وقتی ژنرال، سردارش را در خاکریز جا گذاشت
شماره ۲۰، نیست!
آریا طاری
اردیبهشت ۱۴۰۵، روزهایی که تب و تاب فوتبال در ایران به نقطه جوش خود نزدیک میشود و بوی جامجهانی ۲۰۲۶ آمریکا، مکزیک و کانادا به مشام میرسد، انتشار یک لیست ۳۰نفره از سوی فدراسیون فوتبال، زلزلهای تمامعیار در افکار عمومی به پا کرد. لیستی که قرار بود نماد اقتدار و اتحاد تیمی باشد که برای تاریخسازی قدم به بزرگترین آوردگاه فوتبال جهان میگذارد، اما به جای آن، تبدیل به سندی برای اثبات یکی از عجیبترین و تلخترین سوءمدیریتهای تاریخ فوتبال ایران شد. نامی که در این لیست غایب بود، نه یک بازیکن حاشیهای و نه یک استعداد تازهکشفشده، بلکه سردار آزمون بود؛ یکی از ستونهای اصلی تیم ملی، سومین گلزن برتر تاریخ فوتبال ایران و یکی از معدود لژیونرهایی که میتوانست در لحظات گرهخورده، ناجی یوزهای ایرانی باشد. خط خوردن سردار آزمون از تیم ملی، بدون شک عجیبترین، شوکهکنندهترین و در عین حال قابلتاملترین اتفاق ممکن در آستانه جامجهانی بود. اتفاقی که بیش از آنکه ریشه در مستطیل سبز داشته باشد، در هزارتوی سوءتفاهمها، تصمیمات شتابزده و البته فقدان یک مدیریت بحران حرفهای گم شد.
برای درک بهتر این تراژدی، باید به عقب برگردیم. به روزهای ابتدایی جنگ تحمیلی سوم علیه ایران؛ روزهایی که التهاب، نگرانی و حساسیت در بالاترین سطح خود قرار داشت و افکار عمومی با دقت و وسواس بیشتری رفتار چهرههای سرشناس را رصد میکرد. در چنین شرایط بغرنجی، سردار آزمون در یک بیسلیقگی و اشتباه محاسباتی محض، تصویری از خود در کنار حاکم دوبی در صفحه اینستاگرامش منتشر کرد. عکسی که اگرچه تنها چند ساعت روی صفحه او دوام آورد و خیلی زود پاک شد، اما در عصر ارتباطات، همان چند ساعت برای شعلهور شدن آتش خشم و انتقادات
کافی بود.
هیچکس منکر اشتباه سردار نیست. بازیکنی در قواره تیم ملی، آن هم یکی از کاپیتانها و بزرگترهای تیم، باید درک عمیقتری از شرایط زمانه، ژئوپلیتیک منطقه و احساسات جریحهدارشده مردمش داشته باشد. این یک خطای استراتژیک از سوی ستاره شباب الاهلی بود که تبعاتش خیلی زود دامن او را گرفت. غیبت غیرمنتظره در فیفادی گذشته و از دست دادن دو مسابقه تدارکاتی مقابل نیجریه و کاستاریکا، اولین پسلرزههای این اتفاق بود. اما آیا این اشتباه، باید با سنگینترین مجازات ممکن، یعنی خط کشیدن روی نام او برای جامجهانی ۲۰۲۶ پاسخ داده میشد؟
سردار پس از خط خوردن در اردوی فروردینماه، متوجه عمق فاجعه شد. او که جامجهانی را از همیشه به خود دورتر میدید، تلاش کرد تا به شیوه خودش دلجویی کند. از ۱۷ فروردین تا ۲۷ اردیبهشت (به مدت ۴۱روز)، آزمون تصویر پروفایل اینستاگرام خود را به عکسی با لباس سفید تیم ملی ایران تغییر داد. در دنیای مدرن امروز که شبکههای اجتماعی زبان گویای ناگفتهها هستند، این تغییر عکس یک پیام واضح داشت؛ من اشتباه کردم، اما قلبم با این پیراهن است و منتظر بخشش هستم.
۴۱روز چشمانتظاری برای بازگشت به آغوش تیمی که سالها برایش جنگیده بود. سردار در این مدت سکوت کرد، حاشیه نساخت، در بازیهای باشگاهیاش تمرکز کرد و منتظر ماند تا کادر فنی و در راس آن امیر قلعهنویی، پالسهای مثبت او را دریافت کنند. او امیدوار بود که این چراغ سبز، زمینهساز بازگشتش به جمع شاگردان قلعهنویی شود، اما وقتی لیست نهایی منتشر شد، مشخص شد که این ۴۱روز، تنها یک برزخ طولانی و بیسرانجام بوده است.
