اینجا ایثار ۱۴۰ میلیارد تومان میارزد!
مرثیهای بر واژهها
آریا طاری
داستان از آنجا شروع میشود که مرزهای حیرت در فوتبال ایران فرسنگها جابهجا شده است. صحبت از یک پاداش است؛ عددی که صفرهای پرشمار آن برای چشمهای خسته مردم این سرزمین نهتنها ناآشنا، بلکه آزاردهنده است. ۱۴۰میلیارد تومان! پاداشی برای رساندن تیم ملی به رقابتهای جامجهانی. اما کدام جامجهانی؟ تورنمنتی ۴۸تیمه که در ساختار جدیدش، نرفتن به آن نیازمند تلاشی مضاعف و خلق یک فاجعه ورزشی است. صعودی که در گذشته حماسه ملی قلمداد میشد، حالا روالی عادی است. با این حال، سرمربی تیم ملی برای این صعود که با حذفی تلخ در مرحله مقدماتی همراه شد، مستحق چنین رقم نجومی دانسته شده است. آن هم در شرایطی که قرارداد پایه او ۳۰میلیارد تومان بوده است. معادلهای که هیچ منطقی در مختصات امروز جامعه قادر به هضم آن نیست.
اوج این کمدی تلخ، نه در خود رقم پرداختشده، بلکه در کلماتی نهفته است که برای توجیه آن به کار میرود. امیر قلعهنویی، با اعتماد به نفسی عجیب، در برنامه فوتبال برتر مینشیند و با لحنی حقبهجانب، از واژهای استفاده میکند که مو بر تن جامعه رنجکشیده راست میکند؛ ایثار. او مدعی میشود که چون قراردادش را ریالی بسته (همان ۳۰میلیارد تومان!)، در حق این فوتبال فداکاری کرده است و حالا این ۱۴۰میلیارد تومان پاداش، حق مسلم اوست. جالبتر اینکه بابت تاخیر در دریافت پاداش گلایهمند است و میگوید پول باید به موقع پرداخت شود. جناب قلعهنویی! آیا معنای ایثار در لغتنامه شما با آنچه در کوچهپسکوچههای شهر میگذرد تا این حد متفاوت است؟ ایثار با ازخودگذشتگی عجین است، نه با پاداشهایی که سقف آسمان را میشکافد.
امیر قلعهنویی، با اعتماد به نفسی عجیب، در برنامه فوتبال برتر مینشیند و با لحنی حقبهجانب، از واژهای استفاده میکند که مو بر تن جامعه رنجکشیده راست میکند؛ ایثار. او مدعی میشود که چون قراردادش را ریالی بسته (همان ۳۰میلیارد تومان!)، در حق این فوتبال فداکاری کرده است
اما این تراژدی پرده دیگری هم دارد. درست در روزهایی که افکار عمومی از درک این اظهارات عاجز مانده، صدایی از فدراسیون فوتبال به گوش میرسد. طهمورث حیدری؛ نامی که برای اکثریت مردم ناآشناست و کمتر کسی از سوابق او در مدیریت ورزشی اطلاعی دارد. این عضو هیات رئیسه فدراسیون، ناگهان به میدان میآید تا از این بریز و بپاشها دفاع کند. او در اظهارنظری شگفتانگیز که شبیه پاشیدن نمک بر زخم باز جامعه است، میگوید:«این پاداش در مقایسه با گذشته واقعا ناچیز بوده است!» ناچیز؟ وقتی یک مقام مسئول، ۱۴۰میلیارد تومان را ناچیز میخواند، پرده از حقیقتی هولناک برداشته میشود؛ این آقایان در سیارهای دیگر زندگی میکنند و فرسنگها از واقعیت خشن جامعه ایران فاصله گرفتهاند.
کمی انصاف داشته باشید؛ بیایید برای لحظاتی از برجهای عاج فدراسیون پایین بیایید و قدم در خیابانهای پردرد این شهر بگذارید. آقای قلعهنویی! آقای حیدری! و تمام حامیان این فدراسیون! آیا در جریان هستید از چه ارقامی با این خونسردی صحبت میکنید؟ آیا میدانید در جامعهای نفس میکشید که کمر مردمش زیر بار تورم لجامگسیخته و شرایط سخت جنگی در حال خرد شدن است؟ مردمی که هر صبح با دلهره قیمت نان و اجارهبها چشم باز میکنند و شب با شرمندگی به خانههای محقر خود بازمیگردند. آیا تا به حال لیست خرید خانواده کارگری را دیدهاید؟ آیا میدانید سقف حقوق یک کارگر چقدر است که اینگونه بیپروا از میلیاردها تومان صحبت میکنید و آن را ناچیز میپندارید؟ یک کارگر ساده اگر تمام عمرش عرق بریزد، آیا در خواب هم میتواند چنین عددی را ببیند؟
اینجا تضادی مهیب و استخوانسوز در جریان است. در یک سو، پدری خسته ایستاده است که برای خرید مایحتاج اولیه فرزندش باید هفتهها اضافهکاری کند و در نهایت باز هم شرمسار دستان خالیاش بماند و در سوی دیگر، سرمربی تیمی است که بابت دستاوردی کاملا معمولی، ۱۴۰میلیارد تومان پاداش میگیرد و طلبکار هم هست که چرا ارزش پولش افت کرده است! درد اینجاست که شما نهتنها این پولهای کلان را از جیب همین مردم رنجکشیده دریافت میکنید، بلکه با کلماتتان روان جامعه را به بازی میگیرید. وقتی شما کلمه مقدس ایثار را برای قرارداد ۳۰میلیاردی خود خرج میکنید، در واقع به تمام انسانهای شریفی که در این شرایط سخت با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشتهاند،
دهنکجی کردهاید.
مدیران فوتبال باید بدانند که فوتبال دیگر آن افیون تودهها نیست که با یک پیروزی پوشالی بتوان دردهای عمیق معیشتی را پشت آن پنهان کرد. مردم با تمام وجودشان این بیعدالتیها را لمس میکنند. وقتی جناب حیدری از ناچیز بودن پاداشها سخن میگوید، نشان میدهد که در اتاقهای مجلل فدراسیون، هیچ پنجرهای رو به خیابانهای دردکشیده باز نمیشود. این بیحسی مطلق در برابر رنج عمومی، به مراتب دردناکتر از خود آن رقم ۱۴۰میلیاردی است. شما با این اظهارات نسنجیده، مرزهای وقاحت را درنوردیدهاید و به شعور جمعی یک ملت توهین میکنید، ملتی که در سختترین روزهای خود مقتدرانه ایستاده است، نیازی به تماشای این فخرفروشیهای زننده ندارد.
بس کنید! این نمایشهای مشمئزکننده و این ژستهای طلبکارانه را تمام کنید. اگر توانایی ندارید دردی از این مردم دوا کنید، با واژهها بازی نکنید. ایثار را به حال خود بگذارید تا برای انسانهایی بماند که با دستهای پینهبسته، چرخهای اقتصاد این مملکت را میچرخانند. ۱۴۰میلیارد تومان شما، چه ناچیز خوانده شود و چه کلان، در حافظه این مردم نمادی از شکاف عمیق طبقاتی و بیعدالتی ثبت خواهد شد. فوتبالی که قرار بود بهانهای برای لبخند مردم باشد، حالا ویترینی از زیادهخواهیهاست. تاریخ قاضی است؛ منتظر سوت پایان این بازی ناعادلانه باشید.
دیدگاه تان را بنویسید