از کلافگی و سکوت قلعهنویی تا چراغ سبز پاستور در سایه التهاب
معمای پرواز به جامجهانی ۲۰۲۶
آریا طاری
«اجازه بدهید اسم تیمی را نیاورم. دیروز نام دو تیم را آوردم و بعد وقتی به هتل آمدم متوجه شدم بازیها لغو شده است.» این جملات، تنها یک اظهارنظر ساده از سوی سرمربی تیم ملی در حاشیه مراسم گرامیداشت هفته کار و کارگر نبود؛ این کلمات، تبلور استیصال و کلافگی مردی است که باید تیمش را برای بزرگترین آوردگاه فوتبال جهان آماده کند، اما حتی نمیداند فردا قرار است شاگردانش را مقابل چه تیمی به میدان بفرستد. جامجهانی ۲۰۲۶ در ایالات متحده، مکزیک و کانادا، حالا بیش از هر زمان دیگری برای فوتبال ایران به یک معادله چندمجهولی و پیچیده تبدیل شده است. در شرایطی که شمارش معکوس آغاز شده و کمتر از ۴۵روز تا به صدا درآمدن سوت آغاز این تورنمنت بزرگ و تاریخی باقی مانده است، اردوی تیم ملی فوتبال ایران در تهران بیش از آنکه شبیه به قرارگاه آمادهسازی یک تیم مدعی آسیایی باشد، به اتاق انتظاری پر از دلهره و اخبار ضدونقیض بدل شده است. داستان از جایی شروع میشود که بدیهیترین نیاز یک تیم ملی برای حضور در جامجهانی، یعنی برگزاری دیدارهای تدارکاتی، به یک بحران تمامعیار تبدیل شده است.
امیر قلعهنویی حق دارد که دیگر نخواهد نام هیچ کشوری را به زبان بیاورد. در روزهای گذشته، تقویم فیفادی و برنامههای آمادهسازی تیم ملی به یک صفحه شطرنج با مهرههای خیالی تبدیل شده بود. ابتدا زمزمههای برگزاری بازی دوستانه با پاناما و پورتوریکو به گوش رسید؛ حریفانی از منطقه کونکاکاف که میتوانستند تا حدودی شبیهسازی مناسبی برای رویارویی با تیمهای قاره آمریکا باشند. اما این اخبار پیش از آنکه روی کاغذ رسمیت پیدا کنند، به بایگانی سپرده شدند. پس از لغو قطعی دیدار با پاناما و پورتوریکو، نامهای جدیدی روی میز فدراسیون فوتبال قرار گرفت؛ مقدونیه و آنگولا. اما سایه سنگین بلاتکلیفی دست از سر تیم ملی برنمیدارد. حالا تکلیف بازی با آنگولا در هالهای از ابهام است و با دومینوی لغو شدنها، رویارویی با مقدونیه نیز در مرز منتفی شدن قرار گرفته است. سرمربی تیم ملی که با تعطیلی زودهنگام و اجباری لیگ برتر، برنامههای تمرینی خود را در تهران و با برگزاری دیدارهای درونتیمی آغاز کرده، حالا با دستانی خالی از حریفان بینالمللی مواجه است. او با لحنی که آمیختهای از گلایه، عصبانیت و پذیرش واقعیتهای تلخ است، رسما اعلام کرده که تا زمان سوت آغاز بازی، روی هیچ مسابقه دوستانهای حساب باز نمیکند. این سردرگمی تاکتیکی در حالی گریبانگیر کادر فنی شده که تیمهای رقیب در حال انجام آخرین اصلاحات تاکتیکی خود در بازیهای تدارکاتی سطح بالا هستند و تیم ملی ایران، در کمپ تهران، مجبور است به رقابت بازیکنان با یکدیگر در قالب دو تیم الف و ب بسنده کند؛ اتفاقی که برای تیمی در قامت صعود به جامجهانی، یک عقبگرد نگرانکننده محسوب میشود.
