برگۀ توافق روی میز است یا نقشه جنگ؟

با نزدیک شدن به پایان آتش‌بس دو هفته‌ای، سیگنال‌های متناقضی مخابره می‌شود و درحالی‌که هیأت آمریکایی به اسلام‌آباد رسیده، تهران صریحا اعلام کرده که هنوز تصمیمی برای حضور در این دور از گفت‌وگوها نگرفته و واشنگتن را به «عدم جدیت در مسیر دیپلماسی» متهم می‌کند. در این میان یک منبع پاکستانی از برگزاری دور دوم مذاکرات در ظهر سه‌شنبه در اسلام‌آباد خبر داد و اعلام کرد که هیأت ایرانی صبح سه‌شنبه وارد اسلام‌آباد می‌شود.

به گزارش رویداد 24، تنش میان ایران و آمریکا در آستانه دور دوم مذاکرات صلح، وارد مرحله‌ای خطرناک شده است. این بحران پس از آن شدت گرفت که آمریکا روز یکشنبه یک کشتی باری ایران را در چارچوب محاصره دریایی خود در تنگه هرمز هدف قرار داد و توقیف کرد؛ اقدامی که تنها دو روز پیش از پایان آتش‌بس رخ داد و عملاً فضای مذاکره را به میدان تقابل تبدیل کرد. ویدئوهای منتشرشده از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا نشان می‌دهد نیروهای تفنگدار دریایی با عملیات هلی‌برن وارد کشتی شده‌اند؛ کشتی‌ای که به گفته واشنگتن، به هشدارها توجه نکرده و تحت تحریم بوده است.

دونالد ترامپ با لحن همیشگی خود تهدید کرده که در صورت شکست مذاکرات، «تمام نیروگاه‌ها و پل‌های ایران» هدف حمله قرار خواهند گرفت؛ همین ادبیات باعث شده تهران بیش از پیش نسبت به نیت واقعی واشنگتن بدبین شود.

در این میان، واکنش ایران نیز تند بوده است. سپاه پاسداران هشدار داده که توقیف این کشتی بی‌پاسخ نخواهد ماند؛ پیامی که نشان می‌دهد تنش نظامی همچنان در سطح بالایی قرار دارد و هر لحظه امکان تشدید درگیری و شکست کامل آتش بس در واپسین ساعات مهلت دو هفته‌ای آن وجود دارد.

بازارهای جهانی هم بلافاصله به این تنش واکنش نشان دادند. قیمت نفت با جهشی بیش از ۵ درصدی به مرز ۹۶ دلار رسید؛ نشانه‌ای واضح از نگرانی بازار نسبت به اختلال در تنگه هرمز، گلوگاه حیاتی انرژی جهان.

در سوی دیگر، چین نیز وارد میدان شده و با ابراز نگرانی از اقدام آمریکا، خواستار بازگشت طرفین به میز مذاکره شده است. پکن که وابستگی بالایی به نفت ایران دارد، نگران تشدید بی‌ثباتی در منطقه است.

در داخل ایران نیز آمار شهدای جنگ به بیش از ۳۳۷۵ نفر رسیده که صدها کودک در میان آنها هستند.

همزمان با این تحولات، آتش‌بس شکننده در لبنان نیز در وضعیت ناپایداری قرار دارد و درگیری‌های پراکنده میان اسرائیل و حزب‌الله ادامه یافته است؛ مساله ای که از نظر ایران، شرط آتش بس تلقی می شود.

مذاکره یا عدم مذاکره؟

با وجود تردیدها درباره حضور ایران، مقدمات میزبانی از تیم‌های مذاکره‌کننده ایران و آمریکا روز دوشنبه در اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان، در حال انجام است.

روز گذشته خبر رسید که مقامات آمریکایی به پاکستان رسیده‌اند. روایت های ضد و نقیض درباره احتمال حضور یا عدم حضور جی دی ونس در اسلام آباد نیز زیاد بوده اما آخرین تحول حاکی از برنامه سفر او به پاکستان برای مذاکره با ایران است.

