دیپلماتها از موانعِ بر سر راه توافق خبر میدهند؛
شبح «اوفک» و کنسرسیوم «خسارت»
در حالی که منابع دیپلماتیک به شرط ناشناس ماندن، از نهایی شدن پیشنویس یک توافق ۱۴ بندی میان تهران و واشنگتن سخن میگویند، رصد خروجی رسانههای بینالمللی نشان میدهد که اختلافات عدیده، همچنان در جزئیاتِ مالی و امنیتی این متن نهفته است. این «گزارش ویژه» بر مبنای آخرین سیگنالهای اطلاعاتی از منابع ایرانی، آمریکایی، عربی و اروپایی، سعی دارد تا برای مخاطبان ارجمند، ابعاد پنهان توافق احتمالی تهران-واشنگتن را واکاوی کند. خانمها و آقایان به میز سیاست خارجی «توسعه ایرانی» خوش آمدید.
حمیدرضا مهدیزاده
قلب تپنده این توافق احتمالی که البته همچنان متن آن میان تهران و واشنگتن به صورت پینگپنگی در زمین پاکستان رد و بدل میشود و دو روز پیش هم ترامپ ابراز نارضایتی شدید خود از پاسخ تهران به متن آپدیت شده ایالات متحده را توئیت کرد، به لغو تحریمهای اداره کنترل داراییهای خارجی آمریکا (OFAC) مربوط است که بنابه گزارش وال استریت ژورنال از قول منابع آگاه آمریکایی حاضر در مذاکرات، به بزرگترین نقطه تضاد طرفین تبدیل شده است.
«اشتراک در کلیات؛ حقوقبشر»: طرفین بر سر آزادسازی اولیه بخشی از داراییها جهت مصارف بشردوستانه به توافق رسیدهاند.
«افتراق در جزئیات؛ جنگ اعداد»: بر پایه اطلاعات رسیده به خبرنگار «توسعه ایرانی» از منابع داخلی، ایران بر حق دسترسی به ۱۲۰ میلیارد دلار دارایی (شامل خسارات عدم فروش نفت) تأکید دارد، رویترز اما گزارش داده که واشنگتن تنها بر سر ۲۰ میلیارد دلار نقدینگی موجود در بانکهای موسوم به شخصثالث چانه میزند و حاضر به پرداخت هیچگونه سودی به داراییهای توقیف شده تهران طی سالهای گذشته ناشی از تحریمهای اولیه مربوط به اشغال سفارت آمریکا، تحریمهای ثانویه مربوط به حوزه اتمی و تحریمهای حقوق بشری نیست.
تله بانکی: بلومبرگ فاش کرده که آمریکا قصد دارد برچسب «تامین مالی تروریسم» را حتی با برداشتن «تحریم وزارت خزانهداری» بر بانکهای مرکزی، ملی، ملت و سپه، حفظ کند تا کاخسفید همچنان نظارت خود بر هر سنت از این پولها را از طریق کنسرسیوم پیشنهادی، اعمال کند اما بر پایه اطلاعات منتقل شده به خبرنگار «توسعه ایرانی»، تهران خواستار خروج کامل «بانک مرکزی، ملی، ملت و سپه» از لیست سیاه « SDN » است.
قلب تپنده این توافق احتمالی که البته همچنان متن آن میان تهران و واشنگتن به صورت پینگپنگی در زمین پاکستان رد و بدل میشود و دو روز پیش هم ترامپ ابراز نارضایتی شدید خود از پاسخ تهران به متن آپدیت شده ایالات متحده را توئیت کرد، به لغو تحریمهای اداره کنترل داراییهای خارجی آمریکا (OFAC) مربوط است که بنابه گزارش وال استریت ژورنال از قول منابع آگاه آمریکایی حاضر در مذاکرات، به بزرگترین نقطه تضاد طرفین تبدیل شده است
«ابداع حقوقی جدید؛ رندی ترامپ؛ مالیات در مبدأ و کنسرسیوم خسارت»
اطلاعات رسیده به «توسعه ایرانی» نشان میدهد که آمریکا با طرحی موسوم به «کنسرسیوم خسارت» به دنبال تغییر قواعد بازی در «خلیج فارس» است. اما برپایه گزارش لویدز لیست
«Lloyd's List» در حالی که ایران بر دریافت مستقیم «عوارض عبور» از تنگه هرمز پافشاری میکند، آمریکا طرح «مالیات در مبدأ» را ارائه داده است. طبق این طرح، مبالغ به جای حسابهای تهران، به یک «صندوق امانی منطقهای» واریز خواهد شد، امری که تهران همچنان مخالفت شدید خود را با آن اعلام کرده است.
