کارت سفر؛ تسهیل گردشگری یا صورت‌بندی تازه فقر؟

وزارت میراث فرهنگی از طرح «کارت سفر» رونمایی کرده است؛ ابزاری اعتباری که قرار است هزینه سفر را قسطی کند و گردشگری داخلی را از رکود خارج کند. اما این پرسش جدی مطرح است که آیا مشکل سفر نرفتن ایرانی‌ها نبودِ ابزار مالی است یا کاهش قدرت خرید؟

به گزارش رویداد24، صنعت گردشگری ایران همیشه با یک تناقض بزرگ مواجه بوده است. از یک سو مسئولان از ظرفیت‌های گسترده گردشگری کشور سخن می‌گویند و از سوی دیگر آمار‌های غیررسمی و مشاهدات میدانی نشان می‌دهد سفر برای بخش بزرگی از خانوار‌های ایرانی به کالایی لوکس تبدیل شده است. حالا وزارت میراث فرهنگی از طرحی با عنوان «کارت سفر» رونمایی کرده؛ ابزاری که قرار است هزینه سفر را به شکل اقساطی در اختیار مردم قرار دهد و تقاضا برای سفر‌های داخلی را افزایش دهد.

جزئیات نهایی این طرح هنوز به طور کامل منتشر نشده، اما آنچه تاکنون اعلام شده نشان می‌دهد دولت قصد دارد با همکاری شبکه بانکی یا شرکت‌های مالی، امکان دریافت اعتبار یا تسهیلات سفر را برای متقاضیان فراهم کند تا هزینه اقامت، حمل‌ونقل و خدمات گردشگری به صورت اقساطی پرداخت شود. این ایده البته کاملاً جدید نیست. در سال‌های گذشته نیز طرح‌هایی مانند «سفرکارت»، وام سفر و حتی کارت‌های اعتباری ویژه گردشگری مطرح شده بود که هیچ‌کدام نتوانستند تحول چشمگیری در بازار گردشگری ایجاد کنند.

در نگاه اول، پرداخت اقساطی هزینه سفر ایده عجیبی نیست. در بسیاری از کشور‌ها شرکت‌های مالی و بانک‌ها امکان خرید اقساطی تور، بلیت هواپیما یا رزرو هتل را فراهم کرده‌اند. در سال‌های اخیر حتی مدل‌های «اکنون سفر کن، بعداً پرداخت کن» در بازار جهانی گردشگری گسترش یافته است. شرکت‌های مالی این مدل را راهی برای افزایش دسترسی طبقه متوسط به سفر می‌دانند. اما یک تفاوت مهم وجود دارد. در اقتصاد‌های باثبات، این ابزار‌ها معمولاً مکمل درآمد خانوار هستند؛ یعنی فرد توانایی مالی سفر را دارد، اما ترجیح می‌دهد هزینه را در چند قسط پرداخت کند. در ایران، اما بسیاری از خانوار‌ها نه به دلیل ترجیح مالی، بلکه به دلیل ناتوانی در پرداخت نقدی از سفر محروم شده‌اند. همین تفاوت، ارزیابی موفقیت کارت سفر را 

پیچیده می‌کند.

دافعان کارت سفر معتقدند بسیاری از خانواده‌ها توان پرداخت یکجای هزینه سفر را ندارند و اقساطی شدن می‌تواند مانع مالی را برطرف کند. این استدلال تا حدی درست به نظر می‌رسد. بخشی از تقاضای سفر به دلیل هزینه‌های سنگین حمل‌ونقل، اقامت و خدمات گردشگری سرکوب شده است و دسترسی به اعتبار می‌تواند این تقاضا را فعال کند. اما نباید فراموش کرد که مشکل امروز اقتصاد ایران فراتر از کمبود نقدینگی کوتاه‌مدت است. خانواری که برای خرید لوازم خانگی، پوشاک، تلفن همراه و حتی برخی اقلام ضروری زندگی به خرید قسطی روی آورده، الزاماً با دریافت یک کارت اعتباری جدید ثروتمندتر نمی‌شود. او فقط بدهی بیشتری را به آینده منتقل می‌کند. واقعیت این است که طی سال‌های اخیر پدیده «قسطی شدن زندگی» در ایران گسترش یافته است. از خرید کالا‌های مصرفی گرفته تا خدمات درمانی و آموزشی، بسیاری از خانوار‌ها برای حفظ سطح زندگی خود به اعتبار و بدهی متکی شده‌اند. در چنین شرایطی، اضافه شدن «سفر قسطی» ممکن است بیش از آنکه نشانه رونق اقتصادی باشد، بازتابی از کاهش قدرت خرید باشد.

از منظر صنعت گردشگری، کارت سفر می‌تواند در کوتاه‌مدت به افزایش تقاضا کمک کند. هتل‌ها، آژانس‌ها و فعالان گردشگری نیز از چنین طرح‌هایی استقبال می‌کنند، زیرا رکود اقتصادی مستقیماً بر بازار آنها اثر گذاشته است. اما پرسش مهم‌تر این است که آیا رونق پایدار گردشگری با کارت اعتباری ممکن است؟ تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد رشد واقعی سفر زمانی رخ می‌دهد که درآمد خانوار‌ها افزایش پیدا کند، تورم کنترل شود و مردم نسبت به آینده اقتصادی خود احساس امنیت داشته باشند. در نهایت، موفقیت یا شکست کارت سفر به یک سؤال ساده بستگی دارد: آیا مردم برای سفر نرفتن فقط پول نقد کم دارند یا اساساً درآمد کافی برای تحمل یک قسط جدید هم ندارند؟ اگر پاسخ گزینه دوم باشد، کارت سفر بیش از آنکه درمان باشد، تنها یک مُسکن موقت خواهد بود.