آیا تیم ملی ایران با «عصا» به جام جهانی ۲۰۲۶ میرود؟
در انتظار تصمیم امیر
آریا طاری
پرواز پیش از ظهر دوشنبه که باند فرودگاه مهرآباد را به مقصد آنتالیا ترکیه ترک کرد، حامل تیمی بود که بیش از هر زمان دیگری در تاریخ خود زیر ذرهبین نقد و تحلیل قرار دارد. کاروان تیم ملی فوتبال ایران در حالی برای برپایی اردوی نهایی و سرنوشتساز خود راهی سرزمین همسایه شد که چمدانهای مسافرانش پر از ابهام، سوال و البته تجربههای سنگین است. امیر قلعهنویی، مردی که همواره نشان داده در لحظات حساس به سربازان قدیمی خود بیش از نیروهای تازهنفس اعتماد میکند، حالا در حساسترین پیچ تاریخی دوران مربیگریاش قرار گرفته است. او تنها تا یازدهم خردادماه فرصت دارد تا از میان ۳۰نامی که با خود به ترکیه برده، روی چهار اسم خط قرمز بکشد و ترکیب نهایی ۲۶نفره یوزهای ایرانی را برای بزرگترین فستیوال فوتبال جهان در سال ۲۰۲۶ معرفی کند. اما آنچه این روزها نقل محافل ورزشی شده و سایه سنگینی بر اردوی تیم ملی انداخته، نه فقط نام خط خوردهها، بلکه اعدادی است که با بیرحمی تمام، زنگ خطر را برای آینده فوتبال ایران به صدا درآوردهاند. آیا تیم ملی ایران قصد دارد با لشکری از بازیکنان پا به سن گذاشته، رودرروی جوانان دونده و تاکتیکپذیر جهانی بایستد؟ ورود جوانان به جامجهانی واقعا ممنوع شده است؟ در این گزارش ، به کالبدشکافی لیست تیم ملی، استراتژی محافظهکارانه کادر فنی و عواقب این تصمیمات در خاک آمریکا میپردازیم.
برای درک بهتر آنچه در ذهن سرمربی تیم ملی میگذرد، باید یک قدم به عقب برگردیم و لیست خطخوردههای مینیکمپ داخلی را مرور کنیم. امیر قلعهنویی پیش از پرواز به ترکیه، تصمیم گرفت ۹بازیکن را از جمع اردونشینان داخلی مرخص کند. نگاهی به این نامها، استراتژی او را به وضوح نمایان میکند؛ عارف آقاسی، مسعود محبی، حسین ابرقویینژاد، دانیال اسماعیلیفر، عارف حاجیعیدی، مهدی هاشمنژاد، محمدمهدی محبی، پوریا شهرآبادی و احسان محروقی. نکته دردناک و البته معنادار این ریزش، حذف سیستماتیک چهرههای جوان و پرانرژی بود. مسعود محبی، پوریا شهرآبادی، مهدی هاشمنژاد و محمدمهدی محبی، ستارههایی بودند که در طول فصل لیگ برتر، بارها ارزشهای خود را ثابت کردند. آنها دوندگی، جسارت و طراوت را با خود به همراه داشتند، اما در نهایت قربانی تفکری شدند که تجربه را به پتانسیل ترجیح میدهد. این خط زدنها، پیام روشنی برای سایر بازیکنان جوان داشت؛ در تیم ملی فعلی، حتی بهترین عملکرد باشگاهی نیز تضمینی برای عبور از سد بازیکنان باتجربه و لژیونرها نیست.
حالا به سراغ ۳۰مسافر آنتالیا میرویم. لیستی متشکل از ۲۲بازیکن شاغل در لیگ برتر و هشت لژیونر. در نگاه اول، حضور پررنگ بازیکنان داخلی یک نقطه قوت به نظر میرسد، اما وقتی ماشینحساب به دست میگیریم و سن بازیکنان را جمع میزنیم، با یک فاجعه آماری روبهرو میشویم؛ میانگین سنی ۲۸.۷ سال! برای تیمی که میخواهد در تورنمنتی فرسایشی با فشردگی بالای مسابقات و در سطح اول فوتبال جهان رقابت کند، این عدد به معنای راه رفتن روی لبه تیغ است. فاجعه زمانی عمیقتر میشود که بدانیم در این لیست ۳۰نفره، دقیقا ۱۷بازیکن (یعنی بیش از ۵۰درصد کل تیم) بالای ۳۰سال سن دارند.
بیایید این اسامی را مرور کنیم؛ شجاع خلیلزاده، احسان حاجصفی، رامین رضاییان، سیدحسین حسینی، مهدی طارمی، علیرضا بیرانوند، روزبه چشمی، علیرضا جهانبخش، سامان قدوس، میلاد محمدی، محمدحسین کنعانیزادگان، مهدی ترابی، پیام نیازمند، هادی حبیبینژاد، علی علیپور و علی نعمتی. این فهرست بلندبالا، نشاندهنده یک بحران عمیق در جانشینپروری فوتبال ایران است. کادر فنی به جای تزریق قطرهچکانی و منطقی جوانان به ترکیب اصلی، ترجیح داده است به همان اسکلت قدیمی و امتحانپسداده تکیه کند. بازیکنانی مانند خلیلزاده، حاجصفی و رضاییان که سالهاست بار تیم ملی را به دوش میکشند، آیا در جامجهانی ۲۰۲۶ و در تقابل با وینگرها و مهاجمان سرعتی و ۲۰ساله حریفان، از نظر توان فیزیکی کم نخواهند آورد؟ آیا تجربه به تنهایی میتواند جایگزین ریههای تازهنفس و پاهای چابک شود؟
امیر قلعهنویی تا یازدهم خرداد فرصت دارد تا لیست نهایی خود را اعلام کند. او باید از میان ۳۰بازیکن فعلی، چهار نفر را به خانه بفرستد. طبق قوانین فیفا، تیمها میتوانند با سه دروازهبان و ۲۳بازیکن، یا چهار دروازهبان و ۲۲بازیکن راهی مسابقات شوند. سوال بزرگ اینجاست؛ خط قرمز روی نام کدام بازیکنان کشیده خواهد شد؟ آیا کسی جرات دارد روی نام بازیکنان بالای ۳۵سالی مثل احسان حاجصفی (که در آستانه رکوردشکنی تاریخ بازیهای ملی است) یا شجاع خلیلزاده خط بکشد؟ پاسخ با توجه به شناختی که از روحیات کادر فنی داریم، تقریبا خیر است.
