چه کرده سهراب

 آریا طاری

در دنیای پرهیاهوی فوتبال، جایی که نورافکن‌ها همیشه روی مهاجمان بی‌رحم و گلزنان قهار تنظیم می‌شود، یک قانون نانوشته اما فولادین وجود دارد؛ مهاجمان برای شما بازی‌ها را می‌برند، اما این مدافعان هستند که جام‌های قهرمانی را به ویترین باشگاه می‌آورند. این جمله تاریخی که بارها توسط تئوریسین‌های بزرگ فوتبال جهان تکرار شده، این روزها در نیمه آبی پایتخت ایران، نه تنها یک شعار، بلکه به یک مانیفست و سبک زندگی تبدیل شده است. استقلال مدل ۱۴۰۵، تحت هدایت مردی که خودش روزگاری یکی از ظریف‌ترین، باهوش‌ترین و مستحکم‌ترین مدافعان تاریخ فوتبال ایران بود، حالا به چنان دژ نفوذناپذیری تبدیل شده که باز کردن دروازه‌اش برای هر حریفی، به یک ماموریت غیرممکن شبیه شده است. هفته یازدهم رقابت‌های لیگ برتر فوتبال ایران با یک تابلوی آشنا برای هواداران استقلال به پایان رسید؛ پیروزی یک بر صفر مقابل گل‌گهر سیرجان با تک گل اسماعیل قلی‌زاده، حفظ فاصله یک امتیازی با صدر جدول و از همه مهم‌تر، ثبت هفتمین کلین‌شیت فصل. اما پشت این اعداد و ارقام خشک، داستانی حماسی از ساختار، نظم، فداکاری و نبوغ تاکتیکی نهفته است که سهراب بختیاری‌زاده در قلب تیمش تزریق کرده است.

وقتی نام سهراب بختیاری‌زاده به میان می‌آید، ناخودآگاه تصویر مدافعی در ذهن تداعی می‌شود که با سری بالا، پاس‌های قطری دقیق و قدرت بازی‌خوانی بی‌نظیرش، سال‌ها در سطح اول فوتبال آسیا درخشید. او که به خوبی می‌داند یک مدافع در لحظات بحرانی چه فشاری را تحمل می‌کند، حالا تمام آن تجربیات گران‌بها را به کالبد تیمش دمیده است. استقلال سهراب، تیمی نیست که صرفا ۱۱بازیکن را در زمین بچیند؛ بلکه یک ارگانیسم زنده و هماهنگ است که در هنگام از دست دادن توپ، به صورت یکپارچه تغییر حالت می‌دهد. دقت نظر بالای کادر فنی استقلال در طراحی تمرینات دفاعی، باعث شده تا این تیم در ۱۱‌دیدار رسمی خود در این فصل، اعم از نبردهای نفس‌گیر لیگ برتر و جدال‌های بین‌المللی در برابر غول‌هایی چون السد و الغرافه قطر، سپاهان، تراکتور و پرسپولیس، تنها و تنها ۳‌بار طعم تلخ باز شدن دروازه را بچشد. آماری خیره‌کننده که نشان از یک انقلاب تاکتیکی در ساختار دفاعی تیمی دارد که در سال‌های گذشته گاهی از فقدان تمرکز در خط عقب زمین رنج می‌برد. در لیگ برتر، آبی‌ها تا پایان هفته نهم تنها ۲‌بار دروازه خود را باز شده دیده‌اند و در کنار تراکتور، عنوان بهترین خط دفاعی را یدک می‌کشند؛ با این تفاوت مهم که شاگردان سهراب یک بازی بیشتر از رقیب تبریزی انجام داده‌اند و در واقع ۹۰‌دقیقه بیشتر در برابر حملات رقبا مقاومت کرده‌اند. جالب اینجاست که همان ۲گلی هم که استقلال از تراکتور و پرسپولیس دریافت کرده، در نیمه‌های دوم و روی ضرباتی در حوالی محوطه جریمه بوده است، نه از روی اشتباهات فاحش در جریان بازی باز.

هر قلعه‌ای برای بقا به یک نگهبان شش‌دانگ نیاز دارد. در ساختار دفاعی استقلال، این وظیفه خطیر بر دوش حبیب فرعباسی قرار گرفته است. پوشیدن پیراهن شماره یک استقلال، پیراهنی که بر تن اسطوره‌هایی بزرگ بوده، همواره وزنه سنگینی از استرس و فشار روانی را به همراه دارد. بسیاری از دروازه‌بانان زیر بار این فشار خرد شده‌اند، اما فرعباسی نشان داده که از جنس دیگری است. او در این فصل نمایشی فراتر از حد انتظار داشته و به معنای واقعی کلمه، تحسین‌برانگیز ظاهر شده است. در همان بازی نفس‌گیر مقابل گل‌گهر، در لحظاتی که فشار حریف برای زدن گل تساوی به اوج خود رسیده بود، حبیب با یک مهار استثنایی و واکنشی ماورایی در حوالی محوطه ۶‌قدم، دروازه تیمش را نجات داد تا هفتمین کلین‌شیت لیگ به نامش سند بخورد. بررسی گل‌های اندکی که استقلال دریافت کرده نشان می‌دهد که فرعباسی کمترین تقصیر را در آن‌ها داشته است. خروج‌های مطمئن، تسلط بر توپ‌های هوایی و آرامشی که به خط دفاعی جلوی خود منتقل می‌کند، او را به یکی از ارکان اصلی موفقیت‌های اخیر استقلال تبدیل کرده است. او ثابت کرده که لایق این فرصت طلایی است و دستکش‌های شماره یک، کاملا اندازه دستان اوست.

