جلایی پور:
تندروها میخواهند رهبری را مصادره کنند
یک فعال سیاسی اصلاح طلب، گفت: « متاسفانه این رادیکالها خود را از حیث گفتمانی در موضع «حق» میدانند، و راحت انحصارگری میکنند، حتی میخواهند رهبری را مصادره کنند. اما از حیث عملی هدف آنان روشن است، آنان در پای صندوق رای، رای ندارند و با این شیوه رادیکالیسم دنبال حفظ قدرت هستند، و گفتم نگران سرنوشت نود میلیون ایرانی هم نیستند و در حوزه عمومی همیشه شعار میدهند.»
حمیدرضا جلایی پور، در گفتوگو با خبرآنلاین، همچنین با اشاره به حضور پر تعداد تندروها در صدا و سیما بیان کرد: «شما ببینید در پنجاه روز گذشته فقط صدای میهمانان و کارشناسان رادیکال در صداسیما شنیده شد. توجه نکردند که صداسیما فقط تریبون حزب پایداری نیست.»
مشروح گفتگوی خبرآنلاین، با حمیدرضا جلایی پور، فعال سیاسی اصلاح طلب را در ادامه می خوانید؛
***
چشم انداز مذاکرات را در شرایط فعلی چطور می بینید؟ آیا ممکن است دور دوم مذاکرات برگزار شود؟
بله امکان دور دوم و حتی دورهای بعدی هم است. زیرا در ایران برای نیروهای عاقل و میانهرو روشن است که اصل انجام مذاکرات برای ایران و جمهوری اسلامی بیضرر است. چون افکار عمومی و دولتها پیش از جنگ دوازده روزه و هم پیش از جنگ رمضان متوجه شدند که ایران دنبال مذاکره بود و از جنگ استقبال نمیکرد و این آمریکا و نتانیاهو بودند که با بیشرمی جنگ بر ایران را تحمیل کردند و البته ایران هم شرافتمندانه و محکم دفاع کرد و میکند. به نظر میرسد ایران برای پایان عزتمندانه جنگ همچنان از انجام مذاکره دفاع میکند و در عین حال برای دفاع از کشور مواظب فریب مجدد دشمن نیز هست.
در مذاکرات برای عبور از وضعیت «نه جنگ نه توافق پایدار» مشکلاتی در پیش است
اما متاسفانه در مذاکرات برای عبور از وضعیت «نه جنگ نه توافق پایدار» مشکلاتی در پیش است. چون هم در طرف دشمن (طرف تیم ترامپ) نگاه آشکار استعماری است و دنبال معامله برد-برد نیستند و دنبال پذیرش حقوق ایران نیستند و هم در طرف ایران (در نگاه رادیکالها) موانع جدی است و انتظارات از مذاکرات واقعگرایانه نیست.
در طرف ترامپ دارد این ارزیابی شکل میگیرد که بگذارید جمهوری اسلامی، خودش خود را شکست دهد. میگویند واشنگتن باید از توافق جامع که شامل لغو گسترده تحریمهاست پرهیز کند، زیرا تزریق ارز باعث تثبیت قدرت حکومت و کاهش فشار بر ساختار ناکارآمدیهای حاکمیت میشود. میگویند راهبرد بهینه، تمرکز بر حفظ فشار حداکثری علیه ایران است تا از بازسازی توان اقتصادی و نظامی ایران جلوگیری شود و روند تشدید فشارها از درون تسریع شود. این ها به رغم ناکامی در جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان همچنان در آرزوی فروپاشی و آشوب در درون کشور هستند.
به بیان دیگر در طرف ترامپ دارد القا میشود که مقامات جدید ایران رادیکالتر از گذشته هستند. حتی مداخله نظامی مستقیم آمریکا برای تغییر حکومت میتواند به تجربههای ناکام مشابه لیبی و عراق منجر شود.اما تداوم تحریمها و محاصره اقتصادی مشکلات ناکارآمدی و مدیریت اقتصادی و نارضایتیهای مردمی را در ایران افزایش میدهد، لذا نتیجه میگیرند نباید به سیستم فرصت ترمیم و بازسازی داد.
از طرف دیگر در طرف ایران مشکلات برای ایجاد توافق پایدار کم نیست. من فقط به یک مورد آن اشاره میکنم و آن این است که رادیکالها با جو تبلیغاتی که درست میکنند امکان عمل خلاقانه و عملی را از نظام تصمیمگیری سیاسی و خصوصا تصمیمگیری بهینه در دیپلماسی را کم میکنند. شما دیدید چه جو منفی را این رادیکالها (که در صداسیما نفوذ تام دارند) علیه مذاکرات آقای قالیباف و عراقچی به پاکستان راه انداختند، که خوشبختانه اکثریت نمایندگان مجلس با نامه خود، پاسخ محکمی به این افراد پر سر و صدا دادند.
این رادیکالها به دو دلیل توجه به انتظارات غیر عملی خود از فرایند مذاکرات ندارند. دلیل اول این که این تندروها در درجه اول جمهوری اسلامی را مسئول سرنوشت و معیشت نود میلیون ایرانی نمیدانند. میگویند جمهوری اسلامی در درجه اول فرمانده مقاومت منطقه علیه آمریکا و اسرائیل است. فکر میکنند جمهوری اسلامی فقط یک جنبش عدالت طلب منطقهای و جهانی است، توجه ندارند جمهوری اسلامی، حکومت نود میلیون ایرانی هم هست. برای آنها دغدغههای معیشتی مردم امور ثانوی است.
