آتش‌بس نامحدود، راه خروج ترامپ از جنگ با ایران بود

یک عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی گفت: آتش‌بس بدون محدودیت، راهی برای خروج ترامپ از جنگ با ایران بود.

احمد بخشایش اردستانی در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، با اشاره به تغییر موضع ناگهانی ترامپ در اعلام آتش‌بس، آن را تلاشی برای رهایی از فشارهای داخلی، محدودیت‌های کنگره و هزینه‌های سنگین جنگ دانست و تأکید کرد: جنگ با ایران چندین و چند مسئله را به ایالات متحده تحمیل کرده بود؛ نخستین مسئله  فشار از درون آمریکا مخصوصاً دموکرات‌ها بود؛ سخنرانی‌هایی که مثلاً کامالا هریس داشت و مرتب سرکوبش می‌کردند یا  روزنامه‌ها مطالبی می‌نوشتند که چرا ترامپ آمریکا را وارد این جنگ کرده است و این شخص ساده‌لوح است.

وی با اشاره به وجود زمان بندی برای آغاز و پایان جنگ در ایالات متحده، ادامه داد: دلیل دیگر، مدت ۶۰ روزه برای جنگ با ایران بود که کنگره بیش از این مجوز به او نمی‌دهد. از سوی دیگر  ترامپ  ۲۰۰ میلیارد دلار برای ادامه جنگ می‌خواهد که باتوجه شرایط فعلی این کشور و هزینه‌ها این مبلغ زیاد است. عوامل دیگر در واقع بازی‌های جام جهانی و انتخابات میان‌دوره‌ای در خود آمریکا است.

محاصره دریایی؛ فشار کوتاه‌مدت بر ایران، هزینه بلندمدت برای آمریکا

این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی با اشاره به سخنان رئیس جمهور آمریکا درخصوص محاصره دریایی ایران، تاکید کرد: سومین مسئله که بسیار حائز اهمیت است، این‌که اگر آمریکا بخواهد محاصره را ادامه دهد چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ درست است که محاصره در بلندمدت به ضرر خود ترامپ و آمریکا است، اما در کوتاه‌مدت به ایران فشار می‌آورد. این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی بیان کرد: درحال حاضر ایران دارد از خارک و چاه‌های نفتش، نفت را استخراج و در انبارها ذخیره می‌کند؛ اگر قرار باشد این انبارهای ذخیره ما پر شود، باید چاه‌های نفت خودمان را ببندیم. بستن چاه‌های نفت ما به‌سادگی مثل بستن لوله آب نیست و اگر دوباره بخواهیم مجددا به کار بی‌افتند ما  به میلیاردها دلار نیاز داریم، بنابراین ما باید فکری برای این محاصره بیندیشیم.

انسجام ملی ایرانیان؛ نتیجه معکوس حمله نظامی آمریکا به ایران است

این نماینده مجلس شورای اسلامی ادامه داد: از سوی دیگر احساسم این است که آمریکا خودش به این نتیجه رسید که اگر حمله نمی‌کرد بهتر بود، به‌خاطر این‌که حمله به ایران موجب انسجام ملی مردم ایران شد؛ زیرا برای مردم ایران هنگامی که بحث موجودیت و بقای کشورمان در میان باشد برخلاف تصوراتی که وجود دارد  بسیار متحد عمل می‌کنند. درصورتی که  اگر آمریکا از طریق اقتصاد فشارهایی را  به ایران وارد می‌کرد شاید عده‌ای از مردم دچار چالش می‌شدند.

ایران زیر بار بین‌المللی‌سازی مدیریت تنگه هرمز نمی‌رود

بخشایس اردستانی در پاسخ به این‌که در ابتدای تجاوز آمریکا و اسرائیل به کشورمان اتحادیه اروپا موضع دیگری درباره تنگه هرمز بیان می‌کرد و در واقع نرم‌تر با ایران درباره بستن تنگه هرمز سخن می‌گفت، اما شاهد هستیم کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی این اتحادیه، در سخنانی بیان کرد «اتحادیه اروپا پیش از این تحریم‌های گسترده‌ای علیه ایران اعمال کرده است، اما امروز ما به توافق سیاسی برای گسترش رژیم تحریم‌های خود و هدف‌قراردادن مسئولان نقض آزادی ناوبری نیز دست یافتیم»، این امر چقدر می‌تواند محقق شود، گفت: آن اقدامات یک شمشیر دولبه بود؛ یک لبه آن به آمریکا بازمی‌گردد که تشویق شود آتش‌بس را حفظ کند تا صلح برقرار بماند و بتواند غنی‌سازی ایران را با توافق تا مدتی با تعطیلی مواجه کند.

وی ادامه داد: یک بخش دیگر این بود که بعداً هنگامی که صلح ایجاد شود، ایران مثلاً نخواهد تعرفه بگیرد و به‌تنهایی تنگه هرمز را اداره کند، بلکه خودش بیاید و بگوید ما تا ۳۵ کشور هستیم و عبور و ترانزیت بی ضرر نفت از تنگه هرمز را تضمین می‌کنیم، اما ایران زیر بار بین‌المللی‌سازی مدیریت تنگه هرمز نمی‌رود. ایران درست دارد تنگه هرمز را مانند تنگه‌هایی مثلاً سوئز و پاناما مشمول تعرفه می‌کند و علاوه بر این‌که تعرفه می‌گیرد، می‌خواهد ابزار فشارش برای مباحث بعدی شود.

این عضو کمیسیون امنیت و سیاست خارحی، تصریح کرد: کنوانسیون ۱۹۵۷ که مرتبط با عبور کشتی‌ها در دریا است، تعرفه را به سازمان ملل پرداخت می‌کند، اما ایران عضو این کنوانسیون نیست؛ بنابراین ایران حق دارد حاکمیت خودش را اعمال کند.

وی گفت: به‌اضافه این‌که دنیا، دنیای جنگل است؛ دنیای زور است. ایران می‌تواند از این طریق اراده خود را تحمیل کند؛ همان‌طور که در این جنگ ۴۰روزه تحمیل کرده است، باز هم می‌تواند تحمیل کند و این کار را انجام بدهد، ولوعلیه کنوانسیون باشد. خیلی مهم نیست، این اقدام قانونی است، چرا که جنگ هم خودش یک قانون است.