بحران را همفکران شما ساختند، چرا مردم باید تاب بیاورند؟

نماینده اصولگرای مجلس دوازدهم از ضرورت افزایش «تاب‌آوری» جامعه می‌گوید و این واژه در ادبیات مسئولان، کم‌کم از یک مفهوم مدیریتی به توصیه‌ای برای مردم تبدیل شده است؛ انگار قرار است جامعه هزینه تورم، بحران معیشت و خطا‌های سیاست‌گذاری را با «تحمل بیشتر» جبران کند!

به گزارش اقتصاد24، پاسخ تصمیم‌گیران به تورم افسارگسیخته، ناترازی‌های عمیق اقتصادی و بحران‌های معیشتی، به ساده‌ترین شکل ممکن تقلیل یافته است: منتقل کردن بار مسئولیت به دوش جامعه. به‌جای آنکه تمام توان اجرایی کشور معطوف به کنترل افزایش قیمت‌های لجام‌گسیخته، حل مشکل بیکاری و رفع کسری‌های مزمن شود، از مردم خواسته می‌شود سقف تحمل خود را بالا ببرند. مسئولان تصور می‌کنند روان جامعه را می‌توان با ابزار‌های تبلیغاتی و مصاحبه‌های رسانه‌ای کنترل کرد. اما واقعیت‌های اقتصادی، تابع فرمایشات و خطبه‌خوانی نیستند. سفره خالی و قدرت خرید ازدست‌رفته با گزارش‌های سفارشی تلویزیون پر نمی‌شود. هرچه فاصله میان آنچه مردم در بازار لمس می‌کنند با آنچه از تریبون‌ها می‌شنوند بیشتر شود، سرمایه اجتماعی با سرعت بیشتری فرو می‌ریزد. جامعه خسته، نیازمند نشانه‌های عینی تغییر است. طرح‌های مسکّنی نظیر افزایش جزئی نرخ کالابرگ یا وعده‌های مبهم، نه تنها گرهی از معیشت باز نمی‌کند، بلکه خود اعترافی آشکار به تعمیق فقر در لایه‌های مختلف جامعه است.

اما آقای خضریان، اگر قرار است از تاب آوری مردم سخن بگویید، بد نیست بخشی از تاریخ تصمیم‌گیری‌های اقتصادی همفکران سیاسی خود را نیز مرور کنید. وضعیت امروز اقتصاد ایران نتیجه یک‌شبه تصمیم‌های دولت فعلی نیست؛ بخشی از آن محصول همان سیاست‌هایی است که سال‌ها پیش با رویکردی سیاسی و پوپولیستی در برابر اصلاحات تدریجی اقتصادی ایستاد. بنابراین آقای خضریان، پیش از آنکه از مردم بخواهید «تاب آوری» بیشتری داشته باشند، بد نیست از همفکران خود بپرسید چرا زمانی که امکان اصلاح تدریجی و کم‌هزینه وجود داشت، با آن مخالفت کردند؟ مردم قرار نیست تاوان لجبازی‌های سیاسی و تصمیم‌های پوپولیستی دو دهه پیش را تا ابد از سفره و قدرت خرید خود بپردازند.

یکی از آفت‌های شرایط کنونی، سپردن بار جبران ناکارآمدی‌ها به دوش رسانه‌هاست. از رسانه ملی گرفته تا مطبوعات رسمی، گاه چنین به نظر می‌رسد که قرار است با تولید روایت‌های امیدوارکننده و تأکید مداوم بر صبر و تحمل، بخشی از ضعف‌های ساختاری پوشانده شود. اما رسانه نمی‌تواند جای سیاست‌گذاری و مدیریت را بگیرد؛ رسانه می‌تواند واقعیت را توضیح دهد، اما نمی‌تواند آن را تغییر دهد. وقتی موتور تورم متوقف نمی‌شود و چشم‌انداز اقتصادی همچنان مبهم است، افزایش حجم برنامه‌های تبلیغاتی و حماسه‌سرایی نه‌تنها از اضطراب عمومی کم نمی‌کند، بلکه می‌تواند فاصله میان روایت رسمی و تجربه روزمره مردم را بیشتر کند. جامعه بیش از هر چیز به نشانه‌های واقعی تغییر، کاهش فشار و بازگشت چشم‌انداز روشن به زندگی نیاز دارد؛ نه تکرار توصیه‌هایی که از شهروندان می‌خواهد خود را با بحران‌های تازه تطبیق دهند.

ادبیات «طاقت بیاورید» دیگر نمی‌تواند جای سیاست‌گذاری مؤثر را بگیرد. جامعه ایران سال‌هاست سهم خود را از تحمل فشار‌های اقتصادی و اجتماعی پرداخته است. مسئله امروز، کمبود صبر مردم نیست؛ مسئله، انباشته شدن بحران‌هایی است که هر بار به جای حل شدن، با توصیه‌ای تازه برای تحمل بیشتر به جامعه بازگردانده می‌شوند. اگر قرار است از «تاب آوری» سخن گفته شود، نخست باید از تاب آوری ساختار حکمرانی گفت؛ از توانایی پیش‌بینی بحران، کاهش آسیب‌پذیری، حمایت از اقشار ضعیف و پذیرفتن مسئولیت تصمیم‌هایی که مستقیماً بر زندگی مردم اثر می‌گذارند. جامعه نباید به سپری برای جبران خطا‌های سیاست‌گذاری  تبدیل شود.

حکمرانی موفق، حکمرانی‌ای نیست که مردم را برای تحمل بحران‌های بیشتر آماده کند؛ موفقیت زمانی معنا دارد که از تعداد بحران‌هایی که مردم ناچار به تحمل آن هستند کاسته شود. وقت آن رسیده است که به جای مطالبه تاب آوری بیشتر از جامعه، مسئولیت‌پذیری، پاسخ‌گویی و اصلاح سیاست‌های ناکارآمد از سوی تصمیم‌گیران مطالبه شود. مردم بیش از آنکه به توصیه برای «تحمل کردن» نیاز داشته باشند، به این اطمینان نیاز دارند که قرار نیست هر خطای مدیریتی، بار تازه‌ای بر دوش زندگی آنها بگذارد.