استقلال در شبی که فوتبال خوبی بازی کرد و دو گل آفساید هم به ثمر رساند، به الحسین باخت
شکست میلیمتری
آریا طاری
درست در لحظهای که قاسم مطر، داور عمانی، سوت پایان بازی را در ورزشگاه آلمکتوم به صدا درآورد، ریکاردو ساپینتو برای ثانیهای به افق خیره شد. او مردی است که با هیجان زنده است، اما سکوت غریب استادیوم دوبی، سنگینتر از فریادهای او بود. استقلال در شبی که اسما میزبان بود اما فرسنگها با خانهاش فاصله داشت، یک بر صفر به الحسین اردن باخت. شکستی که نه حاصل ضعف فنی، بلکه زاییده طلسم عجیبی بود که انگار بر ساقهای مهاجمان و چشمان تیزبین VAR سایه انداخته بود.
بازی در ورزشگاهی آغاز شد که سکوهای خالیاش، یادآور غربت ناخواسته فوتبال ایران بود. استقلال بدون روزبه چشمی و عارف غلامی، با بازوبندی که بر بازوی صالح حردانی بسته شده بود، از همان ابتدا نشان داد که برای وقتگذرانی به امارات نیامده است. ریتم بازی آبیها در نیمه اول، موسیقی تند و هجومی بود. دقیقه هشت، اولین پرده از تراژدی نشدنها رقم خورد. علیرضا کوشکی که یکی از بهترین بازیهای خود را به نمایش گذاشت، ارسالی تراشخورده و بینقص را به دهانه دروازه فرستاد. توپ درست همانجایی فرود آمد که سعید سحرخیزان انتظارش را میکشید. مهاجم جوان که میتوانست در همان دقایق ابتدایی کار را تمام کند، با یک کنترل ناشیانه، توپ را از کف داد. افسوس عمیق او روی چمنهای آلمکتوم، اولین نت این مرثیه بود.
استقلال دستبردار نبود. منیر الحدادی، ستارهای که با کولهباری از تجربه به استقلال آمده، از روی قوس محوطه جریمه شلیکی کرد که با دخالت مدافع و واکنش تماشایی یزید ابولیلا راهی کرنر شد. ابولیلا، دروازهبان باتجربه اردنیها، از همان ابتدا خط و نشان کشید که قرار است شب سختی را برای خط حمله ایران رقم بزند.
نیمه اول برای استقلال، چیزی شبیه به یک محاصره همهجانبه بود. ساپینتو لب خط بیقرار بود؛ او میدید که تیمش راه نفوذ را بلد است، اما در ضربه آخر، گویی دیواری نامرئی مانع میشود. در دقیقه ۳۹، سحرخیزان با یک چرخش دیدنی و ضربهای ناگهانی، دروازه الحسین را هدف گرفت، اما باز هم دستان ابولیلا مانع از انفجار شادی در اردوی آبیها شد.
در آخرین ثانیههای نیمه اول، یاسر آسانی، وینگر آلبانیایی که موتور محرک تیم بود، در موقعیت تکبهتک قرار گرفت. همه منتظر شنیدن صدای تور بودند، اما شلیک او با بیدقتی از کنار تیرک عبور کرد تا دو تیم با تساوی بدون گل به رختکن بروند. در آن لحظه، کسی فکر نمیکرد این فرصتسوزیها، مقدمهای برای یک سقوط باشد.
نیمه دوم، داستان جنگ با میلیمترها بود. استقلال که نمیخواست میزبانی صوریاش را با تساوی عوض کند، فشار را دوچندان کرد. در دقیقه ۵۳، رستم آشورماتوف با پاسی قطری و استثنایی، یاسر آسانی را در سمت راست صاحب توپ کرد. آسانی با برشی به داخل و ضربهای سنگین با پای چپ، توپ را به کنج دروازه فرستاد. ورزشگاه برای لحظاتی منفجر شد، اما اتاق VAR در امارات، حکم به آفسایدی داد که تشخیصش با چشم غیرمسلح ناممکن بود. گل پرپر شد.
چند دقیقه بعد، نوبت به خود آشورماتوف رسید. او روی ارسال تماشایی کوشکی، با پروازی بلند و ضربه سری چکشی، دروازه الحسین را باز کرد. باز هم شادی، باز هم امید و باز هم سوت سرد داور VAR، برای دومینبار، خنجر را از پشت به قلب استقلال زد. دو گل، دو آفساید میلیمتری و تیمی که حس میکرد عدالت در فوتبال گم شده است.
