دلیل خارج بودن بازی از تقویم فیفادی، احتمالا اجازه باشگاهش برای حضور در این مسابقه را نخواهد داشت. یعنی احتمالا تیم ملی ایران قرار است مقابل تیمی بازی کند که حتی ستاره اصلیاش را هم به همراه ندارد.
باید با واقعیت روبهرو شد؛ برای فدراسیونی که در آستانه جامجهانی، بزرگترین دستاوردش تقسیم کردن تیم ملی به دو گروه و برگزاری بازی تدارکاتی با پیراهنهای قرمز و سفید (تیم الف در مقابل تیم ب) در مرکز ملی فوتبال است، بازی با گامبیا یک موفقیت استراتژیک محسوب میشود!
در واقع، وقتی کار به جایی میرسد که بازیکنان تیم ملی باید برای گرم ماندن در شرایط مسابقه، روبهروی رفقای صمیمی خودشان بایستند و جدیجدی خطا کنند، دیدن ساقهای بازیکنان گامبیا در زمین مسابقه حتی پشت درهای بسته مثل یک معجزه به نظر میرسد. این سطح از آمادهسازی، بیشتر شبیه به مسابقات محلات است تا تیمی که سودای صعود از مرحله گروهی جامجهانی را در سر دارد.
شنیدهها حاکی از آن است که به دلیل نبود رقیب ملی، احتمال دارد تیم ملی در اردوی ترکیه به مصاف تیمهای باشگاهی غیرایرانی برود. تصور کنید؛ تیمی که باید با قدرتهای فوتبال جهان سرشاخ شود، قرار است مقابل تیمهای رده چندم لیگ ترکیه یا کشورهای همسایه عیار خود را بسنجد. این یعنی سقوط آزاد در برنامهریزی.
همیشه از قلعهنویی انتقاد بوده اما باید اعتراف کرد امیر حالا در وضعیتی قرار گرفته که باید از هیچ، همه چیز بسازد. او که میداند سطح فنی گامبیا یا تیمهای باشگاهی ترکیه فاصلهای کهکشانی با حریفان جامجهانی دارد، مجبور است به همین بازیهای حداقلی دل خوش کند.
فوتبال ایران همیشه به اتفاقات و غیرت ایرانی تکیه کرده است، اما در جامجهانی ۲۰۲۶، جایی که علم تمرین و بازیهای تدارکاتی حرف اول را میزند، نمیتوان با بازی مقابل گامبیا و مسابقات درونتیمی (قرمز مقابل سفید) به جنگ غولها رفت. اینکه فدراسیون نتوانسته حتی با تیمهایی نظیر پاناما یا مقدونیه به توافق نهایی برسد، نشاندهنده یک ضعف عمیق در ساختار روابط بینالملل فوتبال ماست. فعلا باید منتظر نهم خرداد ماند و دید شاگردان قلعهنویی مقابل رقیب گمنامی که از استعمار بریتانیا خارج شده اما هنوز راه جامجهانی را پیدا نکرده، چه نمایشی از خود به جا میگذارند.
شاید حق با منتقدان باشد؛ در این وانفسای برنامهریزی، همین که گامبیا قبول کرده با ما بازی کند، خودش یک پیروزی بزرگ برای آقایان است! با این فرمان، بعید نیست بازی تدارکاتی بعدی ما، جدال با منتخب لژیونرهای شاغل در لیگهای دسته دوم اروپایی باشد. جامجهانی نزدیک است، اما انگار ساعت فدراسیون ما هنوز به وقت خواب زمستانی تنظیم شده است.
دیدگاه تان را بنویسید