پژمان منتظری و مسیری که باید الگوی ستارهها شود؛ تولد یک ستاره
در شبی که هوای دوحه مثل همیشه گرم و شرجی بود، در مستطیل سبز ورزشگاه جاسم بن حمد، حرارت و التهاب از جنس دیگری جریان داشت. سوت پایان مسابقه که به صدا درآمد، فریاد شادی بازیکنان الشحانیه در آسمان ورزشگاه طنینانداز شد. آنها از یک نبرد مرگ و زندگی سربلند بیرون آمده بودند؛ نبردی برای بقا در سطح اول فوتبال قطر. اما در میان حلقه شادی بازیکنان که با شور و حرارت خاصی جشن گرفته بودند، نگاهها به سمت مردی معطوف بود که با آرامش همیشگیاش در کنار زمین ایستاده بود؛ پژمان منتظری، ستاره سابق تیم ملی ایران و باشگاه استقلال که حالا در قامت یک سرمربی پخته و کاربلد، ماموریت غیرممکن را ممکن کرده بود.
پیروزی سه بر صفر الشحانیه مقابل الخریطیات، نایبقهرمان باانگیزه لیگ دسته دوم، یک اتفاق ساده یا نتیجهای برآمده از شانس نبود. این یک نمایش حسابشده، تاکتیکی و بینقص از تیمی بود که با تفکرات سرمربی ایرانیاش، بازی را به بهترین شکل ممکن مدیریت کرد. الشحانیه پس از آنکه سه بار دروازه حریف را فرو ریخت، به جای عقبنشینی کورکورانه، با یک ساختار دفاعی منسجم و هوشمندانه، راههای نفوذ حریف را بست و دروازهاش را تا سوت پایان بسته نگه داشت.
نکته دراماتیک و داستانی این مسابقه، تقابل پژمان با گذشتهاش بود. الخریطیات تیمی است که منتظری سالها در آن به عنوان بازیکن به میدان رفته بود و از قضا، اولین قدمهایش در عرصه مربیگری را نیز در همین باشگاه و به عنوان دستیار برداشت. اما در این شب سرنوشتساز، او در کسوت نفر اول کادر فنی الشحانیه، در برابر تیم سابق خود ایستاد، احساسات را کنار گذاشت و با حرفهایگری تمام، حکم بقای تیمش در لیگ ستارگان قطر را امضا کرد.
مسیر رسیدن به این جشن بقا، اصلا هموار نبود. الشحانیه روزهای سختی را در انتهای جدول تجربه کرد و کابوس سقوط سایه سنگینی بر سر این تیم انداخته بود. اما نقطه عطف ماجرا هفته گذشته رقم خورد؛ جایی که شاگردان پژمان منتظری در دیداری نفسگیر و حیاتی، یک امتیاز ارزشمند از تیم قدرتمند الغرافه گرفتند. همان یک امتیاز کافی بود تا الشحانیه از قعر جدول فرار کرده، به رتبه یازدهم برسد و شانس مجددی در بازی پلیآف پیدا کند.
تصویر ثبتشده در پایان بازی با الخریطیات، گویای همه چیز است؛ لحظهای که تمام اعضای کادر فنی و بازیکنان الشحانیه به دور پژمان منتظری حلقه زدند تا عکس یادگاری بقا را ثبت کنند. این تجمع و این شادی دسته جمعی به دور سرمربی، نشان از اعتماد عمیق و احترام ویژهای دارد که منتظری در رختکن تیمش ایجاد کرده است. او نشان داد که نهتنها یک تئوریسین خوب در کنار زمین است، بلکه مهارت بالایی در مدیریت بحران و احیای روحیه تیمی در حساسترین مقاطع فصل دارد.
اما آنچه این دستاورد را برای فوتبال ایران به شدت مهم و تاملبرانگیز میکند، فرم و مسیری است که پژمان منتظری برای ورود به دنیای مربیگری انتخاب کرده است. سالهاست در فوتبال ایران به یک رویه غلط و کلیشهای عادت کردهایم؛ ستارههای نامدار استقلال و پرسپولیس، به محض آویختن کفشها و خداحافظی از مستطیل سبز، با اتکا به محبوبیت سکوها و نام بزرگی که در دوران بازیگری ساختهاند، به دنبال میانبر میگردند. آنها بدون طی کردن سلسله مراتب مربیگری، برای نشستن روی نیمکت تیمهای بزرگ پایتخت دست و پا میزنند، لابی میکنند و از همان ابتدا خواهان بزرگترین صندلیها هستند. نتیجه این شتابزدگی نیز غالبا چیزی جز سوختن زودهنگام مهرهها، ناکامی در نتیجهگیری و ناامیدی هواداران نبوده است.
پژمان منتظری اما راهی کاملا متفاوت و جسورانه را برگزید. او که در دوران بازیگریاش نیز نماد آرامش، هوش و بازی باکلاس بود، همین ویژگیها را به دوران مربیگریاش منتقل کرد. او از هیاهوی رسانهای و فشارهای کاذب فوتبال ایران فاصله گرفت. به جای اینکه با مصاحبههای جنجالی به دنبال سهمخواهی از نیمکت استقلال باشد، در قطر ماند، لباس دستیاری بر تن کرد، خاک خورد، یاد گرفت و پلهپله بالا آمد. او ترجیح داد تواناییهای فنیاش را در سکوت و در یک لیگ حرفهای و بیرحم مثل لیگ ستارگان قطر به اثبات برساند، نه با تکیه بر آلبوم خاطرات گذشتهاش در ایران.
موفقیت منتظری در حفظ الشحانیه، پیام روشنی برای فوتبال ایران دارد؛ ما به یک چهره جدید در عرصه مربیگری دست پیدا کردهایم. چهرهای که فوتبال را میفهمد، زبان بینالمللی این ورزش را میداند و یاد گرفته است که موفقیت روی نیمکت نه با اسم و رسم دوران بازی، بلکه با دانش، استراتژی و تلاش بیوقفه به دست میآید.
این دستاورد، پژمان منتظری را به عنوان یک مربی باکلاس و بادانش به فوتبال ایران معرفی میکند. مردی که نشان داد میتوان بدون جنجال، بدون حاشیه و تنها با تکیه بر کار تیمی و تمرکز روی مسائل فنی، کارهای بزرگی انجام داد. شاید روزی که نیمکتهای تیمهای بزرگ ایرانی نیازمند یک پوستاندازی واقعی و عبور از نامهای تکراری باشند، پژمان منتظری با کولهباری از تجربه عملی و موفقیت در لیگهای حاشیه خلیج فارس، گزینهای باشد که بتواند خون تازهای در رگهای فوتبال ما جاری کند.
امروز، فوتبال ایران میتواند با افتخار به دوحه نگاه کند و به ستارهای ببالد که در سکوت کار کرد، در آرامش جنگید و با اقتدار پیروز شد؛ مهندسی جدید برای آینده نیمکتهای فوتبال ایران.
دیدگاه تان را بنویسید