محرم ۱۴۰۵؛ و غوغای مداح‌های پاکتی

سعیده علیپور

 

محرم امسال فقط ایام روضه، سینه‌زنی و نذری نبود. در کنار هزاران هیئت محلی که همچنان با همان منطق قدیمی برگزار شدند، بخشی از تریبون‌ها چهره دیگری از خود نشان دادند؛ چهره‌ای که در آن زبان مرثیه گاهی جای خود را به زبان رجز، تهدید، تعیین تکلیف سیاسی و تحقیر مخالف می‌داد.

ویدئویی که از مراسمی در شهرری منتشر شد و در آن مداحی با عباراتی درباره «تیغ و حلقوم»، رئیس‌جمهور را تهدید می‌کند، فقط یک حاشیه یا جمله‌ای تند نبود. این ویدئو نشانه مسیری است که سال‌هاست بخشی از مداحی طی می‌کند: فاصله گرفتن از ذاکری و مرثیه‌خوانی و تبدیل شدن به تریبونی سیاسی با مخاطبان انبوه، قدرت بسیج عاطفی بالا و سازوکار پاسخ‌گویی نامشخص.

اهمیت ماجرا فقط در تندی کلمات نیست. رئیس‌جمهور، خواه موردپسند بخشی از جامعه باشد یا نه، مقام منتخب مردم و دومین مقام اجرایی کشور است. اما مسئله حتی از شخص رئیس‌جمهور نیز فراتر می‌رود. وقتی تهدید خشونت‌آمیز از تریبونی مذهبی و در مجلسی که به نام امام حسین برگزار شده بیان می‌شود، مرز نقد سیاسی، نفرت‌پراکنی و تهدید را گم می‌کند. حال سئوال اینجاست که در این میان چه نهادی باید تشخیص دهد که مداحان کی از مرز قانون گذشته‌اند؟

شوخی یا تهدید؟

واکنش وزارت کشور هم بر ابهام ماجرا افزود. سخنگوی این وزارتخانه گفت مداحی مورد بحث «قطعا شوخی» بوده، اما تأکید کرد چنین ادبیاتی در تریبون‌های محرم شایسته نیست و باید کنترل شود. این دو گزاره کنار هم، پرسشی روشن ایجاد می‌کند: اگر سخن مداح صرفا شوخی بوده، چرا وزارت کشور آن را نیازمند کنترل می‌داند؟ و اگر ادبیات به‌کاررفته آن‌قدر نامناسب است که باید با آن برخورد یا از تکرارش جلوگیری شود، چرا پیش از هر بررسی رسمی، از ابتدا «شوخی» توصیف شده است؟ روشن نیست مسئول کنترل چنین تریبون‌هایی کدام نهاد است و این کنترل دقیقا چگونه انجام می‌شود.

مسئله جامعه صرفا دلخوری از یک مداح نیست؛ مسئله این است که در برخورد با یک تریبون مذهبی پرنفوذ، مرز میان تذکر اخلاقی و پاسخ‌گویی حقوقی چنان مبهم می‌شود که گویی قانون در برابر شور جمعی عقب می‌نشیند.

 محرم همیشه با مفاهیمی چون شهادت، مقاومت و ایستادگی پیوند داشته است، اما تفاوت بزرگی وجود دارد میان روایت تاریخی از مقاومت و آوردن سلاح به صحنه عزاداری امروز. این تصویر چه پیامی برای جمعیت حاضر، به‌ویژه نوجوانان، دارد؟ آیا قرار است سوگ حسینی به زبان همدلی و دادخواهی ترجمه شود یا به نمایش قدرت و تهدید؟

هم‌زمان، محمدرضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، از تریبون‌داران خواست مراقب باشند سخنی نگویند که انسجام ملی را بر هم بزند و جامعه را دچار شکاف کند. او مشخصا نام مداحان را نبرد، اما پرسش دقیقا همین‌جاست: چگونه می‌توان برای رسانه، دانشگاه، خطیب و صاحب کرسی تدریس مسئولیت اجتماعی قائل بود، اما بزرگ‌ترین تریبون‌های شب‌های محرم را بیرون از این دایره دید؟

این در حالی است که قانون نیز در این زمینه ساکت نیست. ماده ۶۶۹ قانون مجازات اسلامی، تهدید دیگری به قتل یا ضررهای نفسی، شرفی و مالی را، فارغ از آن‌که با درخواست انجام یا ترک فعلی همراه باشد یا نه، جرم‌انگاری کرده است. اینکه عبارت گفته‌شده در یک منبر مشخص، مشمول این ماده هست یا نه، تشخیصش با مرجع قضایی است، نه با افکار عمومی و نه با یک مصاحبه چنددقیقه‌ای. اما همین که ویدئو به چنین پرسشی دامن می‌زند، برای طرح مطالبه‌ای روشن کافی است: تریبون مذهبی نباید حاشیه امنی برای زبانی باشد که اگر در خیابان، دانشگاه، شبکه اجتماعی یا رسانه رسمی گفته می‌شد، احتمالا با حساسیت بیشتری دیده می‌شد.

