دیپلماسی «توپ» و مدال طلا!

تحولات چند روز اخیر در عرصه بین‌الملل بسیار پرشتاب و کلیدی بوده‌اند. محور اصلی اخبار مربوط به پایان سفر «دونالد ترامپ به پکن» و دیدار او با شی جین‌پینگ و همچنین تلاش فزاینده فدراسیون جهانی فوتبال «فیفا» و مقامات ایالات متحده برای برگزاری هرچه باشکوه‌تر جام جهانی فوتبال در آمریکا، است. آیا عدم همراهی پکن با واشنگتن در قبال جنگ ایران و نیز ویترین جهانی فوتبال در آمریکا، مانع از شروع دوباره جنگ ترامپ-نتانیاهو علیه ایران خواهد شد؟ خانم‌ها و آقایان! به گزارش این‌هفته در «میزسیاست خارجی توسعه‌ایرانی» خوش آمدید.

حمیدرضا مهدیزاده

ترامپ پس از دیدار چندروزه با شی جین‌پینگ، پکن را به مقصد واشنگتن ترک کرد. بر اساس بیانیه‌های کاخ سفید و وزارت خارجه چین، دو طرف روی یک «آتش‌بس اقتصادی» موقت توافق کرده‌اند، هرچند تحلیل‌گران در اندیشکده‌هایی مانند «انستیتو لووی و چتم‌هاوس» این توافق را بسیار سطحی و شکننده ارزیابی می‌کنند. 

تحولات مربوط به ایران در ۴۸ ساعت گذشته به شکل بی‌سابقه‌ای فشرده، حساس و آمیخته به سیگنال‌های متناقض جنگ و دیپلماسی، بوده است. مذاکرات پنهانی تهران و واشنگتن، ضرب‌الاجل‌های تند دونالد ترامپ علیه ایران، سفر اضطراری و غیرمنتظره وزیر کشور پاکستان به تهران، و آغاز مقدمات برگزاری جام جهانی فوتبال در آمریکا، کانون اصلی تحلیل‌های رسانه‌های بین‌المللی را رقم زده است

و در همین حال، تحولات مربوط به ایران نیز در ۴۸ ساعت گذشته به شکل بی‌سابقه‌ای فشرده، حساس و آمیخته به سیگنال‌های متناقض جنگ و دیپلماسی، بوده است. مذاکرات پنهانی تهران و واشنگتن، ضرب‌الاجل‌های تند دونالد ترامپ علیه ایران، سفر اضطراری و غیرمنتظره وزیر کشور پاکستان به تهران، و آغاز مقدمات برگزاری جام جهانی فوتبال در آمریکا، کانون اصلی تحلیل‌های رسانه‌های بین‌المللی را رقم زده است.

لفاظی‌های جدید ترامپ؛  از ادعای «پایان جنگ» تا تهدید به «نابودی»

بررسی دقیق این ابعاد و مواضع مطرح‌شده نشان می‌دهد که فضا میان «تشدید تصاعدی تنش» و «آخرین تلاش‌ها برای نجات آتش‌بس» همچنان در نوسان است.

دونالد ترامپ روز یکشنبه در شبکه اجتماعی خود (تروث سوشال) ادبیات بسیار تند و تهدیدآمیزی را علیه تهران به کار برد که بلافاصله به تیتر یک رسانه‌های جهان تبدیل شد.

ترامپ نوشت: ساعت برای ایران با شتاب در حال حرکت است. آنها باید سریع‌تر به سمت توافق صلح حرکت کنند، در غیر این صورت «چیزی از آنها باقی نخواهد ماند.» زمان جوهر اصلی این ماجراست.

جالب اینجاست که پایان سفر ترامپ به چین، منجر به موافقت پکن برای خرید ۲۰۰ فروند هواپیمای بوئینگ از آمریکا و نیز افزایش خرید تضمینی محصولات کشاورزی کشاورزان آمریکایی  به ۱۷ میلیارد دلار (طی سال‌های ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۸) شد اما «شی» حاضر به پذیرش درخواست «ترامپ» بابت نخریدن «نفت ایران» نشد.  