خسارت ۲۷۰ میلیاردی در برابر هزینههای ائتلاف
خبرنگار «توسعه ایرانی» دریافته که ایران مطالبه رسمی برای دریافت ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت را روی میز مذاکرات گذاشته است اما به گزارش فاکس نیوز، کنسرسیوم پیشنهادی آمریکا «با نقشآفرینی عربستان و پاکستان» قصد دارد با فرمول «خسارات متقابل»، هزینههای دفاعی و آسیب به کشتیرانی را از طلب ایران کسر کند. الجزیره هم در تحلیلی اشاره کرده که با این فرمول، «همه پول به ایران نمیرسد» و بخش بزرگی از آن در پروژههای مشترک منطقهای جهت «مهار اقتصادی ایران» مصرف خواهد شد.
پرونده اتمی و موشکی: تعلیق در برابر تحدید «مدل ۳۰ روزه»
برخلاف گمانهزنیها درباره حذف مسئله هستهای، گزارش آکسیوس (Axios) حکایت از آن دارد که این موضوع «ستون فقرات» بازه زمانی ۳۰ روزه است.
خوشمان بیاید یا نه؛ جهان دیگر شاهد «برجام ۲» نخواهد بود بلکه شاهد یک «قرارداد مدیریت ریسک» است. در این بازی، هیچکس پیروز مطلق نیست؛ آمریکا «زمان» میخرد و ایران «فرصت بقا.»
«توسعه ایرانی» مطلع شده که ایران در متن اولیه با طرح «فریز هستهای» متعهد به توقف غنیسازی در سطوح حساس شده است. اما فرانس ۲۴ گزارش داده که منابع اروپایی در گفتوگو با دیپلماتهای آمریکا ادعا کردهاند که بدون بازرسیهای سرزده توسط آژانس بینالمللی اتمی، این بازه ۳۰ روزه تنها فرصتی برای تهران جهت بازسازی زیرساختهای هستهای است!
ریسک موشکی: یکی از بندهای جنجالی، محدودیت برد موشکهای بالستیک به ۲۰۰۰ کیلومتر است. جروزالم پست در گزارشی تند، مدعی شده که اسرائیل این بند را کافی نمیداند و خواستار گنجاندن «برچیدن کامل» لانچرها در توافق نهایی است. اما بر پایه اطلاعات رسیده به «توسعه ایرانی»، تهران موشک را بخشی از «امنیت ملی» دانسته و تنها با شفافیت نظارتی «و نه کاهش برد» با «حقتحفظ» موافقت اولیه کرده است.
«یکی از دلایل اصلی نارضایتی شدید دو روز پیش ترامپ از پاسخ تهران به همین بند مربوط است.»
جغرافیای نفوذ: امنیت هرمز در برابر مهار نیابتیها
العربیه در گزارشی مدعی شده است که بندهای امنیتی توافق، ایران را در برابر یک انتخاب سخت قرار داده است. برپایه گزارش العربیه، آمریکا لغو کامل محاصره دریایی را منوط به تضمین ایران جهت قطع ارسال تسلیحات به یمن و لبنان کرده است. برپایه اطلاعات رسیده به خبرنگار «توسعه ایرانی»، تهران به شدت با این درخواست ایالات متحده مخالفت کرده است.
واکاوی این لایهها نشان میدهد که ما با یک «توافقِ مسلح» روبرو هستیم. ترامپ با استفاده از کلیدواژههایی چون «دویدن ایران در ۴۷ سال گذشته»، به دنبال آن است که این بار ایران را در یک «قفس مالی بینالمللی» محصور کند که کلید آن در دست کنسرسیوم باشد. در مقابل، بنا به اطلاعات منابع خبرنگار «توسعه ایرانی»، تهران با فعال کردن اهرمهای «عوارض هرمز» و «خسارت جنگی»، تلاش میکند آمریکا را به پذیرش نقش حاکمیتی خود در منطقه وادار سازد.
در واقع، بازه ۳۰ روزه، بیش از آنکه زمان برای گفتگو باشد، زمان برای «راستیآزمایی قدرت» طرفین است. اگر در پایان این ماه، اوفک برچسبهای تروریستی را از بانکهای ایران برندارد، بعید است تهران به بندهای «موشکی و هستهای» در «متن فعلی توافق» وفادار بماند!
