نازنین دشتی 

وقتی سوت آغاز رقابت‌های جام‌جهانی ۲۰۲۶ در قاره آمریکا به صدا دربیاید و چشم میلیون‌ها ایرانی به ساق پای ملی‌پوشان دوخته شود، یک جای خالی بزرگ در قاب تلویزیون‌ها آزاردهنده خواهد بود؛ جای خالی جسارت، جوانی و خونی تازه که می‌توانست در رگ‌های پیرترین تیم سال‌های اخیر جریان پیدا کند. فهرست نهایی مسافران جام‌جهانی که از زیر دست امیر قلعه‌نویی خارج شد، بیش از آنکه نویدبخش یک تغییر نسل تاریخی باشد، نمادی از محافظه‌کاری و ترس از اعتماد به جوانانی بود که پیش‌تر، شجاعت خود را در سخت‌ترین میدان‌های جهانی ثابت کرده بودند. 

برای درک ابعاد این فرصت‌سوزی تاریخی، باید تقویم را به سال ۲۰۲۳ برگردانیم. در روزهایی که فوتبال پایه ایران غرق در گرداب ناکامی بود و تیم امید با حذف‌های زودهنگام و سریالی خود سوهان روح هواداران شده بود، یک تیم بی‌ادعا در اندونزی قد علم کرد. شاگردان حسین عبدی، پس از درخشش در آسیا، در جام جهانی زیر ۱۷‌سال در گروهی قرار گرفتند که بوی مرگ می‌داد؛ برزیل، انگلیس و نیوکالدونیا. کسی روی این بچه‌ها حساب نمی‌کرد، اما آنها در همان گام نخست کاری کردند که تیتر یک رسانه‌های ورزشی دنیا شدند. بازگشت رویایی و پیروزی سه بر دو مقابل برزیل مدعی، تنها یک برد ساده نبود؛ اعلام حضور یک نسل طلایی بود که می‌خواست قواعد بازی را تغییر دهد. اگرچه پرواز آنها در یک‌قدمی رسیدن به جمع هشت تیم برتر جهان با گل لحظات پایانی مراکش و بی‌رحمی ضربات پنالتی متوقف شد، اما همه پذیرفتند که این ۲۱‌پسر جسور، آینده‌سازان بلامنازع تیم ملی بزرگسالان خواهند بود. 

برخلاف بسیاری از استعدادهای گلخانه‌ای که پس از یک تورنمنت محو می‌شوند، قهرمانان ۲۰۲۳ به سرعت مسیر حرفه‌ای خود را پیدا کردند. آنها درهای باشگاه‌های بزرگ را با لگد باز کردند و نشان دادند که درخشش آنها یک جرقه تصادفی نبوده است. استقلال تهران با جذب امیرمحمد رزاقی‌نیا، اسماعیل قلی‌زاده، ابوالفضل زمانی و ابوالفضل ذلیخایی، روی آینده سرمایه‌گذاری کرد. در سوی دیگر، یعقوب براجعه و علیرضا همایی‌فر پیراهن سرخ پرسپولیس را به تن کردند. محمد عسکری راهی سپاهان شد تا در مکتب طلایی‌پوشان صیقل بخورد. آرشا شکوری قفس توری لوسیل قطر را انتخاب کرد، نیما اندرز با لگانس اسپانیا به توافق رسید، رضا غندی‌پور راهی شباب‌الاهلی شد و کسری طاهری نیز چمدان‌هایش را به مقصد روبین‌کازان روسیه بست. 

با چنین کارنامه پرباری، انتظار می‌رفت کادر فنی تیم ملی در آستانه جام‌جهانی ۲۰۲۶، فرش قرمزی برای این لژیونرها و ستاره‌های لیگ برتری پهن کند. حضور آنها می‌توانست فرایند فرسایشی تغییر نسل را سرعت ببخشد. اما خروجی تفکرات امیر قلعه‌نویی، یک شوک تمام‌عیار بود. از میان تمام آن ستاره‌های خوش‌تراش، تنها یک بلیت به مقصد آمریکا صادر شد؛ امیرمحمد رزاقی‌نیا. اگرچه رزاقی‌نیا حالا این فرصت را دارد تا با ورود به زمین مسابقه، رکورد جوان‌ترین بازیکن تاریخ تیم ملی در جام‌جهانی را به نام خود سند بزند، اما حضور انفرادی او در میان لشکری از بازیکنان پا به سن گذاشته، بیشتر شبیه به یک ویترین تزئینی برای فرار از انتقادات است تا یک رویکرد سیستماتیک برای جوان‌گرایی. 

دراماتیک‌ترین بخش این تراژدی، خط خوردن کسری طاهری در ایستگاه پایانی بود. مهاجمی که با گلزنی به برزیل نامش را سر زبان‌ها انداخت و در سرمای روسیه پخته‌تر شد، تا آخرین اردوی متصل به جام‌جهانی دوشادوش بزرگسالان تمرین کرد. اما در نهایت، تیغ خط‌خوردگی گردن او را گرفت تا ستاره جوان ایران، بزرگ‌ترین فستیوال فوتبال جهان را از روی کاناپه خانه‌اش تماشا کند. عدم اعتماد به جوانانی که در کوران مسابقات بین‌المللی و لیگ‌های خارجی آب‌دیده شده‌اند، نشان‌دهنده غلبه تفکر نتیجه‌گرایی کوتاه‌مدت بر آینده‌نگری است؛ تفکری که ترجیح می‌دهد امروز را با عصا راه برود تا اینکه فردا را با پاهای تازه بدود. 

لیست غایبان، یک سیاهه طولانی و حسرت‌بار است. نام‌هایی چون آرشا شکوری، رضا غندی‌پور، نیما اندرز، حسام نفری، عرفان درویش‌عالی، سمیر حبوباتی، علیرضا و محمدحسین شریفی، علی حسنی، ضرغام سعداوی، ماهان صادقی، آرمین عباسی و ابوالفضل موردی، حتی شانس حضور در اردوهای انتخابی را هم پیدا نکردند. جام جهانی ۲۰۲۶ با تمام هیاهویش به پایان خواهد رسید و دیر یا زود، نسل فعلی تیم ملی کفش‌هایش را خواهد آویخت. آن زمان است که فوتبال ایران با یک خلا‌ء بزرگ و ترسناک مواجه خواهد شد. فرصت طلایی برای میدان دادن به حماسه‌سازان جوان از دست رفت و حالا باید دید معماری که امروز از ساختن پایه‌های فردا طفره رفت، چگونه پاسخگوی ویرانه‌های احتمالی پس از جام جهانی خواهد بود.