وقتی سیاست، پاسپورت فوتبال را در فرودگاه پیرسون بایگانی کرد
صندلیهای خالی ونکوور
آریا طاری
تصویر، یک پارادوکس تمامعیار بود. در ونکوور کانادا، جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا با لحنی قاطع و با تکیه بر شعار همیشگی «فوتبال جهان را متحد میکند»، پشت تریبون هفتادوششمین کنگره ایستاده بود و از حضور قطعی و بیقیدوشرط تیم ملی ایران در جامجهانی ۲۰۲۶ در خاک آمریکا دفاع میکرد. او به صراحت خط قرمزی روی تمام شایعات کشید. اما دقیقا در همان لحظاتی که اینفانتینو از قدرت فوتبال برای عبور از مرزها سخن میگفت، یکی از صندلیهای سالن اجلاس خالی بود؛ صندلیِ متعلق به رئیس فدراسیون فوتبال ایران. دلیل این غیبت نه انصراف بود، نه تاخیر در پرواز و نه مشکلات معمول اداری. داستان در نقطهای دیگر از خاک کانادا، در فرودگاه پیرسون تورنتو با یک برخورد سرد و چکشی به پایان رسیده بود. تقابلی بیسابقه میان دعوتنامههای رسمی نهاد حاکم بر فوتبال جهان و دیوارهای بلند قوانین امنیتی و مهاجرتی یک کشور غربی. این روایتی است از سفری که به مقصد نرسید و تقابلی که نشان داد مرزهای سیاست، گاهی به سادگی خطوط زمین چمن را میبلعند.
برای مهدی تاج، هدایت ممبینی و مهدی مومنی سه عضو ارشد فدراسیون فوتبال ایران، مسیر رسیدن به کنگره فیفا در ونکوور، یک ماراتن فرسایشی بود. مسیری که با عبور از مرزهای زمینی به سمت ترکیه آغاز شد، با دریافت ویزا در استانبول ادامه یافت و به یک پرواز طولانیمدت و خستهکننده ترانسآتلانتیک ختم شد. همهچیز روی کاغذ بینقص به نظر میرسید؛ دعوتنامه رسمی فیفا در دست بود، بلیتهای پرواز از سوی همین نهاد تهیه شده بود و مهمتر از همه، اداره مهاجرت کانادا (IRCC) مهر تایید ویزا را در پاسپورتهای هیئت ایرانی کوبیده بود. وقتی چرخهای هواپیما روی باند فرودگاه پیرسون تورنتو نشست، هیئت ایرانی خود را در یک قدمی حضور در مهمترین رویداد سالانه فوتبال جهان میدید. اما در گیتهای بازرسی، قوانین فوتبال دیگر کارکردی نداشتند. در آنجا، این آژانس خدمات مرزی کانادا (CBSA) بود که سوت پایان این سفر را به صدا درآورد. آژانس خدمات مرزی، یک نهاد قدرتمند فدرال است که وظیفه اجرای قوانین مهاجرتی، گمرکی و کنترل مرزها را بر عهده دارد و دامنه اختیاراتش به قدری گسترده است که میتواند ویزاهای صادر شده توسط اداره مهاجرت را نیز در لحظه ورود باطل کند. تصمیم CBSA قاطع و بیبازگشت بود؛ هیئت ایرانی حق ورود به خاک کانادا را ندارد. ماجرا به همینجا ختم نشد؛ در یک اقدام تحقیرآمیز و سختگیرانه، ماموران مرزی حتی پاسپورتهای مهدی تاج و همراهانش را به آنها پس ندادند. پاسپورتها مستقیما تحویل خدمه پروازی شد که وظیفه بازگرداندن رئیس فدراسیون فوتبال ایران به استانبول را بر عهده داشت تا تنها پس از خروج از حریم هوایی و رسیدن به ترکیه، مدارک هویتی خود را
پس بگیرند.
