درخشش الماس

نازنین دشتی

در دنیای پرنوسان فوتبال، جایی که مرز بین فراموشی و جاودانگی به باریکی یک نمایش ۹۰‌دقیقه‌ای است، علی قلی‌زاده بار دیگر ثابت کرد که برای ستاره ماندن، صبوری و تداوم به اندازه تکنیک اهمیت دارد. وینگر چپ‌پای تیم ملی ایران که روزگاری در مستطیل سبز با حرکات نمایشی و فریبنده‌اش شناخته می‌شد، حالا در ۳۰‌سالگی به بلوغی رسیده که او را به مرد اول شهر پوزنان و امید اول کادر فنی تیم ملی تبدیل کرده است. 

داستان این فصل قلی‌زاده، شباهت عجیبی به یک درام سینمایی دارد. او که با برچسب یکی از گران‌ترین خریدهای تاریخ باشگاه لخ‌پوزنان راهی لهستان شده بود، در ابتدا با سد محکم مصدومیت‌های پی‌درپی مواجه شد. در فوتبال اروپا، صبر هواداران و رسانه‌ها به اندازه خاورمیانه زیاد نیست؛ انتقادها بالا گرفته بود و زمزمه‌های بازگشت او به لیگ ایران به گوش می‌رسید. اما الماس ایرانی زیر فشار، نه‌تنها خرد نشد، بلکه درخشان‌تر از همیشه بیرون آمد. 

قلی‌زاده با پشت سر گذاشتن دوران نقاهت، حالا به مهره‌ای مهارنشدنی در ترکیب تیمش تبدیل شده است. او که فصل گذشته با هشت گل و ۶‌پاس‌گل، معمار اصلی قهرمانی لخ‌پوزنان بود، در فصل جاری (۲۰۲۵-۲۶) نیز با وجود غیبت در نیمی از بازی‌ها، آماری خیره‌کننده ثبت کرده است. ثبت ۱۰‌اثرگذاری مستقیم روی گل (۶‌گل و چهار پاس‌گل) در تنها ۱۸‌مسابقه، یعنی این ستاره ایرانی هر ۱۰۵‌دقیقه یک‌بار، جادوی خود را به رخ حریفان می‌کشد. 

نقطه عطف درخشش اخیر او، نبرد حساس دوشنبه‌شب مقابل لژیا ورشو بود. در حالی که بازی در گره‌های تاکتیکی معمول دربی‌های حساس گیر کرده بود، قلی‌زاده با یک سوپرگل تماشایی، بار دیگر نشان داد که چرا او را با الماس مقایسه می‌کنند. این درخشش تنها یک گل سه امتیازی نبود، بلکه پیامی روشن به رقبای داخلی در لیگ لهستان و رقبای ملی‌پوش در ایران بود؛ ستاره اول پوزنان، هنوز تشنه موفقیت است. 

لخ‌پوزنان اکنون با ۵۲‌امتیاز و فاصله سه امتیازی نسبت به نزدیک‌ترین تعقیب‌کننده خود، گورنیک زابرزه، در صدر جدول تکیه زده است. در حالی که تنها چهار هفته تا پایان فصل باقی مانده، یاران قلی‌زاده در یک‌قدمی دفاع از عنوان قهرمانی هستند؛ دستاوردی که می‌تواند قلی‌زاده را به یکی از پرافتخارترین لژیونرهای تاریخ فوتبال ایران در قاره سبز تبدیل کند. 

اما درخشش علی قلی‌زاده بیش از آنکه برای هواداران لهستانی جذاب باشد، برای امیر قلعه‌نویی، سرمربی تیم ملی ایران یک توفیق اجباری و شیرین است. در روزهایی که مهدی طارمی در المپیاکوس روزهای سرد و دوری از فرم ایده‌آل را سپری می‌کند، آمادگی خیره‌کننده قلی‌زاده مانند یک مسکن قوی برای خط حمله تیم ملی عمل می‌کند. 

قلعه‌نویی که همواره نشان داده به وینگرهای کلاسیک با توانایی برداشتن بازیکن مستقیم (یک در مقابل یک) علاقه ویژه‌ای دارد، حالا در بهترین زمان ممکن، آماده‌ترین نسخه قلی‌زاده را در اختیار دارد. اگرچه ترافیک در پست وینگر راست با حضور ستاره‌هایی چون علیرضا جهانبخش، مهدی قایدی و پدیده جوانی مثل مهدی هاشم‌نژاد بسیار بالاست، اما تجربه و فرم فعلی قلی‌زاده، او را در اولویت اول قرار می‌دهد. 

قلی‌زاده که خاطرات تلخ و شیرینی از جام‌جهانی ۲۰۲۲ قطر دارد (از پاس گل تماشایی به طارمی تا گل آفساید مقابل ولز)، حالا با تجربه‌ای دوچندان به سوی جام‌جهانی ۲۰۲۶ در آمریکای شمالی چشم دوخته است. او حالا بازیکنی است که نه‌تنها تکنیک ناب ایرانی را در ساق‌هایش دارد، بلکه نظم و دیسیپلین فوتبال اروپا را هم به خوبی آموخته است. برای قلعه‌نویی، داشتن بازیکنی که در لیگ فیزیکی لهستان، هر ۱۰۵‌دقیقه روی یک گل تاثیر می‌گذارد، یک نعمت بزرگ است. قلی‌زاده نشان داده که می‌تواند در لحظات دشوار، با یک حرکت پیش‌بینی‌نشده، گره بازی را باز کند؛ همان ویژگی که تیم ملی در مسابقات بزرگ به آن نیاز 

مبرم دارد. 

علی قلی‌زاده این روزها نه‌تنها در لهستان، بلکه در قلب هواداران فوتبال ایران دوباره زنده شده است. او با عبور از تونل تاریک مصدومیت، حالا در نورافکن‌های ورزشگاه‌های لهستان می‌درخشد. اگر او همین روند را در چهار هفته پایانی لیگ لهستان حفظ کند و جام قهرمانی را بالای سر ببرد، با روحیه‌ای مضاعف و به عنوان لیدر جدید خط حمله، در اردوی تیم ملی حاضر خواهد شد تا شاید این بار در لس‌آنجلس و میادین جهانی، فصلی جدید از کتاب افتخاراتش را ورق بزند. 

الماس ایرانی آماده است تا در مسیر منتهی به جام‌جهانی، بار دیگر ثابت کند که دود از کنده بلند می‌شود و تکنیک ناب، هرگز از مد نمی‌افتد. باید منتظر ماند و دید آیا این آمادگی صددرصدی، می‌تواند کلید موفقیت ایران در نبردهای بزرگ پیش رو باشد؟ جواب قلعه‌نویی احتمالا یک «بله» قاطع است.