ارتش ژنرال و سربازانی که غیب شدهاند!
معمای چهار مجهولی
نگار رشیدی
سفر طولانی بود و پرماجرا؛ تیم ملی فوتبال ایران، عصر یک روز ملتهب بهاری به وقت تهران و در تاریکی بامداد مکزیک، قدم به خاک تیخوانا گذاشت تا رویای جامجهانی را رسما آغاز کند. قرار بود کمپ تیم ملی در توسان آریزونا باشد، اما چرخ روزگار و حواشی پرشمار غیرفوتبالی، کاروان ایران را به باخای مکزیک کشاند. حالا یوزهای ایرانی در چند کیلومتری مرزهای ایالات متحده، جایی که تنور واقعی جامجهانی در آن داغ است، نفس میکشند. اما در میان تمام هیاهوی این اردوی مرزی، یک سکوت وهمانگیز، ذهن کادر فنی و هواداران را به خود مشغول کرده است؛ سکوتی که در یک جمله کوتاه و دلهرهآور خلاصه میشود؛ «درباره آنها چیزی نمیدانیم!» امیر قلعهنویی در شرایطی تیمش را برای بزرگترین آوردگاه فوتبال جهان آماده میکند که لیست مسافرانش، بیشتر از آنکه شبیه به یک ارتش آماده رزم باشد، به یک معمای پیچیده پزشکی شبیه شده است. چهار ستاره، چهار نام بزرگ و چهار علامت سوال که سرنوشت خطوط مختلف زمین را در هالهای از ابهام فرو بردهاند.
بزرگترین و عجیبترین پرونده روی میز کادر پزشکی، متعلق به دنیس درگاهی است. بازیکنی که ماهها برای دریافت پاسپورت ایرانیاش تیتر یک رسانهها بود و به عنوان جانشین مطمئن سردار آزمون به اردو فراخوانده شد، حالا به شبحی تبدیل شده که هیچکس او را با پیراهن تیم ملی ندیده است. مسیر او در تیم ملی تا اینجای کار، شبیه به یک فیلم معمایی است. در اردوی اول، بهانه غیبتش عدم اثبات ژن ایرانی و کارهای اداری بود؛ در نتیجه فقط به تمرین بسنده کرد. وقتی به اردوی دوم رسید و هواداران منتظر رونمایی از او در بازی مقابل گامبیا بودند، ناگهان برچسب خستگی روی نامش خورد. کار به جایی رسید که امیر قلعهنویی رسما وعده داد دنیس در دیدار مقابل مالی به میدان خواهد رفت. اما در روز بازی با مالی، در کمال شگفتی حتی دو بازیکنی که از لیست نهایی خط خورده بودند به زمین رفتند، ولی دنیس روی نیمکت میخکوب ماند! اوج داستان فردای آن روز رقم خورد؛ زمانی که کادر پزشکی اعلام کرد درگاهی مصدوم است. هیچکس نمیداند این مصدومیت دقیقا چه زمانی، چگونه و با چه شدتی رخ داده است. مهاجمی که حتی در بازی دوستانه مقابل تیم ضعیفی مثل گرانادا هم محک نخورده، قرار است چگونه در دیگ جوشان جامجهانی گره از کار خط حمله ایران باز کند؟
دومین معمای بزرگ تیم کسی نیست جز کاپیتان دوم؛ علیرضا جهانبخش. بازیکنی که کولهباری از تجربه را بر دوش میکشد و حضورش در لیست ۲۶نفره قلعهنویی، بیش از هر چیز مدیون همین پختگی و سالها حضور در میادین بینالمللی است. اهمیت جهانبخش زمانی دوچندان میشود که به یاد بیاوریم تیم ملی، علی قلیزاده را نیز به دلیل مصدومیت از دست داده است. با این حال علیرضا با یک مصدومیت کهنه و طولانیمدت به اردوی تیم ملی اضافه شد و همین دردمزاحم اجازه نداد در دیدارهای تدارکاتی اخیر حتی یک دقیقه هم به میدان برود. اکنون، در فاصله کوتاهی که تا سوت آغاز رقابتها باقی مانده، بزرگترین دلهره این است که آیا کاپیتان فرصتی برای بازیابی کامل پیدا میکند یا جامجهانی برای او از روی نیمکت تیخوانا خلاصه خواهد شد؟
سومین پرونده متعلق به مردی است که خاطره گلزنیاش در جامجهانی قبلی هنوز در ذهنها زنده است. روزبه چشمی، بازیکنی که در اردوی ترکیه دچار آسیبدیدگی شد و تا مرز خط خوردن پیش رفت. شایعات حاکی از پارگی یا آسیب جدی همسترینگ او بود؛ مصدومیتی که در علم پزشکی ورزشی حداقل به چهار هفته زمان برای استراحت و ریکاوری نیاز دارد. وضعیت آنقدر نگرانکننده بود که قلعهنویی برای حفظ نظم تمرینات و پر کردن جای خالی او در لیست ۳۰نفره، شهریار مغانلو را به اردو فراخواند. اما در چرخشی عجیب، روزبه بسیار زودتر از موعد مقرر به تمرینات بازگشت. با این وجود، این بازگشت سریع به معنای آمادگی برای مسابقه نبود. او هنوز شرایط حضور در یک بازی پرفشار را ندارد و کادر فنی همچنان در انتظار روزی است که بتواند روی حضور این هافبک دفاعی تنومند در ترکیب اصلی حساب باز کند.
و در نهایت، جدیدترین نامی که به لیست بلندبالای کلینیک تیم ملی اضافه شده، مهدی ترابی است. بازیکنی که تا چند ماه پیش به نظر میرسید به طور کامل از تفکرات تاکتیکی امیر قلعهنویی خارج شده است، در یک بازگشت دراماتیک به اردو فراخوانده شد و بلیت سفر به مکزیک را در جیب گذاشت. اما بخت با ترابی یار نبود. طبق بیانیه کادر پزشکی، دوقلوی پای او دچار آسیب شده است. هرچند پزشکان تیم ملی هنوز درباره جزئیات و شدت دقیق این مصدومیت شفافسازی نکردهاند و مشخص نیست شایعات وخامت حال او چقدر صحت دارد، اما واقعیت این است که آسیب دوقلوی پا، حتی در خفیفترین حالت ممکن، به یکی دو هفته استراحت مطلق و دور بودن از شرایط مسابقه نیاز دارد. این یعنی ترابی تازه بازگشته، فعلا باید دورزمین قدم بزند.
تیم ملی در تیخوانا اردو زده تا هوای جامجهانی را تنفس کند، اما آنچه بیش از هر چیز در فضای این کمپ به مشام میرسد، بوی تند بلاتکلیفی است. دنیس درگاهی، علیرضا جهانبخش، روزبه چشمی و مهدی ترابی؛ چهار مهرهای که میتوانستند وزنه سنگینی در ترازوی موفقیت ایران باشند، حالا به بزرگترین نگرانیهای سرمربی تبدیل شدهاند. جامجهانی منتظر هیچ تیمی نمیماند و زمان، بیرحمترین حریف این روزهای ایران است. آیا کادر پزشکی میتواند تا پیش از شروع رقابتها، این علامت سوالهای بزرگ را به نقطه قوت تبدیل کند، یا تیم ملی باید با لشکری از مصدومان به جنگ غولهای فوتبال جهان برود؟ فعلا تنها پاسخ معتبر، همان جمله دلهرهآور است؛ چیزی نمیدانیم!
دیدگاه تان را بنویسید