ما با یک «توافقِ مسلح» روبرو هستیم. ترامپ با استفاده از کلیدواژههایی چون «دویدن ایران در ۴۷ سال گذشته»، به دنبال آن است که این بار ایران را در یک «قفس مالی بینالمللی» محصور کند که کلید آن در دست کنسرسیوم باشد. در مقابل، بنا به اطلاعات منابع خبرنگار «توسعه ایرانی»، تهران با فعال کردن اهرمهای «عوارض هرمز» و «خسارت جنگی»، تلاش میکند آمریکا را به پذیرش نقش حاکمیتی خود در منطقه وادار سازد
حال بیاییم تا با واکاوی نقشها به درک بهتری از دورنمای توافق احتمالی برسیم.
«فیلد مارشال؛ عاصم منیر»: به گزارش «Dawn News» ارتش پاکستان به عنوان «ناظر میدانی» بر آتشبس غیررسمی در خلیج فارس و مرزهای شرقی ایران نظارت خواهد داشت تا از سوءتفاهمهای تاکتیکی در طول ۳۰ روز جلوگیری شود.
اما منابع مطلع به خبرنگار ما گفتهاند که منیر نه انتخاب تهران که محصول اجماع منطقهای بوده و همین امر باعث نخواهد شد که ایران حاضر به دادن چنین نقشی به ارتش پاکستان در رصد مداوم مرزهای شرقی با «هدف ارائه گزارش» شود.
درستی این تحلیل زمانی هویدا خواهد شد که مخاطبان ارجمند توجه داشته باشند: همان روزی که رسانههای پاکستان از تغییر نقش «رگولاتوری» اسلام آباد به «میانجی» خبر دادند منابع مطلع حاضر در مذاکرات طی گفت و گو با خبرنگار «توسعه ایرانی» این ادعا را قویا «رد» کردند.
«بنیامین نتانیاهو؛ خرابکارِ ضروری»: برای نتانیاهو، هرگونه توافقی که شامل «غنیسازی صفر» نباشد، یک شکست راهبردی برای دولتش در آستانه انتخابات کنست در ماه نوامبر است.
او با چراغ سبز «دونالد ترامپ» نقش «ترمز اضطراری» را بازی میکند. اگر احساس کند توافق ۳۰ روزه به ایران فضای تنفس راهبردی میدهد، با استفاده از لابی موسوم به صهیونیستی در واشنگتن یا عملیاتهای نقطهای «Sabotage» ، سعی در برهم زدن میز مذاکره خواهد داشت. او میخواهد آمریکا را در وضعیت «فشار حداکثری» نگه دارد تا ایران ضعیف شود، نه لزوماً در حال مذاکره. مخاطبان ارجمند حتما مطلع هستند که مقامات ارشد دموکرات اصلیترین ابزار فشار «بیبی» بر ترامپ را به پرونده «جفری اپستین» مرتبط میدانند.
نقشآفرینی «نتانیاهو، شی و پوتین» نشان میدهد که این توافق بیش از آنکه دوجانبه باشد، یک «ترازو با چندین وزنه سنگین» محسوب میشود که هر لحظه ممکن است با یک حرکت اشتباه، دوباره به سمت درگیری میل کند
«شی جین پینگ؛ کاسبِ استراتژیک»: با اینکه چین بیشترین سود را از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» میبرد، اما به باور مقامات آمریکایی «شی» دارای نقش سوپاپ اطمینان در قبال ایران، است.
به باور ترامپ، شی از توافق استقبال میکند چون امنیت انرژی در تنگه هرمز برای اقتصاد چین هم حیاتی است، اما او نمیخواهد ایران کاملاً به سمت غرب بچرخد. چین در این توافق، نقش «تضمینکننده خرید نفت» را ایفا میکند تا ایران در برابر کنسرسیوم غربی، یک «جایگزین نقد» داشته باشد.
«ولادیمیرپوتین؛ بندبازِ منزوی روس»: پوتین از توافقی که باعث کاهش قیمت نفت شود یا تمرکز آمریکا را از اوکراین به سمت خاورمیانه بازگرداند، واهمه دارد. سخنرانی چند روز پیش او در خصوص تسلیم شدن کامل اوکراین، همین تصور را تداعی میکند. او تلاش دارد از طریق نفوذ خود در بخش هستهای ایران، مسکو را به عنوان «میانجی اجتنابناپذیر» در بازه ۳۰ روزه تحمیل کند تا در معاملات بزرگتر با ترامپ، کارت بازی با ایران را همچنان حفظ کند. اما تقریبا دست پوتین برای همه طرفها رو شده است. در واقع افسر پیشین «کا.گ.ب» برخلاف تصور عمومی رایج، هیچگونه «آس» جهت روکردن در میز مذاکرات را دردست ندارد.
