سیا در هاوانا؛ مذاکره یا اولتیماتوم نهایی؟

رامین پرتو

در شرایطی که تنش‌های ژئوپلیتیکی در خاورمیانه، دریای سرخ و تنگه هرمز به نقطه حساسی رسیده، اکنون نشانه‌های روشنی از فعال شدن پرونده‌ای دیگر در سیاست خارجی ایالات متحده دیده می‌شود؛ پرونده‌ای قدیمی اما همچنان راهبردی به نام کوبا. سفر «جان راتکلیف»، رئیس سازمان سیا به هاوانا، آن هم در اوج فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی واشنگتن علیه دولت «میگل دیاز-کانل»، نشان می‌دهد که دولت «دونالد ترامپ» در حال بازتعریف سیاست خود در قبال آمریکای لاتین و به‌ویژه جزیره کارائیب است.

این سفر که دومین سفر یک رئیس سیا به کوبا از زمان انقلاب «فیدل کاسترو» در سال ۱۹۵۹ محسوب می‌شود، صرفاً یک دیدار دیپلماتیک معمولی نیست؛ بلکه حامل پیام‌های چندلایه امنیتی، اطلاعاتی و ژئوپلیتیکی است. واشنگتن در حالی از «تعامل جدی» با هاوانا سخن می‌گوید که همزمان فشار اقتصادی، تحریم‌های نفتی، تهدیدهای نظامی و حتی سناریوهای تغییر رژیم را نیز دنبال می‌کند. در چنین فضایی، کوبا بار دیگر به یکی از مهم‌ترین میدان‌های تقابل میان آمریکا و بلوک مخالف آن شامل روسیه و چین تبدیل شده است.

تحریم نفتی، تهدید کشورهایی که به کوبا سوخت می‌رسانند، محدودسازی مبادلات بانکی و تشدید انزوای اقتصادی باعث شده بحران انرژی در این کشور به نقطه بحرانی برسد و مقام‌های کوبا رسماً اعلام کرده‌اند که شبکه برق ملی در وضعیت فوق‌العاده قرار دارد 

واشنگتن، تحریم و سناریوی تغییر رژیم هاوانا

بر اساس گزارش‌های منتشر شده، رئیس سیا حامل پیامی مستقیم از سوی ترامپ برای مقام‌های ارشد کوبایی بوده است؛ پیامی که در آن واشنگتن اعلام کرده تنها در صورتی حاضر به تعامل اقتصادی و امنیتی با هاواناست که دولت کوبا «تغییرات اساسی» ایجاد کند. همین عبارت به‌خوبی نشان می‌دهد که آمریکا همچنان از ادبیات سنتی خود علیه نظام سیاسی کوبا فاصله نگرفته و مسئله «اصلاح ساختار قدرت» را محور اصلی سیاست خود قرار داده است.

در ظاهر، دو طرف درباره همکاری اطلاعاتی، مسائل امنیتی و ثبات اقتصادی گفت‌وگو کرده‌اند، اما واقعیت آن است که واشنگتن بیش از هر چیز به دنبال سنجش میزان شکنندگی ساختار داخلی کوبا در شرایط بحران اقتصادی و انرژی است. آمریکا تصور می‌کند که ترکیب تحریم‌های فلج‌کننده، کمبود سوخت، خاموشی‌های گسترده و فشار اجتماعی می‌تواند زمینه فروپاشی تدریجی دولت هاوانا را فراهم کند.

در این میان، سفر رئیس سیا چند هدف مهم را دنبال می‌کند. نخست، ارزیابی میدانی وضعیت داخلی کوبا و میزان تاب‌آوری حکومت در برابر فشارهاست. دوم، ارسال پیام مستقیم تهدید و مذاکره همزمان به رهبران کوبایی است؛ الگویی که ترامپ پیش‌تر در قبال کشورهایی مانند ونزوئلا و ایران نیز دنبال کرده بود و سوم، تلاش برای ایجاد شکاف در ساختار امنیتی و سیاسی کوبا و ترغیب بخشی از نخبگان این کشور به پذیرش اصلاحات مدنظر واشنگتن است.

سناریوی درگیری نظامی واقعی است؟

فشارهای آمریکا علیه کوبا اکنون وارد مرحله‌ای کم‌سابقه شده است. تحریم نفتی، تهدید کشورهایی که به کوبا سوخت می‌رسانند، محدودسازی مبادلات بانکی و تشدید انزوای اقتصادی باعث شده بحران انرژی در این کشور به نقطه بحرانی برسد. مقام‌های کوبایی رسماً اعلام کرده‌اند که شبکه برق ملی در وضعیت فوق‌العاده قرار دارد و برخی مناطق هاوانا روزانه تا ۲۲ ساعت قطع برق را تجربه می‌کنند.

واشنگتن امیدوار است این فشارها نارضایتی اجتماعی را به سطحی برساند که دولت دیاز-کانل دیگر قادر به کنترل اوضاع نباشد. به همین دلیل، همزمان با تشدید تحریم‌ها، آمریکا پیشنهاد کمک ۱۰۰ میلیون دلاری نیز مطرح کرده است؛ اقدامی که از نگاه هاوانا بخشی از جنگ روانی و تلاش برای نفوذ سیاسی در جامعه کوبا محسوب می‌شود. با این حال، پرسش اصلی این است که آیا احتمال درگیری نظامی مستقیم میان آمریکا و کوبا وجود دارد؟

واقعیت این است که اگرچه تهدیدهای لفظی افزایش یافته و برخی رسانه‌های آمریکایی از برنامه‌ریزی پنتاگون برای سناریوهای نظامی خبر داده‌اند، اما احتمال حمله گسترده نظامی همچنان پایین ارزیابی می‌شود. آمریکا به‌خوبی می‌داند که هرگونه مداخله نظامی مستقیم در کوبا می‌تواند پیامدهای سنگینی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی داشته باشد.

