اجلاس بی‌بیانیه!

طهمورث گیلانی

نشست دو روزه وزرای امور خارجه کشورهای عضو گروه بریکس در دهلی‌نو، در حالی به کار خود پایان داد که برخلاف انتظارات اولیه برای تقویت همگرایی اقتصادی، به صحنه یکی از تندترین تقابل‌های دیپلماتیک در تاریخ این بلوک نوظهور تبدیل شد. این اجلاس که در روزهای پنجشنبه و جمعه به میزبانی هند برگزار شد، بیش از آنکه بر موضوعات سنتی بریکس نظیر دلارزدایی یا اصلاح ساختار حکمرانی جهانی متمرکز باشد، تحت‌الشعاع تبعات جنگ ۴۰ روزه اخیر و تنش‌های فزاینده میان ایران و امارات متحده عربی قرار گرفت. تهران که با رویکردی تهاجمی و با هدف تثبیت مواضع خود پس از دفع تجاوزات اخیر آمریکا و اسرائیل در این نشست حضور یافته بود، با سد دفاعی و کارشکنی‌های ابوظبی مواجه شد تا درنهایت، این اجلاس بدون صدور یک بیانیه مشترک جامع و تنها با یک «بیانیه ریاستی» از سوی میزبان به کار خود پایان دهد.

حضور ایران در این نشست، نخستین حضور جدی دیپلماتیک پس از پایان درگیری‌های نظامی بود که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شده بود. ایران تلاش داشت تا از ظرفیت بریکس به عنوان یک تریبون بین‌المللی برای محکومیت صریح اقدامات نظامی ایالات متحده و اسرائیل استفاده کند. با این حال، واقعیت‌های میدان دیپلماسی در دهلی‌نو نشان داد که حضور همزمان کشورهایی با منافع متضاد در یک بلوک واحد، تا چه اندازه می‌تواند فرآیند تصمیم‌گیری را با اختلال مواجه کند. بن‌بست در صدور بیانیه پایانی، آن هم در شرایطی که روسیه پیشنهاد تدوین پیش‌نویس ویژه‌ای درباره وضعیت تنگه هرمز را مطرح کرده بود، نشان‌دهنده عمق شکافی است که جنگ اخیر در کالبد این سازمان اقتصادی ایجاد کرده است.

روایت یک تقابل چهل‌روزه

برای درک آنچه در دهلی‌نو گذشت، باید به ریشه‌های تنش در زمستان سال گذشته بازگشت. جنگی که با حملات هوایی و موشکی ایالات متحده و اسرائیل علیه اهدافی در خاک ایران آغاز شد، منطقه را برای ۴۰ روز در وضعیتی بحرانی قرار داد. نیروهای مسلح ایران در واکنشی تلافی‌جویانه و دفاعی، پایگاه‌های ایالات متحده و برخی اهداف استراتژیک را در کشورهای حاشیه خلیج فارس هدف قرار دادند. در این میان، نقش امارات متحده عربی به عنوان یکی از نزدیک‌ترین هم‌پیمانان واشنگتن و تل‌آویو، به کانون مناقشه تبدیل شد. گزارش‌های رسانه‌ای بین‌المللی، از جمله افشاگری‌های وال استریت ژورنال، حاکی از آن بود که امارات نه تنها فضای خود را در اختیار متجاوزان قرار داده، بلکه در مواردی مستقیماً در عملیات‌های نظامی علیه ایران مشارکت داشته است.