ماموریت بزرگ سهراب و شاگردانش تازه به سخت‌ترین مراحل خود نزدیک می‌شود. دژ مستحکم استقلال تا فرا رسیدن فیفادی بعدی، باید در برابر طوفان‌های سهمگینی مقاومت کند. تقویم مسابقات، آزمون‌های بسیار حساس و طاقت‌فرسایی را برای آبی‌های پایتخت در نظر گرفته است

هسته مرکزی دژ استقلال، بر پایه آرایش مدرن و انعطاف‌پذیر ۳دفاعه بنا شده است. این سیستم که نیازمند هماهنگی میلی‌متری و درک متقابل بالایی است، توسط مثلث رستم آشورماتوف، سامان فلاح و عارف آقاسی به بهترین شکل ممکن در حال اجراست. در میان این ۳نفر، داستان عارف آقاسی داستانی از پیشرفت چشمگیر و بلوغ تاکتیکی است. مدافع ۲۹‌ساله‌ای که حالا زیر نظر هم‌خطه سابق خود (سهراب بختیاری‌زاده)، به بالاترین سطح از آمادگی روحی و فنی رسیده است. آقاسی در قلب خط دفاعی استقلال با کمترین نوسان ممکن می‌درخشد. او با سرعت بالا، تکل‌های دقیق و توانایی بازیسازی از عقب زمین، نقش یک سوییپر مدرن را ایفا می‌کند و به عنوان مغز متفکر خط دفاعی، فضاها را پوشش می‌دهد. در کنار آقاسی، مدافع باتجربه ازبکستانی قرار دارد. آشورماتوف از همان روزهای ابتدایی حضورش در فوتبال ایران، نشان داد که چه کیفیت بالایی دارد. قدرت جنگندگی در نبردهای هوایی و فیزیک مناسب او، اجازه خودنمایی به مهاجمان حریف را نمی‌دهد. او نماد صلابت و قدرت در خط دفاعی استقلال است. ضلع سوم این مثلث، سامان فلاح است. بازیکنی که از میانه‌های فصل قبل روند رو به رشد خود را آغاز کرد و حالا به فرم ایده‌آلی رسیده است. جوانی و انگیزه او در کنار تجربه دو مدافع دیگر، ترکیب متوازنی را ایجاد کرده است. اما فرمول استقلال فقط به این ۳نفر ختم نمی‌شود. راز استحکام استقلال در حضور یک «+۱» ارزشمند به نام روزبه چشمی است. فرمانده باتجربه‌ای که هرگاه یکی از اعضای مثلث دفاعی (ولو برای یک بازی) غایب باشد، با صلابت وارد گود می‌شود و با همان میزان هماهنگی، رهبری خط دفاع را بر عهده می‌گیرد. حضور چشمی به کادر فنی این اطمینان را می‌دهد که دیوار دفاعی استقلال تحت هیچ شرایطی فرو نخواهد ریخت.

سیستم ۳دفاعه بدون وینگ‌بک‌های خستگی‌ناپذیر، سیستمی عقیم و شکننده است. در تفکرات سهراب بختیاری‌زاده، کانال‌های کناری زمین متعلق به ۲بازیکنی است که باید هم در فاز تدافعی سدی محکم باشند و هم در فاز تهاجمی مانند خنجری زهرآگین عمل کنند. حسین گودرزی در سمت چپ و صالح حردانی در سمت راست، در این قامت نمایشی شایسته داشته‌اند و به خوبی نمره قبولی گرفته‌اند. آن‌ها با رفت و برگشت‌های مداوم خود، عرض زمین را برای حریفان تنگ کرده و در هنگام دفاع، یک خط ۵نفره نفوذناپذیر را شکل می‌دهند. با وجود پنجره‌های بسته و کمبود مهره در مقاطعی از فصل، خروجی این بازیکنان دچار خلل نشد. حتی زمانی که صالح حردانی (شماره‌۲ آبی‌ها) به دلایل انضباطی مدت کوتاهی را از دست داد، سامان تورانیان با انگیزه بالا وارد ترکیب شد و به هر شکلی که بود جای خالی او را پر کرد تا هارمونی دفاعی تیم به هم نخورد. البته حالا استقلال با یک چالش جدید روبروست؛ اخراج صالح حردانی در بازی با گل‌گهر و دریافت کارت قرمز، او را از دوئل حساس پیش رو در شهر کویری یزد محروم کرده است و سهراب باید بار دیگر پازل تاکتیکی خود را در جناح راست بازتولید کند.

