رویارویی نظامی با حزب‌الله؛ «بعید، اما نه غیرممکن»

رامین پرتو

سوریه طی روزهای اخیر بار دیگر به یکی از کانون‌های اصلی توجه رسانه‌ها و محافل سیاسی و امنیتی منطقه تبدیل شده است؛ موضوعی که بخش مهمی از آن به مواضع اخیر احمد الشرع، رئیس دوره انتقالی سوریه، در گفت‌وگو با شبکه الجزیره بازمی‌گردد. اظهاراتی که در ظاهر دو محور مهم داشت: اعلام مذاکره دمشق برای دستیابی به یک توافق امنیتی با اسرائیل و تأکید بر اینکه سوریه قصد مداخله نظامی در لبنان را ندارد. با این حال، در پس این دو موضع، تصویری پیچیده‌تر از سیاست خارجی سوریه جدید در حال شکل‌گیری است؛ تصویری که نشان می‌دهد دمشق تلاش می‌کند میان فشارهای آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن، نگرانی کشورهای همسایه و ضرورت حفظ ثبات داخلی خود، موازنه‌ای دشوار برقرار کند.

احمد الشرع در این مصاحبه اعلام کرد سوریه در حال مذاکره برای دستیابی به یک توافق امنیتی با اسرائیل با مشارکت چند کشور است و امیدوار است این توافق بتواند به نقطه آغاز صلحی فراگیر در منطقه تبدیل شود. در عین حال، او تأکید کرد چنین توافقی به معنای چشم‌پوشی دمشق از حقوق خود بر بلندی‌های اشغالی جولان نیست و سوریه همچنان بر حاکمیت خود بر این منطقه تأکید دارد.

این موضع، در کنار تأکید او بر پرهیز از رویارویی مستقیم با اسرائیل، نشان‌دهنده اولویت جدید دمشق یعنی کاهش سطح تهدیدات خارجی و ایجاد فرصت برای بازسازی داخلی است. الشرع به‌خوبی می‌داند سوریه‌ای که هنوز با مسائل متعدد امنیتی، اقتصادی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، توانایی ورود به یک جنگ جدید را ندارد. از همین رو، توافق امنیتی با اسرائیل برای دمشق بیش از آنکه یک توافق صلح نهایی باشد، می‌تواند ابزاری برای مدیریت تهدید و خرید زمان تلقی شود.

دمشق بر سر سه راهی

سیاست الشرع در قبال لبنان نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. او صراحتاً اعلام کرده است که سوریه برنامه‌ای برای مداخله نظامی در لبنان ندارد و در عوض، خواهان گفت‌وگو با دولت این کشور برای کمک به حل بحران‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی آن است. از نگاه دمشق، بی‌ثباتی لبنان مستقیماً بر سوریه تأثیر می‌گذارد و به همین دلیل، نمی‌توان تحولات دو کشور را از یکدیگر جدا کرد.

این موضع در شرایطی مطرح شده که گزارش‌هایی درباره فشار آمریکا بر دمشق برای ایفای نقش فعال‌تر علیه حزب‌الله منتشر شده است. بر اساس گزارش روزنامه الاخبار، مقام‌های عراقی نیز به دمشق هشدار داده‌اند که هرگونه مداخله سوریه در لبنان می‌تواند پیامدهای مستقیمی برای خود سوریه داشته باشد. بغداد همچنین هشدار داده است که در صورت هدف قرار گرفتن حزب‌الله یا شیعیان لبنان از خاک سوریه، گروه‌های مقاومت عراق ممکن است واکنش نشان دهند.

در چنین شرایطی، رد مداخله نظامی از سوی الشرع را باید بیش از یک موضع تاکتیکی، بخشی از راهبرد کلان دمشق دانست. دولت سوریه هنوز برای تثبیت اقتدار خود در داخل با چالش‌های متعددی روبه‌رو است و ورود به جنگی مستقیم با حزب‌الله، آن هم در خاک لبنان، می‌تواند به معنای باز شدن جبهه‌ای باشد که پیامدهای آن برای دمشق قابل پیش‌بینی نیست.

سوریه در شرایط کنونی نه از ظرفیت نظامی و اقتصادی لازم برای چنین جنگی برخوردار است و نه می‌تواند مطمئن باشد که در صورت ورود به درگیری، حمایت کامل بازیگران خارجی را به دست خواهد آورد. حتی ترکیه، که یکی از مهم‌ترین بازیگران خارجی در معادلات سوریه محسوب می‌شود، بنا بر گزارش‌های منتشرشده نسبت به پیامدهای ورود دمشق به جنگ با حزب‌الله هشدار داده است.

از سوی دیگر، الشرع به دنبال آن است که نقش سوریه در لبنان را به‌طور کامل نفی نکند، بلکه تعریف جدیدی از آن ارائه دهد. این نقش می‌تواند سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی باشد، اما نه لزوماً نظامی. 

سوریه جدید: فرصت یا تهدید؟

رفتار کشورهای منطقه در قبال سوریه جدید نیز نشان می‌دهد که دمشق در حال تبدیل شدن به یک میدان رقابت تازه است. هر یک از بازیگران منطقه‌ای، سوریه را از زاویه منافع خاص خود می‌نگرند و انتظار متفاوتی از دولت الشرع دارند.