اخراج عالیترین مقام فوتبال ایران از مرزهای کانادا، بلافاصله از یک خبر ورزشی به یک بمب خبری در رسانههای سیاسی تبدیل شد. مساله اصلی برای رسانهها و منتقدان، تناقض آشکار در عملکرد نهادهای دولتی بود. پرسش این بود؛ اگر قرار بر عدم پذیرش است، چرا ویزا از ابتدا صادر میشود؟ میشل رمپل گارنر، از چهرههای منتقد سیاستهای مهاجرتی دولت محافظهکار کانادا، با لحنی تند به این اتفاق واکنش نشان داد و گفت:«اگر قرار است اجازه ورود ندهید، چرا ویزا صادر کردید؟ این یک بیکفایتی فاحش و چیزی بدتر است.» این انتقاد، انگشت اتهام را مستقیما به سوی ناهماهنگی میان اداره مهاجرت (صادرکننده ویزا) و آژانس خدمات مرزی (باطلکننده آن) نشانه رفت. مقامات دولتی اما تلاش کردند با پنهان شدن پشت قوانین حریم خصوصی، از پاسخگویی شفاف طفره بروند. آنیتا آناند، وزیر امور خارجه کانادا با ادبیاتی محتاطانه تنها به این نکته بسنده کرد که:«این سرنخ شخصی من نیست، اما برداشت من این است که لغو مجوز صورت گرفته است. این کار غیرعمدی بوده است.» با این حال، دفتر وزیر مهاجرت کانادا، لینا دیاب موضعی صریحتر و تهاجمیتر گرفت. تائوس آیت، دبیر مطبوعاتی دیاب در ایمیلی به یاهواسپورت کانادا، با اشاره به بررسی موردی تمام درخواستهای ویزا اعلام کرد:«دولت واضح و منسجم بوده است؛ مقامات جمهوری اسلامی ایران در کانادا غیرقابل قبول هستند و جایی در کشور ما ندارند.» او این تصمیم را مستقیما در راستای حفظ امنیت کاناداییها توصیف کرد. حتی زمانی که از گری آنانداسانگاری، وزیر امنیت عمومی درباره پرونده مشخص مهدی تاج سوال شد، او بار دیگر به قانون حفظ حریم خصوصی استناد کرد تا جزئیات این مداخله امنیتی در یک سفر ورزشی همچنان در هالهای از ابهام باقی بماند.
بازگشت تحقیرآمیز هیئت ایرانی از مرز کانادا و صندلی خالی ایران در کنگره ونکوور، یک تضاد دراماتیک با اظهارات دلگرمکننده جیانی اینفانتینو ایجاد کرده است. در حالی که رئیس فیفا با حرارت از حضور بیقیدوشرط ایران در جامجهانی ۲۰۲۶ در خاک آمریکا سخن میگوید، اتفاقات تورنتو نشان داد که موانع غیرورزشی تا چه حد میتوانند معادلات را بر هم بزنند
پرونده هیئت فدراسیون فوتبال ایران، یک اتفاق ایزوله و تصادفی نبود، بلکه بخشی از یک پازل بزرگتر در سیاستهای مرزی کانادا محسوب میشود. دادههای منتشر شده از سوی CBSA تا پنجم مارس سال جاری میلادی، ابعاد تکاندهندهای از یک رویکرد سیستماتیک را نشان میدهد. بر اساس این گزارشها، حدود ۱۷,۸۰۰ درخواست ویزا صرفا به دلیل «ارتباط با ایران» و به ظن «عدم پذیرش» مورد بررسی مجدد و موشکافانه قرار گرفتهاند. خروجی این بررسیها لغو ۲۳۹ویزا توسط اداره مهاجرت، پناهندگی و شهروندی کانادا بوده است. فراتر از آن، CBSA مستقیما ۱۷۴پرونده تحقیقاتی را آغاز کرده که از میان پروندههای تکمیلشده، ۳۲نفر به دلیل ارتباط با نهادهای ایران «غیرقابل قبول» تشخیص داده شدهاند و حتی یک نفر نیز مستقیما به ایران دیپورت شده است. این آمار نشان میدهد که فیلترهای امنیتی کانادا با حساسیت بیسابقهای روی مسافران ایرانی تنظیم شده است. اما آنچه بازگشت مهدی تاج را به یک نقطه عطف تبدیل میکند، تقاطع این فیلترهای امنیتی با نهادهای بینالمللی است. اینجا دیگر صحبت از یک شهروند عادی یا یک تاجر نیست؛ صحبت از رئیس فدراسیونی است که با دعوتنامه عالیترین نهاد بینالمللی فوتبال و بلیتهای خریداری شده توسط آنها، قصد شرکت در یک اجلاس رسمی را داشته است.