تحلیل‌گران ورزشی در دو روز گذشته استدلال کردند که فیفا طی دو هفته گذشته، مخفیانه فشار سنگینی را بر کاخ سفید وارد کرده است. پیام فیفا به گفته تحلیلگران ورزشی روشن است: «نمی‌توان بزرگترین رویداد ورزشی جهان را در کشوری برگزار کرد که رئیس‌جمهورش جایزه صلح گرفته اما هم‌زمان درگیر یک جنگ داغ یا در آستانه ورود به آن در خلیج فارس است. اینفانتینو برای حفظ آبروی فیفا و خود، نیاز مبرم به آرامش سیاسی در ماه‌های ژوئن و ژوئیه دارد.»

و شاید به همین دلیل است که ترامپ پس از بازگشت از چین، در مصاحبه با شبکه فاکس‌نیوز گفت که بسته تسلیحاتی ۱۴ میلیارد دلاری معلق شده تایوان را عملاً به عنوان یک «کارت بازی و ابزار چانه‌زنی (Negotiating Chip) در برابر چین نگه داشته و تصویب آن را به رفتار و امتیازات پکن! منوط کرده است. «البته ترامپ نگفت که کدام امتیاز از پکن را  در نظر دارد.»

استراتژی «مشت آهنین»  و بلافاصله «عقب‌گرد»

لحظاتی پس از آنکه ترامپ ایران را مجددا به نابودی تهدید کرد! رسانه‌های جهانی خبری را یکصدا منتشر کردند که زنگ خطر شروع مجدد جنگ را به صدا درآورد. «حمله پهپادی به نزدیکی نیروگاه هسته‌ای «برکه» در امارات که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز آن را تایید کرد»، و با اینکه بخش بزرگی از مردم ایران در شامگاه یکشنبه با بیم از شروع جنگ به خانه‌ها رفتند، اما ترامپ همچنان گزینه «عقب‌گرد» را از منوی «میز تنش با تهران»، انتخاب کرد. 

«در حالی که گاردین و برخی رسانه‌های غربی اشاره می‌کنند: ترامپ پیش از این در نامه‌ای به کنگره مدعی شده بود خصومت‌ها با ایران خاتمه یافته است (ادعایی که دموکرات‌ها آن را غیرواقعی خواندند) تحلیل‌گران اما می‌گویند: تهدید به نابودی، ابزار همیشگی ترامپ برای وادار کردن طرف مقابل به عقب‌نشینی در آخرین دقایق چانه‌زنی است، مشابه رفتاری که در دور اول ریاست‌جمهوری‌اش با کره شمالی داشت. ولی ظاهرا این گزینه دیگر در قبال تهران آن هم پس از پایان دو جنگ 12 و 40 روزه خیلی  کار نمی‌کند!»

فشار روی ترامپ برای «پایان جنگ ایران»  بابت «جام جهانی فوتبال»

و در این میان، زمان‌بندی تقویم سیاسی-نظامی واشنگتن در قبال تهران با تقویم ورزشی جهان کاملاً تلاقی پیدا کرده، جایی که قرار است، جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ (به میزبانی مشترک آمریکا، کانادا و مکزیک) کمتر از یک ماه دیگر در ژوئن ۲۰۲۶ آغاز شود. و بر پایه برخی گزارش‌ها، همین امر به یک کابوس لجستیکی، امنیتی و حتی پرستیژی برای کاخ سفید تبدیل شده و فشارها را برای تثبیت آتش‌بس با ایران به اوج رسانده است.