به‌رغم توافق اعضا بر سر ۶۰ بند اقتصادی و موضوعاتی نظیر دلارزدایی، کارشکنی امارات در جلوگیری از محکومیت صریح تجاوزات آمریکا و اسرائیل باعث شد تا این اجلاس بدون صدور بیانیه مشترک و تنها با یک بیانیه ریاستی به کار خود پایان دهد. این بن‌بست دیپلماتیک چالش بزرگی برای انسجام سیاسی بریکس ایجاد کرد و نشان داد که مسیر تبدیل بریکس به یک جبهه واحد ضد غربی، مسیری طولانی و پر سنگلاخ است

در چنین اتمسفری، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در حالی وارد دهلی‌نو شد که حامل پیامی صریح برای اعضای بریکس بود: «زورگویی آمریکا باید به زباله‌دان تاریخ سپرده شود.» او در سخنرانی خود تأکید کرد که مقاومت ایران در برابر فشارهای آمریکا، نبردی ناآشنا برای سایر اعضای بریکس نیست و بسیاری از کشورهای این بلوک با شکل‌های متفاوتی از این فشار و اجبار نفرت‌انگیز روبه‌رو هستند. عراقچی داشت: «اکنون زمان آن رسیده که به‌طور مشترک وارد عمل شویم و نشان دهیم که چنین رفتارهایی باید به زباله‌دان تاریخ سپرده شوند.» اما این رویکرد آرمان‌گرایانه برای همگرایی سیاسی، بلافاصله با واقعیت سخت اختلافات دوجانبه   برخورد کرد.

بگومگوی لفظی در صحن علنی بریکس

تنش‌ها زمانی علنی شد که نماینده امارات متحده عربی در سخنرانی خود ادعاهایی را علیه اقدامات دفاعی ایران مطرح کرد. این اقدام با واکنش تند و مستقیم رئیس دستگاه دیپلماسی ایران مواجه شد. عراقچی که پیش از این در واکنش به اخبار سفر بنیامین نتانیاهو به امارات در طول جنگ گفته بود «کسانی که با اسرائیل برای ایجاد تفرقه تبانی می‌کنند، پاسخگو خواهند بود»، در صحن اجلاس خطاب به نماینده امارات گفت: «من در سخنرانی خودم در این نشست به خاطر وحدت، نامی از امارات متحده عربی نبردم. اما حقیقت این است که امارات متحده عربی مستقیماً در تجاوز علیه کشور من دست داشته است. وقتی حملات شروع شد، آن‌ها حتی محکومیتی هم صادر نکردند.»

وزیر خارجه ایران با اشاره به اینکه امارات نمی‌تواند در این مقطع «مظلوم‌نمایی» کند، تصریح کرد که اطلاعات دقیق و اعترافات مقامات آمریکایی نشان می‌دهد که این کشور پایگاه‌های خود را برای عملیات علیه ایران واگذار کرده است. عراقچی افزود: «نه پایگاه‌های ایالات متحده و نه اتحاد با اسرائیل، امنیت امارات را تأمین نمی‌کنند. آن‌ها باید در سیاست خود در قبال ایران تجدیدنظر کنند. ما و امارات همسایه هستیم و در آینده نیز باید در کنار هم زندگی کنیم؛ پس بهتر است امنیت را در همکاری با یکدیگر ببینیم نه در همکاری با کشورهای خارجی.»

روسیه پیشنهاد داده بود که بندی در بیانیه پایانی به وضعیت تنگه هرمز و لزوم تأمین امنیت آن بدون دخالت قدرت‌های خارجی اختصاص یابد، اما امارات متحده عربی مانع از نهایی شدن این متن شد. ایران نیز انتظار داشت که در بیانیه پایانی، حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به طور صریح محکوم شود، اما این درخواست نیز با مخالفت جدی مواجه شد

این تقابل تنها به وزیر خارجه محدود نشد. کاظم غریب‌آبادی، معاون حقوقی و بین‌الملل وزارت امور خارجه نیز با ادبیاتی مشابه، امارات را به خیانت به آرمان‌های منطقه‌ای متهم کرد. غریب‌آبادی با استناد به قطعنامه‌های مجمع عمومی سازمان ملل متحد تأکید کرد که طبق قوانین بین‌المللی، کشوری که خدمات و قلمرو خود را در اختیار متجاوز قرار می‌دهد، خود در حکم متجاوز است. او اظهار داشت: «امارات نه تنها به ایران به عنوان یک همسایه خیانت کرد، بلکه با دعوت از نخست‌وزیر اسرائیل در بحبوحه جنگ، به آرمان فلسطین نیز پشت کرد. آن‌ها در اینجا دقیقاً همانند نماینده و حافظ منافع رژیم اسرائیل عمل می‌کنند.»

