رامین پرتو

دومین دیدار ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، و احمد الشرع (ابومحمد الجولانی)، رئیس دولت موقت سوریه در فاصله‌ای کمتر از چهار ماه از دیدار نخست، صرفاً یک رویداد تشریفاتی یا تکرار یک دیدار دیپلماتیک معمول به حساب نمی‌آید، بلکه این ملاقات در بستر تحولات عمیق میدانی، امنیتی و ژئوپلیتیکی سوریه و منطقه، حامل پیام‌هایی روشن درباره آینده معادلات قدرت در دمشق، نقش مسکو در مرحله پساجنگ و بازتعریف حضور آمریکا در سوریه است و بسیاری اعتقاد دارند این رویارویی را باید دیداری دانست که هم‌زمانی آن با بازبینی راهبرد نظامی واشنگتن در سوریه، به این رویداد ابعادی فراتر از روابط دوجانبه بخشیده است.

پوتین در این دیدار با تأکید بر ریشه‌های تاریخی روابط روسیه و سوریه، اعلام کرد که از زمان نخستین دیدار با احمد الشرع، گام‌های مهمی برای احیای روابط دوجانبه برداشته شده و همکاری‌های اقتصادی، علی‌رغم همه محدودیت‌ها، وارد مسیر رشد شده است. اشاره رئیس‌جمهور روسیه به رشد بیش از چهار درصدی مبادلات تجاری، در کنار اعلام آمادگی مسکو برای مشارکت فعال در بازسازی سوریه، نشان می‌دهد که کرملین سوریه پساجنگ را نه ‌تنها یک متحد سیاسی، بلکه یک فرصت راهبردی اقتصادی برای غلبه بر هژمونی غرب تلقی می‌کند.

پوتین همچنین با حمایت آشکار از تلاش‌های دولت موقت سوریه برای بازگرداندن تمامیت ارضی کشور، به‌ویژه پس از تحولات شرق فرات و عقب‌نشینی نیروهای «قسد»، عملاً موضع روسیه را در حمایت از تمرکز قدرت در دمشق تثبیت کرد و اساساً تأکید او بر حضور ارتش سوریه در شرق فرات و امید به ادغام کامل این منطقه، پیامی صریح برای بازیگران خارجی، به‌ویژه ایالات متحده، درباره خطوط قرمز مسکو در سوریه بود.

انتقال تدریجی زندانیان داعش از شمال شرق سوریه به عراق، که یکی از اصلی‌ترین دلایل حضور آمریکا در این منطقه بود، عملاً بار امنیتی و توجیه اصلی ادامه حضور نظامی آمریکا را تضعیف کرده و زمینه را برای تصمیم‌گیری نهایی فراهم آورده است

در مقابل، احمد الشرع نیز در این دیدار تلاش کرد تصویر دولتی فعال، در حال گذار و برخوردار از حمایت متحدان بین‌المللی را به نمایش بگذارد. اشاره او به ۱۳ سفر متقابل هیأت‌های دولتی، غلبه بر تحریم‌ها و عبور از موانع یک‌ساله گذشته، تلاشی برای القای این پیام بود که دولت موقت سوریه وارد مرحله تثبیت شده و اکنون به‌دنبال بازسازی، توسعه و ادغام کامل جغرافیای کشور است. همچنین قدردانی الشرع از نقش روسیه در تثبیت سوریه و منطقه، نشان‌دهنده درک عمیق دمشق از وزن مسکو در معادلات امنیتی خاورمیانه است.

چرا دیدار دوم جولانی و پوتین اهمیت دارد؟

دیدار دوم احمد الشرع با ولادیمیر پوتین را باید در چارچوب نیازهای راهبردی دولت جدید سوریه تحلیل کرد. جولانی پس از به‌دست گرفتن قدرت در دمشق، با سه چالش اصلی مواجه بوده که عبارت است از تثبیت مشروعیت داخلی، بازگرداندن کنترل کامل بر جغرافیای کشور و مدیریت روابط خارجی؛ در شرایطی که سوریه همچنان در معرض فشارهای سیاسی و اقتصادی غرب قرار دارد.

نکته مهم این است که روسیه در هر سه حوزه، بازیگری کلیدی برای دمشق محسوب می‌شود. مسکو نه ‌تنها از نظر سیاسی، بلکه از نظر نظامی و اقتصادی نیز اهرم‌هایی در اختیار دارد که می‌تواند روند گذار سوریه را تسهیل کند. دیدار دوم، در واقع تلاشی از سوی جولانی برای تبدیل حمایت نظامی و سیاسی روسیه در دوران جنگ، به یک مشارکت ساختاری در دوران پساجنگ است؛ مشارکتی که بازسازی زیرساخت‌ها، سرمایه‌گذاری در بخش انرژی، ساخت‌وساز و همکاری‌های بشردوستانه را در بر می‌گیرد.

از سوی دیگر، این دیدار حامل پیامی به داخل سوریه نیز خواهد بود. جولانی با حضور مجدد در کرملین، تلاش می‌کند نشان دهد که دولت موقت او از پشتوانه یک قدرت جهانی برخوردار است و مسیر بازسازی و وحدت ملی، با حمایت یک بازیگر بین‌المللی قدرتمند، قابل تحقق است. این پیام به ‌ویژه در مقطع حساس ادغام «قسد» و بازگشت ارتش سوریه به شرق فرات، اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند.