یکی از جذاب‌ترین و مدرن‌ترین جنبه‌های ساختار دفاعی استقلال این فصل، مفهومی به نام دفاع تیمی است. در فوتبال امروز، دفاع کردن از خط دروازه شروع نمی‌شود، بلکه از همان نقطه‌ای آغاز می‌شود که توپ لو می‌رود. کمربند میانی استقلال با حضور امیرمحمد رزاقی‌نیا به عنوان یک هافبک تخریب‌چی و دونده و کمی جلوتر اسماعیل قلی‌زاده به عنوان هافبک مرکزی، عملکردی فوق‌العاده داشته است. در غیاب رزاقی‌نیا نیز، روزبه چشمی با انتقال به خط هافبک، نقش همان آچار فرانسه همیشگی را ایفا کرده و در خدمت تیم بوده است. اما شاهکار سهراب، متقاعد کردن بازیکنان فاز هجومی برای شرکت در کارهای دفاعی است. خط حمله استقلال مجموعه‌ای از بازیکنان مسئولیت‌پذیر است. علیرضا کوشکی، یاسر آسانی، اسماعیل قلی‌زاده و محمدحسین اسلامی در نقش وینگر، به همراه سعید سحرخیزان که حالا نام خود را به عنوان مهاجم هدف و اصلی استقلال ثبت کرده، به صورت مداوم در حال پرس کردن خط دفاعی و هافبک‌های حریف هستند. دوندگی بی‌امان این عناصر هجومی، ایجاد فشار روی توپ، بازگشت‌های سریع به عقب زمین در هنگام از دست دادن مالکیت و شکل‌گیری منظم در پشت توپ، باعث شده تا بازیسازی رقبا مختل شود. وقتی مهاجمی مثل سحرخیزان با تمام توان برای پس گرفتن توپ می‌جنگد، این انرژی به تمام تیم تزریق می‌شود و ساختاری کم‌ایراد را در مقابل دروازه خودی شکل می‌دهد.

پوشیدن پیراهن شماره یک استقلال، پیراهنی که بر تن اسطوره‌هایی بزرگ بوده، همواره وزنه سنگینی از استرس و فشار روانی را به همراه دارد. بسیاری از دروازه‌بانان زیر بار این فشار خرد شده‌اند، اما فرعباسی نشان داده که از جنس دیگری است. او در این فصل نمایشی فراتر از حد انتظار داشته و به معنای واقعی کلمه، تحسین‌برانگیز ظاهر شده است

استقلال تا اینجای فصل ثابت کرده که فرمول برنده برای فتح جام‌ها را پیدا کرده است؛ جلوتر از داشتن یک خط حمله زهردار، باید دفاعی سازمان‌یافته و کم‌اشتباه داشت. این روزها در کنار ستایش از حرکات ترکیبی و عملکرد ستاره‌های خط حمله آبی‌پوشان، باید کلاه را به احترام این ساختار دفاعی باکیفیت و مهندسی‌شده از سر برداشت. با این حال، ماموریت بزرگ سهراب و شاگردانش تازه به سخت‌ترین مراحل خود نزدیک می‌شود. دژ مستحکم استقلال تا فرا رسیدن فیفادی بعدی، باید در برابر طوفان‌های سهمگینی مقاومت کند. تقویم مسابقات، آزمون‌های بسیار حساس و طاقت‌فرسایی را برای آبی‌های پایتخت در نظر گرفته است. آن‌ها باید در یک ماراتن واقعی و در قامت میهمان، به مصاف چادرملو در یزد بروند، سپس برای یک نبرد آسیایی با شباب الاهلی پرواز کنند، پس از آن در یک دیدار به اصطلاح خانگی اما در تبعیدگاهی به نام عراق، میزبان الشمال قطر باشند و در نهایت در گرمای خوزستان مقابل استقلال این شهر صف‌آرایی کنند. تیم سهراب عملا باید روزهای آینده را خارج از تهران و به دور از اتمسفر ورزشگاه‌های خانگی پشت سر بگذارد. این سفرهای پیاپی، خستگی جسمانی و فشارهای روانی، بزرگترین آزمون برای ساختار دفاعی استقلال خواهد بود. آیا خط دفاعی ۳+۱ آبی‌ها، در غیاب بازیکنانی مثل حردانی در یزد و در برابر مهاجمان سریع تیم‌های عربی و انگیزه تیم‌های داخلی، همچنان می‌تواند دروازه حبیب فرعباسی را بسته نگه دارد؟