تحلیلگر بازارهای مالی در بیان چرایی عدم استقبال از دلار سهمیهای:
پسانداز مردم به خرید ۱۰۰۰ دلار بانکها نمیرسد
رامتین موثق
بیش از یک هفته است که دولت تصمیم گرفته تا از طریق بانکها، 1000 دلار یا یورو، و یا به اصطلاح «ارز سهمیهای»، با قیمت توافقی میان بانک و مشتریان، به متقاضیان دلار اعطا کند.
لازم به ذکر است که این سیاست دقیقا در زمانی پایهریزی شد که بازار ارز بیشترین التهاب قیمتی خود را تجربه میکرد و قیمت هر دلار به 190 هزارتومان رسیده بود. در نظامهای نرخ ارز شناور، معمولا دولتها از دخالت در بازار ارز اجتناب میکنند و نرخ را به جریان عرضه و تقاضای بازار میسپارند اما در نظامهای نرخ ثابت ارز، دولتها در هنگام تلاطمهای ارزی، از قبیل افزایش تقاضا برای ارز در صورت افزایش واردات یا افزایش عرضه ارز در صورت افزایش صادرات، اقدام به مداخله در بازار ارز نمونده و یا ارز عرضه میکنند، که به مثابه یک سیاست پولی انقباضی است زیرا نقدینگی را از دست مردم جمعآوری میکند، و یا خود به عنوان متقاضی، ارز موجود در دست مردم را خریداری میکنند که این سیاست نیز به مثابه یک سیاست پولی انبساطی است و نقدینگی در دست مردم را افزایش میدهد.
دولت برای انجام کارهای بزرگ، مضایقه ارزی دارد اما برای تامینهای کوچک، نظیر تامین دلار خانگی یا سرمایههای خرد مانند 1000 دلار، مشکلی ندارد. هرچند که نمیتوان گفت دولت دلار ندارد بلکه اکنون مشکل اصلی اینست که دولت قادر به بازگرداندن دلارهای خود نیست
در این سیاستهای اقتصادی، دولتها قادر به حفظ تعادل عرضه و تقاضا میشوند تا مانع از افزایش یا حتی کاهش نرخ ارز و ارزش پول ملی شوند اما در ایران، با وجود اعتقاد برخی از کارشناسان بر وجود نظام نرخ ارز ثابت، نه تنها هیچ زمان این سیاستها کارآمد نبوده است بلکه مورد انتقاد تحلیلگران نیز قرار گرفته است. کارشناسان در توضیح این سیاستهای ارزی بانک مرکزی ایران، از عبارت «ارزپاشی» استفاده میکنند و برخی اعتقاد دارند که در شرایط محدودیت ارزی در کشور، این سیاست به مثابه هدر دادن منابع مورد نیاز کشور برای واردات نیازهای اساسی و سرمایهگذاری است.
بنابراین اکنون که دولت از دیماه پارسال بارها ادعا کرده است که در مضیقه ارزی قرار دارد و به همین بهانه، ارز ترجیحی را حذف کرد که منجر به یک شوک تورمی شد، آیا این سیاستها توجیه دارند؟ آیا هدف دولت کسب درآمد از افزایش نرخ ارز، مانند روال سابق است یا اینبار قصد مدیریت طرف تقاضا را در بازار دارد؟
از «دلار سهمیهای» استقبال نشد
علیرغم اینکه در سنوات گذشته، مردم معمولا از این طرحها استقبال میکردند و به امید اندک پشتوانهای برای حفظ ارز پول ملی، صفهای طولانی مقابل بانکها و صرافیها تشکیل میدادند، به نظر میرسد اینبار چندان استقبالی از این طرح دولت نکردهاند و این دلار سهمیهای بدون مشتری باقی مانده است.
برخی از اخبار نیز حاکی از همین عدم استقبال دارد؛ طبق اطلاعات به دست آمده از بانک مرکزی، نحوه دریافت سهمیه ارز توافقی (۱۰۰۰ دلار یا یورو) انعطافپذیر است و افراد میتوانند در چند مرحله سهمیه ارز توافقی خود را تا سقف مذکور دریافت کنند و نیاز نیست تمامی سهمیه خود را یکجا بخرند.
