ادامه قطع کامل شبکه جهانی و تقلای کاربران ایرانی در مرورگرهای ناکارآمد داخلی؛
روزهای سخت؛ و تجربه تلخ «اینترنت ملی» در ایران
سعیده علیپور
حتی فکر اینکه در سال 2026، زمانی که هوش مصنوعی عرصه بسیاری از مشاغل را در دست گرفته است، مجبور شوی متن یک گزارش را از پشت خط تلفن ثابت برای تایپیست قرائت کنی تا او آن را تایپ و برای پروسه انتشار در روزنامه آماده کند، بدون آنکه کوچکترین دسترسی به اینترنت جهانی، سرچ گوگل، ایمیل و ... فراهم باشد، به نظر یک شوخی میآید. اما این روزها اغلب ما که مشاغلی در حوزه اطلاعرسانی داریم، این شوخی مضحک را با جدیتی تلخ تجربه میکنیم.
بیش از 10 روز از قطع کامل اینترنت در ایران گذشته است. در این روزها در کنار اینترنت، شبکههای داخلی ارتباطات هم با مشکل جدی روبرو و حتی در ساعاتی، ارتباط گوشیهای همراه نیز کامل مختل بود. قطعی که این بار از هر بار دیگر متفاوتتر و سهمگینتر به نظر میرسید. این قطعی گسترده در حالی صورت گرفته که مسئولان کشور هیچ توضیحی در خصوص زمان این قطعی به مردم ارائه ندادند و تنها آن را به تصمیم شورای امنیت ملی منوط دانستند. وضعیتی که سالهاست در خصوص فیلتر دهها پیامرسان و شبکه اجتماعی و صدها سایت هم تکرار شده و سایه آن بر سر کشور سنگینی می-کند.
در این خاموشی مطلق اینترنت که حتی قویترین فیلترشکنها و اینترنت سفید شماری از خواص هم دریچهای به جهان بیرون نمیگشاید، بسیاری به دنبال این هستند که از امکانات موجود برای ادامه فعالیتها، کسب و کارها و اطلاعرسانی بهرهمند شوند. اما نگاهی به زیرساختهای اینترنت داخلی نشان میدهد که این مجموعه ابزارها که سالهاست در خصوص آن حرف حدیثهای فراوان بوده و بودجههای قابلتوجهی برای توسعه «اینترنت ملی» به برخی از شرکتهای دانشبنیان اختصاص داده شده هم در بزنگاههای اینچنینی که باید، کارآمدی ندارد و عملا دست مردم را در حنا گذاشته است.
حتی برخی گزارشها حکایت از آن دارد که برخی از افراد برای ارتباط با بستگان، یا معاملاتِ بر زمین مانده مجبور شدهاند خود را به نقاط صفر مرزی برسانند یا به ترکیه و امارات سفر کنند تا شاید بتوانند با اینترنت جهانی ارتباط بگیرند. هرچند که این شیوه هم به بهانههای امنیتی با مشکلات فراوان روبروست و بعضا با برخوردهایی مواجه میشود.
در این میان هرچند برخی خودیها مخفیانه و به دور از چشم مردم به «استارلینک» دسترسی دارند و تعدادی از نهادها و معدود کسبوکارها به اینترنت طبقاتی بسیار محدود دسترسی پیدا کردهاند، اما اغلب کسب وکارها و مردم عادی همچنان در جستوجوی کورسوی ارتباط اینترنتی هستند.
بودجههای هنگفت توسعه «اینترنت ملی» چه شد؟!
در این روزها و در این زندان ارتباطی، نامی که بیش از پیش به یادها میآید مقوله «اینترنت ملی» است که از اواسط دهه ۱۳۸۰ مطرح شد و در دهه اخیر با گسترش استفاده از فضای مجازی بیشتر و بیشتر شد. اینترنت ملی که در دولتهای مختلف به اشکال مختلف به آن پرداخته شد و بودجههای قابلتوجهی به آن اختصاص یافت این روزها اما دردی از درد مردم و کسب و کارها دوا نمیکند.
