سایه روشنهای یک شایعه نجومی
ژنرال و معمای ۱۵میلیاردی!
نازنین دشتی
در روزهایی که تب و تاب رقابتهای لیگ برتر فوتبال ایران بالا گرفته و سکوهای ورزشگاهها چشمانتظار حضور کادر فنی و سرمربی تیم ملی برای رصد پدیدههای جدید و ارزیابی آمادگی ستارگان هستند، جای خالی یک نفر بیش از همیشه به چشم میآید و سوژه محافل ورزشی شده است؛ امیر قلعهنویی. سرمربی باتجربه و نامآشنای فوتبال ایران که این روزها ترجیح داده به جای حضور فیزیکی در استادیومهای پرهیاهو، از راه دور و به قول رسانههای نزدیک به خودش با شیوه عجیب و ابداعی آنالیز عمودی، مسابقات لیگ را زیر ذرهبین ببرد. اما در پس این غیبت معنادار و بهانههای تاکتیکی، رازی ملتهب نهفته است که به تازگی سر باز کرده و به تیتر یک رسانهها تبدیل شده است. ماجرا، فراتر از یک تاکتیک فنی، استراحت یا خستگی مفرط است؛ پای یک قرارداد امضا نشده، دلخوریهای پنهان و البته اعداد و ارقامی در میان است که هوش از سر هر شنوندهای میپراند.
پیش از آنکه به عمق این هزارتوی پرماجرا نفوذ کنیم، باید به یک نکته کلیدی، حیاتی و بسیار مهم اشاره کرد. آنچه در ادامه این روایت میخوانید، بر اساس گزارشی است که به تازگی توسط رسانه فوتبال۳۶۰ منتشر شده و صحت و سقم آن تا این لحظه توسط هیچ مقام رسمی در فدراسیون فوتبال یا نزدیکان سرمربی تیم ملی تایید یا تکذیب نشده است. با تاکید فراوان بر این پیشفرض و در نظر گرفتن اینکه با یک شایعه رسانهای روبهرو هستیم، وارد داستان پرالتهاب و جذاب نیمکت تیم ملی میشویم. شایعهای وحشتناک که مثل بمب در فضای رسانهای و مجازی منفجر شده است؛ درخواست مالی عجیب و نجومی امیر قلعهنویی برای تمدید قرارداد با فدراسیون فوتبال ایران.
طبق شنیدهها و ادعای مطرح شده در این گزارش، ماجرای تمدید قرارداد قلعهنویی وارد فاز پیچیده، تاریک و تا حدودی غیرمنطقی شده است. در حالی که فدراسیون فوتبال برای ادامه این همکاری تا پایان جام ملتها، پیشنهاد قراردادی در حدود ۳۰میلیارد تومان (بدون احتساب ارقام مربوط به پاداشها) را روی میز مذاکره گذاشته، ظاهرا این رقم نتوانسته رضایت ژنرال را جلب کند. شایعه شده است که قلعهنویی از این پیشنهاد شاکی است و آن را در شأن جایگاه خود نمیداند. او درخواستی به مراتب سنگینتر و دلهرهآورتر را مطرح کرده است؛ دریافت ماهانه ۱۵میلیارد تومان دستمزد خالص از فدراسیون فوتبال! بله، درست خواندید؛ ماهانه ۱۵میلیارد تومان برای هدایت یوزهای ایرانی. اگر این رقم ادعا شده را در مدت زمان پیشنهاد شده، یعنی یک قرارداد موقت ۶ماهه ضرب کنیم، به عدد خیرهکننده ۹۰میلیارد تومان میرسیم. رقمی درشت، حیرتانگیز و تا حد زیادی باورنکردنی که با توجه به میزان کار و دستاوردهای اخیر، رکوردی بیسابقه و شاید دستنیافتنی در تاریخ پرداخت دستمزد به مربیان داخلی تیم ملی ثبت خواهد کرد.