ماجرای تیم ملی ایران در مسیر جام جهانی ۲۰۲۶، تنها به لغو چند بازی دوستانه و مشکلات لجستیکی ختم نمیشود. در شرایطی که حفظ امنیت ملی و مدیریت افکار عمومی در زمانه بحران در اولویت قرار دارد، اعزام کاروانی بزرگ به کشوری که میزبان مسابقات است (ایالات متحده)، نیازمند بررسیهای همهجانبهای است که از خطوط قرمز سیاست خارجی و تدابیر امنیتی عبور میکند
اما ماجرای تیم ملی ایران در مسیر جام جهانی ۲۰۲۶، تنها به لغو چند بازی دوستانه و مشکلات لجستیکی ختم نمیشود. داستان بسیار فراتر از مستطیل سبز است. فوتبال، بار دیگر با واقعیتهای سخت خاورمیانه گره خورده است. وضعیت جنگی منطقه و التهابات روزهای اخیر، حضور تیم ملی در جامجهانی را از یک مساله صرفا ورزشی، به یک پرونده حساس در سطح کلان حاکمیتی و امنیتی تبدیل کرده است. پیش از این، موضعگیری تند و بیپرده احمد دنیامالی، وزیر ورزش و جوانان، در جلسه ستاد حضور تیم ملی در جامجهانی، شوک بزرگی به جامعه فوتبال وارد کرد. دنیامالی با صراحت اعلام کرد که تصمیم نهایی برای اعزام یا عدم اعزام شاگردان قلعهنویی به جامجهانی، در حیطه اختیارات وزارت ورزش یا فدراسیون فوتبال نیست و این شورای عالی امنیت ملی است که باید مجوز نهایی را صادر کند. این اظهارنظر، موجی از نگرانی را در میان هواداران و ملیپوشان ایجاد کرد. آیا قرار است بزرگترین رویای فوتبالی یک نسل، قربانی معادلات پیچیده منطقهای شود؟ سپردن سرنوشت تیم ملی به نهادهای امنیتی، نشاندهنده عمق حساسیت ماجراست. در شرایطی که حفظ امنیت ملی و مدیریت افکار عمومی در زمانه بحران در اولویت قرار دارد، اعزام کاروانی بزرگ به کشوری که میزبان مسابقات است (ایالات متحده)، نیازمند بررسیهای همهجانبهای است که از خطوط قرمز سیاست خارجی و تدابیر امنیتی عبور میکند.
با وجود تمام این ابرهای تیره، هشتم اردیبهشتماه ۱۴۰۵، سیگنالهای متفاوتی از ساختمان پاستور مخابره شد. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، در نشست خبری هفتگی خود، در پاسخ به دغدغه خبرنگاران پیرامون سرنوشت تیم ملی، ادبیاتی را به کار برد که بوی امیدواری و حمایت میداد. مهاجرانی با اشاره به حضور اخیر مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری در اردوی تیم ملی و در میان بازیکنان، این اقدام را نه یک بازدید تشریفاتی، بلکه نماد بارز حمایت مادی و معنوی دولت از ملیپوشان قلمداد کرد.
او با تاکید بر کلمه «اقتدارآفرینی»، فوتبال را ابزاری برای نشان دادن قدرت و همبستگی ملی در عرصههای بینالمللی دانست. سخنگوی دولت در لابهلای صحبتهایش، به دستورات صریح وزیر ورزش برای تقویت تیم و حتی برنامهریزی برای اردوی ترکیه اشاره کرد و با جملهای کلیدی به گمانهزنیها پاسخ داد:«امیدوار هستیم که انشاءا... تیم ملی ما همچون همیشه با افتخار و با همان غیرت ملی خود در جامجهانی حضور یابد و دل ملت ایران را شاد سازد.» این اظهارات، به نوعی یک پارادوکس امیدبخش در دل فضای پرالتهاب فعلی است. از یک سو، موضع سخت و امنیتی هفتههای گذشته وجود دارد و از سوی دیگر، صدای رسمی دولت که از آرزوی حضور تیم ملی و شادی دل مردم سخن میگوید. به نظر میرسد در بدنه دولت، تمایل شدیدی وجود دارد تا فوتبال به عنوان یک بازوی اجتماعی و یک نقطه اتصال ملی در روزهای سخت، به کار خود ادامه دهد و پرچم ایران در بزرگترین فستیوال ورزشی جهان برافراشته بماند.
