وقتی جنگ به قفسههای داروخانهها میرسد
اسماعیل حیدریان
جنگ با اختلال در زنجیره تأمین و حملونقل، کمبود داروهای حیاتی، بهویژه آرامبخشها و ضدافسردگیها را به همراه دارد. در حالی که درگیریها اضطراب و نیاز به خدمات سلامت روان را افزایش میدهند، دسترسی به این داروها به دلیل مشکلات ساختاری، تحریمها و محدودیتهای لجستیکی دشوار شده و منجر به افزایش قیمت و نابسامانی درمان میشود.
کمبود داروهای روانگردان میتواند پیامدهای جدی برای سلامت روان جامعه داشته باشد. اگرچه مصرف خودسرانه دارو توصیه نمیشود و حمایت اجتماعی و مشاوره جایگزینهای مناسبی هستند، اما فقدان داروهای ضروری ناشی از جنگ، اضطرابی تازه را از سکوت قفسههای خالی داروخانهها بر جان مردم تحمیل میکند.
جنگ فقط صدای انفجار و آژیر نیست؛ گاهی اثرش از جبهههای درگیری دورتر میرود و خود را در قفسههای داروخانه نشان میدهد. برای بیماری که هر روز باید قرص ضدافسردگی را مصرف کند، جنگ میتواند معنای دیگری داشته باشد: دارویی که دیروز در دسترس بود، امروز پیدا نمیشود؛ نسخهای که قرار بود ماهها بدون وقفه ادامه پیدا کند، به جستوجویی میان چندین داروخانه تبدیل میشود. در شرایطی که اضطراب، بیخوابی و فشار روانی ناشی از جنگ نیاز به خدمات سلامت روان را بیشتر میکند، اختلال در واردات و تأمین دارو میتواند دسترسی به همین درمانها را
دشوارتر کند.
جنگ همیشه با ویرانی ساختمانها و قطع شدن مسیرهای فیزیکی شناخته میشود، اما گاهی مسیرهای دیگری را هم مسدود میکند؛ مسیرهایی که شاید کمتر دیده شوند اما مستقیماً با زندگی مردم در ارتباطند. مسیر انتقال دارو و زنجیره تأمین مواد اولیه از جمله همین مسیرهای پنهاناند.
در روزهایی که اضطراب و فشار روانی ناشی از جنگ افزایش پیدا میکند، سلامت روان جامعه بیش از همیشه به درمانهای پایدار نیاز دارد. اما همزمان، همین حوزه ممکن است با یکی از دشوارترین چالشهای خود مواجه شود: کمبود یا سخت شدن دسترسی به داروهایی که برای بسیاری از بیماران بخشی از زندگی روزمره شدهاند. برای بیماری که ماهها یا حتی سالها تحت درمان است، پیدا نشدن دارو فقط یک مشکل ساده در خرید نیست. مسئله، ترس از برگشتن علائم است؛ بازگشت شبهایی که خواب به سختی میآید، اضطرابهایی که کنترلشان دشوار میشود.
اما چرا دارو کمیاب میشود؟
پاسخ را باید در زنجیرهای طولانی جستوجو کرد؛ زنجیرهای که از تولید مواد اولیه در کشورهای دیگر آغاز میشود، از مسیرهای حملونقل عبور میکند و در نهایت به کارخانههای داروسازی و خود داروخانه ها میرسد. پیش از جنگ نیز بازار دارویی ایران با مشکلاتی مانند محدودیتهای انتقال پول و تحریمها مواجه بود. جنگ اما به این مشکلات، یک عامل تازه اضافه کرد: اختلال در مسیرهای انتقال و جابهجایی. بخشی از داروهای ساختهشده و مواد اولیه دارویی از خارج کشور تأمین میشوند. در شرایط عادی، حملونقل هوایی یکی از مسیرهای مهم ورود این اقلام است، اما وقتی پروازها محدود میشوند (به علت اجبار به کلیر شدن حریم هوایی هنگام جنگ )زمان رسیدن دارو طولانیتر میشود. انتقال زمینی میتواند جایگزین باشد، اما در بسیاری از موارد هفتهها زمان نیاز دارد.
تجربه جنگ برای بسیاری از افراد با اضطراب و احساس ناامنی همراه است. بدن انسان در مواجهه با تهدید طولانیمدت، در وضعیت آمادهباش قرار میگیرد؛ هورمونهای مرتبط با استرس افزایش پیدا میکنند و سیستم عصبی تحت فشار قرار میگیرد. نتیجه میتواند خودش را در قالب بیخوابی و حملات اضطرابی نشان دهد. همین وضعیت باعث میشود برخی افراد برای بهتر شدن شرایط به سراغ داروهای آرامبخش و ضد افسردگی بروند. داروهایی مانند بنزودیازپینها (داروهای خوابآور و آرامبخش ) و یا داروهای با عملکرد مهار بازجذب سروتین(SSRI)میتوانند در کوتاه و بلند مدت علائم را کاهش دهند. همین تقاضا پیوسته به شرایط، عرضه را کاهش داده و در نتیجه موجب کمبود و افزایش قیمت دارو میشود. در شرایط بحرانی، مرز میان «نیاز به درمان» و «مصرف برای تحمل شرایط» گاهی باریک میشود. فردی که هر شب صدای انفجار یا اخبار نگرانکننده را دنبال میکند، ممکن است برای خاموش کردن اضطراب خود به دارو پناه ببرد؛ اما کارشناسان تأکید میکنند که مدیریت اضطراب ناشی از بحران فقط با مصرف دارو حل نمیشود و حمایت روانی و ارتباط اجتماعی (صحبت با دوستان و مشاوره) می تواند کارساز باشد.
البته همه کمبودهای دارویی را نمیتوان تنها به جنگ نسبت داد. مشکلات ساختاری بازار دارو و محدودیتهای بینالمللی پیش از جنگ نیز وجود داشتهاند. اما جنگ مانند عاملی تشدیدکننده عمل میکند؛ زنجیرهای را که از قبل شکننده بوده، آسیبپذیرتر میکند.
در چنین شرایطی، ذخیره مناسب داروهای ضروری و برنامهریزی برای بحران، اهمیت بیشتری پیدا میکند. سلامت روان جامعه در زمان جنگ تنها به معنای درمان آسیبهای پس از حادثه نیست؛ گاهی یعنی اطمینان از اینکه بیماری که امروز به دارویش نیاز دارد، فردا هم بتواند آن را پیدا کند.
بیماری که چشم انتظار دارویش است، گاهی با یک جمله کوتاه جنگ روانی برایش شروع میشود:«این دارو فعلاً موجود نیست.» و همین جمله میتواند اضطرابی تازه را به اضطرابهای قبلی اضافه کند؛ اضطرابی که این بار نه از صدای انفجار، بلکه از بیصدایی قفسههای داروخانه میآید.
*منبع: کانال تلگرامی سرو
دیدگاه تان را بنویسید