طبق گزارشهای میدانی، معاملهگران نیز از این طرح استقبال نکردند و تجارتنیوز در همین خصوص، در گزارشی نوشت: «فعالان بازار میگویند اختلاف قیمت دلار سهمیهای با قیمت دلار در بازار آزاد در روزهای اخیر چندان زیاد نبوده است تا بتواند موج تقاضای جدی ایجاد کند. حتی به گفته برخی معاملهگران، در بعضی روزها دلار سهمیهای نهتنها ارزانتر نبوده، بلکه حدود هزار تا 2 هزار تومان، گرانتر از قیمتهای دستبهدستشده در بازار غیررسمی معامله میشود؛ موضوعی که باعث شده جذابیت آربیتراژی این سهمیه کاهش پیدا کند و تقاضا در سطحی محدود بماند.»
هومن عمیدی در گفتوگو با «توسعه ایرانی»: علت استقبال نکردن مردم از طرح دلار سهمیهای اینست که مردم همچنان خطر جنگ را حس میکنند. در دوران جنگ، نقدینگی ریالی برای بسیاری از مردم گرهگشا بود؛ برخی از مردم ارز و طلا در اختیار داشتند اما چون بازارها بسته بودند، قادر به تبدیل این داراییها به ریال نبودند. در فضای بلاتکلیف، معمولا افراد کار خاصی انجام نمیدهند و چه در شرایط رکودی و چه در شرایط رشد، در نهایت باید سمتسوی این بازارها مشخص شود تا سرمایهها از لاک دفاعی بیرون بیایند و تصمیمگیری کنند
در ادامه این گزارش آمده است: «گفتنی است، مکانیزم کشف قیمت دلار سهمیهای، دستوری و روزانه است و همین مسئله، پیشبینیپذیری و انگیزه خرید را تحت تأثیر قرار داده است. معاملهگران معتقدند وقتی اختلاف با بازار آزاد کم باشد، ریسک اتلاف وقت و رفتوآمد، عملاً سود احتمالی را میبلعد. در همین راستا، خلاف برخی گزارشها، صحبت از صفهای سنگین و دائمی نیز محل تردید است و در شعب اعلامی، مراجعهکنندگان پراکندهاند.»
ارزیابیهای مثبت از طرح دلاری دولت
اما در عین اینکه بسیاری از کارشناسان نسبت به این طرحها انتقاداتی دارند، برخی دیگر از صاحبنظران نیز از منظر مدیریت انتظارات تورمی به این قبیل طرحها نگاه میکنند و ارزیابی مثبتی از این موضوع دارند.
برای مثال فرشاد پرویزیان، اقتصاددان و مدرس دانشگاه، در گفتوگو با مهر، عرضه ارز ۱۰۰۰ یورویی به متقاضیان را گامی مثبت و هوشمندانه برای مدیریت انتظارات تورمی و هدایت نقدینگی ارزیابی کرد. او اظهار داشته است: «بانک مرکزی با این اقدام، در حال مدیریت نقدینگی و هدایت سرمایهها از یک بازار به بازار دیگر است. ماهیت عمل در اقتصاد کلان یکسان است؛ یعنی اگر یورو به مردم عرضه نشود، تقاضا به سمت بازار سکه میرود، سکه گران میشود و به تبع آن، با بالا رفتن قیمت سکه، نرخ دلار و یورو نیز مجدداً افزایش مییابد. اما بانک مرکزی با این پیام یک سیگنال میدهد و با آن ترمز بازار را میکشد. بنابراین، در حقیقت شاهد یک جابهجایی دارایی هستیم.»
او حتی معتقدست که انتقاداتی از قبیل نبود ارز، فضاسازی است و ریشه این فضاسازیها را باید در به خطر افتادن منافع شرکتهای واسطهای و نیمهدولتی جستجو کرد!
تامین دلارهای خانگی و سرمایههای خرد
یک کارشناس بازارهای مالی در گفتوگو با «توسعه ایرانی» درباره ارزیابی خود از علت تخصیص دلار سهمیهای، اظهار کرد: چیزی که مشخص است اینست که به هرحال کشور به دلار نیاز دارد و در اهمیت این موضوع، شکی نیست.
