کابوس مدافعان ژنرال
در دنیای فوتبال، گاهی یک مصدومیت میتواند رویاها را خاکستر کند، اما برای کریس وود، ستاره بیچون و چرای نیوزیلند، این تنها یک وقفه در مسیر تبدیل شدن به کابوس مدافعان ایران بود. در حالی که اخبار آسیبدیدگی همسترینگ او، هواداران آلوایتس را در بهت فرو برده بود و زمزمههای غیبتش در جامجهانی ۲۰۲۶ به گوش میرسید، این غول نیوزیلندی با ارادهای پولادین به مستطیل سبز بازگشت تا ثابت کند گزارشهای مرگ فوتبالیاش، اغراقآمیز بوده است.
وود که حالا با پیراهن ناتینگهام فارست در اوج آمادگی به سر میبرد، بازگشت خود را با گلزنی مقابل ساندرلند جشن گرفت. اما نقطه عطف این بازگشت، درخشش در لیگ اروپا و دیدار حساس مقابل استونویلا بود. جایی که او با تیزهوشی از کوچکترین لغزش لوکاس دینیه، مدافع سرشناس ویلا، استفاده کرد و با تکگل پیروزیبخش خود، نه تنها فارست را به مرحله بعد نزدیک کرد، بلکه پیامی مستقیم برای امیر قلعهنویی و شاگردانش در تیم ملی ایران فرستاد.
نیوزیلندیها که با پاداش تاریخی ۱۰میلیون یورویی فیفا و نسلی پرانگیزه مانند الیجا جاست، با روحیهای مضاعف به جامجهانی میآیند، روی قدرت فیزیکی و قد ۱۹۱سانتیمتری وود حساب ویژهای باز کردهاند. وود پیش از این در مصاحبههایش بر برتری خود در نبردهای هوایی تاکید کرده بود و حالا با فرمی که پس از مصدومیت به نمایش گذاشته، این ادعا دیگر یک کریخوانی ساده نیست؛ یک هشدار جدی برای ساختار دفاعی ایران است.
مدافعان تیم ملی ایران باید بدانند که در مرحله گروهی، با مهاجمی روبهرو هستند که نه تنها در هوا بیرقیب است، بلکه روی زمین نیز مانند یک شکارچی، کوچکترین اشتباه فردی را به گل تبدیل میکند. بازگشت وود به میادین، معادلات گروه ایران را پیچیدهتر از همیشه کرده است. آیا قلعهنویی برنامهای برای مهار این غول بازگشته دارد یا او موفق میشود کریهای قدیمیاش را به واقعیت تبدیل کند؟
موقعیت مهدی
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ورزشگاه تومبا در تسالونیکی؛ جایی که رویاهای المپیاکوس برای تکرار قهرمانی، زیر چکمههای بازیکنان پائوک له شد. اما در این شب تلخ برای یونانیها، یک تراژدی شخصیتر هم در جریان بود؛ مهدی طارمی، ستارهای که قرار بود پرچمدار ایران در اروپا باشد، حالا به نیمکتنشینی مطلق تبدیل شده که حتی در دقایق مرگ و زندگی، جایی در نقشههای خوزه لوئیس مندیلیبار ندارد.
فصل ۲۰۲۵-۲۶ برای فوتبال ایران با یک حقیقت تلخ همراه بود؛ غیبت کامل در ۵لیگ معتبر اروپایی. طارمی که پس از ماجراجویی در اینتر، پیراهن المپیاکوس را به تن کرد، بار سنگین امیدهای یک ملت را بر دوش میکشید. شروع او طوفانی بود؛ ۱۶گل و ۵پاسگل در ۲۸مسابقه، آماری که او را به ستاره بیچونوچرای المپیاکوس تبدیل کرد. اما گویی چرخش روزگار، دقیقا از بازی مقابل آستراس، موتور این مهاجم ۳۳ساله را خاموش کرد.
آنچه این روزها در اردوی المپیاکوس میگذرد، فراتر از یک افت فنی ساده است. این یک طلاق تاکتیکی میان طارمی و مندیلیبار است. در شرایطی که المپیاکوس در بازی سرنوشتساز مقابل پائوک با نتیجه ۳ بر یک عقب بود و به گل نیاز داشت، طارمی تا دقیقه۹۰ روی نیمکت میخکوب شد. ورود او در وقتهای تلفشده، نه یک تعویض تاکتیکی، که یک پیام تلخ بود؛ پیامی که میگوید مهدی دیگر انتخاب اول، دوم و حتی چهارم سرمربی نیست.
آمارها بیرحم هستند؛ ۸۹روز بدون گلزنی، بدترین رکورد طارمی در یونان. در حالی که تنها ۴۰روز تا آغاز جامجهانی ۲۰۲۶ باقی مانده، فرم ازدسترفتهی مهدی، هواداران تیم ملی را نگران کرده است. المپیاکوس که لیگ قهرمانان و جام حذفی را از دست داده و در سوپرلیگ نیز فاصلهاش با صدر به ۶امتیاز رسیده، عملا فصل را تمامشده میبیند.
زمزمههای جدایی حالا از همیشه بلندتر به گوش میرسد. مهدی طارمی در ۳۳سالگی، در دوراهی دشواری قرار گرفته است. آیا او در المپیاکوس میماند تا با سرمربی جدید دوباره متولد شود، یا ویترین افتخاراتش را برمیدارد تا پس از جامجهانی، در پی چالشی جدید در فوتبال اروپا باشد؟ آنچه مسلم است، این است که فصل تیرهوتار مهدی در یونان، به روزهای پایانی خود رسیده و او بیش از هر زمان دیگری به یک تغییر فضا نیاز دارد.
حالا که مهدی طارمی در یونان چنین روزهای کدر و ناامیدکنندهای را پشت سر میگذارد، بار مسئولیت روی شانههای امیر قلعهنویی سنگینتر از همیشه شده است. در غیاب سردار آزمون که ترجیح داده مسیر حرفهای خود را در حاشیه خلیجفارس دنبال کند، طارمی نه تنها ستاره اول، بلکه تنها امید مسلم ایران برای خط حمله در جامجهانی ۲۰۲۶ است. سرمربی تیم ملی در این مقطع حساس، وظیفهای فراتر از مسائل فنی دارد؛ او باید پیش از هر چیز، معمار روحیه باشد. قلعهنویی باید با ایجاد فضایی حمایتی و تغییر در رویکرد تاکتیکی، طارمی را از بند ناامیدیهای المپیاکوس رها کند. اعتماد
دوباره به ستارهای که اعتماد به نفسش در یونان خدشهدار شده، کلید موفقیت تیم ملی است. اگر طارمی در فرم ایدهآل نباشد، پیکان حمله ایران در جامجهانی به شدت کند خواهد شد. باید دید قلعهنویی میتواند با تغییر سیستم بازی، طارمی را به همان مهاجم ویرانگر همیشگی تبدیل کند یا خیر.
دیدگاه تان را بنویسید