سمفونی بیستمین نت در سرزمین آفتاب؛

نمره ۲۰

نگار رشیدی

روز سوم بازی‌های پاراآسیایی ۲۰۲۶ ناگویا، برای کاروان ورزشی ایران صرفا یک تقویم رقابتی نبود؛ بلکه یک تابلوی نقاشی حماسی بود که با قلم‌موی اراده و رنگ‌هایی از جنس طلا، نقره و برنز خلق شد. در این روز شگفت‌انگیز که آکنده از اشک‌های شوق، فریادهای پیروزی و لحظات نفس‌گیر بود، ۲۰مدال رنگارنگ به صندوقچه افتخارات ایران سرازیر شد تا مجموع نشان‌های کاروان در یک جهش خیره‌کننده به عدد ۵۸ برسد. ۲۰ مدالی که هر کدام‌شان قصه‌ای مجزا از غلبه بر ناممکن‌ها، جنگیدن با محدودیت‌ها و تسلیم نشدن در برابر جبر روزگار را روایت می‌کنند.

اوج این شکوه در درخشش چهار مدال طلا تبلور یافت؛ مدال‌هایی که با اقتدار مطلق به دست آمدند. در سالن جودو، جایی که قدرت و تمرکز حرف اول را می‌زند، علی نوایی نمایشی را روی تاتامی اجرا کرد که تا مدت‌ها در حافظه ناگویا باقی خواهد ماند. او در کلاس J1 و در وزن ۹۵+ کیلوگرم، چنان طوفانی به پا کرد که حریف عراقی در کمتر از ۲۰ ثانیه با یک ایپون مبهوت‌کننده تسلیم شد. این قاطعیت تا فینال ادامه یافت و نماینده ازبکستان نیز چاره‌ای جز تسلیم برابر این کوه اراده نیافت. اما در پیست دوومیدانی، علیرضا زارع تعریفی جدید از سرعت و رهایی را ارائه داد. او در فینال ۱۰۰ متر کلاس T35، نه تنها رقبا را جا گذاشت، بلکه از زمان نیز سبقت گرفت و با ثبت رکورد ۱۲.۳۲ ثانیه، ضمن جابه‌جایی رکورد بازی‌ها، ثابت کرد که پاهای یک قهرمان پارا، با بال‌های پرندگان در آسمان برابری می‌کند. در سالن پاراتکواندو نیز ضربات طلایی علیرضا بخت در نبرد با حریف کره‌ای و حامد حق‌شناس در پیکار با تکواندوکار ازبک، سکوهای قهرمانی را به تسخیر ایران درآورد تا سرود ملی کشورمان، دل‌انگیزترین موسیقی پخش شده در این روز مسابقات باشد.

مدال‌های نقره کاروان در روز سوم، اگرچه رنگ طلایی نداشتند، اما عیارشان به همان اندازه بالا و نمادی از جنگندگی تا آخرین ثانیه بودند. داستان روح‌الله رستمی در سالن وزنه‌برداری، یک تراژدی حماسی و نفس‌گیر بود. پرچمدار کاروان ایران در دسته ۸۸کیلوگرم، با کوهی از پولاد گلاویز شد. او وزنه‌های ۲۳۲، ۲۳۷ و در نهایت ۲۳۹ کیلوگرمی را با دستانی که نماد استقامت یک ملت است، مهار کرد. تنها یک کیلوگرم اختلاف با نماینده چین باعث شد تا رستمی به مدال نقره برسد؛ نقره‌ای که در نگاه تماشاگران، کمتر از طلا نبود. در کنار او، محمدرضا خیرالله‌زاده روی تاتامی جودو پس از نبردهای دلاورانه با رقبای آسیای میانه، در گام آخر به نقره بسنده کرد. بانوان دونده ایران نیز در پیست تارتان درخشیدند. هاجر صفرزاده، ستاره بی‌بدیل این روزها، در دوی ۱۰۰متر کلاس T12 با زمان ۱۲.۳۰ ثانیه نقره گرفت و فاطمه زهرا امیریوسفی نیز در رقابتی میلی‌متری با دوندگان چشم‌بادامی، گردن‌آویز نقره را از آن خود کرد. ظفر ذاکر در پرتاب نیزه با پرتابی به طول ۳۶‌متر و علیرضا مختاری در پرتاب وزنه نیز نشان دادند که بازوان قدرتمند ایرانیان، همواره در صف اول افتخارآفرینی قرار دارد. ۶نقره‌ای که هر یک، نمادی از ایستادگی تا پای جان بودند.