حال، با در نظر گرفتن ابعاد ماجرا بیاییم نور بیشتری را به بخشهای تاریک در گزارشهای آکسیوس و سیبیاس، بتابانیم.
گزارشهای اخیر در اکسیوس و سیبیاس حاکی ازاین است که دولت ترامپ طرح اولیه یک صفحه را برای پایان دادن به درگیریها دنبال میکند. این طرح شامل موارد کلیدی زیر است:
الف؛ آتشبس فوری و بازگشایی تنگه هرمز: به عنوان پیششرطی برای ورود به مدیریت اصلی.
ب؛ دوره طرح ۳۰ روزه: برای حل مسائل پیچیده از جمله موضوعات هستهای و آزادسازی داراییهای مسدود شده ایران.
پ؛ انتقال ذخایر اورانیوم: ترامپ مدعی شده است که به دنبال خروج ذخایر اورانیوم غنیشده از ایران است، و حتی دو روز پیش هم تهدید کرد که در صورت تلاش تهران جهت رسیدن به اورانیوم مدفون شده در سایت نطنز و سایت اصفهان، بمباران آغاز خواهد شد! موضوعی که همچنان با مخالفت شدید تهران روبروست.
خبرنگار «توسعه ایرانی» دریافته که ایران مطالبه رسمی برای دریافت ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت را روی میز مذاکرات گذاشته است اما به گزارش فاکس نیوز، کنسرسیوم پیشنهادی آمریکا «با نقشآفرینی عربستان و پاکستان» قصد دارد با فرمول «خسارات متقابل»، هزینههای دفاعی و آسیب به کشتیرانی را از طلب ایران کسر کند. الجزیره هم در تحلیلی اشاره کرده که با این فرمول، «همه پول به ایران نمیرسد» و بخش بزرگی از آن در پروژههای مشترک منطقهای جهت «مهار اقتصادی ایران» مصرف خواهد شد
پیشبینی: با جمعبندی همه دادهها و تکیه برمنظر «رئالیسم سیاسی» درخواهیم یافت که قطعا تهران و واشنگتن به یک «توافق جامع» یا (Grand Bargain) نخواهند رسید، چراکه تضاد منافع خصوصا با عدم تمایل طرفین جهت ایجاد رابطه پایدار دیپلماتیک که لازمهاش پایان اشغال سفارت آمریکا در تهران توسط بخشی از نیروهای نظامی جمهوری اسلامی است، تقریبا میان ایران و آمریکا حلناشدنی باقی میماند. و خروجی این توافق احتمالی نهایتا یک یادداشت تفاهم اجرایی « MOU » جهت مدیریت تنش است.
حال ممکن است این سوال مطرح شود که چرا؟ پاسخ روشن است: چون ترامپ به دنبال «مهار ارزان» است و ایران به دنبال «تنفس اقتصادی.»
پس، هیچکدام حاضر نیستند اهرمهای اصلی خود «هستهای/موشکی برای ایران و تحریم برای آمریکا» را بهطور دائمی واگذار کنند. لذا وضعیت «نه جنگ، نه صلح» به شکل یک «آتشبس پایدار مالی-نظامی» حتی به فرض شروع مجدد جنگ محدود در هفته آینده، بازتولید میشود.
در واقع توافق ۱۴ بندی میان طرفین صرفاً یک «پل زمانی» است تا تهران و واشنگتن وادار شوند که از لبه پرتگاه «جنگ تمامعیار» عقبنشینی کنند. این خواست اصلی اعراب، پاکستان، چین، اروپا و روسیه است اما نتانیاهو و لیکود به شدت با آن مخالفت میکنند.
در واقع، ما وارد دورانی میشویم که در آن «جنگِ گرم» جای خود را به «جنگِ حقوقی-بانکی» میدهد. ایران به بخشی از پول خود (برای جلوگیری از فروپاشی اجتماعی) دست مییابد، اما همچنان تحت مدیریت اوفک باقی خواهد ماند.
نتیجه: خوشمان بیاید یا نه؛ جهان دیگر شاهد «برجام ۲» نخواهد بود بلکه شاهد یک «قرارداد مدیریت ریسک» است. در این بازی، هیچکس پیروز مطلق نیست؛ آمریکا «زمان» میخرد و ایران «فرصت بقا.»
نقشآفرینی «نتانیاهو، شی و پوتین» نشان میدهد که این توافق بیش از آنکه دوجانبه باشد، یک «ترازو با چندین وزنه سنگین» محسوب میشود که هر لحظه ممکن است با یک حرکت اشتباه، دوباره به سمت درگیری میل کند.
دیدگاه تان را بنویسید