البته با اشتباه عجیب داوری
شب سیاه مادرید

نگار رشیدی

تصویری که از شب گذشته تا به این لحظه با سرعتی سرسام‌آور در شبکه‌های اجتماعی، پلتفرم‌های ورزشی و خروجی خبرگزاری‌های معتبر جهان دست به دست می‌شود، نه یک شوت از راه دور خیره‌کننده است، نه یک دریبل تکنیکی و نه حتی جشن پیروزی؛ بلکه نمایی کلوزآپ و دلخراش از صورت خون‌آلود کیلیان امباپه است. چهره‌ای مبهوت، خشمگین و آغشته به خونی که از ناحیه بینی و لب‌هایش روی پیراهن سفید رئال‌مادرید می‌چکید. این تصویر تکان‌دهنده، به شکلی ناخواسته تبدیل به استعاره‌ای بی‌نقص و نمادین از وضعیت کنونی پادشاه فوتبال اروپا در این روزهای پرالتهاب و طوفانی ماه آوریل شده است. تیمی که به نظر می‌رسد از درون خسته و زخمی است و در کمال ناباوری، در حساس‌ترین مقطع فصل، بی‌پناه و رهاشده در برابر تصمیمات عجیب و غیرقابل هضم داوری قرار گرفته است.

تساوی یک بر یک جمعه شب مقابل تیم سرسخت خیرونا در قلعه سانتیاگو برنابئو، تنها به معنای از دست دادن دو ‌امتیاز حیاتی در کورس نفس‌گیر قهرمانی لالیگا نبود. این نتیجه، ضربه‌ای مهلک بر پیکره تیمی بود که در هفته‌های اخیر روی نوار نوسان حرکت می‌کرد. مهم‌تر از آن، این تساوی پایه‌های امپراتوری تازه‌تاسیس و لرزان آلوارو آربلوا را روی نیمکت داغ و بی‌رحم کهکشانی‌ها به شدت سست کرد. در شبی که رئال‌مادرید می‌توانست و باید با یک پیروزی روحیه‌بخش خانگی، اعتماد به نفس از دست‌رفته‌اش را پیش از نبرد مرگ و زندگی مقابل بایرن‌مونیخ در لیگ قهرمانان اروپا بازیابی کند، همه چیز در گردابی وحشتناک از اشتباهات تاکتیکی، بدشانسی‌های مکرر و البته، یک رسوایی بزرگ و نابخشودنی داوری غرق شد. 

برای درک عمق فاجعه‌ای که در برنابئو رخ داد، باید به روند بازی نگاهی دقیق‌تر و موشکافانه‌تر بیندازیم. رئال‌مادرید بازی را با ترکیبی کاملا هجومی و با انگیزه دیکته کردن سرعت خود به حریف آغاز کرد. هواداران مادریدی که از نتایج ناامیدکننده هفته‌های اخیر به ستوه آمده بودند، روی سکوها بی‌تابی می‌کردند و انتظار یک نمایش مقتدرانه و پرگل را داشتند. وقتی فده والورده در دقیقه‌۵۰ با آن شلیک مهارنشدنی، سنگین و تماشایی خود، اشتباه پائولو گاتسانیگا، دروازه‌بان خیرونا را به یک گل زیبا مهمان کرد، سکوهای برنابئو برای لحظاتی نفس راحتی کشیدند. به نظر می‌رسید ماشین پیروزی رئال بالاخره دوباره روشن شده و بحران موقتا فراموش شده است. اما این آرامش، تنها پیش‌درآمدی 

بر یک طوفان ویرانگر بود. 