دور نخست مذاکرات صلح که بیش از یک هفته پیش با هدایت جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا برگزار شد، به شکست انجامید. ونس ایران را به عدم پذیرش شروط واشنگتن درباره برنامه غنی‌سازی هسته‌ای متهم کرد.

همزمان، نظرسنجی جدید NBC نشان می‌دهد محبوبیت ترامپ به پایین‌ترین سطح خود رسیده و ۶۳ درصد از پاسخ‌دهندگان عملکرد او را رد کرده‌اند. دو سوم شرکت‌کنندگان نیز از نحوه مدیریت جنگ ایران و تورم توسط ترامپ ناراضی بوده‌اند.

در میان این تحولات، آتش‌بس اعلام‌شده میان ایران و ائتلاف آمریکا-اسرائیل قرار است روز چهارشنبه به پایان برسد. پرسش اصلی این است: آیا مذاکرات اسلام‌آباد می‌تواند از زیر سایه تهدید و بی‌اعتمادی خارج شود یا توقیف کشتی ایرانی در هرمز، عملاً آخرین ضربه به شانس دیپلماسی خواهد بود؟

به هر روی از یک‌سو دیپلماسی نفس‌نفس می‌زند و از سوی دیگر، آرایش نظامی و ادبیات تندتر مقامات، این پرسش را پیش می‌کشد: آیا منطقه در آستانه برگشت به جنگ است؟

ساعت به سه بامداد چهارشنبه نزدیک می‌شود؛ زمانی که قرار است آتش‌بس دو هفته‌ای میان ایران و آمریکا به پایان برسد. اما برخلاف روز‌های ابتدایی این آتش‌بس که با نوعی خوش‌بینی محتاطانه همراه بود، حالا فضای منطقه دوباره ملتهب شده و معلوم نیست که زور دیپلماسی بچربد یا ابزار‌های نظامی.

بر اساس اخبار منتشر شده، شکاف میان تهران و واشنگتن نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه در برخی موارد عمیق‌تر هم شده است. آن‌طور که از روایت‌های نزدیک به دو طرف برمی‌آید، مجموعه‌ای از شروط پیشنهادی آمریکا- از تعلیق بلندمدت غنی‌سازی گرفته تا انتقال ذخایر اورانیوم و بازگشایی بدون قید و شرط تنگه هرمز- برای تهران قابل پذیرش نبوده است. پاسخ ایران هم، دست‌کم در این مرحله، چیزی نزدیک به «نه قاطع» توصیف می‌شود.

اظهارات و مواضع رسمی نیز این بن‌بست را تأیید می‌کند. سخنگوی وزارت خارجه در نشست خبری دیروز اعلام کرده که فعلاً برنامه‌ای برای ادامه مذاکرات وجود ندارد؛ موضعی که نشان می‌دهد پیش‌شرط‌های ایران، از جمله رفع محدودیت‌های دریایی، همچنان بی‌پاسخ مانده است. این در شرایطی است که تیمی از چهره‌های نزدیک به دونالد ترامپ در اسلام‌آباد مستقر شده‌اند و تلاش‌های میانجی‌گرانه پاکستان ادامه دارد.

ساعت به سه بامداد چهارشنبه نزدیک می‌شود؛ زمانی که قرار است آتش‌بس دو هفته‌ای میان ایران و آمریکا به پایان برسد. اما برخلاف روز‌های ابتدایی این آتش‌بس که با نوعی خوش‌بینی محتاطانه همراه بود، حالا فضای منطقه دوباره ملتهب شده و معلوم نیست که زور دیپلماسی بچربد یا ابزار‌های نظامی

دیپلماسی زیر سایه تحرکات نظامی

اگر فقط به سطح دیپلماتیک نگاه کنیم، شاید هنوز بتوان از «فرصت» حرف زد؛ اما آنچه معادله را پیچیده می‌کند، همزمانی این بن‌بست با افزایش تحرکات نظامی در منطقه است. گزارش‌هایی از تقویت خطوط لجستیکی آمریکا و انتقال تجهیزات سنگین به پایگاه‌های منطقه‌ای منتشر شده؛ تحرکاتی که معمولاً فراتر از یک نمایش قدرت ساده ارزیابی می‌شوند.

