مسأله تندروها در ایران و آمریکا، جنگطلبی است یا تلطیف فشار توافق؟
همنوایی در دو سوی اقیانوس!
طهمورث گیلانی
در حالی که عقربههای ساعت دیپلماسی در منطقه به لحظات سرنوشتسازی نزدیک میشود، گزارشهای رسیده از راهروهای سیاست در تهران و واشنگتن حاکی از آن است که توافق میان ایران و ایالات متحده برای پایان دادن به جنگ، به مرحلهای حساس و در عین حال شکننده رسیده است. اگرچه دونالد ترامپ با ادبیاتی غیرمعمول از نهایی شدن این تفاهم سخن گفته، اما واقعیت صحنه نشان میدهد که این توافق بیش از آنکه یک پیمان صلح پایدار باشد، نوعی «آتشبس ۶۰ روزه» برای جلوگیری از یک جنگ تمامعیار و بازگشت به میز مذاکرات کلان است. با این حال، یکی از موانع در برابر این مسیر، نه فقط در میدان نبرد، بلکه در جبههای متحد از مخالفان داخلی در ایران و تندروهای جمهوریخواه در آمریکا شکل گرفته است؛ جریانی که به نظر میرسد بقای خود را در تداوم تنش میبیند و با وجود تضادهای ظاهری، در یک همسویی استراتژیک، مانعی جدی بر سر راه پایان جنگ ایجاد کردهاند.
جنگ بر سر کلمات و جزئیات سیال
در پی اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر ورود توافق میان ایران و آمریکا به مرحله نهایی، روایات متناقضی از جزئیات این توافق در رسانههای بینالمللی و داخلی منتشر شده است که هر یک از زاویهای به نقد یا تمجید از آن میپردازند. به گزارش نیویورکتایمز به نقل از دو مقام آمریکایی، یکی از عناصر کلیدی در توافق پیشنهادی، تعهد ایران به صرفنظر کردن از ذخایر اورانیوم با غنای بالاست. این گزارش مدعی است که اگرچه جزئیات فنی این اقدام به مذاکرات آینده موکول شده، اما اعلام تعهد ایران به این موضوع برای واشنگتن جنبه حیاتی دارد. نیویورکتایمز همچنین فاش کرد که پیش از این، برنامهریزان نظامی گزینههایی را برای بمباران ذخایر اورانیوم ایران در تاسیسات اصفهان به ترامپ ارائه داده بودند. گفته میشود بخش اعظم این ذخایر در تاسیسات هستهای اصفهان قرار دارد که در جریان جنگ ۱۲ روزه در ماه ژوئن هدف موشکهای «تاماهاوک» آمریکا قرار گرفت و اکنون زیر آوار این تاسیسات مدفون است. یکی از گزینههای مطرح شده، بمباران مجدد تاسیسات اصفهان با بمبهای سنگرشکن با هدف نابودی قطعی این ذخایر بود، اما ترامپ در نهایت مسیر دیپلماسی را برگزید.
در مقابل، رسانههای نزدیک به جریانهای تندرو در ایران، روایت کاملاً متفاوتی را برجسته میکنند تا از فشار افکار عمومی بر تیم مذاکرهکننده بکاهند. خبرگزاری فارس با رد ادعای بازگشایی کامل تنگه هرمز، نوشت: «ایران موافقت کرده است اجازه دهد تعداد کشتیهای عبوری به میزان قبل از جنگ بازگردد، اما این به هیچ عنوان به معنای تردد آزاد به وضعیت قبل از جنگ نیست.» این خبرگزاری همچنین تأکید کرد که در این مرحله هیچ تعهدی درباره پرونده هستهای داده نشده و پرونده هستهای اساساً در این مرحله مورد بحث قرار نگرفته است. فارس اعلام کرد که بر اساس آخرین متن رد و بدل شده، تنگه هرمز کماکان تحت مدیریت ایران خواهد بود. این تضاد در روایتها نشاندهنده فشار سنگینی است که تیمهای مذاکرهکننده از سوی افکار عمومی و مخالفان داخلی خود حس میکنند؛ جایی که هرگونه امتیازدهی کوچک، به مثابه شکست استراتژیک تعبیر میشود و مخالفان داخلی از آن به عنوان ابزاری برای تضعیف دولت استفاده میکنند.
علم مخالفت در تهران مانعی صلح
در داخل ایران، جریانی که همواره با دیده تردید به هرگونه مذاکره با غرب نگریسته، اکنون با تمام قوا به میدان آمده است تا مانع از نهایی شدن این تفاهمنامه شود. این جریان مدعی است که توافق در شرایط فعلی، نه یک ضرورت دیپلماتیک، بلکه «تسلیم در برابر دشمن» است. امیرحسین ثابتی، از چهرههای شاخص این طیف، در کانال تلگرامی خود با حمله به تیم مذاکرهکننده، از علی باقری و محمدباقر قالیباف انتقاد کرد و نوشت: «اخبار ضد و نقیضی به گوش میرسد و طبق معمول مسئولان تیم مذاکرهکننده از عراقچی تا قالیباف سکوت کردهاند و این رسانههای آمریکایی هستند که روایت اول را به دست گرفتهاند و ظاهراً مسئولان ما همچنان مردم را نامحرم میدانند.» ثابتی در ادامه با لحنی تندتر افزود: «آمریکا هر تعهدی بدهد آن را اجرا نخواهد کرد، لذا اگر کسی هنوز از اینکه قرار است توافق شود خوشحال است، یعنی در عالم هپروت سیر میکند و برای بار صدم میخواهد این بنبست تکراری را امتحان کند.»
