معجزه در قلب بحران

 آریا طاری

روزهایی که هواداران استقلال با نگرانی اخبار محرومیت نقل‌وانتقالاتی باشگاه را دنبال می‌کردند و با حسرت به ریخت‌وپاش‌های رقبای سنتی می‌نگریستند، کمتر کسی تصور می‌کرد که همین پنجره بسته به بزرگ‌ترین نعمت و نقطه عطف فصل بیست‌وششم لیگ برتر تبدیل شود. فوتبالی که سال‌ها زیر سایه مدیران هزینه‌ساز و تصمیمات احساسی، اسیر ستاره‌بازی‌های بی‌حاصل و بدهی‌های کمرشکن ارزی شده بود، ناگهان در نقطه صفر محرومیت، مسیری متفاوت را کشف کرد؛ مسیری که سهراب بختیاری‌زاده روی شالوده‌ای از انضباط، جوان‌گرایی و اقتدار تاکتیکی بنا نهاد تا امروز استقلال نه با تکیه بر نام‌های دهان‌پرکن، بلکه با متانت، ساختار دفاعی رخنه‌ناپذیر و اقتدار فنی، تکیه بر صدر جدول بزند. 

شروع لیگ بیست‌وششم برای استقلال با پیروزی پرگل چهار بر صفر مقابل مس شهربابک تازه لیگ‌برتری‌شده همراه بود. در هفته دوم نیز آبی‌پوشان موفق شدند نساجی مازندران را شکست دهند؛ تیمی که پس از یک فصل دوری، دوباره به سطح اول فوتبال ایران بازگشته بود. آمار پنج ‌گل زده و ثبت دو ‌کلین‌شیت متوالی در دو هفته نخست، روی کاغذ بی‌پیرایه و جذاب به نظر می‌رسید، اما منتقدان و کارشناسان فنی با احتیاط با این نتایج برخورد می‌کردند. برچسب ضعف حریفان و تقابل با دو تیم تازه صعودکرده، سبب شده بود تا بسیاری پیروزی‌های ابتدایی را معلول قرعه مناسب استقلال بدانند، نه تحول بنیادین در ساختار این تیم. همه منتظر یک آزمون عیارسنج بودند؛ نبردی که در آن نه خبر از حریفان کم‌تجربه باشد و نه فضایی برای خطاهای تاکتیکی. هفته سوم و تقابل با سپاهان اصفهان همان ایستگاهی بود که عیار واقعی استقلال سهراب را مشخص می‌کرد. طلایی‌پوشان اصفهان با وجود شکست در هفته دوم برابر تراکتور، همچنان با مجموعه‌ای از گران‌ترین و پرمهره‌ترین بازیکنان لیگ، یکی از قدرتمندترین مدعیان قهرمانی به شمار می‌رفتند. اما آنچه در ورزشگاه شهدای شهر قدس رخ داد، تمامی پیش‌فرض‌ها را به هم ریخت. استقلال تنها به ۱۰دقیقه زمان نیاز داشت تا نسخه سپاهان را بپیچد. شلیک زمینی و دیدنی یاسر آسانی در دقیقه‌ چهار و ضربه تماشایی اسماعیل قلی‌زاده جوان در دقیقه‌۱۰، شوکی سنگین به پیکر تیم محرم نویدکیا وارد کرد. استقلال با ارائه یک بازی خشن، سریع، هوشمندانه و باکنترل کامل فضاهای دفاعی، نه‌تنها اجازه هیچ‌گونه خودنمایی به ستاره‌های سپاهان نداد، بلکه با ثبت سومین کلین‌شیت متوالی و کسب ۹‌امتیاز کامل، صدر جدول را از پرسپولیس پس گرفت تا خط‌ونشانی جدی برای کل لیگ بکشد. 

پنجره نقل‌وانتقالاتی استقلال به دلیل فسخ یک‌طرفه منتظر محمد بسته شد. در ابتدای فصل، هواداران آبی‌پوش این اتفاق را یک بدشانسی بزرگ و اجحاف در حق تیم خود می‌دانستند، اما با کمی کالبدشکافی عمیق‌تر باید اعتراف کرد که این پنجره بسته، بزرگ‌ترین توفیق اجباری برای باشگاه استقلال بود