کارشناس و تحلیلگر بازارهای مالی: مردم تفاوت چندانی بین قیمت 1000 دلار سهمیهای و دلار بازار آزاد قائل نیستند که بخواهند خود را در لیست نظارت متقاضیان و دریافتکنندگان ارز قرار بدهند که در آینده مشکلاتی از قبیل حذف کالابرگ و یارانه و یا اخذ مالیات، برایشان ایجاد شود. دیگر کسی حاضر نیست به خاطر هزار دلار چنین ریسکهایی را متقبل شود! در ضمن مردم دیگر قدرت پسانداز بالایی ندارند که بخواهند آن را به 100 یورو و یا دلار تبدیل کنند و اکثرا درگیر معیشت و بحثهای روزمره خود هستند
هومن عمیدی افزود: بحث دوم اینست که کشور بالاخره باید از محل فروش همین دلارها، بخشی از ریال مورد نیاز مصارفش را تامین کند و بخشی از این تامین میتواند در قالب فروش سهمیهای دلار توسط بانکها باشد.
او در پاسخ به این سوال که «با توجه به اعتراف مکرر درباره کمبود منابع ارزی و مشکل بودن واردات کالاهای اساسی، آیا عرضه سهمیهای ارز میتواند توجیه اقتصادی داشته باشد؟»، بیان کرد: دولت برای انجام کارهای بزرگ، مضایقه ارزی دارد اما برای تامینهای کوچک، نظیر تامین دلار خانگی یا سرمایههای خرد مانند 1000 دلار، مشکلی ندارد.
این تحلیلگر بازارها تصریح کرد: هرچند که نمیتوان گفت دولت دلار ندارد بلکه اکنون مشکل اصلی اینست که دولت قادر به بازگرداندن دلارهای خود نیست. اکنون عمده روش تجارت به صورت تهاتر، چه در کالا و چه در بحثهای دیگر، است اما امیدواریم با گشایشهای سیاسی در روابط با کشورهای دیگر، بتوانیم این مشکلات را حل کنیم.
سایه جنگ مانع تقاضا میشود
عمیدی در ارزیابی خود از علت استقبال نکردن مردم از این طرح دولت، عنوان کرد: علت استقبال نکردن مردم از طرح دلار سهمیهای اینست که مردم همچنان خطر جنگ را حس میکنند.
او ادامه داد: در دوران جنگ، نقدینگی ریالی برای بسیاری از مردم گرهگشا بود؛ برخی از مردم ارز و طلا در اختیار داشتند اما چون بازارها بسته بودند، قادر به تبدیل این داراییها به ریال نبودند. پس در نتیجه وجود سایه جنگ، تقاضای ارزی کمتر از قبل وجود دارد. همه در حالت تعلیق هستیم و نمیدانیم قرارست آتشبس تداوم پیدا کند یا مجددا جنگ شود و در هر دو شرایط باز هم مطلع نیستیم که چه سیاستهای اقتصادیای ایجاد میشود و اوضاع و احوال اقتصادی به کدام سمت میرود.
به گفته این کارشناس، در فضای بلاتکلیف، معمولا افراد کار خاصی انجام نمیدهند و چه در شرایط رکودی و چه در شرایط رشد، در نهایت باید سمتسوی این بازارها مشخص شود تا سرمایهها از لاک دفاعی بیرون بیایند و تصمیمگیری کنند.
دیگر قدرت خرید دلار هم نیست
عمیدی درباره دلایل دیگر عدم استقبال مردم از این طرح، اظهار داشت: همچنین مردم تفاوت چندانی بین قیمت این دلار و دلار بازار آزاد قائل نیستند که بخواهند خود را در لیست نظارت متقاضیان و دریافتکنندگان ارز قرار بدهند که در آینده مشکلاتی از قبیل حذف کالابرگ و یارانه و یا اخذ مالیات، برایشان ایجاد شود.
او تاکید کرد که دیگر کسی حاضر نیست به خاطر هزار دلار چنین ریسکهایی را متقبل شود و یکی دیگر از دلایل عدم استقبال از این طرح، همین موضوع است.
این تحلیلگر بازارهای مالی همچنین به بازگشایی مجدد معاملات سهام اشاره کرد و گفت: سهشنبه قرارست بازار سرمایه بازگشایی شود و شاید بخشی از مردم، مقداری نقدینگی برای این بازگشایی کنار گذاشتهاند تا اگر در بازگشایی نمادها، قیمتهای مناسبی کشف شد، بتوانند در آن بازار نیز خرید داشته باشند.
عمیدی در پایان خاطرنشان کرد: در هر صورت مردم دیگر قدرت پسانداز بالایی ندارند که بخواهند آن را به 100 یورو و یا دلار تبدیل کنند و اکثرا درگیر معیشت و بحثهای روزمره خود هستند.
دیدگاه تان را بنویسید