بازنگری راهبرد آمریکا: خروج یا بازآرایی؟

مساله بسیار مهم دیگر این است که همزمانی دیدار پوتین و جولانی با بازبینی حضور نظامی آمریکا در سوریه، تصادفی نیست. واشنگتن پس از بیش از یک دهه حضور نظامی، اکنون با واقعیت‌های جدیدی مواجه شده که توجیه تداوم مأموریت خود را با چالش جدی روبه‌رو کرده است. افشاگری‌های رسانه‌ای، به‌ویژه گزارش وال‌استریت ژورنال، نشان می‌دهد که دولت آمریکا به‌طور جدی گزینه خروج کامل از سوریه را به عنوان گزینه‌ای که در صورت تحقق، به معنای پایان رسمی عملیات نظامی آغازشده در سال ۲۰۱۴ خواهد بود، بررسی می‌کند.

با وجود تقابل روسیه و ایالات متحده در صحنه بین‌المللی، سوریه در دوره جولانی به صحنه نوعی رقابت مدیریت‌شده میان دو قدرت تبدیل شده که نه لزوماً به تقابل مستقیم، بلکه به بازتعریف نقش‌ها و حوزه‌های نفوذ می‌انجامد

انتقال تدریجی زندانیان داعش از شمال شرق سوریه به عراق، که یکی از اصلی‌ترین دلایل حضور آمریکا در این منطقه بود، عملاً بار امنیتی این مأموریت را کاهش داده است. به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران، از جمله چارلز لیستر، این اقدام توجیه اصلی ادامه حضور نظامی آمریکا را تضعیف کرده و زمینه را برای تصمیم‌گیری نهایی فراهم آورده است.

با این حال، خروج آمریکا الزاماً به معنای ترک کامل سوریه نیست. برخی نشانه‌ها حاکی از آن است که واشنگتن ممکن است به ‌جای حضور گسترده، به‌دنبال بازآرایی نیروها، کاهش هزینه‌ها و تمرکز بر نقاط راهبردی محدودتری مانند پایگاه التنف باشد. چنین رویکردی به آمریکا اجازه می‌دهد ضمن حفظ اهرم فشار، از درگیری‌های پرهزینه و پیچیده میدانی فاصله بگیرد.

منافع روسیه و آمریکا در سوریه: 

تضاد یا همپوشانی؟

با روی کار آمدن احمد الشرع، پرسش مهمی که مطرح می‌شود این است که آیا منافع روسیه و آمریکا در سوریه وارد مرحله تقابل مستقیم شده یا امکان نوعی همپوشانی محدود وجود دارد؟ واقعیت آن است که هرچند مسکو و واشنگتن اهداف متفاوتی را دنبال می‌کنند، اما هر دو بازیگر در یک نقطه یعنی جلوگیری از بازگشت بی‌ثباتی گسترده و احیای داعش اشتراک دارند.

روسیه به‌دنبال تثبیت دولتی مرکزی، متحد و یکپارچه در دمشق است که بتواند منافع بلندمدت مسکو را تضمین کند. در مقابل، آمریکا اگرچه با دولت جدید سوریه روابط نزدیکی ندارد، اما به‌دنبال کاهش هزینه‌های حضور نظامی و جلوگیری از خلأ امنیتی است که می‌تواند تهدیدی برای منافع منطقه‌ای‌ خود باشد. از این منظر، حضور جولانی و تلاش او برای ادغام «قسد» و اعمال حاکمیت دولت مرکزی، می‌تواند بخشی از نگرانی‌های امنیتی واشنگتن را نیز کاهش دهد.

با این حال، تضاد منافع در حوزه نفوذ ژئوپلیتیکی همچنان پابرجا است. آمریکا نسبت به گسترش نقش روسیه در بازسازی اقتصادی سوریه و تثبیت نفوذ بلندمدت مسکو حساس است. از سوی دیگر، روسیه نیز خروج یا کاهش حضور آمریکا را فرصتی برای تقویت موقعیت خود تلقی می‌کند. بنابراین، سوریه در دوره جولانی به صحنه نوعی رقابت مدیریت‌شده میان دو قدرت تبدیل شده است؛ رقابتی که نه لزوماً به تقابل مستقیم، بلکه به بازتعریف نقش‌ها و حوزه‌های نفوذ می‌انجامد.

فرجام سخن

دومین دیدار احمد الشرع و ولادیمیر پوتین را باید نقطه عطفی در مسیر گذار سوریه از جنگ به مرحله بازسازی و تثبیت دانست. این دیدار، هم برای دمشق و هم برای مسکو، فرصتی برای تنظیم مجدد روابط و ترسیم چشم‌انداز آینده بود و در عین حال، همزمانی آن با بازنگری راهبردی آمریکا در سوریه، نشان می‌دهد که معادلات این کشور وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که در آن، وحدت سرزمینی، خروج تدریجی بازیگران خارجی و رقابت نرم قدرت‌های بزرگ، نقش تعیین‌کننده‌ای در آینده سوریه ایفا خواهند کرد.