موفقیت‌های اخیر استقلال را نمی‌توان تنها به اتفاقات فوتبالی داخل زمین محدود کرد. بخش عمده‌ای از این ارکستر هماهنگ، مرهون قاطعیت و اقتدار سرمربی جوان آبی‌ها روی نیمکت است. سهراب بختیاری‌زاده که خود سال‌ها در قلب دفاع استقلال و تیم ملی بازی کرده و طعم صریح فوتبال پرفشار را چشیده، نشان داد که برای بازگرداندن ثبات به استقلال، از جراحی‌های دردناک فنی و انضباطی هراسی ندارد. نخستین تصمیم جنجالی سهراب در قبال رامین رضاییان رخ داد. رضاییان که فصل گذشته یکی از پرحاشیه‌ترین و در عین حال پرسروصدا‌ترین خریدهای فوتبال ایران بود، با وجود کیفیت فنی‌اش، همواره خطرات حاشیه‌ای بزرگی را به رختکن تیم وارد می‌کرد. بختیاری‌زاده با اتخاذ یک تصمیم شجاعانه، خط بطلانی روی نام این بازیکن کشید و او را نخواست. سهراب نشان داد که روح جمعی و آرامش رختکن را به کیفیت فردی متکی بر حاشیه ترجیح می‌دهد. این انضباط پولادین تنها منحصر به بازیکنان باسابقه نبود. برخورد جدی و انضباطی بختیاری‌زاده با علیرضا کوشکی و فرستادن او به نیمکت‌ پس از اعتراض به تعویض در هفته دوم، پیام روشنی برای تمام کادر بازیکنان داشت؛ در استقلال جدید، هیچ بازیکنی بزرگ‌تر از تیم نیست و هرگونه سرپیچی تاکتیکی یا حاشیه‌سازی، تاوانی سنگین به همراه خواهد داشت. نتیجه این رویکرد، شکل‌گیری تیمی یک‌دست، جنگنده و تشنه موفقیت بود که تمام اعضای آن در خدمت هدف جمعی می‌جنگند. 

حال اگر لایه تاکتیکی و فنی استقلال را کنار بزنیم، به یک حقیقت تلخ و در عین حال آموزنده در ساختار مدیریتی فوتبال ایران می‌رسیم. پنجره نقل‌وانتقالاتی استقلال به دلیل فسخ یک‌طرفه منتظر محمد که کسی نفهمید چه زمانی به استقلال آمد و چه زمانی از این تیم رفت، بسته شد. در ابتدای فصل، هواداران آبی‌پوش این اتفاق را یک بدشانسی بزرگ و اجحاف در حق تیم خود می‌دانستند، اما با کمی کالبدشکافی عمیق‌تر باید اعتراف کرد که این پنجره بسته، بزرگ‌ترین توفیق اجباری برای باشگاه استقلال بود. بیایید یک سناریوی جایگزین را تصور کنیم؛ اگر پنجره نقل‌وانتقالاتی استقلال باز بود، مدیران فعلی و سابق باشگاه چه می‌کردند؟ مدیرانی که سال‌هاست آزمون خود را پس داده‌اند و عنوان مدیران هزینه شایسته‌ترین کلمه برای توصیف عملکردشان است، بدون شک وارد یک مسابقه تسلیحاتی و نابخردانه با سایر رقبا می‌شدند. مدیرانی که تنها برای جلب رضایت زودگذر فضای مجازی و عقب نماندن از نقل‌وانتقالات رقیب سنتی، میلیاردها تومان را بی‌حساب و کتاب خرج می‌کنند، این‌بار نیز صد‌ها میلیارد تومان سرمایه این باشگاه و کشور را بر باد می‌دادند. در روزگاری که نرخ دلار به مرزهای جنون‌آمیز ۲۰۰‌هزار تومان رسیده و اقتصاد ایران تحت فشارهای خردکننده قرار دارد، همین مدیران اگر دست‌شان باز بود، دوباره سراغ دلالی‌های ارزی و جذب بازیکنان بنجل و بی‌کیفیت خارجی نظیر چنپو یا نازون می‌رفتند. رزومه‌سازانی که تنها با یک کلیپ چند دقیقه‌ای و قیمت‌های چندصد هزار دلاری وارد فوتبال ایران می‌شوند، چند ماه نیمکت‌نشینی می‌کنند، کیفیت نازلی ارائه می‌دهند و در نهایت با شکایت به فیفا، باشگاه را به ورطه نابودی و کسر امتیاز می‌کشانند. پنجره بسته، دست این مدیران هزینه را از بیت‌المال و سرمایه‌های باشگاه کوتاه و مجبورشان کرد که به جای خریدهای گران‌قیمت، چشم به سرمایه‌های داخلی و استعدادهای آکادمی بدوزند. اگر پنجره باز بود، آیا امثال اسماعیل قلی‌زاده، امیرمحمد رزاقی‌نیا یا حسین گودرزی شانس این را پیدا می‌کردند که در یک بازی بزرگ در قلب ترکیب اصلی قرار بگیرند و درخشش فوق‌العاده‌ای داشته باشند؟ قطعا خیر. آنها زیر سایه خریدهای میلیاردی و بنجل‌های خارجی مدفون می‌شدند. 

