مهسا امینی؛ زخمی که تندرو‌ها نمی‌گذارند التیام پیدا کند

چهار سال پس از مرگ مهسا امینی، پرونده او هنوز برای بخشی از جریان تندرو ابزاری برای بازتولید ادبیات خشونت‌آمیز است. اظهارات اخیر احمد آریایی‌نژاد، نماینده ملایر، نه فقط یک لغزش کلامی، که نشانه‌ای از بازگشت ادبیاتی است که می‌تواند شکاف‌های اجتماعی را عمیق‌تر کند.

به گزارش رویداد 24، جامعه ایران این روز‌ها بیش از هر زمان دیگری نیازمند آرامش، التیام زخم‌های گذشته و وفاق ملی است، اما گویی برخی آقایان در مجلس و تریبون‌های عمومی، رسالتی جز پاشیدن نمک بر زخم‌های مردم برای خود قائل نیستند. اظهارات اخیر احمد آریایی‌نژاد، نماینده ملایر در یک برنامه تلویزیونی و استفاده از عبارت شنیع «به درک واصل شد» درباره مرحوم مهسا امینی، تنها یک خطای کلامی ساده نیست؛ بلکه رونمایی مجدد از چهره جریانی است که حیات سیاسی خود را در تعمیق شکاف‌های اجتماعی و ترویج ادبیات خشونت‌آمیز می‌بیند.

سقوط اخلاق در تریبون‌های رسمی

ادبیات تند و توهین‌آمیز نماینده ملایر در حالی فضای مجازی و عمومی کشور را شوکه کرد که حتی چهره‌های ارشد و عالی‌رتبه نظام نیز در مواجهه با آن حادثه تلخ، مواضعی سراسر همدلانه و توام با احترام اتخاذ کرده بودند. رهبر شهید انقلاب صراحتاً گفته بودند «فوت آن دختر دل ما را هم سوزاند» و مرحوم رئیسی رئیس جمهور وقت نیز در دیدار با خانواده مهسا امینی تاکید کرد که «مهسا دختر من هم هست». حال جای سوال است که امثال آریایی‌نژاد از کدام منشور اخلاقی و سیاسی تغذیه می‌کنند که این‌گونه خود را کاسه داغ‌تر از آش می‌بینند؟ این حجم از بی‌حرمتی به فردی که دستش از دنیا کوتاه است، نه با موازین اسلامی همخوانی دارد و نه با اصول اولیه انسانی؛ تا جایی که حتی صدا‌های معترضی از درون جریان‌های مذهبی و گوناگون نیز بلند شد و رفتار‌های امثال او را ناشی از کم‌سوادی سیاسی و غلبه هیجان بر شعور دانستند.

سابقه جنجال‌آفرینی‌های آریایی‌نژاد

احمد آریایی‌نژاد چهره جدیدی در عرصه تندروی نیست. نگاهی به سابقه سیاسی و مواضع گذشته نماینده ملایر نشان می‌دهد که او همواره در جبهه پایداری‌چی‌ها و جریان‌های اقلیت، اما پرصدا سیر کرده است؛ جریانی که حل مسائل کلان کشور را در قطبی‌سازی‌های شدید می‌جوید. او در دوره‌های مختلف حضور خود، بار‌ها با اظهارنظر‌های شتاب‌زده درباره مسائل اجتماعی و فرهنگی، نشان داده که ادبیات رادیکال را به زبان تفاهم و منطق ترجیح می‌دهد. مقایسه جنجالی پرونده‌های مختلف با نگاه‌های امنیتی، بخشی از خط فکری اوست که به جای کاهش هزینه‌های بین‌المللی و داخلی برای کشور، مدام در حال تولید بحران و سوژه دادن به رسانه‌های بیگانه است.

یک نمونه از اظهارنظر‌های جنجالی وی آن است که با حمله به مذاکره، گفته بود: «کسانی که موجب خسارت شدند و در کار غیرعادلانه، غیرهوشمندانه و غیرشرافتمندانه مذاکره وارد شدند، کجای این موضوع هستند؟ رایحه خوش خدمت را جایگزین بوی تعفن برخاسته از جیره‌خواران کنید!»