نخستین پیامد، بی‌ثباتی گسترده در آمریکای لاتین خواهد بود. بسیاری از دولت‌های منطقه، حتی آنهایی که روابط نزدیکی با واشنگتن دارند، مخالف مداخله نظامی در کوبا هستند. حمله به هاوانا می‌تواند موج جدیدی از احساسات ضدآمریکایی را در منطقه فعال کند و مشروعیت سیاسی آمریکا را تضعیف کند.

دومین پیامد، احتمال شکل‌گیری بحران انسانی گسترده است. زیرساخت‌های اقتصادی و انرژی کوبا هم‌اکنون نیز در وضعیت شکننده‌ای قرار دارد و هرگونه درگیری می‌تواند میلیون‌ها نفر را با بحران غذا، دارو و مهاجرت روبه‌رو کند. این وضعیت حتی ممکن است موج جدیدی از مهاجرت گسترده کوبایی‌ها به سواحل آمریکا را ایجاد کند.

واشنگتن در حالی از «تعامل جدی» با هاوانا سخن می‌گوید که همزمان فشار اقتصادی، تحریم‌های نفتی، تهدیدهای نظامی و حتی سناریوهای تغییر رژیم را نیز دنبال می‌کند و در چنین فضایی، کوبا بار دیگر به یکی از مهم‌ترین میدان‌های تقابل میان آمریکا و بلوک مخالف آن شامل روسیه و چین تبدیل شده است

سومین مسئله، واکنش بازیگران بین‌المللی است. روسیه و چین احتمالاً در برابر هرگونه اقدام نظامی آمریکا سکوت نخواهند کرد. هرچند بعید است وارد درگیری مستقیم شوند، اما می‌توانند از طریق حمایت اطلاعاتی، اقتصادی و دیپلماتیک هزینه‌های واشنگتن را افزایش دهند.

نگاه روسیه و چین؛ 

کوبا در قلب رقابت قدرت‌های بزرگ

تحولات اخیر کوبا را نمی‌توان جدا از رقابت فزاینده میان آمریکا با روسیه و چین تحلیل کرد. برای مسکو و پکن، کوبا تنها یک متحد سیاسی نیست؛ بلکه نماد مقاومت در برابر هژمونی آمریکا در حیاط خلوت واشنگتن به شمار می‌رود.

روسیه در سال‌های اخیر تلاش کرده حضور خود در آمریکای لاتین را احیا کند و کوبا یکی از مهم‌ترین نقاط این راهبرد است. همکاری‌های انرژی، ارسال نفت، تعاملات امنیتی و حتی گزارش‌هایی درباره فعالیت‌های اطلاعاتی مشترک، همگی نشان‌دهنده اهمیت راهبردی هاوانا برای کرملین هستند. مسکو به‌ویژه پس از جنگ اوکراین به دنبال آن است که فشار متقابل علیه آمریکا را به حوزه‌های نزدیک به مرزهای واشنگتن منتقل کند و کوبا در این چارچوب جایگاه ویژه‌ای دارد.

چین نیز نگاه بلندمدتی به کوبا دارد. پکن از طریق سرمایه‌گذاری اقتصادی، توسعه زیرساخت‌های مخابراتی و همکاری‌های فناورانه تلاش کرده نفوذ خود را در این جزیره گسترش دهد و آمریکا بارها نسبت به احتمال استفاده چین از تاسیسات اطلاعاتی در کوبا ابراز نگرانی کرده است. 

در نتیجه، فشارهای آمریکا علیه هاوانا صرفاً با هدف تغییر رفتار دولت کوبا نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد کلان مهار نفوذ روسیه و چین نیز به شمار می‌رود. واشنگتن تلاش می‌کند مانع تبدیل شدن کوبا به یک پایگاه راهبردی برای رقبای جهانی خود شود.

در مجموع، سفر رئیس سیا به هاوانا را باید بخشی از یک بازی بزرگ‌تر میان قدرت‌های جهانی دانست؛ بازی‌ای که در آن کوبا بار دیگر به میدان تقابل ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. آمریکا به دنبال اعمال فشار نهایی برای تغییر رفتار یا حتی تغییر ساختار قدرت در این کشور است، اما واقعیت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی نشان می‌دهد که تحقق چنین هدفی آسان نخواهد بود.

هرچند احتمال حمله نظامی گسترده همچنان محدود است، اما افزایش فشارهای اقتصادی، جنگ اطلاعاتی، تهدیدهای امنیتی و تلاش برای بی‌ثبات‌سازی داخلی می‌تواند کوبا را وارد یکی از دشوارترین دوره‌های تاریخ معاصر خود کند. در این میان، روسیه و چین نیز بعید است در برابر تحولات این جزیره استراتژیک منفعل باقی بمانند؛ مسئله‌ای که می‌تواند بحران کوبا را از یک پرونده منطقه‌ای به بخشی از رقابت جهانی قدرت‌ها تبدیل کند.