ناکامی در اجماع علیه یک‌جانبه‌گرایی

یکی از کلیدی‌ترین مباحث مطرح شده در بریکس، بررسی چرایی عدم صدور بیانیه مشترک است. بریکس که همواره بر اصل اجماع (Consensus) تأکید دارد، در دهلی‌نو با بن‌بستی مواجه شد که ریشه در حمایت‌های امارات از مواضع غرب داشت. بر اساس اطلاعات فاش شده، روسیه پیشنهاد داده بود که بندی در بیانیه پایانی به وضعیت تنگه هرمز و لزوم تأمین امنیت آن بدون دخالت قدرت‌های خارجی اختصاص یابد، اما امارات متحده عربی مانع از نهایی شدن این متن شد. ایران نیز انتظار داشت که در بیانیه پایانی، حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به طور صریح محکوم شود، اما این درخواست نیز با مخالفت جدی مواجه شد.

عباس عراقچی در واکنش به این وضعیت، با ابراز تأسف از رویکرد برخی اعضا گفت: «بخشی از بیانیه نهایی توسط یکی از کشورهای عضو که روابط ویژه‌ای با اسرائیل دارد، متوقف شد. این مسئله بسیار تأسف‌بار است. تنها دلیل جلوگیری از صدور بیانیه نهایی، حمایت آن کشور از اسرائیل و آمریکا در تجاوز علیه ایران بود.» این ناکامی دیپلماتیک باعث شد تا هند به عنوان رئیس دوره‌ای، تنها به انتشار یک «بیانیه ریاستی» اکتفا کند. در این بیانیه، با زبانی دیپلماتیک و دوپهلو ذکر شده بود که «در مورد وضعیت منطقه غرب آسیا، بین برخی از اعضا دیدگاه‌های متفاوتی وجود داشت که از لزوم گفت‌وگو تا احترام به تمامیت ارضی را شامل می‌شد.»

عدم صدور بیانیه مشترک در حالی رخ داد که اعضا بر سر نزدیک به ۶۰ مورد دیگر از دستور کار، از جمله همکاری‌های انرژی، زیرساخت‌های دیجیتال و استفاده از ارزهای محلی به توافق رسیده بودند. با این حال، سایه سنگین اختلافات سیاسی اجازه نداد که این توافقات اقتصادی در قالب یک بیانیه جامع و قدرتمند تجلی یابد. این موضوع نشان داد که اگرچه بریکس در مسیر «دلارزدایی» گام‌های مثبتی برداشته است، اما در حوزه «امنیت جمعی» و «موضع‌گیری سیاسی واحد»، هنوز فرسنگ‌ها با یک بلوک منسجم فاصله دارد.

تنگه هرمز و امنیت دریانوردی

موضوع تنگه هرمز یکی دیگر از نقاط عطف مذاکرات دهلی‌نو بود. سوبرامانیام جی‌شنکر، وزیر خارجه هند، در سخنان خود بر اهمیت آزادی کشتیرانی تأکید کرد و هشدار داد که اختلال در این آبراه حیاتی، اقتصاد جهانی را تهدید می‌کند. ایران اما روایت متفاوتی از این ناامنی داشت. عراقچی در مصاحبه‌ای در حاشیه نشست تأکید کرد: «تنگه هرمز اکنون بیش از هر چیز از تجاوز آمریکا و محاصره‌ای که بر آن تحمیل کرده، آسیب می‌بیند. از نظر ما، این تنگه برای تمامی کشتی‌های تجاری باز است، اما آن‌ها باید با نیروهای دریایی ما همکاری کنند.»

