زلزله سیاسی در انگلیس پس از شکست سنگین حزب کارگر در انتخابات محلی؛
بازگشت بیاعتمادی؛ استارمر در آستانه سقوط
رامین پرتو
نتایج انتخابات محلی انگلیس در سال ۲۰۲۶ نهتنها به یک شکست انتخاباتی برای حزب کارگر تبدیل شد، بلکه اکنون بهعنوان نقطه آغاز بحرانی عمیق در دولت کییر استارمر شناخته میشود؛ بحرانی که بسیاری از تحلیلگران آن را تهدیدی مستقیم برای آینده سیاسی نخستوزیر انگلیس و حتی ساختار سنتی رقابت حزبی در بریتانیا میدانند. از دست رفتن حدود ۴۰ شورای محلی و نزدیک به هزار و ۵۰۰ کرسی برای حزب حاکم، آن هم کمتر از دو سال پس از پیروزی بزرگ در انتخابات سراسری، نشان داد که سرمایه سیاسی دولت کارگر با سرعتی غیرمنتظره در حال فرسایش است.
حزب کارگر در سال ۲۰۲۴ با شعار بازگرداندن ثبات، کارآمدی و عبور از آشفتگیهای دوران محافظهکاران به قدرت رسید. اما اکنون همان حزبی که قرار بود نماد بازسازی اعتماد عمومی باشد، خود با بحران بیاعتمادی، شکاف داخلی و تردید نسبت به رهبری مواجه شده است. فشارها علیه استارمر دیگر محدود به رسانهها یا احزاب رقیب نیست؛ بلکه اکنون بخشی از نمایندگان و چهرههای مهم حزب کارگر آشکارا درباره ضرورت کنارهگیری او سخن میگویند.
آنچه این شکست را به رخدادی فراتر از یک انتخابات محلی تبدیل کرده، این واقعیت است که رأیدهندگان انگلیسی در نخستین آزمون جدی پس از تشکیل دولت، نارضایتی خود را بهصورت گسترده نشان دادهاند. در واقع، بسیاری از تحلیلگران معتقدند پیروزی حزب کارگر در انتخابات سراسری ۲۰۲۴ بیش از آنکه ناشی از اعتماد عمیق جامعه به برنامههای استارمر باشد، محصول خستگی افکار عمومی از ۱۴ سال حکومت محافظهکاران بود. اکنون این رأی اعتراضی علیه محافظهکاران، بهتدریج به رأی اعتراضی علیه دولت کارگر تبدیل شده است.
چرا حزب کارگر
شکست سنگینی خورد؟
شکست گسترده حزب کارگر را نمیتوان صرفاً به یک عامل محدود کرد. مجموعهای از بحرانهای اقتصادی، اجتماعی، هویتی و سیاسی در کنار ضعف رهبری دولت، شرایطی ایجاد کرد که بخش مهمی از پایگاه اجتماعی حزب از آن فاصله بگیرد.
نخستین عامل، بحران اقتصادی و معیشتی است. رأیدهندگان انگلیسی انتظار داشتند دولت جدید بتواند بحران هزینههای زندگی، رکود خدمات عمومی، بحران مسکن، فشار مالیاتی و ضعف نظام درمانی را کنترل کند. اما بخش مهمی از جامعه احساس میکند تغییر ملموسی در زندگی روزمره ایجاد نشده است. ادامه فشار تورمی، کاهش قدرت خرید و ضعف خدمات عمومی باعث شد رأیدهندگان طبقه متوسط و طبقه کارگر که زمانی ستون اصلی حزب کارگر محسوب میشدند، احساس کنند دولت استارمر تفاوت جدی با دولتهای قبلی ندارد.
برگزاری انتخابات زودهنگام در کوتاهمدت همچنان سناریویی دشوار است؛ چراکه حزب کارگر هنوز اکثریت قابلتوجهی در پارلمان دارد و بسیاری از نمایندگان این حزب نگرانند که بیثباتی بیشتر راه را برای قدرتگیری جریانهای راستگرای پوپولیست هموار کند
دومین عامل، بحران هویتی و شکاف میان «نخبگان لندن» و «جامعه پیرامونی» است. رفرم پارتی به رهبری نایجل فاراژ توانست از این شکاف بهرهبرداری کند. این حزب با تمرکز بر مهاجرت، مخالفت با بوروکراسی، انتقاد از سیاستهای محیطزیستی پرهزینه و دفاع از نوعی ملیگرایی اقتصادی، توانست بخش مهمی از رأی اعتراضی را جذب کند. در واقع، بخشی از جامعه انگلیس احساس میکند احزاب سنتی، بهویژه حزب کارگر، بیش از اندازه به دغدغههای نخبگان شهری و طبقات دانشگاهی نزدیک شده و از مشکلات واقعی مردم فاصله گرفتهاند.
عامل سوم، تغییر تاریخی در پایگاه اجتماعی حزب کارگر است. این حزب در دهههای اخیر بهتدریج از یک حزب کلاسیک طبقه کارگر به حزبی شهری، چندفرهنگی و دانشگاهی تبدیل شده است. همین تغییر موجب شد که مناطق صنعتی سابق و شهرهای کوچک که زمانی پایگاه سنتی حزب بودند، اکنون آمادگی بیشتری برای حمایت از جریانهای راست هویتی و ضدنخبگانی پیدا کنند.
در کنار این مسائل، مواضع دولت درباره جنگ غزه، رفاه اجتماعی و سیاستهای اقتصادی نیز بخشی از رأیدهندگان چپگرا و حامی فلسطین را از حزب کارگر دور کرد. موفقیت نامزدهای مستقل و حامی فلسطین در برخی مناطق شهری، بهویژه در بیرمنگام، نشانهای از این شکاف جدید در پایگاه اجتماعی حزب حاکم بود.
