نازنین دشتی 

در روزهایی که خبر مصدومیت علی قلی‌زاده، قلب هواداران تیم ملی را لرزانده و سایه‌ تردید بر سر لیست نهایی جام‌جهانی ۲۰۲۶ سنگینی می‌کند، در بلژیک پسر سرکش فوتبال ایران، پیامی متفاوت برای کادر فنی فرستاد. اللهیار صیادمنش، درست در لحظه‌ای که وسترلو در آستانه‌ یک شکست تحقیرآمیز در خانه‌اش بود، تصمیم گرفت ورق را برگرداند. این فقط یک دبل ساده نبود؛ این فریاد بازگشت بازیکنی بود که خیلی‌ها او را در لیست فراموش‌شدگان فوتبال ایران قرار داده بودند. 

ورزشگاه هت کویپ‌یه در بهت فرو رفته بود. وسترلو در ۴۵‌ دقیقه نخست، سایه‌ای از خودش هم نبود. شکست سه بر صفر مقابل اود-هورلی، نه‌تنها امیدهای کسب سهمیه لیگ اروپا (UEL)  را به مسلخ می‌برد، بلکه اللهیار را هم در حصار مدافعان حریف محبوس کرده بود. او در نیمه اول کم‌فروغ بود؛ همان بازیکنی که در ماه‌های اخیر با مصدومیت‌های متوالی، نوسان و دوری از فرم ایده‌آل دست‌وپنجه نرم می‌کرد. هواداران در شبکه‌های اجتماعی شروع به انتقاد از ترکیب تیم کرده بودند و نام صیادمنش در میان ضعیف‌ترین‌های زمین دیده می‌شد. اما در رختکن، چیزی تغییر کرد. انگار اللهیار نیمه دوم، نسخه‌ای متفاوت از همان پسر جوانی بود که سال‌ها پیش با لقب پدیده به اروپا ترانزیت شد. او می‌دانست که در دنیای فوتبال، فرصت کالایی است که خیلی زود تمام می‌شود.  سوت آغاز نیمه دوم، آغاز نمایش یک ‌نفره صیادمنش بود. دقیقه‌۵۰؛ یک ارسال دقیق و ضربه سری تماشایی که به تور دروازه چسبید. فاصله به دو گل رسید. این گل، نه‌تنها روحیه را به تیم تزریق کرد، بلکه قفل ذهنی خود اللهیار را هم شکست. او در زمین می‌دوید، پرس می‌کرد و با هر حرکت، لرزه بر اندام مدافعان حریف می‌انداخت. گل دوم وسترلو، حاصل سماجت او در پرسینگ از بالا بود؛ استارتی که نشان داد اللهیار جدید، دیگر فقط به گلزنی فکر نمی‌کند، بلکه به یک ماشین پرس تبدیل شده است. سرانجام، در اوج هیجان بازی، وقتی داور نقطه پنالتی را نشان داد، صیادمنش توپ را برداشت. چشمانش نشان می‌داد که هیچ تردیدی ندارد. توپ به گوشه دروازه رفت و نتیجه سه-سه شد. یک بازگشت کلاسیک، یک دبل تماشایی و یک شب به‌یادماندنی که ثابت کرد کلاس بازی او هنوز در سطح لیگ بلژیک بالاست.

این دومین دبل فصل اللهیار در ژوپیترلیگ بود. حالا او با پیراهن وسترلو به عدد ۱۴‌ گل رسیده است. تنها یک گل تا رسیدن به رکورد شخصی‌اش در دوران درخشان زوریا لوهانسک فاصله دارد؛ همان دورانی که او را به عنوان یکی از آینده‌دارترین مهاجمان آسیا به فوتبال جهان معرفی کرد. با چهار بازی باقی‌مانده تا پایان فصل، او نه‌تنها برای سهمیه اروپایی می‌جنگد، بلکه در حال بازسازی شخصیت فوتبالی خودش است. او حالا می‌داند که برای تثبیت جایگاهش در اروپا، باید از مرز ۱۵‌ گل عبور کند و این هدف، انگیزه‌ای شده تا صیادمنش ۲۴‌ ساله، تمریناتش را با شدتی دوچندان دنبال کند. 

اما سوال بزرگ اینجاست؛ آیا این درخشش دیرهنگام، برای متقاعد کردن کادر فنی تیم ملی کافی است؟ آمار هفت گل و چهار پاس‌گل در ۲۹‌ مسابقه، برای وینگری که نوسان زیادی داشته، آمار بدی نیست؛ اما در ترافیک بازیکنان هجومی ایران، صیادمنش همچنان باید بجنگد. مصدومیت قلی‌زاده، پنجره‌ای را باز کرده که شاید اللهیار بتواند از آن به لیست نهایی جام جهانی نگاه کند. او دیگر آن پدیده نوجوانی نیست که همه چیز را با سرعتش حل می‌کرد؛ او حالا مردی است که می‌داند برای رسیدن به آمریکا، باید باهوش‌تر، صبورتر و البته در لحظات سرنوشت‌ساز، بی‌رحم‌تر باشد. بسیاری از کارشناسان معتقدند اللهیار اگر بتواند همین فرم را در چهار بازی آینده حفظ کند، می‌تواند به عنوان یک جوکر یا بازیکن تعویضی طلایی در جام‌جهانی عمل کند. توانایی او در بازی در چندین پست هجومی و قدرت حمل توپ در فضاهای باز، دقیقا همان چیزی است که ایران در دقایق پایانی بازی‌های دشوار جام‌جهانی به آن نیاز دارد. 

وسترلو حالا با تکیه بر نبوغ ستاره ایرانی‌اش، در کورس نفس‌گیر کسب سهمیه باقی مانده است. در چهار بازی پیش‌رو، تقابل با تیم‌های قدرتمندی مثل خنک و استانداردلیژ، عیار واقعی صیادمنش را مشخص خواهد کرد. اگر او بتواند در این بازی‌های بزرگ هم در نقش گلزن ظاهر شود، آنگاه کادر فنی تیم ملی دیگر نمی‌تواند به سادگی از کنار نام او عبور کند. اللهیار در مسیری قرار گرفته که هر گل او، یک سیگنال بلند به تهران است. او نه‌تنها برای وسترلو، بلکه برای اثبات دوباره خودش به فوتبال ایران می‌جنگد. 

در پایان، باید گفت که فوتبال، ورزش لحظه‌هاست. مصدومیت یک ستاره، درب جدیدی را برای ستاره‌ای دیگر باز می‌کند. اللهیار صیادمنش حالا در بهترین زمان ممکن، در حال فرار از سایه‌هاست. آیا او می‌تواند در آخرین سکانس این فصل پرماجرا، بلیت سفر به آمریکا را از دستان سرنوشت بگیرد؟ پاسخ در پاهای اوست؛ در همان ۱۸‌دقیقه‌ای که نشان داد هنوز اللهیار پدیده زنده است.