ثابتی و همفکرانش معتقدند که هدف آمریکا از این توافق، تنها خرید زمان برای بازسازی توان نظامی خود و ضربه زدن در موقعیت مناسبتر است. آنها با طرح «خطوط قرمز» سختگیرانه، عملاً فضای مانور را برای دستگاه دیپلماسی مسدود کردهاند. ثابتی هشدار داده است که اگر توافق با معیارهایی چون «کنترل تنگه هرمز به دست ایران، عدم گفتوگو درباره مساله هستهای، گرفتن غرامت از دشمن و لغو کامل تحریمها» تطابق نداشته باشد، با مذاکرهکنندگان «رفتار دیگری» خواهد شد. این نوع برخورد، نشاندهنده شکاف عمیقی است که در بدنه حاکمیت ایجاد شده و توافق را به موضوعی برای تصفیهحسابهای سیاسی داخلی تبدیل کرده است. مخالفان داخلی با استفاده از تریبونهای خود، سعی دارند این تصور را القا کنند که هرگونه پایان جنگ از طریق دیپلماسی، به معنای نادیده گرفتن خون شهدا و اقتدار ملی است، در حالی که بسیاری از کارشناسان معتقدند این توافق یک ضرورت برای حفظ بقای اقتصادی و امنیتی کشور در شرایط فعلی است.
مخالفان داخلی در ایران با برافراشتن علم مخالفت و طرح خطوط قرمز سختگیرانه، عملاً فضای مانور را از دستگاه دیپلماسی سلب کرده و مسیر تنشزدایی را با چالش مواجه ساختهاند. این فشارها در حالی شدت میگیرد که دولت بر ضرورت وحدت رویه و تبعیت از تصمیمات شورای عالی امنیت ملی برای عبور از بحران تاکید دارد
تندروهای واشنگتن و تهران در جبهه واحد
نکته تاملبرانگیز در این تحولات، همصدایی عجیب مخالفان داخلی ایران با تندروترین چهرههای ضدایرانی در آمریکا است. در حالی که در تهران از «خیانت به آرمانها» سخن گفته میشود، در واشنگتن سناتورهایی چون تد کروز و لیندسی گراهام، ترامپ را به «باج دادن به ایران» متهم میکنند. به گزارش رسانههای آمریکایی، تد کروز در شبکه ایکس هشدار داد که «اگر نتیجه این باشد که رژیم ایران میلیاردها دلار پول دریافت کند، بتواند غنیسازی کند و کنترل مؤثری بر تنگه هرمز داشته باشد، آنگاه چنین توافقی یک اشتباه فاجعهبار خواهد بود.» لیندسی گراهام نیز با ابراز نگرانی از تقویت نیروهای منطقهای ایران، مدعی شد که این توافق «بنزین به آتش درگیریها در لبنان و عراق» میریزد. او افزود: «توافقی که تصور میشود به ایران اجازه بقا میدهد، حزبالله در لبنان و شبهنظامیان شیعه در عراق را بهشدت تقویت خواهد کرد.»
احمد زیدآبادی، روزنامهنگار و فعال سیاسی، با رصد این وضعیت، نسبت به این همسویی هشدار جدی داده است. وی در کانال تلگرامی خود نوشت: «فریاد دشمنان توافق به آسمان برخاسته است! لیندسی گراهام سناتور آمریکایی ایرانستیز و نتانیاهوپرست چنان زوزه خود را بلند کرده که انگار تیری به قلبش اصابت کرده است. او تنها نیست و متحدانی در بین برخی جریانهای سیاسی در ایران از دو طیف ظاهراً متضاد دارد.» زیدآبادی معتقد است که مخالفان داخلی ایران، آگاهانه یا ناآگاهانه، در زمین اسرائیل و تندروهای آمریکایی بازی میکنند تا ارادهای را که به دنبال تنشزدایی است، مقهور تهاجم تبلیغاتی خود کنند. او هشدار داد که دستگاه دیپلماسی باید سخت مراقب باشد که مقهور آنها نشود و در دام ترفندهای مرسوم آنان نیافتد. این همسویی نشان میدهد که تندروها در هر دو سو، بقای سیاسی خود را در تداوم بحران و وضعیت اضطراری میبینند و هرگونه تلاشی برای عادیسازی شرایط را تهدیدی برای جایگاه خود تلقی میکنند.
توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن که بیشتر به یک آتشبس ۶۰ روزه شباهت دارد، اکنون در محاصره جبههای متحد از مخالفان داخلی در ایران و تندروهای جمهوریخواه در آمریکا قرار گرفته است. این جریانهای متضاد با وجود اختلافات ظاهری، در یک همسویی استراتژیک به مانعی جدی بر سر راه پایان درگیریها تبدیل شدهاند
صدای واحد یا تفرقه؟
در واکنش به این فشارها، مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری، تلاش کرده است تا اقتدار شورای عالی امنیت ملی را در تصمیمگیریهای کلان یادآوری کند. پزشکیان در دیدار با مدیران صداوسیما تأکید کرد که هیچ تصمیمی خارج از چارچوبهای نظام و بدون هماهنگی و اذن مقام معظم رهبری اتخاذ نمیشود. وی با انتقاد از جریانهایی که به دنبال تفرقه هستند، گفت: «هنگامی که تصمیمی در حوزه دیپلماسی اتخاذ میشود، همه دستگاهها، تریبونها و جریانها باید از آن حمایت کنند تا صدایی واحد و منسجم از جمهوری اسلامی ایران به جهان مخابره شود. نمیشود هر فرد یا جریانی صرفاً بر مبنای سلیقه شخصی خود، نسخهای متفاوت برای کشور ارائه دهد.»
این سخنان رئیسجمهوری نشاندهنده عمق نگرانی دولت از کارشکنیهایی است که میتواند موضع ایران را در دور بعدی مذاکرات تضعیف کند. با این حال، خبرگزاری تسنیم به نقل از منابع مطلع گزارش داده است که اختلافات بر سر بندهایی چون «آزادسازی اموال» همچنان ادامه دارد و ایران بر مواضع خود ایستاده است. این خبرگزاری تأکید کرد که در صورت ادامه مانعتراشیهای آمریکا، امکان نهایی شدن تفاهمنامه وجود ندارد. تسنیم همچنین نوشت که در متن تفاهمنامه هیچ اشارهای به تعیین پروتکل آمریکایی برای کشتیهای ایرانی نشده است. این گزارشها نشان میدهد که حتی در لایههای اجرایی نیز، نوعی مقاومت در برابر جزئیات توافق وجود دارد که ناشی از فشار جریانهای تندرو است. مخالفان داخلی با استفاده از نفوذ خود در رسانههای رسمی، سعی دارند هرگونه گشایش دیپلماتیک را به عنوان یک «دبه احتمالی آمریکا» پیشبینی کنند تا در صورت شکست مذاکرات، روایت خود را پیروز میدان نشان دهند.
فرصت توافق در محاصره خرابکاران
تریتا پارسی، تحلیلگر ارشد بینالملل، معتقد است که این توافق یک «دستاورد بزرگ» برای میانجیگران منطقهای است، اما هشدار میدهد که ۳۰ تا ۶۰ روز آینده برای ترامپ و تهران «بیرحمانه» خواهد بود. پارسی بر این باور است که کاهش تحریمها و بازگشت ترافیک دریایی به تنگه هرمز، شکست استراتژیک برای اسرائیل محسوب میشود و به همین دلیل، لابیهای طرفدار اسرائیل در واشنگتن و متحدانشان در منطقه، تمام تلاش خود را برای خرابکاری در این روند به کار خواهند بست. او مینویسد: «این فرصت کوتاه، فرصت کافی برای خرابکاران از هر طرف برای خرابکاری در این روند فراهم میکند.» پارسی همچنین تأکید میکند که حمایت گسترده منطقهای از این توافق، به ترامپ درجهای از مصونیت سیاسی میدهد، اما در تهران، مخالفان داخلی همچنان به دنبال تضعیف ظرفیت سیاسی دولت برای اجرای توافق هستند.
توافق ایران و آمریکا بیش از آنکه از سوی دشمنان خارجی تهدید شود، تحت فشار «مخالفان داخلی» در هر دو کشور قرار دارد. مخالفانی که در ایران با برچسب «نامحرم بودن مردم» و در آمریکا با برچسب «ضعف در برابر ایران»، سعی در به بنبست کشاندن دیپلماسی دارند. سید حسین موسویان، دیپلمات پیشین، به درستی اشاره میکند که «بیاعتمادی تاریخی»، «نقش مخرب اسرائیل» و «فشارهای داخلی» فضای دیپلماسی را تنگ کرده است. اگر اراده کلان نظام بر عبور از وضعیت جنگی است، باید دید آیا دولت میتواند از سد این مخالفتهای همسو عبور کند یا اینکه «قطار توافق» پیش از رسیدن به مقصد، توسط خرابکاران داخلی و خارجی از ریل خارج خواهد شد. واقعیت این است که این آتشبس ۶۰ روزه، تنها یک پنجره کوچک است که اگر با سنگ مخالفتهای جناحی شکسته شود، تاریکی جنگ بار دیگر بر منطقه سایه خواهد افکند و فرصتهای توسعه ملی را برای سالها به یغما خواهد برد.
دیدگاه تان را بنویسید