او یک بار دیگر هم در مهر ۱۴۰۴ جنجال‌ساز شد؛ وقتی که گفت: مرد متأهل با دیدن زنان در خیابان از همسرش سیر می‌شود. این اظهارات با واکنش‌های زیادی در رسانه‌ها روبه‌رو شد.

آریایی‌نژاد در مواضع اخیر خود واکنش‌های داخلی و بین‌المللی به افکار عمومی را نادیده گرفته و به جای آرام‌سازی، با مقایسه‌های ناهمخوان (اشاره او به پرونده جمال خاشقچی) سعی در توجیه رفتار‌های قهری و خط ‌ونشان کشیدن برای منتقدان دارد.

اتاق فرمان تندروها؛ از بهارستان تا روزنامه‌های اصولگرا

هم‌زمانی این اظهارات سلیقه‌ای و خارج از عرف با خط‌دهی‌های رسانه‌ای جریان رادیکال، اتفاقی به نظر نمی‌رسد. درست در همین ایام، حسین شریعتمداری نیز در یادداشت روزنامه کیهان با همان ادبیات آشنا و طلبکارانه، خواستار برخورد شدیدتر با موضوعات اجتماعی و پوشش اختیاری شده است. در عین حال روزنامه شهرداری تهران نیز در شماره امروز خود ورزش مختلط در پارک‌ها را به باد نقد گرفته است. ضمن اینکه در هفته‌های اخیر از تریبون نماز جمعه نیز اظهاراتی با مضون مشابه شنیده شده است. این هماهنگی میان تریبون‌های رسمی، نشان از یک پروژه نگران‌کننده دارد؛ زنده نگه داشتن گشت ارشاد، فشار بر دولت برای اجرای طرح‌های قهری و تحمیل هزینه‌های سنگین اجتماعی بر گرده مردم. تندرو‌هایی که هنوز خواب بازگشت رفتار‌های چکشی را می‌بینند، فراموش کرده‌اند که دلسوزان واقعی جامعه و حتی بسیاری از مدافعان حجاب، رفتار‌های کرامت‌مدارانه را به روش‌های خشونت‌آمیز ترجیح می‌دهند.

هزینه‌تراشی برای نظام و رویارویی با خواست عمومی

اقداماتی از این دست بیش از آنکه نشان‌دهنده قدرت باشد، گواهی بر گسست این جریان از واقعیت‌های جامعه است. در شرایطی که کشور به وفاق، عقلانیت و بازسازی اعتماد عمومی نیاز دارد، تریبون دادن به افرادی که ادبیات اولیه گفت‌و‌گو و احترام به افکار عمومی را نمی‌دانند، چیزی جز گل به خودی نیست. ناظران سیاسی بر این باورند که وقت آن رسیده تا دلسوزان واقعی کشور در برابر این ادبیات زننده و رفتار‌های هزینه‌ساز بایستند و اجازه ندهند منافع ملی و آرامش جامعه، قربانی جلب توجه و بازی‌های سیاسی یک اقلیت تندرو شود.

چنین اظهاراتی از ارزش و جایگاه مهسا نمی‌کاهد

پدر و مادر مهسا امینی در استوری‌های مشترکی در شبکه‌های اجتماعی، سخنان این نماینده مجلس را «توهین‌آمیز» خواندند و گفتند چنین اظهاراتی از ارزش و جایگاه دخترشان نمی‌کاهد.

آنها همچنین با اشاره به کشته‌شدن دخترشان در شهریور ۱۴۰۱ و اعتراضات گسترده پس از آن، تأکید کردند که نام ژینا در تاریخ ایران ماندگار خواهد ماند. امجد امینی، پدر مهسا در بخشی از پیام خود نوشت: «نام دخترمان در کنار هزاران انسان بی‌گناه دیگر تا ابد در تاریخ این کشور جاودان است.»