نازنین دشتی 

شامگاه سه‌شنبه، آسمان میلان هم پابه‌پای هواداران حاضر در سن‌سیرو می‌گریست. سوت پایان بازی که به صدا درآمد، سکوتی مرگبار سکوهای جوزپه مه‌آتزا را فرا گرفت؛ سکوتی که تنها با فریادهای شادی چند صد هوادار زردپوش در گوشه‌ای از طبقه سوم استادیوم شکسته می‌شد. اینتر میلان، یکی از اشراف‌زادگان فوتبال اروپا و صدرنشین بلامنازع سری‌آ، در خانه خود زانو زده بود. نه مقابل رئال‌مادرید، نه بایرن مونیخ؛ بلکه برابر تیمی از شهری در نروژ که جمعیت کل آن به زحمت به اندازه گنجایش ورزشگاه سن‌سیرو می‌رسد؛ بودو/گلیمت (Bodø/Glimt). حذف اینتر با نتیجه مجموع پنج بر دو در مرحله پلی‌آف لیگ قهرمانان اروپا، تنها یک شگفتی نبود؛ این یک زلزله تاکتیکی بود که پایه‌های فوتبال مدرن و سرمایه‌داری را لرزاند. 

برای درک عمق فاجعه‌ای که این هفته در سن‌سیرو تکمیل شد، باید به یک هفته قبل برگردیم. ورزشگاه آسپمیرا در شهر بودو، جایی بالاتر از مدار قطب شمال. بادهای استخوان‌سوز و چمن مصنوعی، میزبان ستاره‌های میلیون دلاری اینتر بودند. کریستین چیوو، سرمربی اینتر، شاید در دل خود فکر می‌کرد که تیمش با یک بازی کنترل‌شده می‌تواند از این جهنم یخ‌زده جان سالم به در ببرد. اما بودو/گلیمت از همان دقیقه اول نشان داد که قرار نیست به نام‌ها احترام بگذارد. پرسینگ وحشتناک نروژی‌ها و انتقال توپ‌های برق‌آسا باعث شد تا خط دفاعی سه ‌نفره اینتر بارها و بارها جا بماند. شکست سه بر یک در بازی رفت، زنگ خطری بود که در میلان به اندازه کافی جدی گرفته نشد. ایتالیایی‌ها این باخت را به گردن آب ‌و هوا و چمن مصنوعی انداختند، غافل از اینکه طوفان اصلی در راه ایتالیا بود. 

سه‌شنبه شب، میلان آماده یک کامبک (بازگشت) تاریخی بود. رسانه‌های ایتالیایی از جمله گاتزتا دلو اسپورت تیتر زده بودند:«غرورتان را نشان دهید!». اینتر بازی را طوفانی آغاز کرد. خیمه سنگین یاران چیوو روی دروازه نروژی‌ها، بیش از ۳۰‌ شوت به سمت دروازه و مالکیت توپی که گاهی به ۷۵‌ درصد می‌رسید، نوید یک شب رؤیایی را می‌داد. اما دفاع بودو/گلیمت مانند یک دیوار یخی، غیرقابل نفوذ بود. در فوتبال قانونی نانوشته وجود دارد؛ وقتی حمله می‌کنی و گل نمی‌زنی، طبیعت بی‌رحم این ورزش تو را مجازات خواهد کرد. این مجازات در دقیقه ‌۵۸ فرا رسید. یک اشتباه مرگبار و محاسباتی از مانوئل آکانجی، توپ را در اختیار مهاجمان حریف قرار داد. 

اما درام داستان اینجا بود؛ کسی که توپ را به تور دروازه زومر چسباند، ینس پتر هاوگه بود! بازیکن سابق آث میلان که حالا با پیراهن زرد بودو/گلیمت، در ورزشگاه رقیب دیرینه می‌درخشید و حسابی روی اعصاب هواداران اینتر رژه می‌رفت. این گل، شیرازه روانی اینتر را از هم پاشید. در حالی که نراتزوری سراپا حمله شده بود، در دقیقه ‌۷۲، یک ضدحمله کلاسیک دیگر تیر خلاص را شلیک کرد و هاکون اوین گل دوم را به ثمر رساند. گل دقیقه ‌۷۶ الساندرو باستونی تنها یک تسلی‌خاطر بی‌ارزش بود. سوت پایان بازی با نتیجه دو بر یک (۵-۲ در مجموع) به معنای پایان رویای اروپایی اینتر 

در این فصل بود.

اما این غول‌کش نروژی از کجا آمده است؟ چگونه تیمی با بودجه‌ای کمتر از دستمزد سالانه لائوتارو مارتینز، می‌تواند منچسترسیتی، اتلتیکو مادرید، رم و حالا اینتر را به زانو درآورد؟ برای پاسخ به این سوال باید به سراغ معمار این تیم رفت؛ کتیل کنوتسن. زمانی که کنوتسن در سال ۲۰۱۷ هدایت این تیم را بر عهده گرفت، بودو/گلیمت یک تیم معمولی در دسته دوم نروژ بود. اما او یک فلسفه ساده و در عین حال پیچیده را تزریق کرد؛ بدون ترس بازی کن، مهم نیست حریف چه کسی است. بازیکنان بودو به گونه‌ای در زمین می‌دوند که گویی خستگی برای‌شان معنایی ندارد. آنها در دقایق پایانی بازی، همان‌قدر پرانرژی هستند که در سوت آغاز. سیستم ۴-۳-۳ کنوتسن به قدری روان اجرا می‌شود که بازیکنان با چشمان بسته یکدیگر را پیدا می‌کنند. آنها ستاره‌های بزرگ نمی‌خرند، بلکه در یک سیستم کارآمد، بازیکنان معمولی را به ستاره تبدیل می‌کنند. در رختکن بودو/گلیمت، یک روانشناس ورزشی به نام بیورن مانسارک حضور دارد که ذهنیت بازیکنان را برای تقابل با بزرگ‌ترین تیم‌های جهان آماده می‌کند. پیروزی معروف ۶ بر یک مقابل رم خوزه مورینیو در سال‌های گذشته، سنگ بنای این خودباوری بود. 

این حذف تحقیرآمیز، پارادوکس عجیبی برای اینتر ایجاد کرده است. از یک سو، تیم کریستین چیوو در سری‌آ با ۱۰‌ امتیاز اختلاف در صدر جدول قرار دارد و به سوی اسکودتو می‌تازد. از سوی دیگر، این افتضاح اروپایی سایه سنگینی بر موفقیت‌های داخلی انداخته است. مدیریت اینتر حالا در دوراهی سختی قرار دارند. آیا قهرمانی در ایتالیا می‌تواند مرهمی بر زخم عمیق حذف از اروپا به دست یک تیم نروژی باشد؟ تاریخ نشان داده است که در سن‌سیرو، هواداران حافظه درازمدتی برای شکست‌های تحقیرآمیز دارند. چیوو باید در هفته‌های آینده تیمی را از لحاظ روانی بازسازی کند که غرورش در سرمای نروژ و باران میلان لگدمال شده است. 

داستان بودو/گلیمت و اینتر، یادآوری زیبایی از ذات واقعی فوتبال است. جایی که پول، تاریخچه و ستاره‌ها همیشه حرف اول را نمی‌زنند؛ بلکه نظم، شجاعت، دوندگی بی‌امان و یک نقشه بی‌نقص می‌تواند هر غیرممکنی را ممکن سازد. بودو/گلیمت دیگر یک شگفتی نیست؛ آنها یک واقعیت خطرناک در قلب اروپا هستند.