اعتراض به بازداشت و سرکوب زنان افغان، پای مهاجران افغان و ایرانیان را نیز به خیابان کشاند
همبستگی زنانی که خشونت را میشناسند
سعیده علیپور
در روزهای اخیر مأموران وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان در هرات، دستکم سی زن و دختر را از خیابانها ربودند. جرمشان؟ رعایت نکردن پوشش مورد تأیید حاکمان. این اقدام جرقهای بود که انبار باروت پنج سال خفقان را شعلهور کرد و اعتراضاتی را برانگیخت که به گفته ناظران بینالمللی، از نادرترین تجمعات مدنی در دوران حاکمیت مجدد طالبان به شمار میرود. این بار اما داستان در مرزهای افغانستان نماند؛ صدای آن به تهران و مشهد هم رسید.
تصاویر هرات برای بسیاری از زنان ایرانی آشنا بود؛ آنقدر آشنا که انگار نه از کشوری دیگر، بلکه از خیابانی در همین نزدیکی میآمد. زنانی که برای ابتداییترین حقوق خود به خیابان آمده بودند، شعار میدادند اما پاسخشان نه گفتوگو، که بازداشت و خشونت بود. صحنهای که در روزهای اخیر از شهر هرات افغانستان مخابره شد، برای میلیونها زن در منطقه چیزی بیش از یک خبر خارجی بود؛ یادآور تجربهای مشترک از مواجهه با ساختارهایی که بدن، پوشش و حضور اجتماعی زنان را موضوع کنترل سیاسی و ایدئولوژیک قرار میدهند.
اعتراضات اخیر در هرات پس از تشدید محدودیتهای طالبان علیه زنان آغاز شد. گزارشهای منتشرشده از سوی سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری نشان میدهد که نیروهای طالبان در هفتههای گذشته دهها زن و دختر را به دلیل آنچه «رعایت نکردن حجاب مورد نظر حکومت» خوانده شده، بازداشت کردهاند. این بازداشتها با واکنش گسترده شهروندان هرات روبهرو شد و گروهی از زنان و مردان معترض در خیابانهای این شهر تجمع کردند.
هرات در دو دهه گذشته یکی از مهمترین مراکز فرهنگی و دانشگاهی افغانستان بوده است. بسیاری از فعالان مدنی، روزنامهنگاران، استادان دانشگاه و دانشجویان زن در این شهر زندگی میکردند و به همین دلیل، محدودیتهای تازه طالبان در هرات بازتاب گستردهتری نسبت به بسیاری از مناطق دیگر افغانستان پیدا کرده است.
براساس گزارشهای منتشرشده، اعتراضات با برخورد خشونتآمیز نیروهای طالبان مواجه شد. منابع محلی از کشته شدن دستکم دو نفر، از جمله یک زن و یک کودک، و زخمی شدن چند تن دیگر خبر دادهاند. همچنین گزارشهایی درباره بازداشت معترضان و گسترش فضای امنیتی در شهر منتشر شده است. برخی منابع محلی از حضور نیروهای طالبان در اطراف مراکز درمانی و تلاش برای شناسایی شرکتکنندگان در اعتراضات نیز خبر دادهاند.
پنج سال آپارتاید جنسیتی
برای درک آنچه در هرات رخ داد، باید از مرداد ۱۴۰۰ آغاز کرد؛ زمانی که طالبان برای دومین بار قدرت را در افغانستان به دست گرفت. از همان ابتدا، زنان افغانستان با موجی از محدودیتهای حقوقی و اجتماعی روبهرو شدند که بسیاری از نهادهای بینالمللی آن را نه مجموعهای از تصمیمات پراکنده، بلکه پروژهای سیستماتیک برای حذف زنان از عرصه عمومی توصیف میکنند.
اعتراضات اخیر در هرات پس از تشدید محدودیتهای طالبان علیه زنان آغاز شد. گزارشهای منتشرشده از سوی سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری نشان میدهد که نیروهای طالبان در هفتههای گذشته دهها زن و دختر را به دلیل آنچه «رعایت نکردن حجاب مورد نظر حکومت» خوانده شده، بازداشت کردهاند
دختران از تحصیل در مقاطع متوسطه و دانشگاه محروم شدند. زنان از اشتغال در اغلب حوزهها منع شدند. حضور آنان در پارکها، حمامهای عمومی، سالنهای ورزشی و بسیاری از فضاهای عمومی ممنوع اعلام شد. قوانینی مبنی بر الزام به همراهی «محرم» برای سفر و خروج از منزل وضع شد. و در نهایت، پوشش زنان به یکی از ابزارهای اصلی کنترل و سرکوب تبدیل شد.