آمریکا و اسرائیل احتمالاً سوریه جدید را فرصتی برای بازتعریف معادلات امنیتی منطقه می‌دانند. از نگاه واشنگتن، دمشق می‌تواند در صورت فاصله گرفتن از برخی حواشی سیاست خارجی، به عاملی برای محدود کردن نفوذ حزب‌الله و کاهش پیوندهای منطقه‌ای مخالفان اسرائیل تبدیل شود. تأکید الشرع بر توافق امنیتی با تل‌آویو نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا می‌کند. این توافق می‌تواند برای اسرائیل به معنای کاهش تهدید از جبهه سوریه و برای دمشق به معنای کاهش احتمال عملیات نظامی اسرائیل و ایجاد فضای بیشتر برای تثبیت داخلی باشد.

عربستان نیز به دنبال تقویت نفوذ خود در سوریه است، اما رابطه ریاض و دمشق الزاماً رابطه‌ای مبتنی بر تبعیت کامل نیست. الشرع به حمایت مالی عربستان نیاز دارد، اما هم‌زمان نمی‌خواهد خود را به ابزار سیاست منطقه‌ای ریاض تبدیل کند. امارات نیز با وعده سرمایه‌گذاری‌های بزرگ در سوریه به دنبال افزایش حضور اقتصادی و سیاسی خود است، در حالی که قطر بیشتر در حوزه حمایت مالی از ساختار دولت سوریه نقش داشته است.

همچنین ترکیه جایگاهی تعیین‌کننده دارد. آنکارا سوریه را بخشی از یک محیط امنیتی گسترده‌تر می‌بیند که تحولات لبنان و عراق نیز در آن اهمیت دارد. بنابراین، ترکیه احتمالاً با هر اقدامی که دمشق را وارد یک جنگ فرسایشی با حزب‌الله کند، با احتیاط برخورد خواهد کرد؛ زیرا چنین جنگی می‌تواند بی‌ثباتی را در مرزهای جنوبی و منطقه‌ای افزایش دهد و برنامه‌های آنکارا برای مدیریت تحولات سوریه را پیچیده‌تر کند.

ترامپ می‌تواند الشرع را وارد جنگ با حزب‌الله کند؟

پرسش اصلی اکنون این است که آیا دونالد ترامپ و دولت آمریکا قادر خواهند بود احمد الشرع را به سمت رویارویی مستقیم و نظامی با حزب‌الله سوق دهند؟ پاسخ را باید در شرایط فعلی «بعید، اما نه غیرممکن» دانست.

آمریکا ابزارهای متعددی برای اعمال فشار بر دمشق در اختیار دارد؛ از جمله موضوع تحریم‌ها، روابط دیپلماتیک، حمایت سیاسی و اقتصادی و همچنین نقش واشنگتن در معادلات منطقه‌ای. الشرع نیز برای خروج سوریه از انزوای بین‌المللی و بازسازی اقتصادی به حمایت غرب نیاز دارد. بنابراین، فشار آمریکا می‌تواند تصمیمات دمشق را تحت‌تأثیر قرار دهد.

به نظر می‌رسد آمریکا برای دستیابی به هدف خود الزاماً به دنبال ورود مستقیم ارتش سوریه به لبنان نیست. واشنگتن می‌تواند از دمشق بخواهد نقش سیاسی و امنیتی بیشتری در فشار بر حزب‌الله ایفا کند، مرزهای خود را کنترل کند، مسیرهای انتقال سلاح را محدود سازد و در هماهنگی با دولت لبنان برای کاهش نفوذ حزب‌الله اقدام کند. این مدل برای الشرع نیز قابل‌قبول‌تر از جنگ مستقیم است.

در واقع، راهبرد محتمل دمشق آن است که میان خواسته‌های آمریکا و محدودیت‌های داخلی و منطقه‌ای خود تعادل ایجاد کند. الشرع می‌تواند با توافق امنیتی با اسرائیل، از تشدید فشارهای تل‌آویو بکاهد؛ با آمریکا همکاری‌هایی محدود داشته باشد؛ در پرونده لبنان نقش سیاسی ایفا کند؛ اما از ورود به جنگی که می‌تواند موجودیت سیاسی دولت او را به خطر بیندازد، اجتناب کند.

بنابراین، بعید است ترامپ بتواند الشرع را به‌سادگی و به‌طور مستقیم وارد جنگی تمام‌عیار با حزب‌الله کند، مگر آنکه مجموعه‌ای از مشوق‌های بسیار بزرگ اقتصادی و سیاسی در اختیار دمشق قرار گیرد یا شرایط منطقه‌ای به‌گونه‌ای تغییر کند که هزینه بی‌طرف ماندن برای سوریه از هزینه ورود به جنگ بیشتر شود. حتی در آن صورت نیز، احتمالاً دمشق ابتدا به سمت فشار سیاسی، کنترل مرزها و همکاری امنیتی حرکت خواهد کرد، نه اعزام مستقیم نیرو به لبنان.