تصمیمات سهراب بختیاری‌زاده در سایه محرومیت باشگاه، الگویی از ساختن تهدید به فرصت را در فوتبال ایران به نمایش گذاشت. خط دفاعی استقلال با حضور رستم آشورماتوف، سامان فلاح و عارف آقاسی در قلب خط دفاع و حبیب فرعباسی در درون دروازه، دژی تسخیرناپذیر ساخته که تا هفته سوم هیچ توپی از خط آن عبور نکرده است. در خط هافبک و حمله هم ترکیب بازیکنان باتجربه‌ای چون یاسر آسانی در کنار جوانانی پرانرژی و گرسنه، بالانس فوق‌العاده‌ای به تیم بخشیده است. این استقلال جوان، روان و بدون ادعا، محصول حاکمیت منطق فنی بر سودجویی مدیریتی است. بازیکنانی که امروز با پیراهن استقلال می‌دوند، برای اثبات شایستگی‌های خود می‌جنگند، نه برای رقم قراردادهای کذایی یا تمدید استوری‌های اینستاگرامی. آنها می‌دانند که تنها راه ماندگاری‌شان در ترکیب، اجرای بی‌چون‌وچرای دستورات تاکتیکی بختیاری‌زاده است.

با وجود همه این شادمانی‌ها و تحسین‌ها، نباید از یاد برد که تنها سه هفته از لیگ بیست‌وششم سپری شده است. فوتبال دانه‌ای است که در درازمدت ثمر می‌دهد و لیگ برتر ماراتنی فرسایشی است، نه یک دو سرعت ۳۰‌متری. بزرگ‌ترین خطر برای استقلال در ادامه فصل، غرور کاذب و مصدومیت‌های احتمالی در نیمکت نه‌چندان پرکادر این تیم است. پنجره بسته اگرچه مدیریت را مهار کرد و جوانان را به میدان فرستاد، اما در ادامه فصل و در روزهای فشرده رقابت‌ها، دست سهراب را روی نیمکت تا حدودی خالی نگه خواهد داشت. بختیاری‌زاده و کادر فنی‌اش باید هوشیار باشند تا کیفیت بدنی و آمادگی روانی این گروه جوان را در طول ۱‌۳‌هفته باقی‌مانده حفظ کنند. از سوی دیگر، مدیران باشگاه باید از این سه ‌هفته درس‌های گران‌بهایی آموخته باشند. آنها دیدند که بدون خرج‌های کهکشانی، بدون جذب بنجل‌های خارجی و بدون باج دادن به بازیکنان پرحاشیه نیز می‌توان تیمی صدرنشین، محبوب و شایسته ساخت. اگر مدیران استقلال متوجه شده باشند که راز موفقیت در انضباط مالی، اعتماد به استعدادهای داخلی و دادن اختیارات کامل به سرمربی قاطع است، این صدرنشینی می‌تواند پایه‌گذار یک عصر جدید برای آبی‌پوشان پایتخت باشد. استقلال فصل بیست‌وششم فعلا با ۹‌امتیاز، ۶‌گل زده، صفر گل خورده و نمایشی سرشار از غرور و خونسردی، بر فراز فوتبال ایران ایستاده است. سهراب بختیاری‌زاده ثابت کرد که با پنجره‌های بسته اما قلبی شجاع و مغزی تاکتیکی، می‌توان بزرگ‌ترین بن‌بست‌های مدیریتی را به سکوی پرتاب تبدیل کرد. حالا هواداران استقلال با افتخار به تیمی می‌نگرند که نه‌تنها سپاهان را مقهور قدرت خود ساخته، بلکه امید را به رگ‌های فوتبال پایه‌ای و اصیل ایرانی تزریق کرده است. آیا این ماراتن با همین ریتم رویایی به پایان خواهد رسید؟ پاسخ این سوال در قدم‌های بعدی جوانان سهراب نهفته است.