اما ۱۰مدال برنز روز سوم، داستان دیگری داشتند؛ داستان بازگشت به زندگی پس از یک شکست، داستان برخاستن و دوباره جنگیدن. در استخر مسابقات، آنجا که سکوت آب با تلاطم دست و پاها شکسته می‌شود، علی رشیدآبادی در ۱۰۰‌متر قورباغه با تمام وجود آب را شکافت و روی سکوی سوم ایستاد. در پاراتکواندو، مهدی پوررهنما که پس از رقابت پایاپای با هم‌وطنش علیرضا بخت از فینال بازمانده بود، اجازه نداد ناامیدی بر او غلبه کند و حریف عراقی را برای کسب مدال برنز در هم کوبید. مرضیه نصراللهی نیز در بخش بانوان با پیروزی بر نماینده چین، به روی سکو رفت تا نشان دهد زنان ایرانی در هر میدانی جنگنده ظاهر می‌شوند. دوومیدانی، پربارترین رشته در صید برنز بود؛ جایی که رضا حاتمی، هاشم رستگاری و صادق بیت سیاح در بخش مردان و کوثر قرایی و فائزه دیبایی در پرتاب‌های بانوان، با تمام توان جنگیدند تا سهمی در این شادمانی ملی داشته باشند. علی‌اصغر ابارقی با مهار وزنه ۲۲۰‌کیلویی در پاراوزنه‌برداری و امیرحسین نیمروزی در جودو نیز این پازل ده‌گانه برنزی را تکمیل کردند تا پایه‌های اقتدار کاروان ایران مستحکم‌تر از قبل شود.

در کنار قهرمانان انفرادی، سالن‌های ورزش‌های تیمی نیز صحنه نبردهای گلادیاتوری بود. والیبال نشسته ایران، چه در بخش مردان با غلبه بر قزاقستان و چه در بخش زنان با شکست دادن مغولستان، همچون یک ارتش شکست‌ناپذیر عمل کرد. پیروزی‌های قاطع سه بر صفر، پیام روشنی برای تمام آسیا داشت: پادشاهی والیبال نشسته همچنان در دستان ایران است. تیم بسکتبال با ویلچر مردان نیز در دیداری که بیشتر شبیه به یک سمفونی هماهنگ بود، تایلند را با نتیجه ۸۳ بر ۵۰ در هم کوبید و مقتدرانه به فینال رسید.

در پایان یک روز طولانی در ناگویا، آنچه بیش از شمارش مدال‌ها و رنگ فلزها اهمیت یافت، پیام بزرگی بود که این ورزشکاران به جهان مخابره کردند. کاروان ورزشی ایران با این درخشش تاریخی، یک حقیقت ناب را به اثبات رساند؛ محدودیت‌های جسمانی، توهمی بیش نیستند وقتی اراده‌ای پولادین در درون سینه می‌تپد. این قهرمانان، با هر گامی که در پیست برداشتند، با هر وزنه‌ای که مهار کردند و با هر فنی که روی تاتامی به کار بستند، به ما یادآور شدند که زندگی یک مبارزه همیشگی است و پیروز واقعی کسی است که حتی با وجود موانع سخت، هرگز دست از رویاپردازی و تلاش برنمی‌دارد.