فدراسیون فوتبال ایران و امیر قلعهنویی میتوانستند از این فرصت برای نشان دادن اقتدار توام با رافت استفاده کنند. با خط زدن نام سردار اما تیم ملی یکی از زهردارترین مهاجمانش را از دست داد و آزمون نیز شانس حضور در سومین جامجهانیاش و شاید آخرین فرصت درخشش در این تورنمنت بزرگ را به تلخترین شکل ممکن از کف داد
نقطه اوج این ماجرا، نه خود خط خوردن سردار، بلکه واکنش و اظهارنظرهای امیر قلعهنویی، سرمربی باتجربه تیم ملی بود. قلعهنویی که به عنوان پرافتخارترین مربی تاریخ لیگ برتر ایران شناخته میشود و همواره به مدیریت بازیکنان بزرگ و اصطلاحا جمع کردن حواشی شهرت داشته، در توجیه این لیست ۳۰نفره جملهای بر زبان آورد که بیشتر به یک فرار رو به جلو شبیه بود تا یک توضیح منطقی. قلعهنویی گفت:«خدا را گواه میگیرم در انتخاب بازیکنان جز معیارهای فنی موضوع دیگری دخیل نبوده و من تنها بر اساس این معیار ٣٠بازیکن را انتخاب کردم.»
آقای قلعهنویی! شما مربی سرد و گرم چشیدهای هستید. سالهاست در این فوتبال نفس میکشید و با انواع و اقسام بحرانها دست و پنجه نرم کردهاید. اعتقادات مذهبی شما هم بر کسی پوشیده نیست و اتفاقا به همین دلیل است که وقتی پای «خدا» را به میان میآورید و او را گواه میگیرید، انتظار میرود کلامتان با واقعیت محض منطبق باشد. اما آیا واقعا خط خوردن سردار آزمون فنی بود؟
بیایید با آمار صحبت کنیم. سردار آزمون تا پیش از غیبت در اردوهای اخیر، دومین گلزن برتر تاریخ فوتبال ایران پشت سر علی دایی افسانهای بود. تنها غیبت او در بازیهای تدارکاتی اخیر و گلزنیهای مهدی طارمی باعث شد تا جای این دو نفر عوض شود و سردار به رتبه سوم سقوط کند. زوج طارمی-آزمون در سالهای گذشته، مخوفترین خط حمله آسیا را تشکیل داده بودند. بازیکنی با تجربه بازی در بوندسلیگا، سریآ و لیگ قهرمانان اروپا، بازیکنی که روی هوا مسلط است، تمامکنندگی بینظیری دارد و درک متقابلش با سایر بازیکنان هجومی تیم ملی در بالاترین سطح قرار دارد، چگونه میتواند به دلایل فنی از لیست ۳۰نفره خط بخورد؟
کدام کارشناس، کدام آنالیزور و کدام مربی با دانشی در دنیا میپذیرد که سردار آزمون از لحاظ فنی در بین ۳۰بازیکن برتر ایران جای ندارد؟ آقای قلعهنویی، شما به قدری باهوش هستید که میدانید هیچکس این ادعا را باور نمیکند. همه میدانند که مسائل غیرفنی و بیرونی باعث این تصمیم شده است. اگر تحت فشار بودید، اگر دستور از نهادهای بالاتر بود و یا اگر خودتان به عنوان یک تنبیه انضباطی این تصمیم را گرفتید، چرا شفاف آن را بیان نکردید؟ چرا پشت واژه «فنی» پنهان شدید؟ صداقت با مردم و رسانهها، بسیار ارزشمندتر از گواه گرفتن خداوند برای توجیه یک تصمیم غیرفنی بود. ای کاش موضع مقتدرانهتری میگرفتید و میگفتید:«سردار بازیکن بزرگی است، اما به دلیل خطای خارج از زمینش، او را تنبیه کردیم.» این موضع، حداقل احترام افکار عمومی را به همراه داشت.
هیچکس منکر اشتباه سردار نیست. غیبت غیرمنتظره در فیفادی گذشته و از دست دادن دو مسابقه تدارکاتی مقابل نیجریه و کاستاریکا، اولین پسلرزههای این اتفاق بود. اما آیا این اشتباه، باید با سنگینترین مجازات ممکن، یعنی خط کشیدن روی نام او برای جامجهانی ۲۰۲۶ پاسخ داده میشد؟
وقتی نام سردار در لیست نبود، واکنش او قابل پیشبینی بود. او که ۴۱روز دندان روی جگر گذاشته بود، بلافاصله عکس پروفایلش را تغییر داد و تصویری با پیراهن باشگاهی شباب الاهلی جایگزین پیراهن سفید تیم ملی شد. اما این پایان ماجرا نبود. آزمون در یک اقدام اعتراضی، صفحات رسمی تیم ملی ایران و فدراسیون فوتبال را در اینستاگرام آنفالو کرد. این رفتار، نماد بارز سرخوردگی بازیکنی است که احساس میکند به او خیانت شده است. بازیکنی که فکر میکرد با سکوت و تلاش برای جبران، بخشیده میشود، اما با درهای بسته مواجه شد. با این حال، در میان این خشم و طغیان مجازی، یک نکته بسیار ظریف و معنادار وجود داشت؛ سردار آزمون، امیر قلعهنویی را آنفالو نکرد.