بسیاری از تحلیل‌گران معتقدند که ادبیات تند دونالد‌ترامپ علیه ایران (که گفت ساعت برای تهران تیک‌تاک می‌کند) یک ضرب‌الاجل مصنوعی است تا پیش از سوت آغاز جام جهانی در ماه ژوئن، تهران را زیر فشار روانی به پای میز مذاکره بکشاند. در واقع او می‌خواهد پیش از باز شدن استادیوم‌ها، پرونده جنگ با ایران را -ولو به صورت موقت- ببندد تا تمرکز رسانه‌های جهان صرفاً روی «نمایش بزرگ او در واشنگتن و نیویورک» باشد، نه اخبار موشک‌باران در خلیج فارس. اما وقتی پارا به روی زمین می‌گذاریم و با «واقعیتِ محض» روبرو می‌شویم همچنان «مردِ دیوانه» را خواهیم دید که هرکار ناممکن -حتی اگر احمقانه‌ترین ایده در جهان باشد- توسط او ممکن خواهد بود!

رسانه‌های ورزشی مطرح جهان مانند «نیو ریپابلیک و پلی د گیم» این موضوع را از سه زاویه کلیدی تحلیل می‌کنند که نشان می‌دهد چرا ترامپ با وجود لفاظی‌های تند، زیر فشار شدید برای «پایان دادن به ژست حمله در قاب‌ جنگی ایران» قرار دارد:

۱. تضاد منافع ترامپ و جیانی اینفانتینو؛ بحران «جایزه صلح فیفا»

رابطه بسیار نزدیک جیانی اینفانتینو (رئیس فیفا) و دونالد ترامپ بر کسی پوشیده نیست. در دسامبر گذشته و در جریان قرعه‌کشی جام جهانی در واشنگتن، اینفانتینو طی اقدامی بی‌سابقه و جنجالی، اولین «جایزه صلح فیفا» را به ترامپ اهدا کرد؛ اقدامی که اکنون با شکایت رسمی دو فدراسیون فوتبال نروژ و فنلاند و نهادهای حقوق بشری به کمیته اخلاق فیفا به خاطر نقض بی‌طرفی سیاسی-اتحادیه جهانی فوتبال-روبرو شده است.

تحلیل‌گران ورزشی در دو روز گذشته استدلال کردند که فیفا طی دو هفته گذشته، مخفیانه فشار سنگینی را بر کاخ سفید وارد کرده است. پیام فیفا به گفته تحلیلگران ورزشی روشن است: 

«نمی‌توان بزرگترین رویداد ورزشی جهان را در کشوری برگزار کرد که رئیس‌جمهورش جایزه صلح گرفته اما هم‌زمان درگیر یک جنگ داغ یا در آستانه ورود به آن در خلیج فارس است. اینفانتینو برای حفظ آبروی فیفا و خود، نیاز مبرم به آرامش سیاسی در ماه‌های ژوئن و ژوئیه دارد.»

۲. گره کور حضور تیم ملی ایران در خاک آمریکا

صعود تیم ملی ایران به جام جهانی ۲۰۲۶ و حضورش در خاک آمریکا، عملاً به یک چالش بزرگ برای ترامپ و جمهوری‌خواهان، تبدیل شده است:

بر اساس گزارش رسانه‌ها، امیر قلعه‌نویی (سرمربی ایران) تایید کرده که تیم ملی جهت برپایی اردو و تکمیل مراحل ویزای آمریکا عازم ترکیه می‌شود. واین در حالی است که لابی‌های تندرو در واشنگتن و برخی سناتورهای جنگ‌طلب مانند «لیندسی گراهام» فشار می‌آورند که ایران باید از جام جهانی حذف شود و یا به دلیل شرایط جنگی به این کشور ویزا داده نشود؛ ایده‌ای عجیب که حتی پیشنهاد جایگزینی ایتالیا به جای ایران را مطرح کرد و بلافاصله با مخالفت شدید فیفا و حتی مقامات سیاسی-ورزشی در ایتالیا،  مواجه شد.