کارشناسان حقوق بینالملل این مجموعه سیاستها را ذیل مفهوم «آپارتاید جنسیتی» دستهبندی میکنند؛ مفهومی که هنوز به صورت رسمی در نظام حقوق بینالملل به رسمیت شناخته نشده، اما سازمانهای متعددی از جمله نهادهای وابسته به سازمان ملل خواهان شناسایی آن هستند. هرات در این میان جایگاه ویژهای داشت؛ شهری با پیشینه غنی فرهنگی، دانشگاهی و مدنی که در دو دهه گذشته خانه فعالان زن، معلمان، روزنامهنگاران و دانشجویان بود. به همین دلیل، محدودیتهای طالبان در هرات همواره با حساسیت و مقاومت بیشتری مواجه شده است.
دستور جدید و موج بازداشتها
بیش از یک هفته پیش، امامان جمعه هرات به دستور مقامات طالبان در نماز جمعه اعلام کردند که از این پس، حضور زنان در فضای عمومی بدون پوشش کامل، یعنی برقع یا چادر سیاه پوشاننده چهره، جرم تلقی خواهد شد. مأموران اداره امر به معروف در نقاط مختلف شهر، از جمله بازارها، مراکز خرید و خیابانهای اصلی مستقر شدند تا زنانی را که از نگاه آنان معیارهای مورد نظر حکومت را رعایت نکردهاند، شناسایی و بازداشت کنند.
نتیجه این دستور، بازداشت دستهجمعی زنان در روزهای ششم و هفتم ژوئن(16 و 17 خرداد) بود. هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان رسما تأیید کرد که در این دو روز، دستکم سی زن توسط مأموران وزارت امر به معروف بازداشت شدهاند. گزارشهای محلی از ربوده شدن دختران جوان در برابر چشمان خانوادههایشان حکایت میکرد. تصاویری که در شبکههای اجتماعی منتشر شد، صحنههای دردناکی از بازداشت اجباری را نشان میداد؛ صحنههایی که برای ما ایرانیها ناآشنا نیست.
حتی در میان واکنشهای رسمی طالبان به اعتراضات، یکی از آشکارترین نمونههای تحقیر سیستماتیک زنان را میتوان در اظهارات والی هرات یافت؛ رفتاری که مشابه آن در ایران نیز بارها دیده شده است. والی طالبان ادعا کرد که زنان بازداشتشده «مشکلات روانشناختی» داشتهاند؛ استدلالی که در عمل تمام کسانی را که حاضر نیستند قوانین طالبان را بپذیرند، از نظر ذهنی بیمار قلمداد میکند.
این نوع استدلال ابزاری آشناست؛ برچسب بیماری روانی به مخالفان، روشی که در دوران اعتراضات زنان در ایران نیز بارها به کار گرفته شد.
صدای هرات در تهران
یکی از تحولات برجسته این رویداد، واکنشی بود که خارج از مرزهای افغانستان و مشخصا در ایران شکل گرفت. روزهای چهارشنبه و پنجشنبه، شماری از مهاجران افغان مقیم ایران در تهران، همراه با گروهی از ایرانیان معترض، دست به تجمع اعتراضی زدند؛ یک بار مقابل سفارت افغانستان در تهران که تحت کنترل طالبان است و بار دیگر مقابل دفتر سازمان ملل متحد. معترضان پلاکاردهایی در دست داشتند که روی یکی از آنها نوشته شده بود: «سند عزت، خون پاک جوانان هرات است.» این تجمعات یک روز پس از سرکوب خونین معترضان در منطقه جبرئیل هرات برگزار شد. همزمان، در شبکههای اجتماعی نیز فراخوانهایی برای برگزاری تجمع اعتراضی مقابل کنسولگری افغانستان در مشهد، مرکز استان خراسان رضوی، دست به دست میشد.