اتفاقات فرودگاه پیرسون، بیش از آنکه برای فدراسیون فوتبال ایران یک شکست دیپلماتیک باشد، برای فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) یک زنگ خطر و یک تحقیر ساختاری بود. پلتفرم تحلیلی «استریم لاین» (Streamline) در گزارش خود به درستی به این واقعیت تلخ اشاره کرده است:«این اخراج، فیفا را در موقعیت بسیار متزلزلی قرار میدهد. این نهاد حاکم جهانی، به شدت قوانینی را اجرا میکند که خواستار بیطرفی مطلق سیاسی هستند و اغلب فدراسیونهای عضو را در صورت مشاهده دخالت دولت در امور فوتبال، تحریم میکنند. با این حال، فیفا هیچ اختیاری برای دیکته کردن سیاستهای مهاجرتی یک دموکراسی غربی مستقل ندارد.» فیفا سالهاست که با استناد به اساسنامه خود، استقلال فوتبال از سیاست را فریاد میزند. اگر دولتی در انتخاب رئیس یک فدراسیون دخالت کند، فیفا بلافاصله شمشیر تعلیق را از نیام میکشد. اما وقتی یک دولت، به نام امنیت ملی، مانع از حضور نماینده یک کشور در مجمع عمومی فیفا میشود، این نهاد بینالمللی کاملا خلع سلاح است. حق مطلق حاکمیت کشورها در کنترل مرزهایشان، دیواری است که قوانین فیفا توان عبور از آن را ندارد. این حادثه نشان داد که علیرغم تمام ادعاهای جهانشمول بودن فوتبال، در نهایت این سیاستمداران و ماموران مرزی هستند که تصمیم میگیرند چه کسی روی صندلیهای یک اجلاس جهانی بنشیند.
بازگشت تحقیرآمیز هیئت ایرانی از مرز کانادا و صندلی خالی ایران در کنگره ونکوور، یک تضاد دراماتیک با اظهارات دلگرمکننده جیانی اینفانتینو ایجاد کرده است. در حالی که رئیس فیفا با حرارت از حضور بیقیدوشرط ایران در جامجهانی ۲۰۲۶ در خاک آمریکا سخن میگوید، اتفاقات تورنتو نشان داد که موانع غیرورزشی تا چه حد میتوانند معادلات را بر هم بزنند. کانادا، به عنوان یکی از میزبانان مشترک جامجهانی آینده، با این اقدام نشان داد که تفکیکی میان دیپلماسی ورزشی و سیاستهای سختگیرانه مهاجرتی خود قائل نیست. هرچند بازیهای ایران قرار است در ایالات متحده برگزار شود، اما همسویی سیاستهای امنیتی در آمریکای شمالی این سوال بزرگ را ایجاد میکند؛ آیا در آستانه جامجهانی ۲۰۲۶، تضمینی وجود دارد که بازیکنان، کادر فنی، خبرنگاران و حتی هواداران ایرانی با سدهای مشابهی در فرودگاههای آمریکا یا کانادا روبهرو نشوند؟ آنچه در فرودگاه پیرسون رخ داد، فراتر از لغو ویزای سه مدیر ورزشی بود. این یک هشدار زودهنگام بود؛ هشداری مبنی بر اینکه در دنیای امروز، توپ فوتبال هرچقدر هم که قدرتمند شوت شود، در نهایت در زمینی فرود میآید که خطکشیهای آن را سیاستمداران تعیین کردهاند. صندلی خالی ایران در ونکوور، نمادی از این واقعیت است که شعار «فوتبال جهان را متحد میکند»، گاهی پشت گیتهای بازرسی فرودگاهها،
رنگ میبازد.
دیدگاه تان را بنویسید