دلیل دوم که به دلیل اول مرتبط است این است که میگویند نباید از جنگ با آمریکا و اسرائیل ابایی داشت و حتی ممکن است ایران ضربه بخورد ولی دشمن مالا شکست میخورد. این رادیکالها چون جمهوری اسلامی را فقط جنبش مقاومت میبینند میگویند ببینید دشمن در غزه و لبنان مالا حریف حماس و حزبالله نشد لذا کجا دشمن میتواند حریف ایران پهناور با تابآوری تاریخی بشود. لذا راحت از به هم خوردن فرایند مذاکرات خشنودند. حتی میگویند به مردم یمن نگاه کنید هنوز مردم ایران سطح زندگیشان به سطح پایین زندگی در یمن نرسیده، ولی آمریکا بر مردم یمن پیروز نشد و لذا آمریکا نمیتواند بر ایران هم پیروز شود.
رادیکالها با این پندارها چنان جوی برای نظام تصمیمگیری ایران میسازند که تصمیمگیران در جمهوری اسلامی شهامت عمل در صحنه دیپلماسی در برابر دشمن را نداشته باشند و فرصت را از تیم دیپلماسی میگیرند. الان مردم ما حس عمومیشان این است که در جنگ با یک ابرقدرت شکست نخوردند، و این حس عمومی بهترین اهرم برای تیم دیپلماسی ایران است. در ماههای آینده با توجه به محدودیت در تامین منابع ممکن است این حس عمومی تضعیف شود. رادیکالها به این امور و استفاده از زمان کاری ندارند.
در پنجاه روز گذشته فقط صدای میهمانان و کارشناسان رادیکال
در صداسیما شنیده شد
این روزها تندروها و به خصوص نمایندگان به شدت با مذاکرات مخالفت می کنند، علت این مخالفت با تصمیم نظام چیست؟
در بالا به دلایل این رادیکالها در مخالفت با مذاکره اشاره کردم. اینها حتی معتقدند اگر در ایران رویارویی دشمن به تمامیت ایران هم ضربه بزند باز مشکلی نیست و باز ما مثل امام حسین در کربلا پیروز هستیم. امام حسین به ظاهر در کربلا شکست خورد ولی امام حسین و کربلا پیروز تاریخ شد. این رادیکالها حکومت ایران را فقط یک جنبش مقاومت میدانند، نه حکومتی که مسئول نود میلیون در تمامیت ایران است.
متاسفانه این مشکل مانعتراشی از موضع رادیکالیسم یک مشکل تاریخی جمهوری اسلامی هم است. شما ببینید در پنجاه روز گذشته فقط صدای میهمانان و کارشناسان رادیکال در صداسیما شنیده شد. توجه نکردند که صداسیما فقط تریبون حزب پایداری نیست.
رادیکالها علاقه دارند دو ماهه رهبری جدید نظام را برای یک قشر خلاصه کنند!
تجمعات شبانه به نظر می رسد به انحصار گروهی خاص و تندرو درآمده است که مدام علیه اعضای تیم مذاکره کننده شعار میدهند و حتی در فضای مجازی آنان را خائن می خوانند. آسیب های این انحصار و موضوع چیست؟
این انحصارگری تبلیغاتی در میادین شهرها و در صداسیما فقط به فرایند مذاکرات ضربه نمیزند. آنان دارند ضربه مهلکتری را به سازوکار رهبری کشور میزنند. این رادیکالها در ۲۵ سال تلاش کردند که رهبری نظام را فقط رهبر تندروها قلمداد کنند (که رهبر شهید به آنان حتیالامکان اجازه چنین کاری نمیداد، شما دیدید وقتی رهبر شهید، علی لاریجانی را به دبیری شعام انتخاب کرد، رادیکالها چقدر ناله کردند).
حالا این رادیکالها در این شب ها چنان خیز برداشتهاند، که علاقه دارند دو ماهه رهبری جدید نظام را برای یک قشر خلاصه کنند! متاسفانه این انحصارگری خیلی نگران کننده است. چون ایران برای کاهش نارضایتیهای آینده در شرایط کمبود منابع، به کاهش شکاف حکومت با اقشار جامعه نیاز دارد و این انحصارگری رادیکال ضد انسجام سیاسی و ملی است. و متاسفانه کارها را خراب میکنند و گردن هم نمیگیرند.
نیروی رادیکال دستشان در صداسیما باز است، لذا...
برخی از نمایندگان به نقل از رهبری مدعی شدند که ایشان با مذاکرات مخالف هستند. ادعایی که با واکنش صریح برخی از اصولگرایان همراه شد، نظرتان درباره این ادعاها چیست؟
در بالا اشاره شد. این نیروی رادیکال دستشان در صداسیما باز است، لذا میتوانند غیرواقعی آرزوفروشی کنند. در شرایط فعلی هم که شرایط جنگی است، و دشمن مترصد خرابکاری و ترور است. در این شرایط طبیعی است «اختلال ارتباطی» پیش بیاید و رادیکالها از این شرایط بیشترین سواستفاده را میکنند.
دیدگاه تان را بنویسید