 لحظاتی پس از آنکه ترامپ ایران را مجددا به نابودی تهدید کرد! رسانه‌های جهانی خبری را یکصدا منتشر کردند که زنگ خطر شروع مجدد جنگ را به صدا درآورد. «حمله پهپادی به نزدیکی نیروگاه هسته‌ای «برکه» در امارات که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز آن را تایید کرد»، و با اینکه بخش بزرگی از مردم ایران در شامگاه یکشنبه با بیم از شروع جنگ به خانه‌ها رفتند، اما ترامپ همچنان گزینه «عقب‌گرد» را از منوی «میزتنش با تهران»، انتخاب کرد

ظاهرا فیفا به واشنگتن هشدار داده که هرگونه ممانعت از ورود بازیکنان، کادر فنی یا خبرنگاران کشورهای واجد شرایط (از جمله ایران)، نقض تعهدات میزبانی است و عواقب سنگینی برای فدراسیون فوتبال آمریکا دارد. در نتیجه، دولت ترامپ مجبور شده برای اعضای تیم ملی ایران استثنای ویزایی قائل شود، اما وقوع هرگونه درگیری نظامی مجدد، کل این ساختار را برهم خواهد زد.

۳. کابوس امنیتی « ICE» و اعتراضات خیابانی در شهرهای میزبان

مشکل دومِ دولت دوم ترامپ در اختیارات گسترده‌ای نهفته شده که به آژانس مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE)  جهت بازداشت و اخراج مهاجران، داده است. اندیشکده‌های امنیتی هشدار می‌دهند که تزریق نیروهای شبه‌نظامی و مسلح «ایس» به شهرهای میزبان جام جهانی جهت برقراری امنیت، در صورت تداوم یا شروع مجدد جنگ با ایران، می‌تواند جرقه اعتراضات ضد جنگِ بزرگی را در استادیوم‌ها و خیابان‌های آمریکا بزند. و در حالی که بیش از ۱۰ هزار خبرنگار بین‌المللی جهت پوشش جام جهانی فوتبال راهی آمریکا خواهند شد، کاخ سفید به شدت نگران انعکاس تصاویر درگیری‌های خیابانی و «سرکوب معترضان ضد جنگ» در «رسانه‌های جهان» در طولِ  مسابقات است.

و مشکل دیگر اینجاست که «دونالد ترامپ» همواره خود را عاشق «رویدادهای بزرگ ورزشی» یا «نمایش‌های پر زرق‌وبرق» معرفی کرده است. و طبیعی است که ترامپ در جام جهانی ۲۰۲۶ به عنوان بزرگترین صحنه‌ ورزشی جهان پس از رویداد المپیک، می‌تواند پرستیژ «ترامپِ قدرتمند و در عین حال صلح‌جو» را به رخ جهانیان بکشد.

بنابراین، در تئوری‌های نوشته شده بر روی کاغذ: بسیاری از تحلیل‌گران معتقدند که ادبیات تند دونالد‌ترامپ علیه ایران (که گفت ساعت برای تهران تیک‌تاک می‌کند) یک ضرب‌الاجل مصنوعی است تا پیش از سوت آغاز جام جهانی در ماه ژوئن، تهران را زیر فشار روانی به پای میز مذاکره بکشاند. در واقع او می‌خواهد پیش از باز شدن استادیوم‌ها، پرونده جنگ با ایران را -ولو به صورت موقت- ببندد تا تمرکز رسانه‌های جهان صرفاً روی «نمایش بزرگ او در واشنگتن و نیویورک» باشد، نه اخبار موشک‌باران در خلیج فارس. 

اما وقتی پارا به روی زمین می‌گذاریم و با «واقعیتِ محض» روبرو می‌شویم همچنان «مردِ دیوانه» را خواهیم دید که هرکار ناممکن -حتی اگر احمقانه‌ترین ایده در جهان باشد- توسط او ممکن خواهد بود!