همزمان با تشدید تنشها میان ایران و اسرائیل، انصارالله وارد عرصه نبرد شد؛
بابالمندب؛ گلوگاه جدید در بحران منطقه
رامین پرتو
وضعیت خاورمیانه از شامگاه یکشنبه وارد مرحلهای تازه از تنش و پیچیدگی شده و دامنه آثار تقابل میان ایران و اسرائیل اکنون از شرق مدیترانه تا دریای سرخ و شمال آفریقا گسترش یافته است. در شرایطی که بحران میان تهران و تلآویو وارد مرحلهای حساس شده، انصارالله یمن نیز با اعلام آغاز دور جدید عملیات خود، معادلات امنیتی منطقه را وارد فاز جدیدی کرده است؛ مرحلهای که نهتنها اسرائیل، بلکه اقتصاد جهانی و امنیت تجارت بینالمللی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
سخنگوی نیروهای مسلح یمن در بیانیهای اعلام کرد که در چارچوب حمایت از محور ایران، فلسطین، لبنان، عراق و یمن، اهداف حساسی در تلآویو با موشک هدف قرار گرفتهاند. یحیی سریع همچنین تأکید کرد که از این پس تردد کشتیهای اسرائیلی در دریای سرخ ممنوع بوده و تمامی تحرکات مرتبط با این رژیم هدف مشروع نیروهای یمنی محسوب میشود.
این موضعگیری در حالی صورت گرفت که ارتش اسرائیل نیز از شلیک یک موشک از خاک یمن به سمت مرکز اسرائیل خبر داد و فعال شدن آژیرهای خطر در تلآویو و مناطق مرکزی و جنوبی را تأیید کرد. اگرچه جزئیات بیشتری درباره نتایج این حمله منتشر نشده، اما اهمیت اصلی تحولات اخیر به بُعد دریایی بحران بازمیگردد.
بابالمندب؛ شاهرگ حیاتی اقتصاد اسرائیل
واقعیت این است که تنگه بابالمندب یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان است که خلیج عدن را به دریای سرخ متصل کرده و دروازه ورود به کانال سوئز و دریای مدیترانه به شمار میرود. بخش مهمی از تجارت جهانی و انتقال انرژی از این مسیر انجام میشود و همین موضوع، اهمیت ژئوپلیتیکی آن را دوچندان کرده است.
برای اسرائیل، بابالمندب اهمیتی فراتر از یک مسیر تجاری دارد. بنادر جنوبی آن در خلیج عقبه و بهویژه بندر ایلات، وابستگی زیادی به این مسیر دارند و هرگونه اختلال در این آبراه، عملاً زنجیره تأمین کالا، انرژی و نفت اسرائیل را با مشکلات جدی مواجه خواهد کرد.
بررسی بیانیه اخیر انصارالله نشان میدهد که صنعا راهبرد «انسداد گزینشی» را در پیش گرفته است. برخلاف دورههای گذشته، در این مرحله تنها کشتیهای مرتبط با اسرائیل هدف محدودیت قرار گرفتهاند و اشارهای به کشتیهای آمریکایی، اروپایی یا عربی نشده است. چنین رویکردی بیانگر آن است که انصارالله تلاش دارد ضمن افزایش فشار بر تلآویو، از شکلگیری اجماع جهانی علیه خود جلوگیری کند.
بر اساس تجربیات پیشین، نیروهای یمنی ابتدا کشتیهای مورد نظر را از طریق سامانههای اطلاعاتی شناسایی کرده و هشدارهای لازم را صادر میکنند. در صورت بیتوجهی شناورهای هدف، حملات با استفاده از موشکهای کروز دریایی، پهپادها و دیگر ابزارهای نامتقارن انجام میشود؛ تاکتیکی که در ماههای گذشته توانسته بود بسیاری از شرکتهای بزرگ کشتیرانی جهان را به تغییر مسیر وادار کند.
چرا انصارالله بابالمندب را مسدود کرد؟
همزمانی تشدید تنش میان تهران و تلآویو با آغاز محدودیتهای جدید در بابالمندب، تصادفی به نظر نمیرسد. در واقع، این اقدام را باید در چارچوب راهبرد «وحدت میدانها» تحلیل کرد. از نگاه انصارالله، هرگونه درگیری گسترده علیه ایران، لبنان یا غزه نباید محدود به یک جغرافیای خاص باقی بماند. به همین دلیل، یمن تلاش میکند هزینههای جنگ را از مرزهای اسرائیل فراتر برده و به حوزه اقتصاد و تجارت دریایی منتقل کند.
دومین هدف انصارالله، وارد کردن فشار اقتصادی به اسرائیل است. تجربه ۱۸ ماه گذشته نشان داده است که محاصره دریایی میتواند اثربخشی بیشتری نسبت به حملات موشکی داشته باشد، لذا فلج شدن بندر ایلات، افزایش هزینههای بیمه و حملونقل و تشدید فشارهای تورمی، از جمله نتایج این سیاست در دوره قبل بود.
سومین عامل، ایجاد بازدارندگی در برابر هرگونه اقدام گستردهتر اسرائیل و متحدان آن محسوب میشود. انصارالله با گشودن جبهه دریای سرخ، عملاً دامنه درگیری را افزایش داده و تلاش میکند هزینههای سیاسی، نظامی و اقتصادی هرگونه تشدید تنش را بالا ببرد.