استارمر و بحران رهبری
شکست انتخاباتی اخیر به سرعت به بحران رهبری در حزب کارگر تبدیل شد. اکنون دهها نماینده حزب آشکارا خواهان تعیین جدول زمانی برای کنارهگیری استارمر یا حتی آغاز فرآیند رسمی چالش رهبری هستند. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا در سیاست بریتانیا معمولاً زمانی که مخالفتهای درونحزبی علنی میشود، بحران وارد مرحلهای خطرناک شده است.
کاترین وست، جاش سایمونز و برخی دیگر از چهرههای حزب کارگر اکنون صراحتاً درباره ضرورت تغییر رهبری سخن میگویند. همزمان، نامهایی مانند اندی برنهام، وس استریتینگ و انجلا رینر بهعنوان گزینههای احتمالی جانشینی مطرح شدهاند. هرچند هنوز مخالفان استارمر به اجماع نرسیدهاند، اما همین گسترش بحث جانشینی نشان میدهد که اقتدار نخستوزیر بهشدت آسیب دیده است.
رأیدهندگان انگلیسی انتظار داشتند دولت جدید بتواند بحران هزینههای زندگی، رکود خدمات عمومی، بحران مسکن، فشار مالیاتی و ضعف نظام درمانی را کنترل کند اما بخش مهمی از جامعه احساس میکند تغییر ملموسی در زندگی روزمره ایجاد نشده است
استارمر برای مهار بحران تلاش کرده است با بازگرداندن چهرههایی مانند گوردون براون و هریت هارمن، به دولت خود اعتبار و تجربه تزریق کند. انتصاب براون بهعنوان فرستاده ویژه در امور مالی جهانی، تلاشی آشکار برای ارسال پیام ثبات اقتصادی به افکار عمومی و بازارها بود. اما منتقدان معتقدند این اقدام بیشتر نشانه اضطراب دولت است تا نشانه قدرت آن.
بحران کنونی حزب کارگر فقط یک بحران انتخاباتی نیست؛ بلکه بحران اعتماد به شخص استارمر است. بسیاری از نمایندگان حزب اکنون معتقدند مشکل صرفاً در سیاستهای دولت نیست، بلکه در ناتوانی نخستوزیر برای ایجاد انگیزه، رهبری سیاسی و بازسازی اعتماد عمومی نهفته است.
پیامدهای داخلی و خارجی
شکست حزب کارگر
در سطح داخلی، این شکست میتواند به بیثباتی سیاسی گستردهتری در بریتانیا منجر شود. اگر فشارها علیه استارمر ادامه یابد، دولت ناچار خواهد شد انرژی زیادی صرف مدیریت اختلافات داخلی کند و همین موضوع توان تصمیمگیری در حوزه اقتصاد و خدمات عمومی را کاهش خواهد داد.
در عرصه خارجی نیز استارمر با مشکلات جدیدی مواجه خواهد شد. او تلاش کرده بود پس از برگزیت، روابط لندن و اتحادیه اروپا را تا حدی بازتنظیم کند و همزمان پیوند ویژه با آمریکا را حفظ نماید. اما نخستوزیری که در داخل کشور با بحران مشروعیت روبهروست، طبیعتاً قدرت مانور کمتری در مذاکرات خارجی خواهد داشت. اتحادیه اروپا اکنون با احتیاط بیشتری به دولت لندن نگاه خواهد کرد، زیرا مشخص نیست استارمر تا چه اندازه قادر به حفظ قدرت است. در واشنگتن نیز هرگونه تضعیف دولت انگلیس میتواند جایگاه لندن را بهعنوان شریک باثبات آمریکا کاهش دهد؛ بهویژه در شرایطی که موضوعاتی مانند جنگ اوکراین، امنیت انرژی و بحران خاورمیانه در دستور کار غرب قرار دارد.
آینده حزب کارگر
و احتمال انتخابات زودهنگام
اکنون مهمترین پرسش در سیاست انگلیس این است که آیا دولت استارمر میتواند از این بحران عبور کند یا خیر؟ پاسخ به این سؤال تا حد زیادی به دو عامل بستگی دارد؛ نخست اینکه آیا اقتصاد انگلیس در ماههای آینده نشانهای از بهبود نشان خواهد داد و دوم اینکه آیا حزب کارگر میتواند اختلافات داخلی خود را کنترل کند.
اگر استارمر موفق نشود اعتماد عمومی را بازسازی کند، احتمال افزایش فشارها برای تغییر رهبری بسیار جدی خواهد بود. هرچند هنوز مخالفان او به اجماع کامل نرسیدهاند، اما ادامه افت محبوبیت دولت میتواند زمینه را برای آغاز رسمی چالش رهبری فراهم کند.
با این حال، برگزاری انتخابات زودهنگام در کوتاهمدت همچنان سناریویی دشوار است. حزب کارگر هنوز اکثریت قابلتوجهی در پارلمان دارد و بسیاری از نمایندگان این حزب نگرانند که هرگونه بیثباتی بیشتر، راه را برای قدرتگیری جریانهای راستگرای پوپولیست هموار کند. اما اگر بحران رهبری تشدید شود و دولت کنترل فضای سیاسی را از دست بدهد، احتمال فروپاشی تدریجی اقتدار کابینه و حرکت به سمت انتخابات زودهنگام دور از ذهن نخواهد بود.
دیدگاه تان را بنویسید