 مسئله ورود سیاست  به هیئت نیست

البته نقد مداحی سیاسی‌شده، به این معنی نیست که محرم باید از هر امر اجتماعی و سیاسی تهی شود. عاشورا در تاریخ معاصر ایران بارها زبان عدالت‌خواهی، اعتراض به استبداد، همبستگی و دادخواهی بوده است. در مشروطه، تکیه‌ها و هیئت‌ها محل گفت‌وگو درباره آزادی و عدالت بودند؛ در دهه‌های پیش از انقلاب نیز روایت کربلا با ادبیات مبارزه پیوند خورد. پس از انقلاب هم هیئت‌ها تنها محل سوگواری نماندند و در بسیج اجتماعی، کمک‌رسانی و رخدادهای سیاسی نقش ایفا کردند.

بنابراین، مسئله ورود سیاست به هیئت نیست. مسئله آنجاست که سیاست از حوزه نقد و گفت‌وگو خارج می‌شود و با زبان تکفیر، تحقیر و تهدید جایگزین اخلاق دینی می‌شود.

محرم ۱۴۰۵ این شکاف را عیان‌تر کرد. روایت‌هایی که از مراسم امسال منتشر شد، دو تصویر متفاوت را کنار هم گذاشت: در یک سو، هیئت‌ها و دسته‌هایی که سوگ را به همدلی و بازخوانی دردهای جمعی پیوند زدند؛ در سوی دیگر، تریبون‌هایی که رقابت‌های سیاسی روز را با نمادها و واژگان کربلا صورت‌بندی کردند. در این صورت‌بندی، مخالف سیاسی به‌سادگی در جایگاه «یزید زمان»، «بی‌بصیرت»، «منافق» یا مانع حق می‌نشیند.

وقتی زبان سیاست چنین مطلق می‌شود، نه جایی برای اختلاف‌نظر باقی می‌ماند و نه مجالی برای آن‌که مخاطب، بدون متهم شدن به بی‌دینی یا خیانت، تصمیمی سیاسی را نقد کند. در چنین وضعی، کربلا نه به مثابه تجربه‌ای اخلاقی درباره عدالت و مسئولیت، بلکه به انبار برچسبی برای حذف رقیب تقلیل 

پیدا می‌کند.

از ذاکر تا رسانه

مداح امروز فقط فردی نیست که در پایان منبر نوحه بخواند. بخشی از مداحان به چهره‌های رسانه‌ای بدل شده‌اند؛ دارای صفحه‌های پرمخاطب، شبکه هواداری، ارتباط با نهادها و توان اثرگذاری بر احساسات جمعی. این تحول، خودبه‌خود منفی نیست. مداحی می‌تواند حامل شعر، ادبیات، همدلی و حتی آگاهی اجتماعی باشد. بسیاری از هیئت‌ها در بحران‌های طبیعی، فقر، بیماری و آسیب‌های اجتماعی نقش حمایتی ایفا کرده‌اند.

اما درست به دلیل همین نفوذ، پرسش از مسئولیت‌پذیری اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. هر قدر تریبون بزرگ‌تر باشد، هزینه بی‌پاسخ ماندن آن هم بیشتر است.

روایت‌هایی که از مراسم محرم امسال منتشر شد، دو تصویر متفاوت را کنار هم گذاشت: در یک سو، هیئت‌ها و دسته‌هایی که سوگ را به همدلی و بازخوانی دردهای جمعی پیوند زدند؛ در سوی دیگر، تریبون‌هایی که رقابت‌های سیاسی روز را با نمادها و واژگان کربلا صورت‌بندی کردند. در این صورت‌بندی، مخالف سیاسی به‌سادگی در جایگاه «یزید زمان»، «بی‌بصیرت»، «منافق» یا مانع حق می‌نشیند

سازمان هیئت و تشکل‌های دینی، که زیرمجموعه سازمان تبلیغات اسلامی فعالیت می‌کند، خود از مأموریت‌هایی مانند صدور مجوز، نظارت و پیگیری تخلفات احتمالی هیئت‌ها و مداحان سخن گفته است. در طرح پایش اطلاعات هیئت‌ها نیز اعلام شده بیش از ۲۱ هزار هیئت در سامانه جامع هیئت‌ها ثبت اطلاعات کرده‌اند. بنابراین، با فضایی کاملا رها و فاقد متولی مواجه نیستیم. سازوکار سازمانی، سامانه ثبت، شبکه ادارات شهرستانی، کانون مداحان و حتی سازوکار دریافت نظر و انتقاد وجود دارد.