خیرونا، تیمی که در فصول اخیر به یک گربه سیاه واقعی برای غول‌های اسپانیا تبدیل شده و نشان داده هرگز در مقابل نام‌های بزرگ دست و پا بسته نیست، خیلی زود از شوک گل خارج شد و کنترل میانه میدان را به دست گرفت. اشتباهات فردی مکرر در خط دفاعی رئال و ایجاد فضای خالی عجیبی که بین هافبک‌های دفاعی و مدافعان میانی ایجاد شده بود، به توماس لمار اجازه داد تا در دقیقه‌۶۲ با یک حرکت هوشمندانه، گل تساوی را به ثمر برساند. 

اما نقطه اوج این داستان پرکشش، سکانس پایانی و به شدت جنجالی این تراژدی در دقیقه‌۸۸ رقم خورد. لحظه‌ای که تاریخ لالیگا و حافظه جمعی هواداران فوتبال تا سال‌ها آن را فراموش نخواهند کرد. نفوذ امباپه به داخل محوطه جریمه خیرونا، او را در یک موقعیت عالی قرار داد. در همین صدم‌ثانیه، ویتور ریس، مدافع خیرونا، در یک نبرد هوایی کاملا نابرابر، با آرنجی که به شکلی غیرطبیعی و خطرناک باز شده بود، ضربه هولناکی به صورت ستاره فرانسوی وارد کرد. امباپه با فریادی بلند که صدای آن در سکوت لحظه‌ای ورزشگاه پیچید، نقش بر زمین شد. صحنه آن‌قدر واضح، خشن و دلهره‌آور بود که حتی بازیکنان خیرونا برای لحظاتی دست از بازی کشیدند و بهت‌زده به بازیکن حریف خیره شدند. خون به سرعت از صورت امباپه فوران کرد. در آن لحظه، تمام ۸۰ هزار تماشاگر حاضر در برنابئو و میلیون‌ها بیننده تلویزیونی، در انتظار دمیده شدن در سوت «خاویر آلبرولا روخاس» به نشانه خطای پنالتی مسلم بودند. اما در کمال ناباوری و حیرت همگان، داور میدان با دست به نشانه ادامه بازی اشاره کرد!

سوال بزرگی که از جمعه شب تا امروز تیتر یک و دغدغه اصلی تمام روزنامه‌ها، وب‌سایت‌ها و برنامه‌های تحلیلی ورزشی جهان، از مارکا و آاس گرفته تا اکیپ فرانسه و گاتزتا دلو اسپورت ایتالیا شده، این است؛ سیستم کمک‌داور ویدیویی (VAR) در آن لحظه سرنوشت‌ساز دقیقا مشغول چه کاری بود؟ اتاق تاریک VAR که با ده‌ها دوربین پیشرفته از زوایای مختلف، ریزترین برخوردها، خطاهای میلی‌متری آفساید و تماس‌های جزئی را رصد می‌کند، چطور نتوانست ضربه آرنجی به این شدت که منجر به جراحت و خونریزی شدید یک بازیکن شد را تشخیص دهد؟ تمام پروتکل‌های رسمی داوری فیفا و یوفا صراحتا می‌گویند در صورت وجود اشتباه واضح و مشخص توسط داور وسط، VAR ملزم به مداخله و متوقف کردن بازی است. آیا خونی که به وضوح روی چمن سبز برنابئو ریخته شد، برای اثبات یک خطای خشن و واضح کافی نبود؟

این سکوت مرگبار و عدم مداخله غیرقابل توجیه سیستم ویدیویی، موجی عظیم از تئوری‌های توطئه، بدبینی و خشم بی‌سابقه را در میان هواداران، بازیکنان و کادر فنی رئال‌مادرید به راه انداخته است. آلوارو آربلوا در کنار زمین مانند یک آتشفشان فعال در حال انفجار بود. او با چهره‌ای برافروخته به سمت داور چهارم یورش برد و فریادهای اعتراضی‌اش تمام فضای کنار زمین را پر کرده بود، اما این خشم طغیان‌گر هیچ دردی را دوا نکرد و نتیجه روی اسکوربورد همان یک-یک باقی ماند. 