با کنار هم قرار دادن پازلهای این سناریوی پیچیده، برنامه عملیاتی تیم ملی فعلا روی یک خط باریک در حال حرکت است. امیر قلعهنویی و شاگردانش تا ۱۶ اردیبهشتماه در تهران خواهند ماند؛ روزهایی که به تمرینات تاکتیکی و حفظ آمادگی جسمانی در غیاب بازیهای رسمی لیگی سپری میشود. پس از آن، کاروان تیم ملی برای فرار از فشارها و تغییر فضای روانی، راهی کشور ترکیه خواهد شد. اردوی ترکیه، در واقع یک ایستگاه ترانزیت برای تیم ملی است. کمپی که هم به درخواست کادر فنی و هم با هماهنگی وزارت ورزش تدارک دیده شده است تا بازیکنان در یک محیط ایزولهتر و با تمرکز بالاتر، آخرین فاز آمادهسازی را پشت سر بگذارند. قلعهنویی درباره این مسیر میگوید:«برنامههایمان هر روز متغیر است اما بنا داریم پس از دو بازی درونتیمی و چند روز استراحت، به ترکیه برویم و شاید از آنجا عازم محل برگزاری بازیهای جامجهانی شویم.» استفاده از کلمه «شاید» در صحبتهای سرمربی تیم ملی، تمام داستان را در خود خلاصه کرده است. ترکیه میتواند سکوی پرتاب ملیپوشان به سمت قاره آمریکا باشد و یا ایستگاه پایانی تلخ یک رویای ناتمام.
اکنون فوتبال ایران در یک تعلیق تاریخی به سر میبرد. کمتر از ۴۵روز به آغاز جامجهانی مانده است؛ تورنمنتی که میتواند صحنه درخشش نسلی باشد که سالها در کنار هم بازی کردهاند و حالا تشنه اثبات تواناییهای خود در بالاترین سطح هستند. از یک سو، بازیکنان با تمام وجود در کمپ تیم ملی عرق میریزند و به چراغ سبز و حمایتهای سخنگوی دولت و حضور رئیسجمهور دلگرم شدهاند و از سوی دیگر، سایه لغو بازیهای تدارکاتی و تصمیمات کلان شورای عالی امنیت ملی در خصوص وضعیت آتشبس و جنگ ۴۰روزه، همچون یک شمشیر داموکلس بالای سر آنها قرار دارد. آیا دیپلماسی ورزشی و نیاز جامعه به یک رویداد نشاطآور، بر ملاحظات سخت امنیتی غلبه خواهد کرد؟ آیا بغض امیر قلعهنویی از لغو دیدارهای دوستانه، در نهایت با لبخند صعود از گروه در جامجهانی جبران خواهد شد؟ پاسخ این سوالات دیگر در مستطیل سبز رقم نمیخورد؛ بلکه در راهروهای سیاست و در دل زمان پنهان شده است. فعلا، تیم ملی چمدانهایش را برای ترکیه میبندد، اما نگاهش با بیم و امید، به آسمان غرب دوخته شده است. سفری که یا با افتخار و اقتدار در آمریکا به پایان میرسد، یا به عنوان یکی از حسرتبارترین پروندههای تاریخ ورزش ایران در حافظه جمعی ثبت خواهد شد. باید منتظر ماند و دید در این روزهای پر تب و تاب، سرنوشت چه پایانی برای یوزهای ایرانی رقم خواهد زد.
دیدگاه تان را بنویسید