سعیده علیپور

 

در حالی که موج اعتراضات در ایران وارد دومین هفته خود شده، داده‌های مستقل نشان می‌دهد که ده‌ها کودک و نوجوان زیر 18 سال در شهرهای مختلف کشور بازداشت شده‌اند؛ آمارهایی که از گزارش‌ها و بررسی‌های گروه‌های حقوق بشری استخراج می‌شود و هنوز هیچ نهاد رسمی آن را تایید نکرده است. 

این وضعیت در تعارض آشکار با تعهدات بین‌المللی کنوانسیون حقوق کودک است که ایران نیز ازجمله امضاکنندگان آن به شمار می‌آید. معاهده‌ای که بر حمایت کامل از حق زندگی، امنیت، آزادی بیان و ... کودکان تاکید می‌کند و دولت‌ها را ملزم به حفاظت از کودکان در برابر هرگونه خشونت، بازداشت یا مجازات خارج از چارچوب قانونی می‌داند.

باید همه متوجه باشند که   دستگیری، آسیب زدن و حتی کشتن کودکان لطمه به کل جامعه می‌زند و بیش از همه به خود حاکمیت. این خشم تبدیل به کینه می‌شود و کینه را دیگر نمی‌شود کنترل کرد. این خطر اصلی است

با وجود تصریح این پیمان بر اینکه بازداشت باید آخرین و کوتاهترین راه‌حل باشد و کودکان باید از عدالت و حمایت‌های قانونی برخوردار باشند؛ شنیده‌ها و گزارش‌های میدانی بر بازداشت گسترده نوجوانان‌، بی‌خبری خانواده‌ها از مکان نگهداری و فقدان شفافیت در روند قضایی آنان حکایت دارد. گزارش‌های دیگر نیز مؤید کشته و زخمی شدن کودکان در خلال اعتراضات و برخوردهای امنیتی است.

«توسعه ایرانی» در گفت‌و‌گویی با «طاهره پژوهش»، فعال حقوق کودک، این نگرانی‌ها را از زاویه‌ای حقوقی و میدانی بررسی کرده است. پژوهش در این گفت‌و‌گو به تکلیف دولت در قبال سلامت و جان کودکان اشاره می‌کند و ریشه‌های اجتماعی اعتراض نوجوانان را به ناکارآمدی ساختاری، فقر آموزشی و نادیده گرفتن صدای نسل جوان پیوند می‌زند. 

متن گفت‌وگو به شرح زیر از نظرتان می‌گذرد.

    

در روزهای اخیر گزارش‌هایی منتشر شده که از بازداشت بیش از 50 کودک زیر 18 سال در جریان اعتراضات حکایت دارد. حتی خبرهایی از کشته شدن تعدادی از کودکان هم مطرح است. اتهامات این کودکان مشخص نیست و بازداشت‌ها در شهرهای مختلف رخ داده است. نظر شما در خصوص این پیشآمدها چیست؟

طبق پیمان نامه حقوق کودک، دولت‌ها موظفند از حق بقا و حق زندگی کودکان حمایت کنند. حق زندگی فقط یک بار به انسان داده می‌شود و کودکان اساسا قادر به محافظت از خودشان نیستند. بنابراین دولت و جامعه موظفند به هر شکل ممکن از حق بقای آن‌ها حمایت کنند.

با توجه به اینکه جمهوری اسلامی این پیمان‌نامه را امضا کرده و حتی طبق قوانین داخلی هم اگر یک فرد بالغ، فرد نابالغی را بکشد باید قصاص شود- هرچند ما خودمان این نوع مجازات را قبول نداریم- اما به هر حال باید مورد مجازات قرار بگیرد. این‌ها قوانین داخلی کشور است. هیچ‌کس حق شلیک به کودکان را ندارد و هر کودک از صفر تا 18 سال، هدف شلیک هر فرد مسلحی قرار گرفته است، باید عامل آن در مقابل قانون پاسخگو باشد.

آیا مجموعه نهادهای مدنی توانسته‌اند آماری اولیه یا حداقلی از تعداد کودکان بازداشت یا کشته شده در اعتراضات اخیر در یک بازه زمانی مشخص جمع‌آوری کنند؟

سازمان‌های غیردولتی متاسفانه دسترسی به آمار ندارند و هیچ سازمان دولتی خود را موظف نمی‌داند در زمینه آمار به سازمان‌های غیردولتی پاسخ بدهد. به همین دلیل هم احتمالا دسترسی به آمار دقیق وجود ندارد. همانطورکه در اعتراضات سال‌های قبل هم متاسفانه هیچ راستی‌آزمایی صورت نگرفت و مشخص نشد که واقعا چه تعداد کودک جانشان را از دست دادند، چه تعداد چشم‌های خود را از دست دادند و چه تعداد دستگیر شدند.