با این حال، این تساوی تلخ و پرحاشیه، ترکش‌های بسیار سهمگین‌تر و عمیق‌تری برای آینده نیمکت مربیگری باشگاه به همراه داشته است. آلوارو آربلوا، مدافع سابق و متعصب رئال‌مادرید که چندی پیش با هزاران امید و آرزو و به عنوان نمادی زنده از تعصب و مادریدیسمو روی نیمکت این تیم پرافتخار نشسته بود، حالا در لبه یک پرتگاه بسیار خطرناک قرار دارد. نتایج اخیر رئال در مسابقات لالیگا به هیچ وجه در حد و اندازه‌های نام بزرگ این باشگاه و توقعات بی‌پایان هوادارانش نبوده است. 

در این شرایط بحرانی، حالا تمام نگاه‌ها، امیدها و ترس‌ها به دیدار حساس و سرنوشت‌ساز برگشت مرحله یک‌چهارم نهایی لیگ قهرمانان اروپا مقابل بایرن مونیخ دوخته شده است. دیداری که بدون شک برای آلوارو آربلوا حکم مرگ و زندگی کاری را دارد. اگر او نتواند تیمش را از بحران روحی فعلی خارج کند، از سد غول قدرتمند باواریایی عبور کند و کهکشانی‌ها را به سلامت به مرحله نیمه‌نهایی برساند، به احتمال بسیار قریب به یقین، خیلی زودتر از آنچه تصور می‌شد و پیش از پایان رسمی فصل، نامه اخراج خود را روی میز کارش خواهد دید. 

اما درام رئال‌مادرید به همین‌جا ختم نمی‌شود. در میان این بحران همه‌جانبه و دودستگی‌های موجود، اخبار و شایعاتی بسیار جدی از راهروهای پنهان مدیریت باشگاه به بیرون درز کرده که لرزه بر اندام کادر فنی فعلی می‌اندازد. نامی بزرگ، کاریزماتیک و به شدت آشنا در حوالی پایتخت اسپانیا به طور مداوم شنیده می‌شود؛ دیدیه دشان. سرمربی پرافتخار، باهوش و موفق تیم ملی فرانسه که رسما اعلام شده در پایان رقابت‌های جام‌جهانی ۲۰۲۶ در آمریکای شمالی، پس از سال‌ها افتخارآفرینی از جمع خروس‌ها جدا خواهد شد. 

هفته پیش رو، آبستن حوادثی بس بزرگ و تاریخی برای پادشاه فوتبال اروپاست. روزهایی که سرنوشت یک فصل و شاید یک نسل از رئال را رقم خواهد زد. آیا آربلوا می‌تواند در میان این طوفان حواشی، یک معجزه تاکتیکی خلق کند و با حذف بایرن مونیخ، بقای خود را روی لبه تیغ، حداقل تا پایان فصل جاری تضمین کند؟ یا اینکه آن تصویر ماندگار از صورت غرق در خون کیلیان امباپه، آخرین قاب به یاد ماندنی و نمادین از دوران کوتاه، پرنوسان و نافرجام حضور این مربی جوان اسپانیایی روی نیمکت تیم محبوبش خواهد بود؟ در مادرید، خورشید امید به سرعت غروب می‌کند و بادهای تغییر، همیشه با شدتی طوفانی و بی‌رحمانه وزیدن می‌گیرند. فوتبال جهان نفس‌هایش را در سینه حبس کرده تا تماشاگر پرده بعدی این درام پرالتهاب اسپانیایی باشد؛ جایی که شاید خیلی زود، مردی با کاریزمای خاص و کت و شلوار فرانسوی، کلید رختکن پرحاشیه و پرافتخار برنابئو را در دست بگیرد و فصل جدیدی را در تاریخ کهکشانی‌ها آغاز کند. تیم مدیریت رئال نشان داده برای بازگشت به قله، از هیچ تصمیم بزرگی هرچند دردناک، دریغ نخواهد کرد.