تاریخ فوتبال ثابت کرده است تیمهایی که از تزریق خون تازه به رگهای خود میترسند، در نهایت دچار سکته تاکتیکی خواهند شد. جامجهانی جای تعارف نیست؛ جایی است که تیمها با استفاده از مدرنترین شیوههای علم تمرین و دوندگیهای بیامان، رقبای کند و مسن را از پیش رو برمیدارند
پس نوک پیکان حذف، به سمت چه کسانی نشانه میرود؟ درست حدس زدید؛ جوانان! تیم ملی در حال حاضر چند مهره زیر ۲۵سال در اردوی خود دارد؛ محمد خلیفه (دروازهبان جوان)، کسری طاهری، امیرحسین محمودی، امیرمحمد رزاقینیا، دانیال ایری، آریا یوسفی و محمد قربانی (امیرحسین حسینزاده نیز در مرز ۲۵سالگی است). اگر منطق محافظهکارانه سرمربی تیم ملی ادامه یابد، محمد خلیفه که به عنوان دروازهبان چهارم دعوت شده، اولین قربانی خواهد بود. پس از او، احتمال خط خوردن بازیکنانی مثل دانیال ایری، امیرحسین محمودی و کسری طاهری بسیار بالاست. جوانانی که مشخص نیست برای کسب تجربه به ترکیه برده شدهاند یا صرفا به عنوان حریف تمرینی برای آمادهسازی باتجربهها حضور دارند.
اگر این سناریوی تلخ عملی شود و چهار بازیکن جوان از لیست نهایی خط بخورند، یک اتفاق تاریخی و نگرانکننده رخ خواهد داد؛ میانگین سنی تیم ملی ایران از مرز ۳۰سال عبور خواهد کرد! اتفاقی که یادآور کابوس جام ملتهای آسیا ۲۰۲۳ است؛ جایی که تیم مسن ایران در نیمه دوم بازی با قطر، به وضوح از نظر بدنی افت کرد و بازی را واگذار کرد. ورود به جامجهانی با تیمی که میانگین سنی بالای ۳۰سال دارد، ایران را به یکی از مسنترین، کندترین و پیرترین تیمهای حاضر در آمریکا تبدیل خواهد کرد.
تصمیمات اخیر کادر فنی تیم ملی فوتبال ایران، یک پیام واضح را به افکار عمومی مخابره میکند؛ در مقطع فعلی، نتیجهگرایی کوتاهمدت بر آیندهنگری و توسعه ارجحیت مطلق دارد. امیر قلعهنویی با علم به اینکه حضور در جامجهانی ۲۰۲۶ شاید آخرین ایستگاه بزرگ در دوران مربیگری او باشد، تصمیم گرفته تا تمام تخممرغهایش را در سبد بازیکنان باتجربه بگذارد. او به خوبی میداند که بازی دادن به جوانان در تورنمنتی به بزرگی جامجهانی، ریسک بالایی دارد و تاوان اشتباهات آنها میتواند به قیمت اخراج و پایان رویاهایش تمام شود. بنابراین، ترجیح میدهد با سربازان کهنهکاری به جنگ برود که شاید توان دویدن ۹۰دقیقه با بالاترین فشار را نداشته باشند، اما حداقل قواعد بازی خیمهشببازی فوتبال را به خوبی میدانند.
اما تاریخ فوتبال ثابت کرده است تیمهایی که از تزریق خون تازه به رگهای خود میترسند، در نهایت دچار سکته تاکتیکی خواهند شد. جامجهانی جای تعارف نیست؛ جایی است که تیمها با استفاده از مدرنترین شیوههای علم تمرین و دوندگیهای بیامان، رقبای کند و مسن را از پیش رو برمیدارند.
آیا تجربه جهانبخش، طارمی و حاجصفی میتواند سپر بلای تیم ملی در برابر طوفان جوانی و سرعت حریفان شود؟ آیا خط زدن استعدادهایی که قرار بود آینده فوتبال این مملکت را بسازند، در نهایت به نفع فوتبال ما تمام خواهد شد؟ یازدهم خردادماه، روزی است که پازل نهایی قلعهنویی تکمیل میشود و پس از آن، ما میمانیم و تیمی که باید با عصای تجربه، در ماراتن نفسگیر آمریکا برای بقا بجنگد. تیمی که شاید در زمین مسابقه پیروز شود، اما در نبرد بزرگتر یعنی آیندهسازی، از همین حالا قافیه را باخته است.
دیدگاه تان را بنویسید