این تفاوت رفتار، حاوی یک پیام پنهان است. سردار به خوبی میداند که قلعهنویی شخصا علاقه زیادی به او دارد و شاید در اعماق قلبش، میداند که تصمیم خط زدن او، صددرصد در اختیار سرمربی نبوده و فشارهای بیرونی فدراسیون و سایر نهادها در آن دخیل بوده است. او با حفظ قلعهنویی در لیست فالوئرهایش، نشان داد که مشکلش با مدیریت فوتبال است، نه لزوما با سرمربی تیم.
بیایید منطقی باشیم. سردار آزمون یکی از بزرگترهای تیم بود. بازیکنی که حضورش در رختکن تیم ملی، وزنه سنگینی محسوب میشد. آیا واقعا نمیشد این قضیه را بهتر مدیریت کرد؟ در فوتبال روز دنیا، بازیکنان بارها اشتباهات مهلکتری در خارج از زمین انجام میدهند. از مسائل اخلاقی گرفته تا اظهارنظرهای سیاسی و رفتارهای هنجارشکنانه. اما باشگاهها و فدراسیونهای حرفهای، چگونه با این موارد برخورد میکنند؟ آنها از بازیکنانشان محافظت میکنند، بحران را مدیریت میکنند، بازیکن را جریمه نقدی میکنند، از او میخواهند به صورت رسمی و علنی عذرخواهی کند و در نهایت، پس از یک تنبیه مشخص، او را به آغوش تیم برمیگردانند.
فدراسیون فوتبال ایران و امیر قلعهنویی میتوانستند از این فرصت برای نشان دادن اقتدار توام با رافت استفاده کنند. میشد سردار را به یک مصاحبه عذرخواهی صریح مجاب کرد. میشد او را یک اردوی دیگر جریمه کرد، اما نامش را برای جامجهانی حفظ کرد. حذف کردن صورتمساله، سادهترین و البته مخربترین راه حل بود. با این تصمیم، تیم ملی یکی از زهردارترین مهاجمانش را از دست داد و سردار آزمون نیز شانس حضور در سومین جامجهانیاش و شاید آخرین فرصت درخشش در این تورنمنت بزرگ را به تلخترین شکل ممکن از کف داد.
جامجهانی ۲۰۲۶ آغاز خواهد شد و کاروان تیم ملی فوتبال ایران بدون شماره۲۰ همیشگیاش راهی قاره آمریکا میشود. در روزهایی که تیم ملی به تکتک سرمایههایش برای عبور از سد حریفان قدرتمند نیاز دارد، جای خالی سردار آزمون در خط حمله، مثل یک زخم باز روی پیکره تیم خودنمایی خواهد کرد. این اتفاق، یک درس تلخ برای فوتبال ایران است. درسی برای بازیکنان که بدانند هر رفتار خارج از مستطیل سبز میتواند به قیمت نابودی رویاهایشان تمام شود و درسی بزرگتر برای مدیران و مربیان که بدانند مدیریت تنها چیدن ترکیب ۱۱نفره و تعویض در دقیقه۷۰ نیست؛ مدیریت یعنی حفظ سرمایهها در روزهای بحرانی، مدیریت یعنی صداقت با افکار عمومی و عدم استفاده ابزاری از مقدسات برای توجیه تصمیمات پرواضح.
سردار آزمون از جامجهانی جا ماند، نه به خاطر افت فنی، نه به خاطر عملکرد ضعیف در شباب الاهلی، بلکه به خاطر یک عکس، یک اشتباه و مجموعهای از مدیران که بلد نبودند چگونه یک بحران را به سلامت از سر بگذرانند. آقای قلعهنویی، تاریخ فوتبال ایران این روزها را فراموش نخواهد کرد؛ روزی که ژنرال، یکی از بهترین سردارانش را در خاکریز حواشی تنها گذاشت و بدون او به جنگ رفت. کاش حداقل در این مسیر، خدا را گواه نمیگرفتید!
دیدگاه تان را بنویسید