نگاهی به زیرساختهای اینترنت داخلی نشان میدهد که این مجموعه ابزارها که سالهاست در خصوص آن حرف حدیثهای فراوان بوده و بودجههای قابلتوجهی برای توسعه «اینترنت ملی» به برخی از شرکتهای دانشبنیان اختصاص داده شده هم در بزنگاههای اینچنینی که باید، کارآمدی ندارد و عملا دست مردم را در حنا گذاشته است
قطع اینترنت و عدم دسترسی به جستجوگر پر قدرت گوگل، اولین نقصانی است که کاربران اینترنت با آن روبرو هستند. پیشتر اغلب افراد که آدرس سایتهای مورد نظر خود را نمیدانستند و با خیال راحت با سرچ نام سایت مورد نظر در گوگل به آن میرسیدند یا در مورد مقولهای که پرسشی در خصوص آن داشتند تحقیق میکردند، حال شناگران دست و پا بستهای در حوضچهای خالی هستند.
سالهاست که حاکمیت با مانور بر مقوله اینترنت ملی چند موتور جستجوی داخلی را معرفی کرده است که معروفترین آنها «ذرهبین» و «گردو» است.
بررسی کوتاه صفحات محدود جستجوگر داخلی به وضوح نشان میدهد مسئولان امر در موضوع اینترنت ملی هم که سالهاست حرف آن را میزنند و بودجههای کلانی برای زیرساختهای آن گرفتهاند نیز ناکارآمد عمل کردهاند. این جستجوگرها برای استفاده کاربری که حالا سالهاست از گوگل استفاده میکند ابتدایی و برای آنها که از هوش مصنوعی بهره میبرند بیشتر مایه شوخی است.
اینترنت ملی چیست؟
اینترنت ملی نوعی شبکه داخلی است که امکان دسترسی به وبسایتهای داخل ایران را بدون نیاز به اتصال به شبکه جهانی میسر میکند. مدیریت، کنترل و زیرساختهای اصلی این شبکه در داخل کشور قرار دارد و در آن از سرورهای داخلی برای ارائه خدمات محلی استفاده میشود.
در ساختار اینترنت ملی نقش سرورهای داخلی حیاتی است و ارائهدهندگان خدمات برای فعالیت در این شبکه باید از سرورهای داخلی استفاده کنند. در عین حال ترافیک استفاده از این نوع اینترنت را ترافیک داخلی مینامند.
اما همین محدویت هم سبب میشود دسترسی به اطلاعات گسترده جهانی محدود شود و از سوی دیگر بسیاری از سرویسهایی که بخشی از خدمات آنها منوط به اتصال به اینترنت جهانی است کارآمدی لازم را نداشته باشد.
هرچند ابزارهای توسعه دادهشده بر بستر شبکه ملی اطلاعات بنا بود در غیاب اینترنت جهانی، پاسخگوی نیازهای کاربران ایرانی باشند اما تجربه این روزها نشان میدهد در بسیاری از زمینهها، از جمله موتورهای جستوجو ضعف جدی وجود دارد.
در این روزها و در این زندان ارتباطی نامی که بیش از پیش به یادها میآید مقوله «اینترنت ملی» است که از اواسط دهه ۱۳۸۰ مطرح و در دهه اخیر با گسترش استفاده از فضای مجازی بیشتر و بیشتر شد
برای مثال، بررسیها نشان میدهد، موتور جستوجوی «ذرهبین» که در قیاس با نمونههای داخلی مشابه عملکرد بهتری دارد، خود وابستگی کامل به اینترنت جهانی دارد! بررسیهای بیشتر نشان داد سایر موتورهای جستوجو هم همین وضعیت را دارند و نتایجی که نمایش میدهند مربوط به روز قطعی اینترنت بینالملل (18 دی) وابسته به سرویسهای اینترنت بینالملل بوده و پس از قطعی اینترنت دیگر بهروز نشده است! این موضوع مشکلات فراوانی را برای کسب و کارهای داخلی به وجود آورده است.