 نشست دهلی‌نو با درگیری لفظی بی‌سابقه‌ای میان نمایندگان تهران و ابوظبی به اوج خود رسید، چرا که عباس عراقچی با کنار گذاشتن ملاحظات تشریفاتی، امارات را به دلیل واگذاری پایگاه‌های نظامی به آمریکا و سکوت در برابر حملات، «شریک فعال تجاوز» علیه ایران نامید. وی هشدار داد که به جای مظلوم‌نمایی در مجامع بین‌المللی، باید در سیاست‌های خصمانه تجدیدنظر کرد

اصرار ایران بر حاکمیت خود بر این آبراه و لزوم همکاری کشورهای منطقه بدون حضور بیگانگان، با مخالفت اماراتی روبرو شد که حضور پایگاه‌های آمریکایی را تضمین‌کننده امنیت خود می‌بیند. این تضاد دیدگاه باعث شد که حتی پیشنهاد میانه روسیه برای یک بیانیه تعدیل شده درباره تنگه هرمز نیز به جایی نرسد. درنهایت، بیانیه ریاستی هند تنها به کلیاتی درباره «حقوق ناوبری در دریای سرخ و تنگه باب‌المندب» بسنده کرد و عملاً از ورود به مناقشه اصلی در تنگه هرمز بازماند.

نشست دهلی‌نو، علی‌رغم تمام تنش‌ها، یک واقعیت جدید را در عرصه بین‌الملل تثبیت کرد: ایران دیگر یک بازیگر منزوی نیست و دکترین سیاست خارجی ایران منفعلانه در عرصه امنیت منطقه ظاهر نخواهد شد. حضور فعال در بریکس و به چالش کشیدن هم‌پیمانان آمریکا در یک نشست رسمی، نشان‌دهنده تغییر مواضع دفاعی ایران بود. عراقچی با صراحت اعلام کرد که ایران به تهدیدات عادت دارد و حتی از جنگ اخیر نیز دشمنان هیچ نتیجه‌ای نگرفته‌اند. او همچنین با اشاره به پیام‌های متناقض واشینگتن، بر تردید تهران نسبت به جدیت آمریکا در مذاکرات تأکید کرد و گفت: «ما در برابر هرگونه فشار و تحریم مقاومت می‌کنیم.»

اجلاس وزرای خارجه بریکس در هند را می‌توان «اجلاس واقع‌گرایی» نامید. این نشست ثابت کرد که گسترش بریکس و ورود اعضای جدید، اگرچه وزن اقتصادی این بلوک را افزایش داده، اما مدیریت اختلافات درونی را به مراتب پیچیده‌تر کرده است. تقابل ایران و امارات در این نشست، آینه‌ای از رقابت‌های ژئوپلیتیک در خلیج فارس بود که حالا به صحن سازمان‌های بین‌المللی کشیده شده است. ایران توانست مواضع خود را پس از جنگ ۴۰ روزه به گوش قدرت‌های نوظهور برساند، اما بن‌بست در صدور بیانیه نشان داد که مسیر تبدیل بریکس به یک جبهه واحد ضد غربی، مسیری طولانی و  پر سنگلاخ است.

در حالی که دیپلمات‌ها دهلی‌نو را ترک می‌کردند، این پرسش همچنان باقی ماند که آیا بریکس می‌تواند پیش از اجلاس سران، راهی برای آشتی دادن منافع متضاد اعضای خود بیابد یا خیر؟ عراقچی در سخنان پایانی خود ابراز امیدواری کرد که تا زمان اجلاس سران، کشورهایی نظیر امارات به این درک برسند که «اسرائیل نمی‌تواند از آن‌ها محافظت کند و آمریکا نیز قادر به تأمین امنیت آن‌ها نیست.» او تأکید کرد که امنیت تنها در سایه همکاری همسایگان محقق می‌شود؛ پیامی که اگرچه در دهلی‌نو با مقاومت روبرو شد، اما به عنوان دکترین اصلی ایران در دوران پساجنگ، بر میز مذاکرات بریکس باقی خواهد ماند. دیپلماسی در دنیای چندقطبی جدید، بیش از آنکه بر سر میزهای سبز مذاکره رقم بخورد، در میانه میدان‌های نبرد و تضادهای عمیق راهبردی شکل می‌گیرد.