سازمان‌های غیردولتی متاسفانه دسترسی به آمار ندارند و هیچ سازمان دولتی خود را موظف نمی‌داند در زمینه آمار به سازمان‌های غیردولتی پاسخ بدهد. به همین دلیل هم احتمالا دسترسی به آمار دقیق وجود ندارد. همانطورکه در اعتراضات سال‌های قبل هم متاسفانه هیچ راستی‌آزمایی صورت نگرفت و مشخص نشد که واقعا چه تعداد کودک جانشان را از دست دادند، چه تعداد چشم‌های خود را از دست دادند و چه تعداد دستگیر شدند

دسترسی به این اطلاعات عمدتا در اختیار نهادهای قضایی است، به ویژه در رابطه با وضعیت کودکان کشته و دستگیر شده. بنابراین اگر قرار باشد آمار دقیقی ارائه شود، باید ازسوی قوه قضایی باشد و باید از این مرجع سوال کنید.

در چنین شرایطی، نگاه شما به اصل اعتراض و زمینه‌های شکل‌گیری آن چیست؛ به ویژه وقتی پای کودکان، جوانان و نوجوانان در میان است؟

باید گفت که هر اعتراضی طبق قانون اساسی موجه است. در این کشور هیچ مشخص نشده که اگر اعتراضی داریم، کجا برویم و صدای اعتراضمان را بگوییم. در کشوری که اینقدر زندگی برای مردم سخت است و معیشت در اولویت اول بودجه قرار نمی‌گیرد، طبیعی است که با چنین داستان‌هایی مواجه شویم. وقتی بودجه کشور را نهادهایی می‌گیرند که فعالیت‌هایشان هیچ ربطی به بهبود زندگی مردم ندارد و آن بخش‌هایی که مستقیما به زندگی روزمره مردم مربوط است، با سیاست‌های غلط، ناکارآمدی و بی‌عملی مواجهه می‌شود؛ نتیجه‌اش این است که زندگی مردم به سختی کشیده می‌شود و بچه‌ها این طور 

پرپر می‌شوند.

در حال حاضر آیا درباره کودکانی که بازداشت شده‌اند، اتهاماتی مشخص شده و این اتهامات از نظر سن و مسئولیت‌پذیری حقوقی چگونه ارزیابی می‌شود؟

الان وضعیت روشن نیست. فقط این را می‌دانیم که بچه‌ها دستگیر شده‌اند و حتی به خانواده‌ها خبرهای دقیقی از وضعیتشان داده نشده. هنوز مشخص نیست که دقیقا چه اتفاقی افتاده و چه روندی در حال طی شدن است؛ فقط همان فیلمی که طی روزهای قبل از پیگیری والدین در شبکه‌های مجازی منتشر شده نشان می‌دهد وضعیت چقدر مبهم و نگران‌کننده است.

مثلا پدر یکی از بچه‌ها می‌گفت اگر تا فردا این بچه‌ها آزاد نشوند، تصمیم دیگری خواهیم گرفت. بحث اصلی این است که هیچ چیز روشن نیست. آنچه فعلا مطرح می‌شود؛‌ این است که چون مثلا آقای ترامپ حمایت کرده، هر اعتراضی همکاری با آمریکا تلقی می‌شود.

در این میان وظیفه دولت برای دفاع از حقوق کودکان چیست؟ 

نکته بسیار مهم این است که دولت موظف است سلامت کودکان را حفظ کند و باید در این جهت تلاش کند. بالاخره دولت پزشکیان باید واکنشی نشان دهد حداقل برای کودکان درخواست بدهد یا نامه‌ای بنویسد.

اصل مساله این است که بزرگسالان باید وظایفشان را انجام دهند تا کودکان در این میدان وارد نشوند وظیفه بزرگسالان این است که شرایط را طوری فراهم کنند که کودکان بتوانند واقعا کودکی کنند ما درباره بچه‌هایی حرف می‌زنیم که در دوران بلوغ هستند؛ دوره‌ای که مشخصه اصلی آن این است که فرد خطر را درست تشخیص نمی‌دهد. وقتی نوجوانان متوجه خطر نیستند و در پرهیجان‌ترین بخش زندگی خود قرار دارند؛ عقلانیت کل جامعه باید این باشد که آنها را در مسیری هدایت کند که برای یک زندگی مسئولانه در آینده آماده شوند؛ اما متاسفانه این اتفاق نمی‌افتد

طبق کنوانسیون حقوق کودک در شرایطی که اعتراضات وجود دارد و نوجوانان هم به آن می‌پیوندند اساسا نحوه برخورد چگونه باید باشد؟

طبق همان کنوانسیون حقوق کودک، محروم کردن از آزادی همیشه باید آخرین راه باشد. شما اول باید با آدم‌ها گفت‌وگو کنید، بعد نماینده‌هایشان انتخاب شوند، خواسته‌هایشان را بگویند و تغییری ایجاد کنند. در این شرایط دیگر چرا باید کار بدتری انجام دهند که مستوجب مجازات باشند وقتی صدای هیچ اعتراضی شنیده نمی‌شود، وقتی هیچ کودکی شنیده نمی‌شود، اعتراض طبیعی است. اگر قرار شد صدای معترضین شنیده شود یعنی باید پشت‌بند این شنیدن اقدامات لازم صورت بگیرد. ما واقعا معتقدیم کودکان نباید در این شرایط مخاطره‌آمیز قرار بگیرند. درخواستمان هم همین است؛ اینکه جان کودکان که تنها داراییشان است و آینده خودشان و کشور به آن وابسته است از بین نرود.