اما ریشه این درخواست شگفتانگیز و جسورانه کجاست؟ روایتها حاکی از آن است که نزدیکان و مشاوران قلعهنویی با استناد به بازار آشفته نقلوانتقالات لیگ برتر، این رقم را تئوریزه و توجیه میکنند. آنها مدام این نکته را به مدیران فدراسیون گوشزد میکنند که در حالحاضر، برخی از مربیان باشگاهی در لیگ برتر ایران قراردادهایی نزدیک به ۱۰۰میلیارد تومان منعقد کردهاند. بنابراین، از دیدگاه آنها، سرمربی تیم ملی که بالاترین جایگاه فنی کشور را در اختیار دارد، نباید دستمزدی کمتر از مربیان داخلی شاغل در عرصه باشگاهی داشته باشد. اما این استدلال به ظاهر منطقی، یک حفره بزرگ و اساسی دارد؛ حفرهای که تفاوت بنیادین، ساختاری و عملیاتی کار در عرصه باشگاهی و ملی را به کل نادیده میگیرد. بر هیچکس پوشیده نیست که هدایت یک تیم باشگاهی، شغلی تماموقت، روزانه و به شدت طاقتفرساست. یک مربی باشگاهی هر روز با دهها بازیکن در تمرینات سر و کار دارد، هر هفته درگیر مسابقات پرفشار داخلی یا آسیایی است و دائما در حال مدیریت بحرانهای خرد و کلان تیم، هواداران و رسانههاست. در نقطه مقابل، کار در تیم ملی، اگرچه استرسها و فشارهای ملی خاص خود را دارد، اما به لحاظ تقویم کاری کاملا متفاوت است. سرمربی تیم ملی معمولا در طول سال درگیر چند اردوی کوتاه مدت چند روزه و فیفادیهاست و سپس تیم را راهی تورنمنتهای متمرکز میکند. هرچند کادر فنی تیم ملی همواره ادعا میکنند که در حال رصد، آنالیز روزانه و بررسی دقیق بازیکنان هستند، اما حجم کار عملیاتی و میدانی آنها به هیچ وجه با مربیان باشگاهی که درگیر مسابقات روزمره و هفتگی هستند، قابل قیاس نیست. تقاضای سالانه ۱۸۰میلیارد تومان (با احتساب ماهی ۱۵میلیارد تومان در یک سال کامل) برای چنین حجم کاری، نه با عرف فوتبال ایران سازگار است، نه با دانش فنی و دستاوردهای اخیر تیم ملی همخوانی دارد و نه با هیچ منطق اقتصادی جور درمیآید. متر و معیارهای سنجش در تیم ملی با باشگاهها زمین تا آسمان متفاوت است.
در نگاه اول، شاید تصور شود که فدراسیون فوتبال در برابر چنین درخواست سنگین و شایعه شدهای، قاطعانه ایستادگی میکند و با توجه به التهابات اقتصادی جامعه، قید چنین خواستهای را زده و بلافاصله به سراغ مذاکره با گزینههای جانشین میرود. بیان چنین خواسته مالی در روزهایی که مردم با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند، به خودی خود وحشتناک و دور از انصاف به نظر میرسد. اما وقتی به تاریخچه تصمیمات فدراسیون فوتبال، به ویژه تحت مدیریت مهدی تاج نگاه میکنیم، باید کمی بیشتر تأمل کرد؛ چراکه معادلات در ساختمان سئول همیشه بر پایه منطق پیش نمیرود!
نباید از یاد برد که همین فدراسیون تحت مدیریت تاج، در گذشتهای نهچندان دور، تصمیماتی گرفته که افکار عمومی را در بهت و حیرت فرو برده است. برای مثال، در شرایطی که سهمیه قاره آسیا برای صعود به جامجهانی به ۹ تیم افزایش یافته و مسیر صعود بسیار هموارتر و بیدردسرتر از تمام ادوار تاریخ شده است، فدراسیون فوتبال حاضر شد رقمی معادل ۱۴۰میلیارد تومان پاداش برای صعود به جامجهانی به امیر قلعهنویی اختصاص دهد! پاداشی نجومی برای یک صعود تقریبا قطعی که با واکنشهای تند منتقدان همراه شد و در کمال تعجب، سرمربی تیم ملی نیز با رویکردی که نام آن را ایثار گذاشتند، این پاداش هنگفت را پذیرفت.
وقتی سابقه موافقت با چنین پاداشهای شگفتانگیزی در سطوح بالای مدیریتی و در کارنامه مهدی تاج وجود دارد، آیا واقعا بعید است که با درخواست مالی وحشتناک ماهی ۱۵میلیارد تومان برای دستمزد نیز موافقت شود؟
دیدگاه تان را بنویسید