در سطح رسانه‌ای و سیاسی نیز نشانه‌هایی از تغییر فاز دیده می‌شود. اظهارنظر‌هایی درباره «ابر‌های طوفانی» و بازنشر تصاویر ناآرامی‌های داخلی ایران از سوی چهره‌های نزدیک به کاخ سفید، این برداشت را تقویت کرده که واشنگتن در حال افزایش فشار چندلایه بر تهران است؛ فشاری که فقط به میز مذاکره محدود نمی‌شود.

از سوی دیگر، یک برخورد دریایی میان یک ناو آمریکایی و کشتی «توسکا» به تنش‌ها دامن زده و واکنش تند سپاه پاسداران را در پی داشته است. چنین رخدادهایی، حتی اگر محدود باقی بمانند، می‌توانند به‌سرعت از کنترل خارج شوند و مسیر تحولات را تغییر دهند.

تغییر لحن در داخل؛ از مذاکره تا آمادگی برای سناریو‌های سخت

در داخل ایران نیز نشانه‌هایی از تغییر لحن به چشم می‌خورد. مقاماتی که تا چندی پیش بر ضرورت دیپلماسی تأکید داشتند، حالا از آمادگی برای «همه سناریوها» سخن می‌گویند. محمدصالح جوکار نماینده مجلس دیروز تاکید کرده که نباید تمدید آتش‌بس را بپذیریم، یا سخنگوی قرارگاه خاتم‌الانبیا وعده داده که پاسخ مناسبی به برخورد اخیر با کشتی توسکا داده شود.

این بیانات لزوماً به معنای کنار گذاشتن مذاکره نیست؛ بلکه می‌تواند تلاشی برای تقویت موقعیت چانه‌زنی باشد. با این حال، در فضایی که همزمان میدان هم در حال گرم شدن است، مرز میان «فشار برای توافق» و «لغزش به سمت تقابل» باریک‌تر از همیشه به نظر می‌رسد.

نقش بازیگران ثالث؛ میانجی یا ناظر بحران؟

در این میان، بازیگران ثالث نیز بیکار ننشسته‌اند. پاکستان تلاش می‌کند نقش میانجی را ایفا کند و کانال‌های ارتباطی را باز نگه دارد. روسیه با ارسال پیام‌هایی هشدارآمیز، از بالا بودن ریسک تنش سخن گفته و چین نیز نسبت به امنیت تنگه هرمز ابراز نگرانی کرده است.

این تحرکات نشان می‌دهد که حتی قدرت‌های بیرونی هم وضعیت را عادی تلقی نمی‌کنند. وقتی چند بازیگر مهم همزمان از «ریسک بالا» صحبت می‌کنند، یعنی دست‌کم باید احتمال تغییر مسیر تحولات را جدی گرفت حتی اگر هنوز قطعیتی در کار نباشد.

با نزدیک شدن به پایان آتش‌بس دو هفته‌ای، سیگنال‌های متناقضی مخابره می‌شود و درحالی‌که هیأت آمریکایی به اسلام‌آباد رسیده، تهران صریحا اعلام کرده که هنوز تصمیمی برای حضور در این دور از گفت‌وگوها نگرفته و واشنگتن را به «عدم جدیت در مسیر دیپلماسی» متهم می‌کند

بدون شک آنچه از حالا تا موعد مقرر می‌گذرد و رویکرد‌ها و مواضع طرفین نقش تعیین‌کننده‌ی در انتخاب نهایی بین تمدید آتش بس و مذاکره یا حتی توافق و ازسرگیری جنگ خواهد داشت. تا اینجای کار، اما فاصله میان خطوط قرمز طرفین همچنان زیاد است. تجربه نشان داده که همین فاصله‌ها گاهی در لحظات آخر با یک چرخش ناگهانی کاهش می‌یابد. در عین حال، تاریخ همین منطقه پر است از لحظاتی که سوءمحاسبه یا یک حادثه محدود، به سرعت به یک بحران گسترده تبدیل شده است. در حال حاضر هم امکان بازگشت به میز مذاکره وجود دارد و هم خطر لغزش به سمت تقابل. پرسش اینجاست: کدام‌یک زودتر خود را نشان می‌دهد؟