در این میان بحث سیاسی شدن کودکان هم مطرح است. نگاه شما به این موضوع چیست؟

اینکه کودکان 14 یا 15 ساله درگیر این مسائل و متأثر از آثار روانی آن ‌شوند، اساسا زمانی اتفاق می‌افتد که بزرگسالان جامعه نتوانسته‌اند بستر رشد همه‌جانبه و بقای کودکان را فراهم کنند. طبق همه اسناد بین‌المللی، و آموزه‌های دینی و گفته‌های نیاکان ما جامعه موظف است این فضا را فراهم کند. وقتی این اتفاق نمی‌افتد؛ «گرتا» در کشورهای اسکاندیناوی برای تغییرات اقلیمی وارد می‌شود «ملاله» در پاکستان برای حق آموزش می‌جنگند و اینجا در ایران، کودکان برای تامین معیشت وارد اعتراض می‌شوند؛ اصل مساله این است که بزرگسالان باید وظایفشان را انجام دهند تا کودکان در این میدان وارد نشوند وظیفه بزرگسالان این است که شرایط را طوری فراهم کنند که کودکان بتوانند واقعا کودکی کنند ما درباره بچه‌هایی حرف می‌زنیم که در دوران بلوغ هستند؛ دوره‌ای که مشخصه اصلی آن این است که فرد خطر را درست تشخیص نمی‌دهد. وقتی نوجوانان متوجه خطر نیستند و در پرهیجان‌ترین بخش زندگی خود قرار دارند؛ عقلانیت کل جامعه باید این باشد که آنها را در مسیری هدایت کند که برای یک زندگی مسئولانه در آینده آماده شوند؛ اما متاسفانه این اتفاق نمی‌افتد.

منشأ این ناکارآمدی را بیشتر در کجا می‌بینید؟

جامعه، خانواده و مدرسه از عوامل اصلی این موضوع هستند. واقعیت این است که الان نیازهای جامعه تغییر کرده، اما امکاناتی که باید در اختیار بچه‌ها باشد فراهم نمی‌شود. طبیعی است که احساس محرومیت کنند و به معترضین  بپیوندند.

این شرایط چه تاثیری روی ذهن و روان دانش‌آموزان می‌گذارد؟

وقتی سطح مطالبات معیشتی اینقدر پایین می‌آید، بچه‌ها کاملا در معرض ناکارآمدی قرار می‌گیرند و واکنش نشان می‌دهند. هنوز هم بعضی‌ها فکر می‌کنند ناظم خوب کسی است که بچه‌ها را تنبیه و نوجوان در دوره بلوغ را با تهدید ساکت می‌کند. فکر می‌کنند این سکوت ماندگار است. شیوه ارعاب و تهدید و زور شاید تا یک زمانی کار می‌کرد، اما برای انسان قرن 21 و انسانی که با اینترنت در سه ثانیه به حجم عظیم اطلاعات جهانی دسترسی دارد، دیگر کارآمد نیست. امروز جامعه به مدیران و مسئولانی نیاز دارد که به دانش مجهز باشند، خلاق باشند و بتوانند از هیچ، چیزی بسازند. اگر فضا باشد، خود مردم و خود بچه‌ها این کار را می‌کنند بستن فضا ما را به هیچ‌جا نمی‌رساند.

الان وضعیت روشن نیست. فقط این را می‌دانیم که بچه‌ها دستگیر شده‌اند و حتی به خانواده‌ها خبرهای دقیقی از وضعیتشان داده نشده. هنوز مشخص نیست که دقیقا چه اتفاقی افتاده و چه روندی در حال طی شدن است؛ فقط همان فیلمی که طی روزهای قبل از پیگیری والدین در شبکه‌های مجازی منتشر شده نشان می‌دهد وضعیت چقدر مبهم و نگران‌کننده است

در نهایت، تبعات این وضعیت چیست؟

باید همه متوجه باشند که دستگیری، آسیب زدن و حتی کشتن کودکان لطمه به کل جامعه می‌زند و بیش از همه به خود حاکمیت. این خشم تبدیل به کینه می‌شود و کینه را دیگر نمی‌شود کنترل کرد. این خطر اصلی است.