سود چین از طرح نفت در برابر اینترنت ملی!
چند سال پیش وقتی ابراهیم رئیسی در مقام رئیسجمهوری ایران در چین به سر میبرد و قرار بود با نزدیکی به شرق، در برابر غرب مانور قدرتی را به نمایش بگذارد، قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین را امضا کرد. براساس این قرارداد، قرار بر این شد که ایران به چین نفت بدهد و به جای پول آن، لوازم خانگی، خودرو و سیستمهای گسترش اینترنت ملی وارد کند.
در حالی بسیاری معتقدند از کار افتادن فیلترشکنها در مواقع بحران یکی از همین مواردی است که چین به جای نفت به مردم ایران داده است، که به نظر میرسد این بار ماجرا کمی با مواردی چون اعتراضات سالهای گذشته فرق دارد.
چین که با اتکا به جمعیت میلیاردی و رشد اقتصادی و فناوری خود سالهاست به روشهایی در داخلی کردن اینترنت دست زده این قابلیت خود را در ازای نفت یا پول به کشورهای متقاضی چون ایران یا برخی از کشورهای آسیایی و آفریقایی میفروشد.
گفته شده که در طرح اینترنت ملی در چین کاربران به شبکههای اجتماعی جز ویچت دسترسی ندارند و در ایران نیز همین الگو برای توسعه شبکههای اجتماعی پیگیری شد اما تجربه روزهای اخیر نشان میدهد که حتی همین مورد هم آنچنان که چین توانایی آن را داشته به اجرا در نیامده است.
محمدصالح جوکار، نماینده مجلس یازدهم هم در شهریور ماه ۹۹ به ماجرای همکاری ایران و چین برای اینترنت اشاره کرده و گفته بود طرح ملی شدن اینترنت بحث امروز و دیروز نیست و این ماجرا به چند سال پیش برمیگردد. چین قرار است طی سند همکاری ایران با این کشور به تحقق این موضوع کمک کند. در این سالها نیز فرازونشیبهای فراوانی در اجرای این تکنولوژی در ایران پیش آمد و هزینههای زیادی برای آن صرف شد. اما به نظر میرسد همچون سایر این موارد در این مورد هم چینیها این فناوری داخلی سازی اینترنت را کامل در اختیار جمهوری اسلامی قرار ندادند.
این بدان معنی بود که نفت تحریم شده ایران به جیب چینیها رفت تا دسترسی مقامات دولتی به ابزار فیلترینگ تسهیل و اینترنت ملی وارد فاز تازهای شود. اما گویا در حوزه اینترنت ملی توفیقی به عمل نیامده به طوری که با وجود دادن وامهای قابل توجه در حوزه هوش مصنوعی به برخی از شرکتهای به اصطلاح دانشبنیان؛ این روزها همه این ابزارها که مدیران آن پیشتر مدعی میشدند ملی است، حالا با قطع شدن شبکه ارتباطی بین-المللی از کار افتادهاند و تنها مرورگرهای محدودی مثل «ذرهبین» و «گردو» و چند مورد دیگر که فعال هستند قابلیتهای بسیار اندک و محدودی دارند و در برخی مواقع حتی سانسور را در جستجوی اولیه هم اعمال میکنند. مثلا اگر کلمه «استارلینک» را در «ذرهبین» جستجو کنیم این جستجوگر چیزی به نمایش نمیگذارد ولی در جستجوی لغات دیگری مثل «اینترنت ملی» صفحاتی را به نمایش میگذارد، هرچند برخی از آنها به دلیل بودن سرورشان در خارج از کشور قابلیت باز شدن ندارند!
جالب این است که با وجود همه این موارد چند روز پیش و در ششمین روز قطعی اینترنت، معاون اول رئیسجمهور بر ضرورت ورود هوش مصنوعی به نظام اداری کشور تاکید کرد!
دیدگاه تان را بنویسید