استقلال برای صعود، باید یاد بگیرد که از میلیمترها به نفع خود استفاده کند. مهاجمان تیم، بهویژه سحرخیزان و آسانی، باید بدانند که در بازی برگشت، شاید تنها یک فرصت نصیبشان شود و آن یک فرصت، مرز بین بقا و فنا خواهد بود
فوتبال گاهی هیچ منطقی ندارد. در حالی که آمار بازی نشان از مالکیت ۷۰ درصدی استقلال داشت، دقیقه ۷۸ از راه رسید. یک اشتباه کوچک در میانه زمین، توپ را به یوسف ابوجلبوش رساند. او که میدانست دفاع استقلال کمی جلو کشیده، از فاصله دور شلیکی سهمگین و ناگهانی را روانه دروازه کرد. توپ، درست مثل یک صاعقه، در گوشه دروازه حبیب فرعباسی آرام گرفت.
استقلال که تمام بازی را در زمین حریف خیمه زده بود، حالا در شوک فرو رفته بود. ساپینتو بلافاصله دست به تغییر زد؛ مهران احمدی، اسماعیل قلیزاده و داکنز نازون را به زمین فرستاد تا شاید معجزهای رخ دهد. رزاقینیا در دقیقه ۸۱ با یک شوت بغلپا تا مرز رستگاری پیش رفت، اما توپ با اختلاف چند سانتیمتر به بیرون رفت. انگار قرار بود آن شب، شب سانتیمترها و میلیمترهای بدخواه باشد.
در نهایت استقلال بازی را با همان یکگل باخت. این شکست، تصویر بزرگتری از وضعیت فعلی استقلال را پیش روی ما میگذارد. تیمی که در لیگ برتر، با وجود تمام لغزشها، همپای تراکتور و سپاهان با ۳۵ امتیاز در صدر جدول ایستاده، اما درونی پر از تلاطم دارد. استقلال فعلی، تیمی است که هوادارانش را بین بیم و امید رها کرده است. چطور تیمی که میتواند چنین نمایش هجومی و باکیفیتی در آسیا ارائه دهد، ناگهان مقابل تیمهای قعر جدولی لیگ ایران متوقف میشود؟ پاسخ را باید در «ثبات» جستوجو کرد؛ حلقه مفقودهای که ساپینتو هنوز نتوانسته آن را به زنجیره تیمش متصل کند.
حواشی مدیریتی، پنجرههای بسته و لیستهای خروجی که مدام تغییر میکنند، تمرکز را از رختکن آبیها ربوده است. جدایی قطعی رامین رضاییان از یک سو و وضعیت نامشخص ابوالفضل جلالی از سوی دیگر، نشان میدهد که استقلال بیشتر از آنکه از رقبای خارجی ضربه بخورد، از خودزنیهای داخلی رنج میبرد. نیمکتنشین کردن بازیکنان آمادهای مثل حسین گودرزی برای بازگشت بازیکنی که در لیست خروج بوده، گویای نوعی سردرگمی در مدیریت نیروی انسانی است.
با وجود این شکست تلخ، نمایش استقلال در دوبی یک پیام روشن داشت؛ این تیم پتانسیل بالایی دارد. خلق موقعیتهای فراوان و زدن دو گل (هرچند مردود) نشان میدهد که استقلال در فاز تهاجمی به بلوغ رسیده است. اما برای بازی برگشت در خاک اردن، ساپینتو نیاز به چیزی فراتر از تاکتیک دارد؛ او نیاز به آرامش روانی دارد.
الحسین اردن ثابت کرد تیمی صبور و خطرناک است. آنها در بازی برگشت، از حمایت هواداران خودی برخوردارند و دیگر مثل بازی دوبی، فضا را به استقلال نخواهند داد. استقلال برای صعود، باید یاد بگیرد که از میلیمترها به نفع خود استفاده کند. مهاجمان تیم، بهویژه سحرخیزان و آسانی، باید بدانند که در بازی برگشت، شاید تنها یک فرصت نصیبشان شود و آن یک فرصت، مرز بین بقا و فنا خواهد بود.
استقلال ساپینتو، تیمی پیشبینیناپذیر است. آنها همانطور که در مرحله گروهی بعد از شروعی ناامیدکننده، به شکلی حماسی صعود کردند، حالا هم میتوانند در اردن ورق را برگردانند. اما شرط اول، دوری از حواشی مدیریتی و تمرکز روی مستطیل سبز است.
و اما سخن پایانی. شبی که با امید در دوبی آغاز شده بود، با حسرت به پایان رسید. استقلال برای زنده نگه داشتن رویای آسیاییاش، حالا باید در اردن دست به کار بزرگی بزند. آیا ساپینتو میتواند تیمش را از این مارپیچ بدشانسی خارج کند؟ پاسخ در ساقهای بازیکنانی است که باید یاد بگیرند در فوتبال، هیچکس به تیمی که فقط بهتر بازی میکند، جام نمیدهد؛ جام را تیمی میبرد که بیشتر گل میزند.
دیدگاه تان را بنویسید