پرسش دقیق‌تر این است که خروجی این نظارت کجاست؟ آیا گزارشی عمومی از تخلف‌ها، تذکرها، تعلیق‌ها یا نحوه رسیدگی به شکایت‌ها منتشر می‌شود؟ آیا مخاطب یک هیئت می‌داند در صورت شنیدن تهدید یا نفرت‌پراکنی، به کجا و با چه تضمینی می‌تواند شکایت کند؟

این فقدان شفافیت، فضا را برای دوگانه‌ای نادرست باز می‌کند: یا باید هر سخنی از تریبون مذهبی را به نام آزادی بیان پذیرفت، یا اصل هیئت و مداحی را متهم کرد. در حالی که راه سوم وجود دارد؛ همان چیزی که از همه نهادهای عمومی انتظار می‌رود: قواعد روشن، مسئولیت مشخص و پاسخ‌گویی قابل مشاهده.

هیئت، یک نهاد مدنی و مردمی است، اما وقتی تریبونش به سیاست ملی، انتخابات، مذاکره، امنیت و شخصیت‌های رسمی ورود می‌کند، دیگر نمی‌تواند خود را از مسئولیت عمومی معاف بداند. مردمی بودن، معادل مصونیت نیست.

 سلاح، مداحی انتخاباتی و تریبون قدرت

تصویر منتشرشده از یکی از هیئت‌های تهران، مردانی را نشان می‌دهد که در میان مراسم، ژ۳ را بالای سر گرفته‌اند. حضور سلاح جنگی در یک آیین عمومی، حتی بدون شلیک و درگیری، این پرسش را پیش می‌کشد که مرز عزاداری با نمایش قدرت کجاست.

محرم با شهادت و مقاومت پیوند دارد، اما میان روایت تاریخی مقاومت و آوردن سلاح به مراسم عزاداری امروز تفاوتی جدی است. آیا قرار است سوگ حسینی به زبان همدلی و عدالت‌خواهی بیان شود یا به زبان تهدید و قدرت‌نمایی؟

هم‌زمان با انتشار ویدئوی سیدرضا نریمانی در تهدید رئیس‌جمهور در مراسم محرم  ویدئوی دیگری از مداحی انتخاباتی او برای سعید جلیلی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۹۲ نیز دوباره بازنشر شد. این تصاویر و ویدئوها نشان می‌دهد بخشی از مداحی، از مرثیه‌خوانی صرف فاصله گرفته و به تریبونی برای حضور در رقابت‌های سیاسی بدل شده است.

در واقع مسئله فقط موضع سیاسی یک مداح نیست. هرچه مداحان به منابع مالی، تریبون‌های رسمی و صاحبان قدرت نزدیک‌تر شوند، امکان استفاده از سرمایه عاطفی محرم برای ساختن موقعیت شخصی و سیاسی بیشتر می‌شود.

 در این وضعیت، مراسمی که باید محل سوگواری و یادآوری عدالت باشد، گاه به سکویی برای اعلام وفاداری، کسب نفوذ و حذف رقیب تبدیل می‌شود.

پس از انتشار این ویدئوها، کاربری با نام فریدون فیاضی در شبکه ایکس، نریمانی را «پاکت‌بگیر» خواند. این اتهام بدون سند مالی قابل طرح به‌عنوان واقعیت نیست؛ اما بازتاب گسترده آن نشان می‌دهد پرسش درباره منابع مالی هیئت‌های بزرگ، دستمزد مداحان مشهور و حمایت‌های نهادی جدی است. تا زمانی که این مناسبات شفاف نباشد، محرم می‌تواند به سرمایه‌ای کم‌هزینه برای کسانی تبدیل شود که از شور مذهبی مردم، برای افزایش وزن سیاسی و اجتماعی خود بهره می‌گیرند.

محرم مردم، نه محرم تریبون‌ها

با این حال محرم هنوز برای بسیاری از مردم، همان شبکه قدیمی همیاری است: جمع‌کردن پول برای درمان همسایه، پختن غذا برای رهگذر، تهیه جهیزیه، کمک به خانواده زندانیان، عزاداری در کوچه‌ها و بازتولید پیوندهای محلی. این محرم، نه نیاز به تهدید دارد و نه به تحقیر مخالف. 

اما همین تجربه مردمی، با تریبون‌های پرصدا و سیاست‌زده آسیب می‌بیند. هر بار که مداحی از بالای منبر برای یک مقام رسمی خط‌ونشان می‌کشد، هر بار که اختلاف سیاسی با برچسب دینی بسته‌بندی می‌شود و هر بار که نهاد ناظر به جای گزارش روشن به توصیه‌ای کلی بسنده می‌کند، بخشی از سرمایه معنوی محرم خرج نزاعی می‌شود که نه به سود دین است و نه به سود جامعه.

پرسش اصلی پس از محرم ۱۴۰۵ ساده اما جدی است: آیا کسانی که از تریبون عاشورا سخن می‌گویند، حاضرند برای سخنانشان همان‌قدر پاسخ‌گو باشند که از دیگران مطالبه پاسخ‌گویی می‌کنند؟ اگر پاسخ منفی باشد، مشکل فقط یک جمله تند یا یک ویدئوی وایرال شده نیست؛ مشکل، تریبونی است که قدرت دارد، مخاطب دارد، اثر دارد، اما هنوز برای مسئولیتش قاعده‌ای روشن و علنی ندارد.