در عین حال، مواضع منتشر شده از سوی برخی سخنگویان و منابع نزدیک به انصارالله نشان میدهد که هماهنگی میان اضلاع مختلف محور مقاومت در حال افزایش است و رسانههای اسرائیلی نیز از شکلگیری معادله جدیدی سخن گفتهاند که در آن تهران، بیروت، بغداد، غزه و صنعا به عنوان جبههای واحد عمل میکنند.
کابوس اقتصاد جهانی
اهمیت بحران، زمانی دوچندان میشود که محدودیتهای بابالمندب در کنار وضعیت تنگه هرمز مورد بررسی قرار گیرد. این دو گذرگاه، از حیاتیترین شریانهای انتقال انرژی جهان هستند و اختلال همزمان در آنها میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد بینالملل داشته باشد.
برای اسرائیل، بابالمندب اهمیتی فراتر از یک مسیر تجاری دارد. بنادر جنوبی آن در خلیج عقبه و بهویژه بندر ایلات، وابستگی زیادی به این مسیر دارند و هرگونه اختلال در این آبراه، عملاً زنجیره تأمین کالا، انرژی و نفت اسرائیل را با مشکلات جدی مواجه خواهد کرد و به همین دلیل است که تلآویو فوراً به این اقدام یمن واکنش نشان داد
بیش از ۱۲ درصد تجارت جهانی و حجم عظیمی از انتقال نفت و فرآوردههای انرژی از طریق بابالمندب صورت میگیرد. روزانه میلیونها بشکه نفت از مسیر دریای سرخ جابهجا میشود و بخش مهمی از نیازهای انرژی اروپا و آسیا از این مسیر تأمین میشود.
به همین دلیل، انتشار خبر محدودیتهای جدید، واکنش فوری بازارهای انرژی را در پی داشت و قیمت نفت با جهش قابل توجهی مواجه شد. در صورت تداوم این وضعیت، افزایش قیمت سوخت، رشد هزینههای حملونقل و تشدید فشارهای تورمی در اقتصاد جهانی دور از انتظار نخواهد بود.
افزایش ریسک امنیتی همچنین صنعت بیمه دریایی را تحت فشار قرار داده است. در چنین شرایطی، شرکتهای بیمه ممکن است از پوشش خطر عبور کشتیها از دریای سرخ خودداری کنند و خطوط کشتیرانی نیز مجبور شوند مسیر طولانی دماغه امید نیک در جنوب آفریقا را جایگزین کانال سوئز و دریای سرخ کنند.
این تغییر مسیر، علاوه بر افزایش قابل توجه هزینههای حملونقل، موجب طولانی شدن زمان تحویل کالا و اختلال در زنجیره تأمین جهانی خواهد شد؛ موضوعی که میتواند موج جدیدی از تورم را در اقتصادهای مختلف جهان ایجاد کند.
تجربه قبلی انصارالله نشان داده است که این گروه توانایی ادامه چنین وضعیتی را در بلندمدت دارد. در دوره گذشته، یمنیها توانستند حدود ۱۸ ماه کنترل قابل توجهی بر ترافیک دریایی بابالمندب اعمال کنند؛ آن هم در شرایطی که زیرساختهای این کشور هدف حملات شدید آمریکا و اسرائیل قرار داشت.
همچنین از نگاه اسرائیل، حملات موشکی یمن و محدودیتهای دریایی صرفاً یک تهدید تاکتیکی نیست، بلکه بخشی از راهبرد هماهنگ محور مقاومت محسوب میشود.
برای تلآویو، خطر اصلی در این است که جنگ از حالت محدود خارج شده و به نبردی چندجبههای تبدیل شود و چنین وضعیتی میتواند ظرفیتهای نظامی و اقتصادی اسرائیل را تحت فشار قرار داده و هزینههای جنگ را افزایش دهد.
ایالات متحده نیز با نگرانی تحولات اخیر را دنبال خواهد کرد. واشنگتن علاوه بر تعهدات امنیتی خود در قبال اسرائیل، مسئولیت حفظ امنیت کشتیرانی و جریان آزاد تجارت جهانی را نیز بر عهده دارد. به همین دلیل، احتمال افزایش حضور نظامی آمریکا در دریای سرخ و تشدید تلاشهای دیپلماتیک برای جلوگیری از گسترش بحران وجود دارد.
اهمیت بحران، زمانی دوچندان میشود که محدودیتهای بابالمندب در کنار وضعیت تنگه هرمز مورد بررسی قرار گیرد، چراکه این دو گذرگاه، از حیاتیترین شریانهای انتقال انرژی جهان هستند و اختلال همزمان در آنها میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد بینالملل داشته باشد
در مجموع، تحولات اخیر نشان میدهد که منطقه وارد مرحلهای تازه از رقابت و بازدارندگی شده است؛ مرحلهای که در آن، میدان نبرد صرفاً به عرصه نظامی محدود نمیشود و جنگ اقتصادی، امنیت دریایی و زنجیره تجارت جهانی نیز به بخشی از معادلات جدید تبدیل شدهاند. اگر روند کنونی ادامه یابد، بحران خاورمیانه میتواند از سطح یک تقابل منطقهای فراتر رفته و پیامدهای آن بر اقتصاد و امنیت بینالمللی بیش از گذشته نمایان شود.
دیدگاه تان را بنویسید