در میان واکنشهای رسمی طالبان به اعتراضات، یکی از آشکارترین نمونههای تحقیر سیستماتیک زنان را میتوان در اظهارات والی هرات یافت؛ رفتاری که مشابه آن در ایران نیز بارها دیده شده است. والی طالبان ادعا کرد که زنان بازداشتشده «مشکلات روانشناختی» داشتهاند
اما پاسخ پلیس ایران به این اعتراضها آشنا بود؛ همان دستور «متفرق شوید» که زنان ایرانی سالهاست با آن آشنا هستند.
اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی ایران در استان خراسان رضوی روز جمعه، بیستودوم خرداد، اطلاعیهای رسمی صادر کرد و به مهاجران افغانستانی هشدار داد که بدون «مجوز رسمی» تجمع اعتراضی یا تحصن برگزار نکنند. در اطلاعیه این اداره که از سوی خبرگزاری دولتی تسنیم منتشر شد، آمده بود: «هرگونه فراخوان، تجمع یا تحصن از سوی اتباع خارجی مقیم ایران بدون دریافت مجوز رسمی، غیرقانونی بوده و با آن برخورد قانونی خواهد شد.»
این اداره از مهاجران افغانستانی خواست فعالیتهای خود را در «چارچوب قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران» تنظیم کنند و تأکید کرد که تجمعات فاقد مجوز میتواند «تبعات و پیامدهای حقوقی» به دنبال داشته باشد. این در حالی بود که در کنار معترضان افغان زنان ایرانی هم حضور داشتند.
پیوند دو روایت؛ زنان ایران و زنان افغانستان
آنچه در این اعتراضها جلب توجه میکند، نه فقط یک همبستگی انسانی ساده، بلکه پیوند عمیقی است که میان تجربه زنان ایرانی و زنان افغانستانی وجود دارد. خشونت عریانی که زنان هراتی در خیابانهای جبرئیل با آن روبهرو شدند، برای بسیاری از زنان ایرانی آشنا بود؛ نه آشنایی از روی شنیدهها، بلکه آشنایی از دل تجربه زیسته.
شعارهایی که زمانی در خیابانهای ایران طنینانداز شد، این بار در هرات نیز پژواک یافت. معترضان هرات با همان مضامین، یعنی حق تحصیل، حق کار و حق حضور در اجتماع، به خیابان آمدند. این تشابه تصادفی نیست؛ هر دو در برابر منطق مشابهی ایستادهاند: استفاده از پوشش و بدن زنان به عنوان میدان اصلی کنترل اجتماعی و قدرت سیاسی.
در شبکههای اجتماعی، بسیاری از کاربران ایرانی با هشتگهای حمایتی به همبستگی با زنان افغانستان پرداختند. برخی فعالان زن ایرانی تصریح کردند که خشونتی که زنان افغانستان تحت حاکمیت طالبان با آن روبهرو هستند، نسخه افراطیتر همان محدودیتهایی است که زنان ایران با درجات متفاوتی از آن رنج میبرند
در شبکههای اجتماعی، بسیاری از کاربران ایرانی با هشتگهای حمایتی به همبستگی با زنان افغانستان پرداختند. برخی فعالان زن ایرانی تصریح کردند که خشونتی که زنان افغانستان تحت حاکمیت طالبان با آن روبهرو هستند، نسخه افراطیتر همان محدودیتهایی است که زنان ایران با درجات متفاوتی از آن رنج میبرند.
این همبستگی اما وجهی تلخ نیز داشت؛ زنانی که میخواستند در حمایت از همتایان افغانستانی خود به خیابان بیایند، با همان منطق «مجوز بگیرید» مواجه شدند؛ منطقی که سالهاست در برابر هر نوع تجمع اعتراضی تکرار میشود.
شعار «تحصیل، کار، آزادی» که در جبرئیل هرات سر داده شد، چیزی جز مطالبه ابتداییترین حقوق انسانی نیست. اینکه چنین مطالبهای با بازداشت، خشونت یا سرکوب پاسخ داده شود، چه در هرات و چه در هر نقطه دیگری، نشان میدهد مسئله فراتر از یک مناقشه بر سر پوشش است. آنچه در خیابانهای هرات جریان دارد، بخشی از نبردی گستردهتر بر سر حق حضور، حق انتخاب و کرامت انسانی زنان است؛ نبردی که پژواک آن، این بار در خیابانها و شبکههای اجتماعی ایران نیز شنیده شد.
دیدگاه تان را بنویسید